پیامبر خدا (ص) را می‌شود نقد کرد برجام را نه!



مدیرمسئول کیهان درباره اعتراض شدید وزارت امور خارجه به نقد برجام در برنامه تلویزیونی ثریا گفت: وقتی آقای روحانی به عنوان رئیس ‌دولت معتقد است که پیامبر خدا (ص) و امامان معصوم (ع) را می‌توان نقد کرد! تعجب‌آور است که چرا نقد برجام را برنمی‌تابند.
حسین شریعتمداری، مدیر مسئول کیهان درباره اعتراض شدید وزارت امور خارجه به نقد برجام در برنامه تلویزیونی ثریا به خبرنگار فارس گفت: وقتی آقای روحانی به عنوان رئیس ‌دولت معتقد است که پیامبر خدا (ص) و امامان معصوم(ع) را می‌توان نقد کرد! تعجب‌آور است که چرا نقد برجام را برنمی‌تابند! آیا دولت معتقد است جایگاه و منزلت برجام - نستجیر بالله - از پیامبر و امامان علیهم‌السلام بالاتر است؟!
مدیرمسئول کیهان افزود: برادر عزیزمان آقای جبرائیلی با ارائه چند سند مستحکم  برجام را نقد کرد و انتظار از وزارت خارجه آن است که اگر اسناد ارائه شده را مخدوش و غیر قابل استناد می‌داند، نظر خود را به‌گونه‌ای مستند ارائه بدهد.
مدیر مسئول کیهان گفت: آقای رئیس‌جمهور و تیم هسته‌ای تاکنون نزدیک به صدها بار به‌طور یکجانبه و بدون مواجهه با منتقدان برنامه‌های صدا و سیما را در اختیار داشته و به دفاع از برجام پرداخته‌اند و از هیچ اغراقی و گزافه‌ای نیز درباره آن کوتاهی نکرده‌اند بنابراین اگر خودشان هم آنچه در وصف برجام گفته و می‌گویند را قبول دارند چرا حاضر به دفاع از آن در مواجهه با منتقدان نیستند تا مردم هم از واقعیت آنچه که آن را آفتاب تابان و فتح‌الفتوح و معجزه قرن و بزرگ‌ترین دستاورد تاریخ ایران می‌نامند باخبر شوند؟!
شریعتمداری گفت: شواهد و اسناد غیرقابل انکار نشان می‌دهند که برجام کلاه گشادی بوده است که آمریکا بر سر ایران گذاشته است و این کلاهبرداری به اندازه‌ای به دهانش شیرین آمده که هر روز ساز تازه‌ای با همان سمت و سو علیه کشورمان کوک می‌کند!

نقیض‌گویی‌های نایب رئیس مجلس درباره برجام(خبر ویژه)


نایب رئیس مجلس می‌گوید به دلیل تخصصی بودن برجام زیاد متوجه قضایا نشدم. پزشکیان در عین حال ادعا کرد قبل از برجام، هر روز هزار میلیارد تومان ضرر می‌کردیم!
به گزارش ایسنا، مسعود پزشکیان در اردبیل گفته است: اگر برجام 20 دقیقه‌ای در مجلس مصوب شد، به دلیل آن بود که تمام قراردادهای بین‌المللی در صورت طرح در مجلس به سرعت و بدون بحث خاص رای‌گیری شده به طوری که یا مورد پذیرش قرار می‌گیرد یا رد می‌شود.
وی خاطرنشان کرد: در زمانی که بنده نیز به عنوان عضو اکیپ مجلس در مورد برجام انتخاب شدم با مطالعه آن به معنای واقعی به دلیل تخصصی بودن بحث زیاد متوجه قضایا نشدم چرا که در موضوعات غیرتخصصی همواره سعی می‌کنم ورود پیدا نکرده و اصراری نداشته باشم.
نایب رئیس مجلس گفت: بنده فوق تخصص جراحی قلب هستم و 17 سال در دانشگاه در این حوزه درس خوانده و صاحب تجربه شدم اما هیچ وقت به خود اجازه نمی‌دهم در حوزه‌های دیگر پزشکی ورود پیدا کنم؛ در حالی که عده‌ای در آن مقطع احساس می‌کردند با خواندن دو کتاب می‌توانند کارشناس برجام باشند.
پزشکیان تصریح کرد: همین غیرتخصصی عمل کردن ما کشور را به این شرایط عجیب و غریب رسانده است؛ به طوری که هیچ‌کس نیز نمی‌خواهد اشتباه خود و ورود غیرکارشناسی‌اش را در چنین موضوعاتی بپذیرد.
وی در عین حال با ادعای اینکه هر روز از بابت تحریم‌ها قبل از برجام هزار میلیارد تومان متضرر می‌شدیم، اضافه کرد: اگر برجامی تصویب شد قطعا ما توانستیم در آن مقطع جلوی ضرر و زیان‌های بسیار زیاد را به این کشور بگیریم.
عضو فراکسیون امید همچنین در مراسم بزرگداشت هاشمی رفسنجانی در قزوین گفته است: نباید فاصله درآمدها این‌قدر زیاد باشد تا جایی که برخی از افراد با اخذ دستمزد 200 میلیون تومان، برخی یک میلیون تومانی و بعضی از افراد نیز از بیکاری رنج ببرند با آنکه همه ما بارها اعلام می‌کنیم این فاصله دستمزدها غلط است، تاکنون چاره‌ای نیندیشیده‌ایم.
پزشکیان افزود: وحشی‌ترین حیوانات را در دنیا رام می‌کنند، چگونه است که ما نمی‌توانیم با جوانانمان بنشینیم و از مشکلاتشان جویا شده و راحت با آنها ارتباط برقرار کنیم زیرا عدم توان ما در مدیریت و رفتارهای نامناسب منجر به ایجاد مشکلاتی می‌شود.
درباره اظهارات آقای پزشکیان،‌ نکاتی قابل توجه است: اولا تصویب 20 دقیقه‌ای برجام توسط حامیان دولت در مجلس نهم، در حالی انجام شد که کمیسیون ویژه بررسی برجام پس از 40 روز بررسی کارشناسی با حضور صاحب‌نظران اقتصادی و حقوقی، ایرادات و آسیب‌ها و خسارت‌های بزرگ متن توافق را هشدار داده بود. اما وکیل‌الدوله‌ها برخلاف نظر کارشناسی متخصصان، برجام را تصویب کردند. آقای پزشکیان نیز جزو همین طیف بود که برخلاف نظر جمع‌بندی شده متخصصان در کمیسیون بررسی برجام، رای داد.
ثانیا ایشان اگر در خود صلاحیتی نمی‌دیده، چرا پذیرفته که عضو کمیسیون ویژه شود؟! و چرا وقتی متوجه قضایا نشد، از متخصصان و صاحب‌نظران نپرسید؟ یا نگفت که من متوجه نشده‌ام؟!
ثالثا اگر بعد از 40 روز حضور در کمیسیون، از برجام سر در نیاورده، پس از کجا متوجه شده و با اعتماد به نفس عجیبی می‌گوید «قبل از برجام هر روز هزار میلیارد تومان متضرر می‌شدیم»؟!
رابعا در پایان دومین سالگرد اجرای برجام با حساب سرانگشتی آقای پزشکیان باید 730 هزار میلیارد تومان پول به کشور آمده باشد. آیا ایشان می‌داند این رقم انبوه کجا رفته که بیکاری شدت یافته، تورم دو رقمی شده، قیمت دلار 35 درصد(1100 تومان) افزایش پیدا کرده، رکود تشدید شده، تراز تجاری منفی‌تر شده و...؟!
خامسا ایشان چند دوره وزیر و نماینده مجلس بوده و اکنون نیز 2 سال است نایب رئیس مجلس  است. برای چه از موضع منتقد درباره فاصله‌های طبقاتی ناشی از درآمدها حرف می‌زند؟! چرا هرگز از یک وزیر و مقام دولتی یا رئیس‌جمهور در این باره طرح سوال نکرده یا خواستار استیضاح نشده است؟ چرا یک طرح موثر در این باره- وی یا فراکسیون متبوع وی- ارائه نکرده‌اند؟ با «باید و نباید» که نمی‌شود مسئولیت نمایندگی مجلس را به سرانجام رساند.
و بالاخره اینکه جوانان نیاز به رام شدن ندارند؛ آنها توقع دارند مدیران دولتی و نمایندگان مجلس همسو با آنها به جای حرف‌درمانی و حاشیه‌سازی و اولویت‌تراشی‌های دروغین، به اولویت‌هایی مانند اشتغال و ازدواج و مسکن رسیدگی کنند. اگر می‌توانند بسم‌الله؛ اگرنه مشروعیت مسئولیتی که متصدی آن هستند، از بین می‌رود.

بی‌خبر از گلایه‌های مردم؟! (یادداشت روز)



