پردرآمد‌ها ۲۳ برابر کم‌درآمد‌ها یارانه انرژی می‌گیرند!

انحراف قانون هدفمندی یارانه‌ها

 

وقتی در سال ۸۹ قانون هدفمندی یارانه‌ها تصویب شد و قرار شد به ا‌زای دریافت ۴۵ هزارو‌۵۰۰ تومان قیمت انرژی و نان واقعی شود، کسی تصور نمی‌کرد که با گذشت هشت سال همچنان پردرآمد‌ها ۲۳ برابر کم‌درآمد‌ها یارانه انرژی دریافت کنند.

سرویس اقتصاد جوان آنلاین: براساس آمار ساز و کار فعلی تخصیص یارانه در کشور به گونه‌ای است که دهک دهم یعنی پردرآمد‌ها ۲۳ برابر دهک یکم یعنی کم‌درآمد‌ها از یارانه گاز، برق و بنزین بهره‌مند می‌شوند. طبق برآورد‌های انجام‌شده در سال ۹۸ مجموع یارانه آشکار و پنهان ۸۹۰ هزار میلیارد تومان خواهد بود. این رقم معادل ۹/ ۱۰ میلیون تومان یارانه اعطایی به ازای هر فرد و تقریبا ۲/ ۲ برابر بودجه سالانه کشور است. به نظر می‌رسد، ساز و کار توزیع یارانه‌ها که باید منجر به بهبود شاخص‌های رفاهی باشد، کارایی مناسبی نداشته و اصابت آن به اقشار هدف اندک است.
در گزارش پژوهشی انجام‌شده توسط دفتر اقتصاد کلان معاونت هماهنگی برنامه و بودجه سازمان برنامه و بودجه، عنوان شده در چارچوب اصلاحات ساختاری لازم است، نظام فعلی یارانه‌ای کشور بازنگری شود. حاصل نظام فعلی توزیع و تخصیص یارانه را باید به کمک شاخص‌های رفاهی سنجید که البته نشان می‌دهد کارایی زیادی نداشته‌است.
ساز و کار فعلی تخصیص یارانه سبب‌شده یارانه لزوماً به اقشار هدف طرح؛ یعنی تولیدکنندگان و مصرف‌کنندگان نهایی نرسد و در اختیار گروه‌های دیگر زنجیره توزیع قرار گیرد و در طول این زنجیره به هدر برود. به‌رغم تلاش دولت برای دستیابی به عدالت اجتماعی و فراهم‌آوردن فرصت‌های برابر برای همه اقشار، ضریب اصابت کاهش و اختلاف طبقاتی و نابرابری افزایش می‌یابد. متوسط یارانه مستقیم به ازای هر خانوار ایرانی فارغ از دهک‌های درآمدی معادل ۱۰ میلیون تومان در سال و مجموع یارانه پنهان مستقیم خانوار مستتر در حامل‌های انرژی مانند بنزین، برق، گاز، دارو و کالای اساسی معادل ۲۵۰ هزار میلیارد تومان است.


دریافتی یارانه پنهان دهک دهم ۷ برابر دریافتی دهک اول
توزیع یارانه پنهان در اقتصاد بر اساس برخورداری دهک‌های درآمدی جامعه نشان می‌دهد متوسط دریافتی یارانه پنهان دهک دهم بیشتر از هفت برابر متوسط دریافتی دهک اول است. به طوری که هر خانوار دهک دهم سالانه به‌طور متوسط از ۲۱ میلیون تومان یارانه پنهان مستقیم خانوار بهره‌مند می‌شود. طبق این اطلاعات دهک اول (کم درآمدها) ۳/ ۱ درصد مجموع یارانه بنزین و دهک دهم ۶/ ۲۲ درصد را مصرف کرده‌اند.
در حالی‌که هر خانوار دهک اول فقط ۳ میلیون تومان از یارانه پنهان بهره‌مند می‌شود. این اعداد گواه توزیع ناعادلانه یارانه پنهان از جمله یارانه انرژی، کالای اساسی و دارو است که می‌توان به آسانی و با یک نظام بازتوزیع کارآمد و عادلانه مکانیزم‌هایی طراحی کرد که دهک‌های پایین بیشتر از این یارانه بهره‌مند شوند. بیشترین یارانه مصرفی از سوی دهک‌های پردرآمد به ترتیب مربوط به بنزین، گاز طبیعی، کالای اساسی، دارو و در نهایت برق است. ضریب اصابت یارانه پنهان گاز، برق و بنزین نشان می‌دهد ضریب اصابت برق برای دهک دهم برابر ۱۸ درصد و برای دهک اول برابر با ۵ درصد است. در نتیجه می‌توان گفت: اهداف حمایتی دولت جهت اقشار آسیب‌پذیر تحقق نیافته، زیرا در ظاهر امر بیشترین سهم از یارانه انرژی نصیب افراد با درآمد‌های بالا شده‌است.
اساساً یارانه‌ها باید به گونه‌ای بازتوزیع شود که بتوان گروه‌های هدف را که عمدتاً افراد نیازمند حمایت بیشتر هستند، مورد‌توجه قرار دهد، اما آمار و اطلاعات موجود از نظام توزیع درآمد نه‌تن‌ها بهبود نداشته که بر فاصله و توزیع نامناسب در طرح هزینه‌درآمد خانوار خود را نمایان کرده‌است.

