بسمه تعالي

در كار هاي نيك و تقوي با هم همكاري كنيد و در گناه و ستم با هم همكاري نكنيد .

 

   آيه 2 سوره مباركه المائده :

يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُحِلُّوا شَعائِرَ اللَّهِ وَ لاَ الشَّهْرَ الْحَرامَ وَ لاَ الْهَدْيَ وَ لاَ الْقَلائِدَ وَ لاَ آمِّينَ الْبَيْتَ الْحَرامَ يَبْتَغُونَ فَضْلاً مِنْ رَبِّهِمْ وَ رِضْواناً وَ إِذا حَلَلْتُمْ فَاصْطادُوا وَ لا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ أَنْ صَدُّوكُمْ عَنِ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ أَنْ تَعْتَدُوا وَ تَعاوَنُوا عَلَى الْبِرِّ وَ التَّقْوَى وَ لا تَعَاوَنُوا عَلى الاثْمِ وَ الْعُدْوَنِ وَ اتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ شدِيدُ الْعِقَابِ

 

ترجمه :

 

   اى كسانى كه ايمان آورده ايد شعاير الهى (و مراسم حج را محترم بشمريد و مخالفت با آن ها) را حلال ندانيد و نه ماه حرام را، و نه قرباني هاى بينشان ، و نشاندار، و نه آن ها كه به قصد خانه خدا براى بدست آوردن فضل پروردگار و خشنودى او مى آيند، اما هنگامى كه از احرام بيرون آمديد صيد كردن براى شما مانعى ندارد، و خصومت به جمعيتى كه شما را از آمدن به مسجد الحرام (در سال حديبيه) مانع شدند نبايد شما را وادار به تعدى و تجاوز كند و (همواره) در راه نيكى و پرهيزگارى با هم تعاون كنيد و (هرگز) در راه گناه و تعدى همكارى ننمائيد و از خدا بپرهيزيد كه مجازاتش شديد است .

 

تفسير نمونه جلد 4 صفحه 250

تفسير :

هشت دستور در يك آيه

در اين آيه چند دستور مهم اسلامى از آخرين دستوراتى كه بر پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم نازل شده است بيان گرديده كه همه يا اغلب آن ها مربوط به حج و زيارت خانه خدا است :

1 - نخست خطاب به افراد با ايمان كرده مى فرمايد: شعائر الهى را نقض ‍ نكنيد و حريم آن ها را حلال نشمريد.

(يا ايها الذين آمنوا لا تحلوا شعائر الله).

   در اينكه منظور از شعائر الهى چيست در ميان مفسران گفتگوى بسيار است ، ولى به تناسب قسمت هاى ديگر اين آيه ، و با توجه به سال نزول آن (سال دهم هجرى) كه سال حجه الوداع پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم بود، چنين به نظر مي رسد كه منظور از شعائر مناسك و برنامه هاى حج باشد كه مسلمانان موظفند احترام همه آن ها را نگاه دارند، شاهد اين تفسير اينكه در قرآن كلمه شعائر معمولا در مورد مراسم حج بكار رفته است .

2 - احترام ماه هاى حرام را نگاه داريد و از جنگ كردن در اين ماه ها خوددارى كنيد (و لا الشهر الحرام).

3 - قربانيانى را كه براى حج مى آورند، اعم از اينكه بى نشان باشند (هدى) و يا نشان داشته باشند (قلائد) حلال نشمريد و بگذاريد كه به قربانگاه برسند و در آنجا قربانى شوند (و لا الهدى و لا القلائد).

4 - تمام زائران خانه خدا بايد از آزادى كامل در اين مراسم بزرگ اسلامى بهره مند باشند و هيچ گونه امتيازى در اين قسمت در ميان قبائل و افراد و نژاد ها و زبان ها نيست ؛ بنابر اين نبايد كسانى را كه براى خشنودى پروردگار و جلب رضاى او و حتى بدست آوردن سود تجارى به قصد زيارت بيت الله حركت مي كنند مزاحمت كنيد خواه با شما دوست باشند يا دشمن همين اندازه كه مسلمانند و زائر خانه خدا مصونيت دارند.

(و لا امين البيت الحرام يبتغون فضلا من ربهم و رضوانا).

بعضى از مفسران و فقها معتقدند كه جمله فوق عام است و حتى غير مسلمانان را نيز شامل مي شود، يعنى اگر مشركان هم به قصد زيارت خانه خدا بيايند نبايد مورد مزاحمت قرار گيرند، ولى با توجه به اينكه در سوره توبه كه معروف است در سال نهم هجرت نازل شده در آيه 28 دستور جلوگيرى از آمدن مشركان بمسجد الحرام داده شده ، و با توجه به اينكه سوره مائده در اواخر عمر پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم در سال دهم هجرت نازل گرديده است و طبق روايات شيعه و اهل تسنن هيچ حكمى از آن نسخ نشده ، چنين تفسيرى صحيح نيست ، و حق آن است كه حكم بالا مخصوص به مسلمانان است .