«اعتراضی بود،  تمام شد. برخی سوءاستفاده کردند،  نیروهای امنیتی به خوبی اداره کردند. الان شمای جامعه‌شناس،  روانشناس اجتماعی و... باید تحلیل و واکاوی کنید علت اعتراضات را..»
اینها بخشی از سخنانی است که رئیس‌جمهور محترم در جشنواره خوارزمی و  درباره اغتشاش دو هفته قبل بیان کرد و بر اساس آن می‌توان نوع و سطح نگاه دکتر روحانی و برخی دولتمردان را به حوادث چند هفته قبل، اعم از مطالبات به حق مردم و نیز اقدامات آشوب‌طلبان (همان آدم‌کش‌هایی که رئیس‌جمهور از اینکه آشغال نامیده شده‌اند ناراحت شده) را بررسی کرد.
1- در بخش آخر سخنان، رئیس‌جمهور موضوع را به جامعه‌شناس و روانشناس و... ارجاع داده تا علت‌یابی کنند. این اتفاق و ارجاع امر به کارشناس زمانی اتفاق می‌افتد که از علت یک رخداد بی‌اطلاع باشیم. آیا الان موضوع مبهم است و رئیس‌جمهور نمی‌داند مردم به چه چیزی اعتراض دارند!؟ آیا انتظار است که متخصص روانشناسی حکم به اختلال روانی معترضین بدهد!؟ آیا این فقره خیال رئیس‌جمهور را راحت می‌کند و این یقین را برای وی به وجود می‌آورد که همه چیز بر وفق مراد است و چند روانی و مشکل دار، اعتراضاتی کردند که آن هم تمام شد!؟
2- بی‌تعارف باید گفت ارجاع امر در این مقطع به کارشناسان مذکور، طفره رفتن و حاشیه رفتن و دنبال نخود سیاه فرستادن است. یعنی اینکه رئیس‌جمهوری داریم که در پنجمین سال ریاستش، هنوز نمی‌داند مشکل مردم چیست و حالا هم که به هر زور و ضربی احتمالا به فکر درد مردم افتاده،  به جای از خود شروع کردن، آدرس‌اشتباهی می‌دهد!
3- مناسب نیست بگوییم که ایشان می‌داند مشکل چیست و اقدامی نمی‌کند یا می‌داند و تجاهل می‌کند و برای رفع مسئولیت، موضوع را به کارشناسان ارجاع می‌دهد. پس خوشبینانه باید بگوئیم که رئیس‌جمهور اساسا هیچ اطلاعی ندارد که مردم به چه چیزی معترضند و چرا صدایشان به گلایه و انتقاد بلند شده است! چون دکتر روحانی جایگاه مهمی دارد نمی‌توانیم بگوئیم از مشکلات طاقت فرسای «اقتصادی» خبر دارد اما به جای توبیخ مقامات ارشد بانکی و اقتصادی، به ناروا آدرس مطب «روانشناس» و دفتر«جامعه‌شناس» را می‌دهد! این حرف‌ها را نمی‌توان به رئیس‌جمهور نسبت داد. نمی‌توانیم بگوئیم کارگر فلان کارخانه 10 ماه است حقوق نگرفته و شرمنده زن و بچه‌اش شده، رئیس‌جمهور هم خبر دارد، اما کاری نمی‌کند! نمی‌توانیم بگوئیم سیل ویرانگر واردات به دست نور چشمی‌های لانه کرده در کنار برخی مدیران، باعث شده هزاران کارخانه تعطیل و صدها هزار کارگر بیکار شوند و رئیس‌جمهور از همه اینها خبر دارد ولی کاری نمی‌کند! این موضوعات قلب هر انسان معمولی و شریفی را به درد می‌آورد و خواب راحت را از چشم آدمی که فاقد هرگونه مسئولیت اجرایی و قانونی باشد می‌رباید تا چه رسد به رئیس‌جمهوری که همه اختیارات و امکانات را در دست دارد. تا چه رسد به رئیس‌جمهوری که تاریخی‌ترین همراهی قوه‌مقننه را در دست دارد و هر آنچه می‌خواهد در مجلس تصویب می‌شود و هرکه معرفی می‌کند - با هر سابقه وکارنامه‌ای- رای می‌آورد.
4- با این توضیحات دیگر هیچ راهی برایمان باقی نمی‌ماند جز اینکه بگوئیم ایشان از اوضاع و احوال اقتصادی مردم خبر ندارد. اتفاقا بخت با ما یار است و دست برقضا براساس چندین و چند شاهد و قرینه،  می‌توان باور کرد که رئیس‌جمهور از بسیاری موضوعات بی‌خبر است و نمی‌داند در مملکت و حتی اطرافش چه می‌گذرد! شاید کسی اعتراض کند که این توهین به رئیس‌جمهور است ! اما باید گفت کاملا برعکس،  اثبات خلاف این امر، قطعا توهین به وی بوده و حتی موجد مسئولیت قانونی برای رئیس‌جمهور می‌شود. مثلا نمی‌توانیم بگوئیم رئیس‌جمهور خبر داشته عده‌ای نورچشمی و وابسته به جان صندوقچه معلمان زحمتکش برای روز پیری و ناتوانی یعنی «صندوق ذخیره فرهنگیان» افتاده و حدود 15 هزار میلیارد تومان را غارت کرده‌اند! واقعا باید بگوئیم خبر داشته و کاری نکرده!؟ آیا می‌توانیم بگوئیم که رئیس‌جمهور خبر داشته که برادرش چه می‌کرده ‌اما هیچ واکنشی نشان نداده!؟ مگر می‌شود!؟ حالا ممکن است کسی بگوید برادر بوده و نسبتی با رئیس‌جمهور داشته و ممکن است بی‌عملی او منطقی باشد(!)اما می‌توانیم بگوئیم رئیس‌جمهور از برادر آقای معاون اول هم خبر داشته ولی بازهم کاری نکرده!؟ یا مثلا خبر داشته که دختر وزیر سابق آموزش و پرورش مشغول واردات پوشاک به کشور است و همزمان با آن، ده‌ها کارخانه و کارگاه تولیدی تعطیل می‌شده، اما سخنی نمی‌گفته!؟ نمی‌توانیم بگوئیم رئیس‌جمهور از وضع معیشت مردم با خبر است اما هر گزارشی را که به او می‌دهند و مثلا روی آن نوشته رشد اقتصادی شش درصد، تورم 8 درصد و.. را همینطور بی‌توجه به وضعیتی که از آن خبر دارد، می خواند و از اوضاع کشور تعریف می‌کند! اینها منطقی نیست و نباید رئیس‌جمهور کشور را بلاوجه به این امور متهم کرد و اتفاقا خود این بی‌خبری‌ها دلیل بر خوبی رئیس‌جمهور است و اگر کسی تلاش کند که اینها را رد کند، درصدد
لکه دار کردن دامن ایشان است.
5- اما شاید بازهم برای کسی این پرسش پیش بیاید که چرا رئیس‌جمهور نباید از این امور با خبر باشد!؟ این اتفاقات و این نمونه‌های تکان‌دهنده (که می‌توانید چندبرابر مهم‌تر و وسیع‌تر آن را با خود مرور کنید) چیزی نیست که چنین مقامی از آن بی‌خبر باشد، پس چرا چنین است!؟ راز این موضوع را طبیعتا شخص رئیس‌جمهور می‌تواند بر ملا کند،  با این حال باز هم قرینه‌ها و نشانه‌هایی، ما را به دلایل این بی‌خبری رهنمون می‌کند. مثلا، همین چند روز پیش، عبدالله ناصری مشاور رئیس‌دولت اصلاحات و از یاران دکتر روحانی درباره شیوه و سبک کاری رئیس‌جمهور سخنان جالبی گفت: «روحانی در مقایسه با همه روسای‌جمهور پیشین،  وقتی برای دولت نمی‌گذارد...می‌گویند او از ساعت ۹:۳۰ صبح تا ۱۹ سر کار است! این را تردید ندارم و یکی از اعتراضات و انتقاداتی است که دوستان روحانی به او دارند... ناطق‌نوری در همین زمینه به روحانی اعتراض کرده و گفته؛ من که الان فقط یک حوزه علمیه در لواسان دارم از ساعت ۶:۳۰ صبح آنجا حاضر می‌شوم و شما باید کمی زودتر بروید و به سخن وزرایتان گوش کنید... رئیس‌جمهور حوزه‌های کلیدی کشور را شوخی گرفته است...او به دلیل روحیه‌اش مشورت‌پذیر نیست... روحانی در حوزه اقتصادی موفق عمل نکرد و حوزه اقتصادی دولت بسیار به‌هم ریخته است.»
ملاحظه می‌فرمایید که بی‌خبری از امور مهم کشور در چنین شرایطی تقریبا طبیعی است و نباید به رئیس‌جمهوری با این ساعت کاری خرده گرفت که چرا از چیزی خبر نداری!؟ خب واقعیت این است که فرصت‌ها محدود است و با یکی دو دیدار و گعده و ...،  ساعت کاری به پایان می‌رسد و طبیعی است که اخبار تلخ و نارسایی و... هم در چنین فرصت‌های کوتاهی قابل طرح نیست. البته این تنها علامت بی‌خبری نیست. یک علامت دیگر بی‌خبری، همین اظهاراتی بود که در ابتدای این نوشتار خواندید؛ «اعتراضی بود، تمام شد»! در اینکه آشوب جماعتی از اراذل و اوباش و قاتلین مردم بی‌گناه(مزدوران دشمن) تمام شده و خود مردم بساط آن را با بصیرت جمع کردند که شکی نیست. اما مگر مسئله تنها آن بود و اگر فقط آن نبود، دقیقا چه چیز تمام شد!؟ بیکاری و رکود تمام شد؟ حقوق‌های معوق پرداخت شد!؟کارخانه‌ها به راه افتاد و واردات متوقف شد!؟ ‌اشتغال برای زنان و مردان بیکار درست شد!؟ مشکلات مردم و اسباب گلایه‌های بحق آنها که همه و همه سرجایشان هستند، پس رئیس‌جمهور محترم از تمام شدن چه چیزی می‌گوید!؟ این هم گویای بی‌اطلاعی از اوضاع بیرون از چهاردیواری دفتر کار است.
6- اکنون که چنین است، چاره‌ای نیست جز اینکه مشکلات را به‌نحوی به گوش ایشان برسانیم. اما بازهم برخی معتقدند که بیان این حرف‌ها موجب تکدرخاطر رئیس‌جمهور محترم شده و لذا ممکن است با اتهاماتی همچون سیاه‌نمایی، تلاش برای ایجاد نا امیدی در مردم، تلاش برای ایجاد دوقطبی در جامعه و ... نواخته شویم و بعد از آنکه القابی همچون بی‌سواد، کاسب تحریم، بزدل و... دریافت کردیم،  به جهنم حواله داده شده و البته با شکایات متعددی در دادگاه هم مواجه می‌شویم! این عده برای اثبات ادعای خود،  به ده‌ها پرونده منتقدین در دادگاه‌ اشاره می‌کنند که حتی باعث محکومیت سازنده فیلم تبلیغاتی شخص رئیس‌جمهور (منتقد بعدی) هم شده است! اما به نظر می‌رسد اینها هم تهمت‌هایی ناروا به رئیس‌جمهور باشد! چرا که ایشان همین چند روز قبل مصرانه از همه خواستند که ادب داشته باشند و با ادب با مردم سخن بگویند. بنابراین از چنین شخصی جز نزاکت و ادب برنمی‌آید و چنان سخنانی و بالاتر از آن، تهدید به داغ و درفش و شکایت و زندان و دادگاه از ساحت او به دور است!
7- با این همه،  حالا که آن احتمالات مطرح شده،  منطق هم حکم می‌کند جانب احتیاط را از دست نداده،  به جای همه آنچه باید به رئیس‌جمهور بگوییم و به جای جست‌وجو درباره علت مشکل و ارجاع مردم به روانشناس و جامعه‌شناس و نخود سیاه و... تنها حکایتی نقل کنیم. گفته‌اند کودکی در آغوش مردی ضجه می‌زد و صدای گریه‌اش به آسمان بلند بود. مرد به بچه عروسک داد، آرام نشد، آب‌نبات داد، فایده نکرد،  تکانش داد،  بدتر شد! نوازشش کرد، صدای‌گریه بلندتر شد! پیر دیری از راه رسید و با دیدن صحنه گفت: مشکل خود تویی ! بچه را زمین بگذار آرام می‌شود! مرد چنین کرد و فی‌الحال چنان شد!

حسین شمسیان

رئیس جمهور به جای توبه اظهارات نادرست خود را توجیه کرد!