 

شما که به خدا پناه برده بودید از بستن دهان منتقدان؟!(خبر ویژه)

رئیس جمهور درحالی مانع از حضور دو منتقد خود در جلسات شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی شده که چندسال پیش، از بستن دهان منتقدان به خدا پناه می‌برد.


روزنامه فرهیختگان نوشت: استعاذه و پناه‌خواهی حسن روحانی در مرداد92 و مراسم تنفیذ را همه یادشان هست: «پناه می‌برم به خدا از بستن دهان منتقدان و رقیبان»؛ عبارتی که بارها عملکرد رئیس دولت، تاکنون آن را نقض کرده است. در همین راستا در تازه‌ترین مورد می‌توان به اولین جلسه شورای عالی فضای مجازی و انقلاب فرهنگی در سال جدید اشاره کرد. اولین جلسه آن‌هم در بهار که نویدبخش رویه رئیس جمهور تا پایان سال خواهد بود. روز گذشته پس از مدت‌ها جلسه شورای عالی فضای مجازی برگزار شد، ولی این جلسه یک غایب پر سروصدا داشت؛ عزت‌الله ضرغامی! غایبی که منتقد سرسخت عملکرد رئیس شورای عالی فضای مجازی یعنی حسن روحانی است و به عناوین مختلف عملکرد دولت در عرصه مجازی را به نقد می‌کشد؛ نقدهایی که به واسطه تخصص رئیس سابق صداوسیما بیراه نیست، اگرچه دولت تا امروز نشان داده گوش شنوایی برای این نقدها ندارد.
آخرین جلسه شورای عالی فضای مجازی در سال 97 نیز به مشاجره میان رئیس جمهور و ضرغامی کشیده شده بود و مطابق آنچه رسانه‌های مختلف نقل کردند، انتقادناپذیری آقای رئیس جمهور تا آنجا پیش رفته بود که حتی در آن جلسه نیز حکم به اخراج ضرغامی از جلسه داده بود؛ اخراجی که از حیطه اختیارات روحانی بیرون بود.
روز گذشته نیز جلسه شورای عالی فضای مجازی در غیاب ضرغامی برگزار شد، آن‌هم غیبتی به علت عدم دعوت!
عزت الله ضرغامی در شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز وضعیتی مشابه دارد، با این تفاوت که آنجا حسن رحیم‌پور ازغدی نیز به همراه وی جزء منتقدان محسوب می‌شود. از این‌رو هر دونفر آنها برای جلسه شورای عالی انقلاب فرهنگی هم دعوت نشدند!
مدیریت راهبردی چالش‌های حوزه فرهنگ با استفاده کامل وکارآمد و هم‌افزا از همه فرصت‌ها و ظرفیت‌ها، «مهار تهدیدها و آسیب‌ها با نگاه حکیمانه و معقول» و «مواجهه هوشمندانه با معارضه‌های مهاجمان و ستیزه‌گران» به عنوان تکالیف اصلی شورای عالی انقلاب فرهنگی در حکم مقام معظم رهبری برای انتصاب اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی تأکید شده است. از این‌رو به قول عزت‌الله ضرغامی «رئيس شورای عالی انقلاب فرهنگی باید نماد تعامل فرهنگی باشد.» با  توجه به ابعاد مختلف و پیچیدگی‌های فضای مجازی نیز مواجهه هوشمندانه و مقتدرانه با تحولات عرصه مجازی و سیاستگذاری، مدیریت کلان و برنامه‌ریزی و تصمیم‌گیری‌های لازم و بهنگام و نظارت در فضای مجازی نیز برعهده اعضای شورای عالی فضای مجازی گذاشته شده است. با این وصف عیب رفتارهای رئیس‌جمهور مبنی بر بستن دهان منتقدان و برنتابیدن انتقاد آن هم در شوراهای عالی که قرار است در فضایی نخبگانی نقدها به بحث گذاشته شود تا نقشه راهی همه‌جانبه فراهم آید، بیش از پیش به چشم می‌آید؛ به‌قول روحانی و سخنرانی‌اش در مراسم تنفیذ ریاست جمهوری سال 92، باید به خدا پناه برد «از استبداد رأی و عجله در تصمیم‌گیری و تقدم نفع شخصی و گروهی به منافع مردم!»