5 - تحريم صيد محدود بزمان احرام است ، بنابراين هنگامى كه از احرام حج يا عمره بيرون آمديد، صيد كردن براى شما مجاز است .

(و اذا حللتم فاصطادوا).

6 - اگر جمعى از بت پرستان در دوران جاهليت (در جريان حديبيه) مزاحم زيارت شما از خانه خدا شدند و نگذاشتند مناسك زيارت خانه خدا را انجام دهيد، نبايد اين جريان سبب شود كه بعد از اسلام آن ها، كينه هاى ديرينه را زنده كنيد و مانع آن ها از زيارت خانه خدا شويد.

 (و لا يجرمنكم شنئان قوم ان صدوكم عن المسجد الحرام ان تعتدوا)

اين حكم گرچه در مورد زيارت خانه خدا نازل شده است ، ولى در حقيقت يك قانون كلى از آن استفاده مي شود كه مسلمان نبايد كينه توز باشد و حوادثى را كه در زمان هاى گذشته واقع شده بار ديگر در فكر خود زنده كند و در صدد انتقام بر آيد، و با توجه به اينكه يكى از علل نفاق و تفرقه در هر اجتماعى همين مساله است ، اهميت اين دستور اسلامى براى جلوگيرى از شعله ور شدن آتش نفاق در ميان مسلمانان آن هم در آستانه غروب آفتاب عمر پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم آشكارتر مي شود .

7 - سپس براى تكميل بحث گذشته مى فرمايد: شما بجاى اينكه دست به هم بدهيد تا از دشمنان سابق و دوستان امروز خود انتقام بگيريد بايد دست اتحاد در راه نيكي ها و تقوا به يكديگر بدهيد نه اينكه تعاون و همكارى بر گناه و تعدى نمائيد .

(و تعاونوا على البر و التقوى و لا تعاونوا على الاثم و العدوان).

8 - در پايان آيه براى تحكيم و تاكيد احكام گذشته مى فرمايد: پرهيزكارى را پيشه كنيد و از مخالفت فرمان خدا بپرهيزيد كه مجازات و كيفرهاى خدا شديد است .

(و اتقوا الله ان الله شديد العقاب).

 

   لزوم تعاون و همكارى در نيكى ها

آنچه در آيه فوق در زمينه تعاون آمده يك اصل كلى اسلامى است كه سراسر مسائل اجتماعى و حقوقى و اخلاقى و سياسى را در بر مى گيرد، طبق اين اصل مسلمانان موظفند در كار هاى نيك تعاون و همكارى كنند ؛ ولى همكارى در اهداف باطل و اعمال نادرست و ظلم و ستم ، مطلقا ممنوع است ، هر چند مرتكب آن دوست نزديك يا برادر انسان باشد .

اين قانون اسلامى درست بر ضد قانونى است كه در جاهليت عرب - و حتى در جاهليت امروز - نيز حكومت مى كند كه انصر اخاك ظالما او مظلوما: برادر (يا دوست و هم پيمانت) را حمايت كن خواه ظالم باشد يا مظلوم !.

   در آن روز اگر افرادى از قبيله اى حمله به افراد قبيله ديگر مى كردند، بقيه افراد قبيله به حمايت آن ها بر مى خواستند بدون اينكه تحقيق كنند حمله عادلانه بوده است يا ظالمانه ، اين اصل در مناسبات بين المللى امروز نيز حكومت مى كند و غالبا كشورهاى هم پيمان ، و يا آن ها كه منافع مشتركى دارند، در مسائل مهم جهانى به حمايت يكديگر بر مى خيزند، بدون اينكه اصل عدالت را رعايت كنند و ظالم و مظلوم را از هم تفكيك نمايند!.

اسلام خط بطلان بر اين قانون جاهلى كشيده است و دستور مي دهد تعاون و همكارى مسلمين با يكديگر بايد تنها در كارهاى نيك و برنامه هاى مفيد و سازنده بوده باشد نه در گناه و ظلم و تعدى .

جالب توجه اينكه بّر و تقوا هر دو در آيه فوق با هم ذكر شده اند، كه يكى جنبه اثباتى دارد و اشاره به اعمال مفيد است ، و ديگرى جنبه نفى دارد و اشاره به جلوگيرى از اعمال خلاف مى باشد و به اين ترتيب تعاون و همكارى بايد هم در دعوت به نيكي ها و هم در مبارزه با بدي ها انجام گيرد.