سرویس سیاسی ـ

رئیس‌جمهور چند روز پیش طبق رسم و رویه قبلی بر کرسی نظریه‌پردازی نشست. روحانی که بارها «منتقدان» را در جاده یکطرفه زیرگرفته است، این بار اظهاراتی ناصواب، شبهه‌انگیز و مغالطه‌آمیز درباره «نقد» پیامبر(ص) و اهل‌بیت(ع) داشت که واکنش‌ صاحب‌نظران دینی را برانگیخت و با اینکه توبه گوینده را ضروری می‌ساخت اما دفتر رئیس‌جمهور آن را توجیه کرد.
«ما با انتقاد هیچ وقت مخالف نیستیم. همه باید انتقاد شوند استثنا ندارد. تمام مسئولین در کشور قابل نقد‌اند. ما در کشور معصوم نداریم. حالا یک وقتی امام دوازدهم اگر ظهور کرد، آن وقت هم می‌شود نقد کرد. پیغمبر هم اجازه نقد می‌داد. دیگر بالاتر از پیغمبر که در تاریخ نداریم. وقتی پیغمبر یک صحبتی می‌کرد، طرف بلند می‌شد روبه‌روی پیغمبر می‌گفت؛ أمن الله أم منک؟ این حرفی که می‌زنی نظر خودت است یا خدا به شما وحی کرده است؟
اگر می‌گفت من الله خدا وحی کرده که امر خداست من حرفی ندارم. اگر می‌گفت منی از طرف من است انتقاد می‌کرد می‌گفت من قبول ندارم، نقد می‌کرد. ما در زمان حکومت معصوم هم نقد داریم. نقد همیشه مفید است، اگر توام شود با امید، اراده و راه‌حل درست.» ماجرا از همین اظهارات  شبهه‌ انگیز، ناصواب و مغالطه‌آمیز رئیس‌جمهور شروع شد. سؤال اساسی اینجاست که چرا رئیس‌جمهور که باید طبق قانون اساسی به انجام وظایف خود بپردازد، مشغول نظریه‌پردازی شده است؟ آن هم نظراتی دوپهلو، مبهم و بی‌اساس درباره جواز نقد ائمه معصومین(ع) و از سوی شخصی که بارها در جاده یکطرفه منتقدان را زیر گرفته است! و البته که ماحصل آن تنها حاشیه‌سازی و سرگرم شدن اذهان مردم و رسانه‌ها به مواردی غیر از مسائل اصلی جامعه است. با این حساب، تکلیف احیای هزاران واحد تولیدی تعطیل شده اگر به عهده دولت نباشد، بر دوش کیست؟ گرانی پی‌در‌پی اقلام اساسی و کالاهای خوراکی مگر نباید توسط دولت کنترل شود؟ رفع رکودی که در عرصه‌های مختلف بر کشور حاکم است، نیازمند برنامه‌ریزی صحیح و به‌کارگیری ظرفیت‌ها و منابع داخلی است. چرا برخی کارها با وجود توان داخلی به شرکت‌های خارجی سپرده می‌شود؟
کشور گرفتار قاچاق کالا و واردات بی‌رویه شده که عزم دولت در برخورد با آن را می‌طلبد. اکنون بسیاری از مردم درگیر معضلات معیشتی‌ شده‌اند. چرا برنامه اقتصادی کارآمد، مدون و کارشناسی شده برای گشایش اقتصادی وجود ندارد؟ با وجود این نابسامانی‌ها، نشستن رئیس‌جمهور بر کرسی ارائه فرضیه و نظریه و تئوری و انگاره چه ضرورتی دارد؟ مشابه این موارد البته هم سابقه دارد. رئیس‌جمهور پیش از عبارات عجیب و ابهام‌آمیزی را درباره «مبنای ولایت و حکومت از دیدگاه امیرمؤمنان(علیه‌السلام)» و «بهشت بردن مردم» گفته بود.
نقدی که بی‌اعتبار و بی‌معناست
رئیس‌جمهور اگرچه در اظهارات اخیر خود روایتی را برای صحت گفته‌های خود نقل می‌کند که به تصریح عالمان و متخصصان دینی، مخدوش و بدون سند است اما باید توجه داشت که حتی صحت داشتن چنین روایتی هم تأیید جواز نقد معصومین نیست. اگر در زمان اهل‌بیت(علیهم‌السلام) عده‌ای به‌دلیل عدم آشنایی با جایگاه عصمت اهل‌بیت(علیهم‌السلام) چنین رویکرد نادرستی داشتند، این به معنای روا بودن نقد معصومین به حساب می‌آید؟! اگر چنین باشد، پس جسارت‌ها و ظلم و ستم‌ فراوانی که به ائمه هدی(علیهم‌السلام) شد نیز باید روا باشد!
‌اهل‌بیت عصمت و طهارت منزه محض‌اند و از هرگونه خطایی مبرا. به همین دلیل قول، فعل و تقریر ائمه معصومین بر ما حجت است. بر اساس آموزه‌ها و تعالیم دینی، نبی مکرم اسلام(صل الله علیه و آله و سلم) و اهل‌بیت(علیهم‌السلام)، خود میزان اعمال و معیار محک و آزمایش هستند. پس عقلا و منطقا نقد چنین ‌اشخاصی که ضابطه و ملاک برای عیارسنجی‌اند، امری بی‌اعتبار، عبث و بی‌معناست.
ژست انتقادپذیری و راندن منتقدان!
از سوی دیگر این اظهارات از سوی شخصی مطرح می‌شود که بارها به منتقدان برچسب‌ زده، القاب ناروا به آنها نسبت داده و از 100 نماینده مجلس هم شکایت دارد!
«کم‌سواد، بی‌قانون، بی‌دین، حسود، افراطی، کاسب تحریم، بی‌شناسنامه، جیب‌بر، دنیا نادیده، مستضعف فکری، بیکار، متوهم، دین‌ناشناس، دارای خطای دید، بزدل، اهل سر و صدا، تخریبگر، زندگیشان در تفرقه است، بروند به جهنم ، فاسد، عقب‌مانده، ترسو، لرزان، عصر حجری، هوچی‌باز، تازه انقلابی شده، کودک و...» اینها بخشی از کلمات و عباراتی است که روحانی منتقدان را با آن مورد لطف و تفقد قرار داده است.
ادعای رئیس‌جمهور البته واکنش‌های بسیاری را از سوی عالمان و صاحب‌نظران دینی در پی داشت. آنان معتقدند پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله و سلم) و امامان معصوم(علیهم‌السلام) اجازه نقد می‌دادند اما این موضوع بدان معنا نیست که این بزرگواران قابل نقد هستند. علما به رئیس ‌قوه‌مجریه توصیه می‌کنند که به‌جای قربانی کردن اعتقادات حق، مستند و مستدل اسلامی در مسلخ اهداف سیاسی، به حل مشکلات کشور و معضلات معیشتی مردم بپردازد.
صاحبان تریبون اعتقادات حق را
در مسلخ اهداف سیاسی خود ذبح نکنند
آیت‌الله سیداحمد خاتمی، استاد درس خارج حوزه در گفت‌وگو با فارس اعتقاد دارد: اول آنکه پیغمبر(صل الله علیه و آله و سلم) کدام اجازه نقد را می‌دادند، مشخص است که پیامبر اسلام قابل نقد نیست و دلیل آن در دهها آیه و روایت آمده است که پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) سخن و رفتاری بدون وحی ندارد و سخن دیگر این است که پیامبر
(صل الله علیه و آله و سلم) اجازه نقد می‌دادند اما این مسئله به معنای قابل نقد بودن نیست. عضو هیئت‌رئیسه مجلس خبرگان رهبری خاطرنشان می‌کند: تقاضای من از صاحبان تریبون این است که اعتقادات حق را که سال‌ها علما با خون دل آن را تثبیت کرده‌اند، در مسلخ اهداف سیاسی خود ذبح نکنند و از این رو از مسئولان انتظار می‌رود که جای طرح مباحث چالش‌زا به معیشت مردم، حل گرانی و رفع مشکل بیکاری بپردازند.
پیامبر در تعبیر قرآن
آیت‌الله غلامعلی صفایی بوشهری نیز در درس خارج فقه می‌گوید: در قرآن هست «ما آتاکُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَ ما نَهاکُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا» «آنچه را رسول خدا برای شما آورده بگیرید (و اجرا کنید)، و از آنچه نهی کرده خودداری ‌نمایید» (حشر ـ 7) این قدر پیامبر گرامی اسلام(صل الله علیه و آله و سلم) عظیم‌الشأن است که در آیه شریفه می‌فرماید «لا تَرْفَعُوا أَصْواتَکُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِیِّ» «ای کسانی که ایمان آورده‌اید! صدای خود را فراتر از صدای پیامبر نکنید» (حجرات‌ـ 2) وی تصریح می‌کند: رئیس‌جمهور بهتر است به وظیفه اصلی خود طبق قانون اساسی بپردازد و مشکل مردم، امور اقتصاد، بیکاری، گرانی‌ها و مشکلات اجتماعی را درست کرده و به سرانجام برساند.
اهل بیت(ع) ملاک محک و سنجش
آیت‌الله محسن اراکی، استاد درس خارج حوزه نیز با بیان اینکه مسئله نقد اهل‌البیت(علیهم‌السلام) و خصوصا پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله و سلم) به اصل عصمت بازگشت دارد و این مسئله‌ای اتفاقی میان فریقین است، می‌گوید: آیات و روایات کثیره دلالت بر عصمت و خطاناپذیری پیامبر(صل الله علیه و آله و سلم) و اهل بیت(علیهم‌السلام) می‌کند و آیه‌ «من یطع الرسول فقد اطاع الله» «کسی که از پیامبر اطاعت کند، خدا را اطاعت کرده» (نساء ـ 80) کلام پیامبر را مطلقا کلام خدا می‌داند. به گزارش تسنیم، عضو مجلس خبرگان رهبری، نقد را به معنای سنجش می‌داند و معتقد است: طبق آیه‌ «و نضع موازین القسط» «ما ترازوهای عدل را در روز قیامت برپا می‌کنیم» (انبیاءـ 47) و تفسیر آن، اهل بیت(ع) خود میزان قسط و شاخص سنجش هستند. اینکه بگویید همه چیز و همه کس قابل نقد است، مسدود کردن باب نقد صحیح است. عضو هیئت‌رئیسه جامعه مدرسین حوزه علمیه قم خطاب به کسانی که اینگونه مطالب را مطرح می‌کنند، می‌گوید: ظاهرا دروسی که در جوانی خوانده‌اید را فراموش کرده‌اید لذا بهتر است به سیاست خود بپردازید، وقتی سوادش را ندارید اعتقادات مردم را رها کنید. مشکلات معیشتی و دنیوی مردم بسیار است، وقتی علمش را ندارید به مسائل اخرویشان کار نداشته باشید.
همچنین، آیت‌الله محمد جواد فاضل لنکرانی، رئیس‌مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) در درس خارج اصول خاطرنشان کرد: چنین کلامی از رئیس‌جمهور خیلی تعجب‌آور است، بالأخره ایشان هم در همین حوزه درس خوانده  است و پای درس بزرگان هم بوده و خوش استعداد هم هست  اما مایه تعجب است كه چطور این استدلال باطل را بیان می‌كند؟
به گزارش رسا، وی گفت: وقتی به تاریخ و روایات مراجعه می‌کنیم قضیه‌ «أمن الله أم من رسوله»، فقط یك جا مطرح شده، هیچ جای تاریخ پیامبر نداریم كه پیامبر مطلبی را فرموده باشند و بعد اصحاب این سؤال را كرده باشند، فقط در روز غدیر خم بعد از اینكه ولایت امیرالمؤمنین(ع) را اعلام كردند به اصحاب فرمودند «سَلِّمُوا عَلَى عَلِیٍّ بِإِمْرَهًِْ الْمُؤْمِنِین»، تكلیفی بر عهده‌ آنها قرار داد كه به علی بن ابیطالب بگویید «السلام علیك یا امیرالمؤمنین»؛ این مطلب برای خلیفه‌ اول و دوم و جمعی دیگر سنگین بود كه به علی بن ابیطالب بگویند «السلام علیك یا امیرالمؤمنین»، لذا این سؤال را مطرح كردند.
رئیس‌مرکز فقهی ائمه اطهار(ع) افزود: البته از طرح این سؤال استفاده نمی‌شود كه می‌خواستند مخالفت كنند، ممكن است توجیه این باشد اگر از ناحیه‌ خداست اهتمام بیشتری داشته باشند و سؤال برای اهمیت موضوع بوده، جوابی هم كه پیامبر دادند خیلی عجیب است که فرمودند «من الله و من رسوله»، یعنی از مواردی است كه فرض الله و فرض النبی است و تکلیفی دو قبضه به شمار می‌رود.
دلالت‌های قرآنی بر عصمت معصومین
جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز در بیانیه‌ای خاطرنشان کرد: «خطاناپذیری کلام خدا روشن است و آیة کریمه «لا يَأْتيهِ الْباطِلُ مِنْ بَيْنِ يَدَيْهِ وَ لا مِنْ خَلْفِهِ» آن را مورد تاکید صریح قرار داده است. خطاناپذیری و عصمت رسول اکرم در گفتار و رفتار نیز از مسلّمات دین اسلام و مورد اتفاق قاطبة مسلمین است و آیات کریمة «مَنْ يُطِعِ الرَّسُولَ فَقَدْ أَطاعَ اللّهَ» و « وَ ما كانَ لِمُؤْمِنٍ وَ لا مُؤْمِنَهًٍْ إِذا قَضَى اللّهُ وَ رَسُولُهُ أَمْرًا أَنْ يَكُونَ لَهُمُ الْخِيَرَهًُْ مِنْ أَمْرِهِمْ» و «وَ ما يَنْطِقُ عَنِ الْهَوى»، «إِنْ هُوَ إِلاّ وَحْيٌ يُوحى» و ده‌ها آیه دیگر قرآن کریم بر عصمت رسول اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) بلکه بر عصمت قاطبه پیامبران الهی به صراحت دلالت دارند. افزون بر صدها روایت صحیح و مسلم الصدور از نبی‌اکرم و سایر معصومین (علیهم‌السلام) که عصمت پیامبران الهی بویژه رسول اکرم و ائمه دوازده‌گانه معصوم (سلام الله علیهم) را به صراحت اثبات می‌کنند خطاناپذیری امامان از اهل بیت (سلام الله علیهم) نیز در آیات قرآن کریم از قبیل آیة تطهیر، و در روایات صحیح و متواتر فراوانی نظیر حدیث ثقلین «انی تارک فیکم الثقلین کتاب الله وعترتی ما ان تمسکتم بهما لن تضلوا بعدی: کتاب الله فیه‌الهدی والنور حبل ممدود من السماء الی الارض وعترتی اهل بیتی وان اللطیف الخبیر قد اخبرنی‌انهما لن یفترقا حتی یردا علی الحوض وانظروا کیف تخلفونی فیهما» که مورد اتفاق قاطبة مسلمین و کلیه مذاهب و فرق اسلامی است و ده‌ها روایت مسلّم الصدور دیگر به اثبات رسیده است.»
در بخش دیگری از این بیانیه آمده است: «اکیدا توصیه می‌کنیم بعضی از مسئولین از ورود به مسائل اعتقادی و تخصّصی فکری در اظهارات خویش پرهیز کنند و به‌جای آن تلاش خود را به حل مشکلات معیشتی و گرفتاری‌های اقتصادی مردم معطوف و آنچه مردم از شماها انتظار دارند گره‌گشائی از مسائل و مشکلات زندگی آنان است، نه اظهار نظر در مسائل اعتقادی و تخصصی که نه تنها گرهی از کار مردم باز نمی‌کند که افزون بر مشکلات دنیوی آنان، دین آنان را نیز با مشکل مواجه می‌کند.»
رئیس‌جمهور نقدپذیری را از خود شروع کند
آیت‌الله عباس کعبی، نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری نیز در گفت وگو با رسا ابراز داشت: متأسفانه سخنانی مطرح می‌شود که از نظر تاریخی و مبنای اعتقادات شیعی در بعد عصمت رسول‌الله(ص) و ائمه طاهرین(ع)‌اشتباه است، این سخنان قابل نقد جدی بوده و بهتر است که این مسئول اجرایی به جای ایجاد شوک اعتقادی به جامعه، نقدپذیری را از خود شروع کند.
وی گفت: تعجب می‌کنم چرا کسی که همه آبرو و حیثیت خود را از حوزه و لباس روحانیت دارد و در جایگاه پاسداری از دین و اخلاق است سخنانی به زبان می‌آورد که برداشت کلی تضعیف باورها و ارزش‌های اسلامی و اعتقادات مسلم شیعی است، چیزی به ذهن نمی‌رسد مگر اینکه این کارها نوعی فرافکنی و فرار از پاسخگویی به مسئولیت اصلی که حل مشکلات معیشتی مردم و تلاش برای ارتقای سطح کارآمدی نظام به شمار می‌رود، است.
نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان رهبری تأکید کرد: دل نگرانی همه حوزویان، علما و مراجع تقویت دین، اخلاق و پاسداری از مذهب حق جعفری اثنی عشری، حفظ نظام اسلامی، حل مشکلات معیشتی مردم و تأکید بر ارتقای سطح کارآمدی نظام اسلامی است و تضعیف اعتقادات، آن هم بواسطه مسئول دستگاه اجرائی را برنمی‌تابند.
بیانیه فرافکنانه دفتر رئیس‌جمهور
ادعای رئیس‌جمهور با اینکه کاملا ناصواب و مغلوط است و توبه را ضروری می‌سازد اما دفتر وی با صدور بیانیه‌ای، به توجیه و موجه سازی پرداخت. در این اطلاعیه آمده است: «در پی برخی حاشیه‌سازی‌ها پیرامون سخنرانی ریاست محترم جمهوری در دیدار وزیر و معاونان وزارت امور اقتصادی و دارایی (مورخ 18 دی ماه سال 96) به اطلاع می‌رساند: مطالبی همچون «قابل نقد بودن معصومین علیهم‌السلام» که با تقطیع و تحریف هدفمند جملات رئیس‌جمهور، ابتدائاً از سوی یک چهره سیاسی بیان شد و متاسفانه زمینه‌ساز قضاوت و موضع‌گیری گروهی از رسانه‌ها،‌اشخاص و برخی تشکل‌های حوزوی گردید؛ کاملاً کذب است و از جمله، به هیچ عنوان عبارت «امام زمان (عج) هم قابل نقد است» نه در سخنان ایشان وجود داشته و نه از آن قابل استنباط می‌باشد. بدیهی است باور و اعتقاد به عصمت انبیاء و معصومین علیهم‌السلام از مسلمات قطعی مذهب تشیع است.»
در ادامه این اطلاعیه آمده است: «حجت‌الاسلام و المسلمین دکتر حسن روحانی در بخشی از سخنرانی مورد نظر(که متن و فیلم کامل آن نیز در پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری منتشر شده و موجود است) بوضوح از ضرورت تحمل نقد در حکومت سخن می‌گویند و به عنوان شاهد مثال تاکید می‌کنند که حتی در دوره حکومت معصومین علیهم‌السلام هم آن بزرگواران به مردم اجازه می‌دادند نظرات و نقدهای خود را مطرح کنند. این نکته بیانگر سعه صدر، بزرگواری و تحمل در مشی حکمرانی معصومین و پذیرش نقد مردم و اظهارنظر آنها نسبت به اجزای حاکمیت و نه معصوم(ع) است. این جملات علاوه‌بر اینکه قرائن تاریخی، فقهی و کلامی بسیاری دارد، به معنای قابل نقد بودن معصومین (ع) نبوده و اینگونه نیز قابل استنباط نیست. از اصحاب رسانه، سیاسیون، تریبون‌داران، خطبا و خصوصا علمای ارجمند و فضلای محترم حوزوی انتظار می‌رود پیش از آنکه مطالب تحریف شده و بعضا هدفمند برخی چهره‌های سیاسی در رسانه‌ها را ملاک قضاوت و نقد قرار دهند؛ به اصل جملات بیان شده از سوی رئیس‌جمهور (که به‌راحتی از طریق پایگاه اطلاع‌رسانی ریاست‌جمهوری president.ir در دسترس است) رجوع فرمایند که پیامبر عظیم الشان اسلام(ص) فرمود: «انی بعثت لاتمّم مکارم الاخلاق»
البته متن سخنان روحانی در ابتدای گزارش گواه روشنی بر نادرست، دوپهلو و شبهه آمیز بودن این ادعاست. علاوه‌بر اینکه اظهاراتی از این جنس از سوی رئیس‌جمهور کاملا مسبوق به سابقه است.
بدیهی است که رسیدگی به مشکلات و معضلات کشور از قبیل رکود، بیکاری، گرانی، تورم، تعطیلی واحدهای تولیدی و وعده‌های بر زمین مانده جزو مسائل اولویت‌دار کشور است و شایسته و بایسته است که رئیس‌جمهور به جای ارائه انگاره و فرضیه و نظریه به حل این نابسامانی‌ها بپردازد.