 

صادرات نفت سعودی را صفر کنیم(یادداشت روز)

بارها شنیده‌ایم که «ایجاد دودستگی در داخل ایران» یکی از اهداف اصلی تحریم‌های آمریکا علیه ایران برای تامین استراتژی مبنایی آمریکا یعنی «تغییر نظام جمهوری اسلامی» است.
این دقیقا درست است و با ده‌ها اظهارنظر رسمی مقامات آمریکا هم تطبیق می‌کند کما اینکه در همین روزهای اخیر هم که تعداد زیادی از شخصیت‌ها، نهادها و رسانه‌های این کشور از قرار گرفتن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در ذیل عنوان «گروه‌های تروریستی»، انتقاد کردند، به این موضوع تصریح داشتند که این اقدام سبب همبستگی بیشتر جامعه ایران با نظام سیاسی آن شده و نیز به همبستگی مردمی با سپاه منجر می‌شود. در واقع این موضوع از یک‌سو بیانگر وجود تعارضات در متن برنامه ضد ایرانی آمریکاست و از سوی دیگر بیانگر به نتیجه نرسیدن اقدام واشنگتن در اعمال فشار بر سپاه پاسداران می‌باشد. اما در این میان نکاتی وجود دارد که اشاره به آنها می‌تواند به تبیین موضوع کمک نماید:
1- مشکل آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی نیست، مشکل آمریکا از یک‌سو راه جدیدی است که ملت بزرگ ایران برای بازتعریف هویت شکوهمند خود پس از یک دوره طولانی که منافع و مصالح او بدون آنکه برایش کمترین نفعی داشته باشد، قربانی سیاست‌های استعماری غرب و به ویژه آمریکا و انگلیس می‌شد، به میدان آمده است و علیرغم دشمنی شدید غرب، توانسته است به نقطه‌های بزرگی در حوزه‌های علمی، سیاسی، امنیتی و فرهنگی و حتی اقتصادی دست پیدا کند. غرب می‌خواهد ایران را به عقب‌ برگرداند و همان جمله‌ای که اوباما گفت که اگر می‌توانستیم تمام پیچ و مهره‌های تاسیسات هسته‌ای ایران را باز می‌کردیم، در همه موضوعات، محقق گرداند که البته این کاری نشدنی است. بزرگترین دلیل آن هم این است که اگر پس زدن ایران شدنی بود باید طبعا در زمانی اتفاق می‌افتاد که ایران نه جمعیت امروز را داشت، نه قدرت علمی امروز را داشت، نه نفوذ منطقه‌ای امروز را داشت و نه رابطه‌ فعالی با همسایگان خود داشت و نه به نتایج شیرین چهل سال مقاومت دست پیدا کرده بود و نه ضمنا آمریکا در این حد از ضعف در همراه کردن دیگران با خود قرار داشت.
در این میان اگر حمله به سپاه موضوعیت دارد به خاطر نقش پررنگی است که در روند احیای هویتی ایران داشته و دارد. مشکل آمریکا از سوی دیگر سیاست‌های خود او است. آمریکا می‌خواهد با نادیده گرفتن ضعف‌های خود و نادیده گرفتن توانایی‌های طرف مقابل، سیاست‌های زیاده‌خواهانه خود را «دیکته» کند و در زمان دیکته هم دست به اقدامات دیگری می‌زند که زمین و زمان را علیه خود می‌شوراند! این همان حماقتی است که از آن سخن می‌گوییم. آمریکا برای به نتیجه رساندن فشارهای خود، شدیدا به «کمک دیگران» نیاز دارد. اروپا، روسیه، چین، مزدوران عرب، سازمان ملل و بسیاری دیگر باید به آمریکا کمک کنند تا شاید از پس تکان دادن «صخره‌ای سخت» برآید اما درست در همین زمان تنش‌های خود را با همه اینها افزایش می‌دهد و دستان خود را خالی می‌کند!