 

   در فقه اسلامى از اين قانون در مسائل حقوقى استفاده شده و پاره اى از معاملات و قرارداد هاى تجارى كه جنبه كمك به گناه دارد، تحريم گرديده ، همانند فروختن انگور به كارخانه هاى شرابسازى و يا فروختن اسلحه به دشمنان حق و عدالت و يا اجاره دادن محل كسب و كار براى معاملات نامشروع و اعمال خلاف شرع (البته اين احكام شرائطى دارد كه در كتب فقهى بيان شده است).

اگر اين اصل در اجتماعات اسلامى زنده شود و مردم بدون در نظر گرفتن مناسبات شخصى و نژادى و خويشاوندى با كسانى كه در كارهاى مثبت و سازنده گام بر مى دارند همكارى كنند و از همكارى كردن با افراد ستمگر و متعدى در هر گروه و طبقه اى كه باشند، خوددارى نمايند، بسيارى از نابساماني هاى اجتماعى سامان مى يابد.

همچنين اگر در مقياس بين المللى دولت هاى دنيا، با متجاوز - هر كس و هر دولتى بوده باشد - همكارى نكنند، تعدى و تجاوز و استعمار و استثمار از جهان برچيده خواهد شد.

   اما هنگامى كه مى بينيم پاره اى از آنها به حمايت متجاوزان و ستمگران بر مى خيزند و با صراحت اعتراف مى كنند كه اشتراك منافع آن ها را دعوت به اين حمايت كرده ، نبايد انتظار وضعى بهتر از اين داشته باشيم .

در روايات اسلامى درباره اين مساله تاكيدهاى فراوانى وارد شده كه به عنوان نمونه به چند قسمت اشاره مى كنيم :

1 - از پيغمبر اكرم صلى اللّه عليه و آله و سلّم نقل شده كه فرمود:

اذا كان يوم القيامة نادى مناد اين الظلمة ! و اعوان الظلمة ! و اشباه الظلمة ! حتى من برء لهم قلما و لاق لهم دواتا، قال : فيجتمعون فى تابوت من حديد ثم يرمى بهم فى جهنم :

هنگامى كه روز قيامت بر پا شود منادى ندا در مي دهد كجا هستند ستمكاران و كجا هستند ياوران آن ها و كسانى كه خود را به شبيه آنها ساخته اند؟ - حتى كسانى كه براى آن ها قلمى تراشيده اند و يا دواتى را ليقه كرده اند - همه آن ها را در تابوتى از آهن قرار مى دهند سپس در ميان جهنم پرتاب مى شوند .

2 - در روايتى از صفوان جمال كه از ياران امام كاظم 7 بود نقل شده كه مى گويد:

خدمت امام رسيدم فرمود: اى صفوان ! همه كارهاى تو خوبست جز يك كار! عرض كردم : فدايت شوم ، چكار! فرمود: اينكه شتران خود را به اين مرد يعنى هارون كرايه مى دهى ! گفتم : بخدا سوگند در مسيرهاى عياشى و هوس بازى و صيد حرام به او كرايه نمى دهم ، تنها در اين راه ، يعنى راه مكه ، در اختيار آن ها مى گذارم ، تازه خودم همراه شتران نمى روم ، بعضى از فرزندان و كسانم را با آن ها مى فرستم ، فرمود اى صفوان ! آيا از آن ها كرايه مى گيرى ؟! عرض كردم بله ، فرمود آيا دوست دارى كه زنده بمانند و بر سر كار باشند تا كرايه ترا بپردازند گفتم بلى ، فرمود : كسى كه بقاى آن ها را دوست بدارد از آن ها است و هر كسى از آن ها باشد در آتش دوزخ خواهد بود، صفوان مى گويد من بلافاصله رفتم و تمام شترانم را فروختم ، اين موضوع بگوش هارون رسيد بدنبال من فرستاد و گفت : صفوان ! شنيده ام شترانت را فروخته اى ! گفتم آرى گفت : چرا! گفتم : پير شده ام و فرزندان و كسانم نمى توانند از عهده اداره آن ها بر آيند، گفت : چنين نيست ، چنين نيست ! من ميدانم چه كسى اين دستور را به تو داده است آرى موسى بن جعفر 7 به تو چنين دستورى داده است گفتم : مرا با موسى بن جعفر چكار! هارون گفت ، اين سخن بگذار! بخدا سوگند اگر سوابق نيك تو نبود دستور مى دادم گردنت را بزنند!

در حديث ديگرى از پيامبر صلى اللّه عليه و آله و سلّم مى خوانيم كه به على 7 فرمود:

يا على كفر بالله العلى العظيم من هذه الامة عشرة ... و بايع السلاح من اهل الحرب :

ده طايفه از اين امت به خدا كافر شده اند كه يكى از آنها كسى است كه اسلحه به دشمنان اسلام كه با آن ها در حال جنگند بفروشد .