تکلیف!(گفت و شنود)

گفت: اظهارات آقای صدیقی امام جمعه موقت تهران که عوامل اصلی آشوب‌های اخیر را «آشغال» نامیده بود، باعث عصبانیت بعضی‌ها شده است!
گفتم: خوب حق دارند عصبانی شوند! چون این جرثومه‌های پلیدی هزاران مرتبه کثیف‌تر و خبیث‌تر از آشغال هستند.
گفت: ‌ای عوام! بعضی‌ها عصبانی شده‌اند که چرا به آنها اهانت شده است!!
گفتم: کسانی که انسان‌های بی‌گناه را کشته‌اند، به اسلام و قرآن اهانت کرده‌اند، حسینیه‌ها را به آتش کشیده‌اند، پرچم کشور را آتش زده‌اند، مرقد مطهر اولیاءالله و امامزاده‌ها را ویران کرده‌اند، اموال عمومی را تخریب کرده‌اند و... اگر هزاران مرتبه پلید‌تر از آشغال نیستند پس چه هستند؟!
گفت: کسانی به آقای صدیقی اعتراض کرده‌اند که منتقدان خود را، «بی‌سواد، بی‌شناسنامه، مزدور، جیب‌بر، لات، خرابکار، عقب‌مانده و...»  می‌نامیدند و آنها را به جهنم حواله می‌دادند!
گفتم: از این گذشته، آقای صدیقی حساب فریب‌خورده‌ها را از آشوبگران جدا کرده بود، در حالی که ناکارآمدی دولت در ایجاد‌ اشتغال و تامین معیشت و مسکن و گرانی و رکود و مشکلات دیگری از این دست عامل نارضایتی و فریب خوردن آنها بود.
گفت: با این حساب دولت باید از آقای صدیقی خیلی هم ممنون باشد که عامل سوء‌استفاده از این نارضایتی‌ها را آشغال نامیده و صف آنان را از صف فریب‌خوردگان جدا کرده است. نه اینکه گناه کم‌کاری خود را با حمله بی‌اساس به آقای صدیقی رفع و رجوع کند!
گفتم: دانش‌آموزی از آموزگار خود پرسید؛ آیا شما مرا به خاطر کاری که نکرده‌ام تنبیه می‌کنید؟! آموزگار گفت، نه جانم و هیچ‌کس را به خاطر کاری که نکرده تنبیه نمی‌کنند. چرا این سؤال را می‌پرسی؟ و دانش‌آموز گفت؛ آقا اجازه؟ چون من تکلیفم را انجام نداده‌ام!!

کمربند!(گفت و شنود)




گفت: یکی از کارکنان دوتابعیتی وزارت نفت یکصد میلیارد تومان اختلاس کرده و فراری شده است.
گفتم: آقای وزیر اطلاعات که می‌گفت، ما بررسی کرده‌ایم و مدیر دو‌تابعیتی نداریم!
گفت: حتما حالا می‌گویند این مدیر دوتابعیتی مربوط به دولت دهم بوده است.
گفتم: اتفاقا مسئول روابط عمومی وزارت نفت گفته است که او از زمان دولت دهم اختلاس را شروع کرده بود!
گفت: یعنی در این ۵ سالی که از دولت یازدهم و دوازدهم می‌گذرد، ایشان در وزارت نفت مشغول عبادت بوده است؟!
گفتم: چه عرض کنم؟! انگار دولت‌های یازدهم و دوازدهم هیچ مسئولیتی نداشته و ندارند!
گفت: چرا همه بی‌عرضگی‌ها و ناکارآمدی‌های خودشان را به گردن دولت‌های نهم و دهم می‌اندازند!
گفتم: یارو از هواپیما که پیاده شد شلوارش افتاد پایين. بهش گفتند؛ مرد حسابی خجالت بکش! خودتو جمع کن! و یارو که بد جوری خیط کاشته بود گفت؛ به من چه؟ تقصیر مهماندار هواپیماست که گفت به مقصد رسیدیم، لطفا کمربند‌ها را باز کنید!!

شورش تخم‌مرغ علیه انقلاب خربزه!(یادداشت روز)



نشریه آمریکایی نیویورکر اخیراً تحلیلی را درباره اغتشاشات در ایران منتشر کرد. نویسنده این تحلیل، خانم رابین رایت است که 30‌سال در این نشریه مشغول تحلیل بوده و به مواضع ضدایرانی شهرت دارد. شروع این تحلیل با نقل قولی از حضرت امام خمینی(ره) است. رایت می‌نویسد؛ «در روزهای ابتدایی جمهوری اسلامی آیت‌الله خمینی در پاسخ به اظهار نگرانی یکی از دستیاران خود درباره افزایش تورم به طعنه گفت: اقتصاد برای الاغ است. انقلاب 1979 برای قیمت خربزه نبود.» نیویورکر در ادامه می‌نویسد چهار دهه بعد، آینده انقلاب اسلامی به قیمت تخم مرغ بستگی پیدا کرده است.
آنچه رابین رایت از قول حضرت امام(ره) نقل می‌کند سال‌هاست که از سوی بسیاری از تحلیلگران و رسانه‌های غربی مطرح و به جمله‌ای کلیشه‌ای تبدیل شده که «اقتصاد برای الاغ است.» اما واقعیت ماجرا چیست و این عبارت کی و در پاسخ به چه کسانی مطرح شد. در ماه‌های نخست پیروزی انقلاب اسلامی، گروه‌های مارکسیستی به شدت در سطح جامعه و دانشگاه‌ها فعال بوده و سعی داشتند گفتمان و خوانش خود از قیام مردم علیه رژیم پهلوی را مطرح و مسلط سازند. یکی از عبارت‌های مشهور آنان که برگرفته از تفکر مارکسیستی بود و به زبان‌های مختلف تبلیغ و ترویج می‌شد، آن بود که «اقتصاد زیربنای جامعه است.»
حضرت امام(ره) 17 شهریور 1358 در دیدار جمعی از کارکنان رادیو به این تفکر و خط تبلیغی مارکسیست‌ها پاسخ دادند. سخنان ایشان در این مورد برخلاف ادعای دروغین نشریه نیویورکر نه واکنش به دستیار مجهول‌الهویه ایشان و اظهار نگرانی درباره گرانی و تورم بود و نه سخنانی از سر طعنه و شوخی. از قضا ایشان در همین سخنرانی به‌طور مبسوط و مفصل درباره جدی بودن اسلام و حکومت اسلامی سخن گفته و به دست‌اندرکاران رادیو و تلویزیون می‌فرمایند برخلاف رادیو و تلویزیون، سینما، نشریات و سایر ابزار رژیم طاغوت که سعی داشتند با هزل و هجو، مردم و به خصوص نسل جوان را نسبت به مسائل اصلی و اساسی مملکت بی‌تفاوت و بی‌قید کنند، شما باید در برنامه‌هایتان کاملا جدی بوده و مردم را آگاه کنید؛ « ‏‏اسلام شوخی ندارد؛ همه‌اش جدّی است، هزل ندارد؛ لغویات ندارد؛ لهویات ندارد؛‏‎ ‎‏همه‌اش جدّی است، جدّیات است. هم در امور مادی، که اسلام هر دو جهت را دارد،‏‎ ‎‏هم امور مادی و هم امور معنوی، همه‌اش جِدّ است... اینها می‌خواهند که ما را به همان حالی که بودیم اسم، جمهوری اسلامی، و رسم و‏‎ ‎‏واقعیت، همان مسائل طاغوتی و همان مسائل باشد. ما باید جدیّت کنیم که همان طور که‏‎ ‎‏رأی دادیم به جمهوری اسلامی و اسم جمهوری اسلام الآن در ایران است، محتوایش را‏‎ ‎‏اسلامی‌کنیم؛ یعنی رادیو ـ تلویزیون که شما هستید اسلامی باشد؛ لغویات و لهویات و‏‎ ‎‏نمی‌دانم صورتهای کذا نباشد. اصلاح باید بشود اینها.»
و اما درباره قیمت خربزه و نسبت اقتصاد و الاغ! ایشان در این مورد نظری کاملاً روشن و واضح دارند که هیچ منطقی نمی‌تواند آن را رد کند؛ «هیچ عاقلی نمی‌تواند تصور کند که بگویند ما خونهایمان را دادیم‏‎ ‎‏که خربزه ارزان بشود! ما جوانهایمان را دادیم که خانه ارزان بشود. هیچ عاقلی جوانش‏ ‎‏را نمی‌دهد که خانۀ ارزان گیرش بیاید. مردم همه چیزشان را برای جوانهاشان‏‎ ‎‏می‌خواهند؛ برای خانمانشان می‌خواهند... ‏‏آنهایی که دم از اقتصاد می‌زنند و زیربنای همه چیز را اقتصاد می‌دانند از باب اینکه‏‎ ‎‏انسان را نمی‌دانند یعنی چه، خیال می‌کنند که انسان هم یک حیوانی است که همان‏‎ ‎‏خورد و خوراک است! منتها خورد و خوراک این حیوان با حیوانات دیگر یک فرقی‏‎ ‎‏دارد. این چلوکباب می‌خورد؛ او کاه می‌خورد؛ اما هر دو حیوانند. اینهایی که زیربنای‏‎ ‎‏همه چیز را اقتصاد می‌دانند اینها انسان را حیوان می‌دانند. حیوان هم همه چیزش فدای‏‎ ‎‏اقتصادش است. زیربنای همه چیزش ‏‏[‏‏است‏‏]‏‏ الاغ هم زیربنای همه چیزش اقتصادش‏‎ ‎‏است. اینها انسان را نشناختند اصلا که چه هست.»
تحلیل رابین رایت که یکی از تحلیلگران قدیمی و ثابت مسائل ایران است، به روشنی نشان می‌دهد چرا آمریکایی‌ها در توطئه‌های خود علیه ایران شکست می‌خورند. پاسخ را باید در مفروضات غلط و کلیشه‌ای آنان از انقلاب اسلامی و ملت ایران دانست. وقتی تحلیلگری با سابقه رایت و نشریه‌ای به قدمت نیویورکر این چنین سطحی و با مفروضات غلط به سراغ تفسیر مسائل پیچیده ایران می‌آیند، از دونالد ترامپ که برخی از نزدیکانش هم – از استیو بنن گرفته تا رکس تیلرسون- در سلامت روانی و عقلی او تشکیک کرده‌اند، چه انتظاری می‌توان داشت که عاقل باشد و آتش‌بازی چند مزدور کف خیابان را تعبیر رویای تغییر حکومت در ایران نپندارد؟!
البته این کج‌بینی و کج‌فهمی در اغلب رسانه‌های غربی، بخصوص رسانه‌های جریان غالب، دیده می‌شود و محدود به آن نشریه آمریکایی نیست. به عنوان یک نمونه دیگر نشریه انگلیسی گاردین در تحلیلی آشوب‌های ایران را «انقلاب تخم مرغ»(!) نامیده و به سران کشورهای غربی به‌شدت معترض شده بود که چرا بیش از این به آشوبگران کمک نمی‌کنید. انقلابی که برای قیمت خربزه شده باشد را شاید بتوان با شورش تخم مرغ ساقط کرد اما انقلابی که به نام خدا انجام شده باشد و در این مسیر به راه خود ادامه دهد، بیدی نیست که با این بادها بلرزد. آنچه چهار دهه پیش حضرت امام(ره) در پاسخ به دنباله‏روهای بلوک شرق که سعی در تحریف و مصادره انقلاب اسلامی داشتند، فرمودند، پاسخ به مواضع امروز غربی‌ها و شیفته‌های آنان نیز هست چرا که اگرچه شرق و غرب در راه و روش با یکدیگر اختلاف و تفاوت داشتند اما در هدف و مقصد نهایی تفاوتی نداشتند. شرق اقتصاد را زیربنای جامعه می‌دانست و غرب بر اصالت سود و لذت تاکید دارد. مادی‌گرایی و نفی معنویت الهی، فصل مشترک اصلی هر دو تفکر است.
مشکلات اقتصادی امروز جامعه ایران نیز بیش و پیش از هر چیز به دلیل فاصله داشتن با نگاه عمیق و دقیق اسلام به موضوع اقتصاد و غلبه اقتصاد لیبرالی است. اسلام اگرچه اقتصاد را هدف و زیربنای جامعه نمی‌داند و اهداف والاتری برای جامعه اسلامی ترسیم کرده است اما در عین حال به هیچ عنوان نسبت به اقتصاد بی‌تفاوت نبوده و دستورات و راهکارهای جامعی در این زمینه دارد. غایت و هدف جامعه اسلامی کسب ثروت نیست اما در عین حال جامعه فقیر و تهیدست نیز با جامعه اسلامی فاصله دارد که فرموده‌اند؛ کاد الفقر ان یکون کفرا.
زندگی ‌اشرافی و مصرف‏گرا که از سوی رسانه‌های غربی ترویج و تشویق می‌شود و در آموزه‌ها و مواضع حضرت امام(ره) به‌شدت مورد نکوهش و طرد واقع شده است، چه نسبتی با انقلاب اسلامی دارد؟ شیوه زندگی شخصی آن مرد بزرگ و مقام معظم رهبری چگونه بود و هست؟ رسانه‌های کشور به خصوص صدا و سیما مبلغ کدام نوع از سبک زندگی و اقتصاد هستند؟ عملکرد ده‌ها بانکی که مانند قارچ از دل برخی ارگان‌ها و سازمان‌ها و بخش خصوصی سربرآورده‌اند، در کدام مسیر است و چه نسبتی با فرهنگ اسلامی کار و تولید دارد؟ معضل سپرده‌گذاران موسسات مالی ناشی از کدام نگاه غلط به اقتصاد و ثروت است؟
نکته مهمی که در این ماجرا وجود دارد راه‌حل مشکلات اقتصادی است. غرب و شیفتگانش سعی در القای این گزاره دارند که برای زندگی مادی بهتر تنها راه‌حل دست شستن از برخی اعتقادات و آرمان‌های انقلاب و دادن برخی امتیازات به غرب است. آن اقتصاد و رفاهی که به‌قول حضرت امام(ره) برای الاغ است، از همین نوع است. الاغ بار می‌برد و در قبال این باربری کاه و یونجه‌ای جلوی او می‌ریزند. هیچ الاغی تا کنون نپرسیده چه کسی بارش می‌کند، چه بارش می‌کند و مقصدش کجاست. این همان معامله‌ای است که غرب و در راس آنها آمریکا با متحدان و مزدوران خود در کشورهای جهان سوم می‌کنند. در مقابل این راه، راه دیگری است که هم زندگی سعادتمند دنیوی را تضمین می‌کند و هم شرافت و استقلال ملت را. این راه اقتصاد اسلامی است که در آن کار و تلاش و تولید ارزش است و کسب ثروت به هر قیمت و از هر راهی مورد تایید نیست. در این اقتصاد، فساد، اختلاس و ویژه‌خواری جایی ندارد. راه اصلاح امور روشن است و بیش از تفسیر و تحلیل و همایش، نیاز به مرد عمل دارد.
محمد صرفی

«فتنه 96» و «عیدی موشکی آمریکا»! (یادداشت میهمان)

 
  1- از یک طرف شعار می‌دهند«سوریه را رها کن ، فکری به‌حال ما کن» و «جانم فدای ایران» و از طرف دیگر پرچم پرافتخار ایران را به زیر می‌کشند و آتش می‌زنند!. در نگاه سطحی، ابتدای امر این سؤال به اذهان خطور کرد که مگر می‌شود با چنین شعارهایی، پرچم ایران را هم آتش زد؟. براساس این برداشت سطحی تحلیل‌های زیادی نوشته شد و رسانه ملی هم گزارش‌های زیادی پخش کرد تا این تناقض را به مردم تفهیم کند. اما واقعیت قصه چیز دیگری است و در تحلیل عمیق‌تر و درست باید گفت این شعارها هیچ‌گونه تناقضی با آتش زدن پرچم ایران ندارند و همه اینها یک معنی و هدف واحد دارند. کسانی که پرچم ایران را به زیر می‌کشند، با شعارهای جانم فدای ایران، و سوریه را رها کن، در حقیقت به دنبال این هستند تا خط مقدم نبرد نظام سلطه علیه ملت ایران را به مرزهای کشور بکشانند و شرایط و فضایی به‌وجود  آورند تا مسئولان از تلاش برای«حفظ تمامیت ارضی و امنیت ایران» دست بردارند و ایران سقوط کند و این یعنی همان به زیر کشیدن پرچم پرافتخار ایران! معنی این شعارها این است که ما از داخل به جان و مال ملت ایران حمله می‌کنیم و از خارج هم آمریکا و داعشی‌های دست پرورده آمریکا را رها کنید تا بر سر ایران آن بیاورند که بر سر مردم عراق و سوریه آوردند! آیا جان را در میدان نبرد و در دفاع از جان و مال و ناموس ملت و مملکت فدا می‌کنند و یا با کشتن هموطنان و تخریب اموال کشور می‌توان خود را فدای ایران کرد؟! لذا اولا تعجبی ندارد کسانی که پرچم ایران را به آتش می‌کشند، سردار سلیمانی‌ها و همدانی‌ها و حججی‌هایی که در سوریه و در خط مقدم «دفاع از تمامیت ارضی و امنیت ایران»، «جان خود را فدا می‌کنند»، ناجوانمردانه زیر سؤال ببرند و بعد هم ادعا کنند«جانم فدای ایران!»!. ثانیا جریانی که تاکنون با دوقطبی‌سازی‌های جعلی اقتدار نیروهای مسلح به‌عنوان فدائیان حقیقی ایران را نشانه گرفته بودند و با ناتوانی در تحقق شعارهای خود برای حل مشکلات مردم، دوگانه «یا بهبود شرایط اقتصادی به مدد برجام و یا تقویت قدرت دفاعی» را القاء و برای واداشتن جمهوری اسلامی به مذاکرات مجدد در منطقه با هر روش ممکن تلاش می‌کردند، اکنون به جایی رسیدند که با به راه انداختن «آشوب و اغتشاش»، و با «تهدید و ارعاب» می‌خواهند به اهداف خود برسند! غافل از اینکه رهبری و ملت ایران اهل چنین باج دادنهایی نیستند، آن‌گونه که در فتنه 88 ندادند.
2- اما در روزهایی که شوی تبلیغاتی نیکی هیلی سفیر آمریکا در سازمان ملل با اتهام زنی موشکی علیه جمهوری اسلامی روی آنتن رسانه‌ها بود، خبرهای موشکی دیگری هم منتشر شد که از یک طرف موجب «آچمز شدن» جریان لیبرالی و نفوذی‌های مدعی مذاکره با آمریکا در‌باره قدرت دفاعی کشور شد و به همین علت از سوی رسانه‌های جریان لیبرالی حامی دولت مورد سانسور قرار گرفت، و ازطرف دیگر بسیار عبرت آموزاست، البته نه برای ملت ایران که بسیار فهیم‌تر از این هستند، بلکه برای نفوذی‌ها و جریان لیبرالی آچمز شده که اکنون با شعار سوریه را رها کن، جانم فدای ایران در تلاش برای انحراف افکارعمومی هستند، به‌ویژه که جبهه مقاومت زنگ بیرون راندن آمریکایی‌ها از منطقه را به‌صدا درآورده است. رئيس‌جمهور آمريکا در حالي که براي قدرت دفاعي ديگر کشورها از جمله ايران، روسيه و کره شمالي خط و نشان مي‌کشد، در آستانه عيد کريسمس و سال نو ميلادي، یک روز بعد از انتشار راهبرد جدید امنيت ملي این کشور «بودجه اضطراري دفاع موشکي» خود را امضا کرد که می‌توان از آن به‌عنوان «عيدي موشکی ترامپ»! یاد نمود.براساس قانوني که ترامپ امضا کرد آمريکا چهار ميليارد دلار(بیش از160 تریلیون ریال) به ‌صورت ويژه براي تقویت و توسعه قدرت تهاجمی و دفاع موشکي هزينه مي‌کند. در راهبرد جدید امنيت ملي آمريکا نيز تاکيد شده که آمريکا در حال استقرار«سامانه دفاع موشکي پيشرفته و چند لايه» است. قبل از این نیز ترامپ قرارداد 460 میلیارد دلاری و اوباما قرارداد 115 میلیارد دلاری فروش پیشرفته‌ترین سیستم‌های دفاع موشکی از جمله سیستم دفاع موشکی پاتریوت و موشک‌های تاد لاک هد مارتین و هوا‌ به ‌هوا، هوا به ‌زمین و سطح ‌به ‌سطح به عربستان را برای مقابله با ایران امضا کرده بودند. همچنین آمریکا با حذف محدودیت‌های «دستورالعمل بُرد موشک‌های بالستیک کره‌‌جنوبی»به سئول اجازه داد تا برد موشک‌های بالستیک خود را از300 کیلومتر به800 کیلومتر برساند.
 3- حال با توجه به این خبرها که مشتی است نمونه خروار! و همچنین با توجه به زیر میزِ مذاکرهِ برجام زدن از سوی رئیس‌جمهور آمریکا چند سؤال ساده به وجود می‌آید: آیا هنوز عده‌ای با دوقطبی‌سازی کاذبِ «دولت با تفنگ»و «دولت بی‌تفنگ»، معتقدند دنیای آینده،«دنیای گفتمان است و نه دنیای موشک»!؟ آیا عده‌ای هنوز معتقدند بدون اقتدار موشکی و تامین امنیت می‌توان موجب پیشرفت و حل مشکلات اقتصادی و رفع تحریم‌ها شد!؟ و جریان نفوذی پس از سر دادن شعارهای ضددفاعی در آشوب‌های اخیر پاسخ دهد که چگونه با«گفتمان سر میز مذاکره» می‌تواند بدون وجود«شهرک‌های موشکی زیرزمینی»، «سایه جنگ القایی» را از سر ملت ایران بردارد!؟
4- برای فهم این سؤالات و پاسخ به آنها، پاسخ به این سؤال مهم است که چرا علیرغم حمایت روسیه و چین، تیم مذاکره کنندگان هسته‌ای در جریان مذاکرات با حذف تحریم‌های موشکی و تسلیحاتی که به‌دلیل هسته‌ای وضع شده بود و باید در قطعنامه 2231 لغو می‌شدند،مخالفت کردند!؟ وزیرامورخارجه روسیه و وندی شرمن مذاکره‌کننده ارشد آمریکایی با ‌اشاره به پشت پرده این مسئله می‌گویند«روسیه و چین می‌خواستند تحریم‌های تسلیحاتی و موشکی ایران نیز لغو شود،اما باوجود این حمایتها، خود تیم ایرانی موافقت کردند که تحریم‌ها تا ۵ سال ادامه یابد»!!! لاوروف دو روز پس از امضاء برجام هم گفته بود«طرف ایرانی با طرف غربی درباره تحریم‌های تسلیحاتی مصالحه کرد!». مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا هم در پارلمان این اتحادیه با استناد به یک«نیم‌جمله‌ای» در مقدمه توافق104 صفحه‌ای هسته‌ای ادعا کرده «برجام می‌تواند مسیر را برای نوع دیگری از تعامل در منطقه فراهم کند» موگرینی با بیان اینکه «یک راز را دارم افشا می‌کنم» گفته «این نیم جمله به درخواست تیم مذاکره‌کننده ایرانی در مقدمه برجام گنجانده شده است»!!!. این همان خلل و فرج و تفسیرپذیر بودن متن برجام و مرجع تفسیر بودن کشورهای غربی است که رهبر معظم انقلاب قبل از امضاء برجام به تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای تذکر و گوشزد کرده بودند، اما...
5- لذا با درک پشت پرده‌های برجام می‌توان فهمید که چرا هرگونه تقویت قدرت دفاعی و موشکی کشور، از سوی آمریکا مغایر با برجام و قطعنامه 2231 القاء می‌شود و چرا با این القاء به دنبال مذاکره دیگری در‌باره قدرت دفاعی ایران و مسائل منطقه هستند؟ و مهم‌تر اینکه چرا در ایران آشوب به راه می‌اندازند تا با شعارهای ضددفاعی برای مذاکره مجدد فضاسازی کنند؟!. لذا تحلیلگران معتقدند وجود چنین تفسیرپذیری‌هایی از برجام و ارسال پالس‌های داخلی تحت عنوان «برجام کف و پایه مذاکرات و الگویی برای مسائل منطقه است» و همچنین شعارهای ساختارشکنانه ضددفاعی در فتنه و آشوب‌های اخیر، همه را در کنار هم باید در پوشه قرمز وزیر خارجه انگلیس در سفر به تهران جست‌وجو کرد که پازل مذاکرات برجام2 را تکمیل می‌کند و آشکار می‌شود که این پازل از اول چیده شده بود! نکته بسیار تامل‌برانگیز این است درحالی که وزیر دفاع آمریکا اذعان کرده ‌آمریکا قدرت برخورد نظامی با ایران را ندارد و اقدام آمریکا علیه ایران صرفاً دیپلماتیک (برای آشوب و اغتشاش در داخل)، نه نظامی است، و برخی از مسئولان کشورمان درپی القاء مجدد سایه جنگ و ترساندن دوباره مردم برای تن دادن به مذاکره‌ای دیگر برمی‌آیند و آقای ظریف توئیت می‌کند که شوی تبلیغاتی نیکی هیلی «شبیه زمینه‌سازی کالین پاول برای حمله به عراق است»! و شبکه BBC فارسی هم این پیام را در سرخط خبرهای خود قرار می‌دهد!!! تاسف‌بارتر اینکه همزمان با این توئیت و هماهنگ با آن، رئیس‌ مرکز استراتژیک ریاست‌جمهوری در سمینار حکمرانی و امنیت منطقه‌ای نیز در حالی‌که گروه‌های تروریستی به برکت مقاومت ایجاد شده در منطقه در حال اضمحلال هستند، القاء می‌کند اگر تن به مذاکره در منطقه ندهیم، «اطراف ایران ملجاء گروه‌های تروریستی اسلامی خواهد شد»!، و از توانایی و اقتدار جمهوری اسلامی در خنثی کردن توطئه‌های دشمنان، به بازی برد–باخت و یکجانبه‌گرایی و انحصارطلبی تعبیر می‌کند!.
6- و اما اکنون که به فرمایش رهبر معظم انقلاب دستاورد برجام «خسارت محض» و به تعبیر رئیس‌کل بانک مرکزی «دستاورد هیچ» بوده و وزیر امورخارجه به‌ اشتباه بودن اعتماد به آمریکا اذعان و شخص رئیس‌جمهور نیز از مذاکره با آمریکا به «داستان مضحک» و از مذاکره کنندگان با آمریکا به «دیوانه بودن» یاد کرده، و همچنین با توجه به امضاء بودجه اضطراری موشکی آمریکا، جریان لیبرالی که با ساز آمریکا می‌رقصد چه پاسخی دارد به ملت ایران بدهد که اگر موشک بد است چرا آمریکا بودجه اضطراری ویژه برای توسعه دفاع موشکی خود امضا می‌کند و اگر خوب است چرا ملت ایران برای دفاع خود در این دنیایی که قانون جنگل برآن حاکم است نباید داشته باشد؟!. لذا دیگر نمی‌توان فضاسازی برای مذاکره مجدد در مسائل منطقه و قدرت موشکی کشور را از روی جهالت و ساده‌لوحی و غفلت تعبیر کرد و قطعاً از این به بعد هرگونه تلاش برای توجیه مذاکره در‌باره قدرت دفاعی کشور را باید «خائنانه و بر خلاف هرگونه عقلانیت سیاسی و منافع ملی» تلقی کرد. لذا ملت ایران باید بسیار هوشیار باشد تا باردیگر جریان نفوذی با فضاسازی و القاء دروغین سایه جنگ و ادعای اینکه رفع مشکلات اقتصادی در گرو مذاکره مجدد با آمریکاست، موجب فرصت‌سوزی برای کشور و فرصت سازی برای آمریکا نشود!
دکتر محمدحسین محترم

لایحه بودجه 97 مرهم یا نمک بر زخم مردم؟!

درددل‌های مردم را باید شنید و برای درمان آن کاری کرد. این را شاید بتوان خلاصه‌ای از مهم‌ترین بخش فرمایشات رهبر معظم انقلاب در دیدار روز 19 دی دانست. اقدامی که رهبر انقلاب از آن به عنوان «درمان زخم»های مردم یاد کردند.
برای التیام این زخم‌ها، همه دستگاه‌ها باید کمر همت ببندند. قوه قضائیه به نحوی، دولت و مجلس هم هریک به نحوی دیگر. راه‌های زیادی هم برای بهبود زخم‌ها وجود دارد که بی‌تعارف هیچ یک از این قوا نرفته‌اند و نخواسته‌اند به خود زحمت بدهند، اما زخم هست و عمیق‌تر می‌شود.
موضوعات فراوانی قابل بررسی در اجرای این دستور است که در آینده هم به آنها خواهیم پرداخت، اما یکی از نزدیک‌ترین ابزار‌ها برای التیام زخم‌های مردم، لایحه بودجه 97 است. لایحه‌ای که دولت اصرار دارد مجلس آن را دست‌نخورده و بدون تغییر تصویب کند! باید دید آیا این لایحه با وصفی که به مجلس تقدیم شده، مرهم زخم‌های مردم است یا نمکی بر آن زخم‌ها!؟ این گزارش به این موضوع می‌پردازد.
هیاهوی روزهای اول
یادتان هست که در نخستین روزها، هیاهوی وسیعی راه افتاد تا مردم را متوجه ارقام بودجه‌ای برخی موسسات خاص کند. نهاد رهبری در دانشگاه، موسسه امام خمینی (ره) (به مدیریت آیت‌الله مصباح یزدی) جامعهًْ‌المصطفی علیه‌السلام و.... رئیس‌جمهور هم خوشحال از این سوگیری خاص، با خوشحالی زایدالوصفی گفت: شما نمی‌دانید من این روزها چقدر خوشحالم که مردم درباره بودجه حرف می‌زنند! و البته منظورش همین حرف‌ها بود! در همان جلسه رئیس‌جمهور باز هم شعار شفافیت داد. اما خوب بود ایشان به مردم می‌گفت که آنچه بر سر آن، این همه هیاهو می‌شود، کلا حدود 7 دهم درصد بودجه را تشکیل می‌دهد! یعنی همه این هیاهو، حتی یک درصد بودجه را هم در بر نمی‌گیرد! تازه خوب بود می‌گفت که این ارقام در سال‌های قبل به دستگاه‌های مربوطه داده شده است!؟ مثلا می‌گفت که چرا بودجه نهاد رهبری در دانشگاه به عنوان مجموعه‌ای فرهنگی و مورد مراجعه و نیاز خیل عظیمی از دانشجویان داده نشد و حقوق کارکنان با تاخیر مواجه شد!؟ راز استعفای مسئول نهاد چه بود و...!؟ اینها نشان می‌دهد که باید هیاهو باشد تا 7 دهم درصد مهم جلوه کند و مردم از 99 درصد دیگر بی‌خبر باشند!
مروری بر برخی ردیف‌های بودجه نشان می‌دهد شعار شفافیت، حرف خنده‌داری است برای بازی‌های سیاسی وگرنه خوب است درباره برخی موضوعات زیر به مردم گزارش داده شود تا معلوم شود بودجه به کام کیست!؟
811 هزار میلیارد تومان!!
۸۱۱ هزار میلیارد تومان از اعتبارات بودجه سال ۹۷ مربوط به شرکت‌های دولتی است! عددی که رئیس‌جمهور هرگز در سخنان آتشین خود به آن نزدیک هم نمی‌شود و سعی می‌کند کسی دیگر هم چیزی نگوید! راستی چرا این بزرگ‌ترین رقم بودجه باید از نظر‌ها مخفی بماند!؟ مردم نباید بدانند این بودجه هنگفت به کدام شرکت‌ها می‌رود، مدیران آنها کدام افرادند و عایدی و سود آنها برای مملکت چه بوده!؟ مثلا چرا نباید فهرستی از شرکت‌های زیان‌ده و سود‌دهی که این 811 هزار میلیارد را می‌گیرند به مردم داده شود!؟
در این‌باره حسینی عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس سؤال جالبی پرسیده که نشان می‌دهد دولتی‌ها، نه تنها با مردم که حتی با نمایندگان مجلس هم شفاف نیستند و احتمالا کسی قصد دارد سر آنها را هم کلاه بگذارد! او می‌پرسد: «سؤالات مهمی در مورد بودجه شرکت‌های دولتی وجود دارد، مثلا چرا شرکت‌های زیان‌ده در بخش شرکت‌های سودده نوشته شده‌اند؟ چرا سود سهام شرکت‌ها به شکل دیگری نوشته شده است؟ سود سهام شرکت‌ها بر چه اساسی برآورد شده است؟ آیا مصوبات مجامع شرکت‌ها را درنظر دارند؟ چه اتفاقی در شرکت‌ها افتاده است که قصد دارند درآمد‌های خود را افزایش دهند؟»
خوب است مردم عزیز بدانند اغلب شرکت‌های دولتی(قریب به تمام آنها) زیان‌ده هستند و هزینه‌شان به تمامی از جیب مردم پرداخت می‌شود! مدیران و مشاوران و اعضای هیئت‌مدیره و... این شرکت‌ها هم نوعا به صورت غیرتخصصی و براساس برخی مناسبات (حزبی- سیاسی- حتی فامیلی !) انتخاب و منصوب می‌شوند! این وضع فاجعه‌آمیز در حالی است که طبق سیاست‌های اصل ۴۴ شرکت‌های زیان‌ده باید منحل می‌شدند و یا به صورت سازمان و دستگاه‌ وابسته به وزارتخانه‌ تخصصی خود اداره می‌شدند. اما ظاهرا برخی منافع مانع این کار شده. راستی شما هم شنیده‌اید برخی شرکت‌ها حیاط خلوت دولت است!؟
بالاخره 811 هزار میلیارد تومان بودجه، رقم کمی نیست!
هوای تازه چند!؟
افزون بر آن رقم افسانه‌ای و غیر قابل تصور، برخی بودجه‌های مضحک و البته بی‌سروصدا هم در لایحه سال 97 هست که نمی‌دانیم به آن بخندیم یا ‌گریه کنیم!؟
چند سالی است مسیر فرودگاه امام خمینی (ره) تا تهران، از بوی نامطبوعی سرشار است و شامه مردم را می‌آزارد. صد البته این بو قدیمی است ولی حالا آن محل، محل تردد مسافران خارجی هم هست و اگر تا پیش از این اهمیتی نداشت، به یمن قدم این مسافران عزیز(!) مهم شده و باید حل شود.
درباره منشأ این بود، چندین حدس و گمان وجود دارد ولی حقیقت امر این است که مسئولان امر صراحتا اعلام کرده‌اند منشأ بو را نمی‌دانند. بیشترین حدس این است که بوی نامطبوع مربوط به زباله‌های تهران، مدفون در کهریزک باشد.
حال چه باید کرد!؟ می‌توانید پاسخ را در قالب یک ردیف بودجه ذیل عنوان «جدول برآورد اعتبارات ردیف‌های متفرقه» در لایحه بودجه سال 97، با اعتبار یک هزار میلیارد ریال گنجانده شده ملاحظه کنید. دولت محترم 100 میلیارد تومان بودجه برای رفع بوی نامساعد اطراف فرودگاه امام خمینی(ره) تخصیص داده آن هم در شرایطی که هنوز منشأ این بو مشخص نشده است! راستی وقتی نمی‌دانیم علت چیست، قرار است با معلول چگونه برخورد کنیم!؟ آیا دولت می‌خواهد اسپری خوشبو‌کننده در محل استفاده کند!
یک حساب سرانگشتی نشان می‌دهد که قرار است روزانه بیش از 270 میلیون تومان برای رفع این بوی مجهول‌المنشأ از مسیر فرودگاه هزینه شود! یعنی ساعتی 11 میلیون تومان!
به نظرتان ساعتی یازده میلیون تومان کمی زیاد نیست!؟ آن هم برای کاری که اصلا نمی‌دانند چیست!؟ چه خوب است دولت شفاف‌سازی کند و پیمانکار قدرتمندی که توانسته چنین عدد هنگفتی را به بودجه کشور وارد کند، به مردم معرفی کند.
دکوراسیون مدیران!
افزایش هزینه‌های جاری دولت، نکته تلخ و تأسف‌بار مهمی است که می‌کوشند دیده نشود. این موضوع به جز حقوق و دستمزدهاست و برخی عامدانه تلاش دارند این دو را مخلوط کنند. اگر دولت تنها و تنها همین یک قلم را اصلاح می‌کرد، در ‌اشتغال کشور به واسطه به حرکت درآمدن چرخ‌های عمرانی، انقلاب بزرگی ایجاد می‌شد. دولت با همین یک کار می‌توانست حداقل 50 هزار میلیارد تومان از هزینه‌های خود را کاهش دهد. این رقم کمی نیست. می‌توان عین این رقم را در پروژه‌های عمرانی به کار بست.
اما اکنون این پول کجا می‌رود!؟ حسینعلی حاجی‌دلیگانی نماینده مجلس توضیح تلخی دارد. او می‌گوید:«برخی از اداره‌ها به طور مرتب در حال تعویض دکوراسیون خود هستند. چرا باید با ورود هر استاندار یا فرماندار جدید دکوراسیون دفتر کار یا مجموعه او تغییر یابد؟ حتی در مجلس هم به طور مرتب شاهد این تغییر و تحولات هستیم. ساخت و ساز و نگهداری مهمان‌سرا‌ها یکی دیگر از این موارد است که بسیار پرهزینه بوده و دولت می‌تواند با فروش آنها ضمن رهایی از نیروی انسانی و هزینه‌های ناشی از نگهداری این ساختمان‌ها، درآمد حاصل از آن را صرف اداره امور کشور کند.» او نمونه‌های تأسف‌بار دیگری را هم برمی‌شمرد: «چرا وقتی کشور در این وضع به سر می‌برد، وزارتخانه‌ها، اداره‌های کل و دیگر دستگاه‌ها اقدام به خرید خودرو‌های لوکس آنچنانی می‌کنند... باید مسافرت‌های خارجی مسئولان ارشد کشور جز در موارد بسیار ضروری حذف و تعداد همراه‌های آنها کاهش یابد.»
 به نظرتان مردم کشور، سهمی در آن دکور و آن یکی هتل و آن خودروی لوکس و... دارند!؟ دولت فقر ملت را به قیمت زیبایی اتاق مدیران می‌بیند و فریاد شفافیت هم سر می‌دهد!
فراموشی مسکن
ممکن است کسی بگوید دولت در کنار آن بودجه‌های عجیب و غریب، برای مردم هم فکر‌هایی کرده است. برای کشف صحت این احتمال، ردیف‌های بودجه را زیر و رو می‌کنیم. یک نیاز مهم مردم، مسکن است. شوربختانه  می‌بینیم که هیچ اقدام منطقی و معقولی برای کمک به صاحبخانه شدن مردم در بودجه وجود ندارد! این یعنی یکی از مهم‌ترین نیازهای زندگی بشری یعنی مسکن در دولت دیده نشده و به دست فراموشی سپرده شده است! اگر علت را بپرسیم پاسخ لابد این است که بودجه نداریم! جواب را باید در ردیف‌های دیگر جست‌وجو کرد که بودجه به بیراهه رفته است و نمک به زخم مردم شده. چندی قبل مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی با ارائه گزارشی به صراحت اعلام کرد: «دولت درک صحیحی از شرایط بحرانی مسکن در تدوین لایحه بودجه سال ۹۷ نداشته است.» همین عبارت به تنهایی گویای نگاه دولت به این مشکل مهم مردم است. در بخشی از این گزارش آمده: «آنچه باید مورد توجه بیشتر قرار می‌گرفت، درک صحیح از شرایط بحران مسکن و تقویت مبادی مهاجرت، اتخاذ تصمیمات صحیح برای رونق و ایجاد تعادل در بازار مسکن باشد که در لایحه بودجه سال 97 ردی از آن مشاهده نمی‌شود. رویکردهای اتخاذشده در ماده واحده لایحه بودجه 97 هیچ‌گونه حکم خاصی درخصوص مسکن و شهرسازی که بتواند ضامن ارتقای این بخش باشد، ارائه نکرده است.» عبارت هیچ ‌گونه حکم خاصی... به تنهایی گویای عمق فاجعه و دور بودن بودجه از التیام این یک زخم زندگی مردم نیست!؟
جلسه‌ای 37 میلیون تومان!
اگر در بودجه سال آینده برای مسکن مردم فکری نشده، در عوض برای هر جلسه هیئت دولت 37 میلیون تومان بودجه پیش‌بینی شده است! یعنی رئیس‌جمهور و اعضای محترم دولت برای هر دورهمی و گفت‌وگو درباره مشکلات کشور، 37 میلیون تومان درنظر گرفته‌اند! علی برکت‌الله! طبیعی است که بافت فرسوده فلان روستای محروم نباید بازسازی شود و با کوچک‌ترین زلزله به سر مردمش خراب شود و از مردم تلفات بگیرد!
چه خوب بود دولت در این باره شفاف‌سازی می‌کرد که در یک جلسه دو، سه ساعته چه اتفاقی قرار است بیفتد که هزینه هرباره آن 37 میلیون تومان است!؟ حدود 5 سال است که این جلسات برگزار شده و ثمر آن را می‌بینیم.
مردم و کارشناسان از رقم‌هایی که دولت برای بودجه 97 پیش‌بینی کرده همچون قیمت غیرواقعی دلار، افزایش قیمت حامل‌های انرژی، حذف حدود 30 میلیون یارانه‌بگیر، افزایش فشار مالیاتی، بودجه‌های سرسام‌آور برای امور جاری برخی نهادهای وابسته به دولت و... اظهار نگرانی می‌کنند.
نشست‌های صد میلیونی!
در نمونه‌ای دیگر، می‌توان به بودجه مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری که مدیریت آن را حسام‌الدین آشنا به عهده ‌دارد،‌ اشاره کرد. فارغ از اصل کارکرد چنین مجموعه‌ای برای مردم و اینکه چه خروجی این مرکز با این نام زیبا داشته، در بودجه می‌بینیم که قرار است این مرکز در سال آینده ۳۰ نشست و همایش برگزار کند که بودجه مجموع آنها ۳ میلیارد و 400 میلیون تومان پیش‌بینی شده است! یعنی میانگین اعتبار هر یک از این نشست‌ها ۱۱۳ میلیون تومان است! به نظر شما در این نشست‌ها قرار است چه اتفاقی بیفتد که این هزینه‌ها برای آن مباح است!؟ آیا این هم حیاط خلوتی دیگر است!؟
شبیه این بند در ارقام در بودجه 97 باز هم هست. معاونت امور زنان و خانواده رئیس‌جمهور بابت هر گزارش و تحلیل داده‌های آماری ۴۰ میلیون تومان حق‌الزحمه داده دریافت می‌کند! و جالب‌تر آنکه هر جلسه دبیرخانه ستاد ملی زن و خانواده ۸ میلیون تومان هزینه دربر دارد! اینکه آن گزارش‌ها و این جلسات چه آورده‌ای برای زنان و دختران مملکت دارد، بحث دیگری است که بارها و بارها به آن پرداخت شده و درباره خطر نفوذ جریانات فمینیستی و ضد دین در این گونه مراکز هشدار داده شده است.
دست در جیب
اکنون آنچه از خاصه‌خرجی‌های دولت را خواندید در کنار افزایش نرخ حامل‌های انرژی، قطع یارانه‌ها، افزایش عوارض، افزایش قیمت خرید پایان خدمت، افزایش شهریه دانشگاه و خوابگاه و ده‌ها افزایش دیگر قرار بدهید تا بدانید بودجه سال آینده، نمک بر زخم‌های اقتصاد است یا مرهمی بر دل مردم!
تا اینجا روشن شده که دولت برای مخارج خودش، دستش را در جیب مردم کرده است ولی برای رد گم کنی، هیاهو درباره ارقام ناچیز را در دستور جریان زنجیره‌ای قرار داده است.
هم دولت و هم نمایندگان مجلس می‌توانند هم‌اکنون که هنوز بودجه به تصویب نرسیده، ثابت کنند که عزمی جدی برای مرهم گذاشتن بر زخم‌های معیشتی مردم را دارند. این آزمون بزرگی برای اثبات صداقت آنهاست.

این نبرد مهم است غفلت نکنید(یادداشت روز)



حوادث و آشوب‌های روزهای اخیر، در برابر عظمت مردم ایران و نظام استوار بر حمایت مردم هیچ است و ذوق‌زدگی آمریکایی‌ها و نوکران منطقه‌ای آنها، از تحقیرشدن 40 ساله آنها خبر می‌دهد.
مطالبات قانونی و گلایه‌های بحق مردم از وضعیت معیشتی، امری جداست و نباید آن را با حرکات ضدانقلابیون این روزها و شب‌ها یکی دانست.
درباره ریشه‌های این نارضایتی هم سخن بسیار است، اما از آنجا که صحنه کنونی صحنه توحش ضدانقلاب در برابر مردم و اصل امنیت و آرامش در زیر سایه جمهوری اسلامی است، طبیعی است که برخی سخنان را به وقتی دیگر واگذاریم و آن سخنان و گلایه‌های بحق را به روزگاری دیگر وا گذاریم. قطعا در آن روز آنقدر گفتنی هست که دیگر کسی نتواند فرافکنی کند و از زیر بار آنچه کرده شانه خالی کند.
اما در عین حال که در میانه حادثه فرصت محاکمه و مواخذه نیست، برخی اقدامات را نباید از نظر دور داشت. از این بین مشخصا موضوع شبکه‌های اجتماعی و بسترسازی برای جهت‌دهی به افکار عمومی، چیزی است که در روزهای اخیر به شدت مورد توجه عموم مردم جامعه قرار گرفته و جا دارد به آن بیش از دیگر مسائل پرداخته شود.
1- شکست آمریکا در تحمیل جنگ از سوی صدام به‌عنوان یک کشور همسایه و اقتدار ملی بی‌نظیر کشورمان باعث شد پس از آن، دیگر هیچ همسایه‌ای حتی فکر حمله به ایران را هم به سر راه ندهد، هرچند که آمریکا سنگین‌ترین ابزار تطمیع را هم بکار گرفت. در نتیجه دشمن استراتژی جنگ را عوض کرد و به جای نبرد مستقیم، جریان‌هایی وحشی، بی‌وطن و غیرپاسخگو در مجامع بین‌المللی را بکار گرفت و پروژه «جنگ‌های نیابتی» را آغاز کرد. در طول بیش از دو دهه از آغاز این پروژه، این شیوه تکامل یافت و از یک گروه کوچک در یک کشور به جریانی مثل«داعش» رسید که امنیت چند کشور را به هم ریخت و خون‌های ناحق زیادی را قربانی اهداف اربابان خود کرد. سه ویژگی این جریان یعنی«وحشی‌گری، بی‌وطنی و غیرپاسخگویی در مجامع بین‌المللی» را به‌خاطر داشته باشید.
2- این تجربه، تدریجا دشمن را به فکر استفاده از آن مدل در عرصه‌های دیگر و بخصوص در حوزه رسانه و مدیریت افکار عمومی انداخت. پروژه مهمی که اکنون می‌توانیم نام آن را «رسانه نیابتی» بگذاریم. با شرحی که خواهید خواند معلوم می‌شود که این رسانه‌ها، دقیقا همان مشخصه‌های جریان‌های تکفیری و تروریستی را دارند. این پروژه دقیقا همانند گروه‌های تکفیری، سیر تکاملی را پیموده است. آمریکا که به خوبی می‌داند شکل‌دهی به افکار عمومی و یا تحریک به آشوب و بلوا از سوی رسانه‌هایی مثل صدای آمریکا یا بی‌بی‌سی به‌دلیل آشکار بودن وابستگی به آنها به شیطان بزرگ و روباه پیر استعمار، به واکنش منفی در بین مردم منجر خواهد شد، در گام نخست روی روزنامه‌های داخلی حساب ویژه باز کرده و آنها را تبدیل به پایگاه خود کرد. فراموش نمی‌کنیم که بسیاری از این رسانه‌ها در نیمه دهه هفتاد و در دوران اصلاحات، عین گزارش‌ها و مقالات بی‌بی سی و رسانه‌های غربی را در روزنامه‌هایشان به‌عنوان تولید خود منتشر می‌کردند و از این راه، بلندگوی آمریکا در داخل بودند! طبیعتا این روند دوام زیادی نیاورد و با اقدامات خلاف قانون آنها، بر اساس قانون مطبوعات با آنها برخورد شد، هرچند که به جای برخورد با عوامل آن رفتار، روزنامه‌ها توقیف شدند! گام تکمیلی در پروژه رسانه‌های نیابتی هنگامی بود که شبکه‌های اجتماعی پا به عرصه گذاشتند و بار اصلی مسئولیت ارتباطی، اطلاع‌رسانی و افکارسازی به عهده آنها قرار گرفت. اما اینجا یک مشکل تازه وجود داشت.
3- در ماجرای جنگ‌های نیابتی، خیانت برخی سران و مسئولان محلی و منطقه‌ای در میدان دادن به تکفیری‌ها همواره یک پای ثابت ماجرا بود. به‌عنوان نمونه، در فاجعه «اسپایکر» عراق که منجر به شهادت چند هزار جوان برومند عراقی به‌دست داعش شد، خیانت در فرماندهی منطقه شکل گرفته بود یا در ماجرای ‌اشغال موصل، موضوع به خیانت استاندار برمی‌گشت. برای شکل‌گیری این مرحله از رسانه‌های نیابتی، لازم بود «اسب تروا» بدون کمترین واکنشی وارد سرزمین ما بشود و این مهم‌ترین مرحله عملیات بود. تشکیل «شورای عالی فضای مجازی» به فرمان رهبرمعظم انقلاب و ابلاغ شرح وظایف هوشمندانه و پیشگیرانه این شورا، اقدامی بود که دقیقا راه را بر ورود اسب تروا می‌بست، اما چنین نشد! چرا!؟
4- ژست روشنفکری برخی مسئولان از یکسو، بی‌خبری و نفهمیدن موقعیت خطیر این تنگه، از دیگر سو و بالاخره حضور احتمالی برخی افراد وابسته و نفوذی در مجاری تصمیم‌ساز یا تصمیم‌گیر باعث شد که این مهم سال‌ها مغفول بماند. در سایه این غفلت، دشمن موفق به بزرگ‌ترین فتح خود در حوزه افکار عمومی شد و پلتفرم‌های مختلف خبری و ارتباطی خود را در متن زندگی روزمره مردم و حتی تمامی دستگاه‌های کشور وارد کرد! و اینچنین شد که در کوتاه زمانی، بخش مهم و مؤثری از ابزارهای هدایت افکار عمومی و زیرساخت‌های مربوطه، تحت تسلط دشمن قرار گرفت. مردم عادی تقصیری ندارند اما معلوم نیست چرا متولیان امر بدیهیات ماجرا را درک نمی‌کردند!؟ آیا باید بپذیریم که آنها «متوجه نمی‌شدند» که دشمن با هزینه سرشار و هنگفت، بهترین پیام رسانه‌ای خود را دائما به‌روز‌رسانی می‌کند و به رایگان در خدمت مردم ایران قرار می‌دهد!؟ واقعا نمی‌فهمیدند که این همه هزینه برای سر پا نگه داشتن شبکه‌ای با 40 میلیون کاربر، بی‌دلیل نیست و نمی‌تواند بی‌منظور باشد!؟
5- تدریجا رسانه‌ای مثل تلگرام، رسانه محوری ارتباطی جامعه شد، درحالی‌که حاکمیت ایران هیچ نظارت و کنترلی بر آن نداشت! بدیهی است که بدوی‌ترین جوامع عالم هم چنین خطایی نمی‌کنند و تا این حد واداده و ساده‌انگارانه،  همه چیز را به آنسوی مرزها محول نمی‌کنند، اما در اینجا و با پز روشنفکری چنین شد! در مقابل هشدارهای بحق و مکرر نخبگان و اصحاب اندیشه، رئیس‌جمهور محترم بارها از غیرمنطقی بودن«بستن بزرگراه به‌خاطر چند تصادف» سخن گفت و به این نکته بدیهی توجه نکرد که اساسا ایران مالک آن بزرگراه نیست که بتواند تصادفاتش را ساماندهی بکند و وقتی خودمان می‌توانیم بزرگراه داشته باشیم، چرا باید مستاجر دیگران باشیم و به شرایط آنها تن بدهیم!؟ در آن زمان و به‌خاطر بازی‌های سیاسی و انتخاباتی، اینگونه عنوان می‌شد که مخالفان دولت در پی بستن راه‌های گردش آزاد اطلاعاتند! آنها این جو را به وجود آوردند که همه پیام رسان‌های داخلی ،تحت نفوذ و شنود دستگاه‌های کشورند و برای رهایی از این قید و بند(!) باید به دامن بیگانه پناه برد! حال آنها از هر چیز ما سر در بیاورند مهم نیست و هرچه ترویج کنند، اهمیتی ندارد! این فکر خطا و خطرناک، بارها و بارها از زبان مسئولان اصلی دولت مطرح و در رسانه‌های زنجیره‌ای پژواک یافت. نتیجه آن شد که از فسق و فحشا تا قاچاق و... به سادگی در آن بستر رخ می‌داد و هیچ مانع و رادعی هم وجود نداشت!
6- پس از پروار شدن این بستر، آنها یکی دو تست اولیه زدند و پس از اطمینان از وادادگی مسئولان امر، ناگهان، شبکه اجتماعی را در قامت شبکه برانداز به‌کار گرفتند! اگر در فتنه 88 بیانیه‌های متعدد یکی از سران فتنه، آتش‌افروز میدان بود، اگر خانه تیمی قیطریه سناریوساز آشوب‌ها بود، اکنون اتاق فکر‌های آمریکایی اسرائیلی ،از راه دور با نوشتن و خط‌دهی در تلگرام، همان کار را با سرعت و گستردگی بیشتر انجام می‌دادند و در کوتاه زمانی با به‌کار‌گیری چند صد تفاله داعش و اراذل اوباش در یک کشور 80 میلیونی،اینگونه وانمود کردند که کار تمام است! اکنون بدون کمترین تردیدی می‌توان گفت که ما با مدلی جدید و پیچیده از مدیریت آشوب‌های نیابتی و موج‌ سواری روی اعتراضات مردمی مواجه هستیم که حاصل وادادگی پیشین ماست. مهم‌ترین رکن این عملیات را باید تصرف شریان‌های ارتباطی جامعه و مهندسی افکار عمومی دانست.
7- طبیعتا بسته شدت تلگرام، به این سادگی نبود و همین حالا هم ماجراهایی در بین است که باید در وقت خود برای مردم گفته شود تا مردمی که تلخی تنگی معیشت را با چاشنی آشوب و نا آرامی تحمل می‌کنند، بدانند چه کسانی مانع بسته شدن این پیام‌رسان شدند و آسیب به جان و مال مردم را رقم زدند! همین‌قدر می‌توان گفت که برای برخی تلگرام، چون ناموس مقدس و عزیز بود و حریم آن، منطقه ممنوعه بود و حتی هست! حال آنکه در برابر سه ویژگی جریان وحشی این محیط یعنی«وحشی‌گری، بی‌وطنی و غیرپاسخگویی در مجامع بین‌المللی» هیچ پاسخی جز لبخند و بی‌تفاوتی نداشته و ندارند! برای ما سخت و شرم‌آور است که میدان شکل‌دهی به افکار عمومی آنچنان به دشمن داده شود که وزیر ارتباطات به‌خاطر حفظ جان مردم از تهدیدات دشمنان امنیت مردم ،مجبور به تمنا از صاحب یک پیام رسان شود! اساسا این دو قابل مقایسه و هم تراز هستند!؟ اما این واقعیت تلخی است که متاسفانه رخ داد.
8- جنگ نیابتی رسانه‌ای روزانه قربانی‌های زیادی از مردم کشورمان می‌گیرد. افراد بی‌گناهی که قربانی جهل، غرور، سیاسی‌کاری یا وابستگی برخی خواص می‌شوند. در اوج مذاکرات هسته‌ای، جان کری گفته بود: «من به ایران نرفته‌ام ولی دوستانم که به ایران رفته‌اند می‌گویند جوانان ایرانی به‌دنبال تلفن‌های هوشمند هستند، می‌خواهند بخشی از جامعه جهانی باشند... من نمی‌دانم تا ۱۵ سال دیگر چه اتفاقاتی در ایران روی می‌دهد جز اینکه می‌دانم اتفاقات زیادی روی می‌دهد » می‌بینید که آمریکا روی این ظرفیت،حساب ویژه‌ای باز کرده، همانطور که روی داعش حساب باز کرده بود.برای پیروزی در جنگ‌های نیابتی، مدافعان حرم جانفشانی کردند و قاسم سلیمانی فرماندهی کرد. اکنون باید پرسید «سردار سلیمانی» این جنگ نیابتی در عرصه رسانه کجاست و مدافعان این عرصه چه کسانی هستند!؟
9- تجربه تلخ اخیر(که قطعا یک تست اولیه و ابتدایی بود) نشان می‌دهد مدیریت فعلی(منظور وزیر ارتباطات نیست) و مهم‌تر از آن، سبک مدیریت فعلی یعنی نوع نگاه به این قضیه،به هیچ عنوان کارآمد نبوده و اساسا درک دقیقی از اهمیت ماجرا و آثار آن ندارد! اما چاره چیست!؟
10- اگر در پی یک زلزله، به فکر احداث خانه‌های محکم و ضد زلزله می‌افتیم، در پی این رخداد هم باید به فکر تجدید سازمان رسانه‌ای و ارتباطی کشور با به‌کارگیری جوانان نخبه و متعهد به انقلاب اسلامی باشیم. اکنون کشور پر است از جوانانی که در قله علم و دانایی ایستاده و توان باز کردن هر گره کوری را دارند. به‌دلیل تعلیم و پرورش در سایه نظام اسلامی،آنها قطعا از جوانان اول انقلاب با تجربه‌تر، مدیر‌تر و کارآمدترند و این مهم را در عرصه‌های خطیری چون موشکی و هسته‌ای و نانو و... نشان داده‌اند. نظام اسلامی که به واقع خود را موظف به تامین امنیت مردم می‌داند،باید برای امنیت این بخش حیاتی کشور هم تدبیری بیندیشد. می‌توان (یعنی باید) با تغییر ساختار و پوسته صدا و سیما به‌عنوان مهم‌ترین بخش رسانه‌ای کشور،آن را تبدیل به رسانه‌ای چالاک و کارآمد و در عین حال تعاملی همچون مهم‌ترین شبکه‌های رسانه‌ای جهان کرد. باید زیرساخت‌های مناسب و متعدد برای ارتباط آسان و امن مردم ایجاد کرد تا نیازی به پیام‌رسان‌های خارجی نباشد و آنها را برای همیشه مسدود کرد و بالاتر از همه، باید به درکی درست از جهان امروز در عرصه رسانه و شکل‌دهی به افکار عمومی رسید. همه اینها را باید با عمل تام و تمام به شرح وظایف شورای عالی فضای مجازی که از سوی رهبر معظم انقلاب ابلاغ شده اجرایی کرد. برای این کار باید اراده و فرمانده داشته باشیم و کار را به خواهش و ابلاغ و... رها نکنیم، اهمیت جنگ با این داعشی‌ها کمتر از اهمیت نبرد با آن داعشی‌ها نیست.

حسین شمسیان