پس ذات این سیاست، شکست‌آور است. از این رو ایران می‌تواند به راحتی از فضای تصنعی پرهیاهویی که تیم ترامپ راه انداخته‌اند عبور کرده و به ریش آنان بخندد.
2- قرار دادن سپاه پاسداران در لیست تروریزم، در واقع یک اقدام امنیتی نظامی علیه جمهوری اسلامی یا علیه سپاه به عنوان مهم‌ترین نهاد قدرت ایران نیست. کما اینکه یکی- دو ساعت بعد از آنکه «مایک پمپئو» رئیس سابق سازمان تروریستی سیا و وزیر خارجه فعلی آمریکا، بیانیه روز دوشنبه گذشته را قرائت کرد، یک مقام نظامی پنتاگون در مصاحبه با «وال استریت ژورنال»، ضمن ابراز نگرانی تلویحی از اقدام ترامپ گفت: «ارتش هیچ دستوری برای برخورد نظامی با نیروهای ایرانی دریافت نکرده و باید بگویم اقدام رئیس‌جمهور به معنای جنگ با ایران یا کشتن گروهی از ایرانی‌ها نیست. به هیچ وجه نیست.» دلایل این هم کاملا واضح است، آمریکا نمی‌تواند جان بیش از 200 هزار نیروی نظامی خود را که به صورت پراکنده در سه سوی مرزهای ایران قرار داشته و در هر جا در واقع در «محاصره مسلمانان انقلابی هوادار ایران» هستند، به خطر بیندازند همین مقدار هم که جلو آمده‌اند با وحشت فرماندهان ارتش آمریکا مواجه می‌باشند و همان‌طور که وال‌ استریت ژورنال نوشت این تعبیر خانم وندی شرمن- عنصر تندرو تیم مذاکره‌کننده آمریکا در دوره اوباما با ایران- را قبول دارند: «اقدام علیه سپاه، جان نیروهای نظامی‌مان را به خطر می‌اندازد به همین دلیل دولت باراک اوباما با این طرح که از سوی ایپک- مهم‌ترین نهاد تصمیم‌سازی یهودیان آمریکایی- ارائه و بر آن اصرار می‌شد، مخالفت کرده بود. این طرح در عمل برای بهبود شرایط ما در منطقه هیچ سودی ندارد.» بنابراین ماجرا اصلا امنیتی- نظامی نیست که عده‌ای در داخل و خارج راه افتاده و آن را مقدمه تنش نظامی بین آمریکا و ایران معرفی کرده‌اند.
هدف قرار دادن سپاه در این طرح صهیونیستی دقیقا ماهیت اقتصادی دارد. در واقع پس از آنکه عده‌ای ماه‌ها در داخل و خارج به صورت حساب شده و بعضی هم نادانسته روی نقش اقتصادی و سیاسی سپاه پاسداران تبلیغات کرده و سپاه پاسداران را مهم‌ترین عامل عبور جمهوری اسلامی از فتنه 88 و مهم‌ترین عامل بقای ساختار و زیربناهای اقتصادی ایران علیرغم آنکه سال‌هاست در زیر شدیدترین تحریم‌ها و به قول مقامات آمریکایی زیر بی‌سابقه‌ترین فشار و رژیم تحریم قرار دارد، معرفی کردند، ترامپ آمده و می‌گوید بسیار خوب من این مهم‌ترین عامل ثبات سیاسی و اقتصادی ایران را مستقیما مورد سوال قرار داده و از آن سلب هویت می‌کنم تا مهم‌ترین عامل بازدارنده ایران در مقابل تهاجم سیاسی و اقتصادی از صحنه خارج شود. حال جدای از اینکه خود این جمع‌بندی و توقعی که از آن دارند، احمقانه است، نشان می‌دهد که قراردادن سپاه پاسداران در لیست تروریزم در واقع یکی از برگ‌هایی است که در «تشدید فشارهای تحریمی» متوجه جمهوری اسلامی است و طبعا باید در ماه‌ها و هفته‌های آینده شاهد برگ‌های دیگری هم باشیم که البته در عمل به مقاومت بیشتر و پرنشاط‌تر ایران و شکست بیشتر آمریکا منجر می‌شود.
در اینجا به ژرفای سخن رهبری می‌رسیم که چند ماه پیش فرمودند:‌ «جنگ واقعی، جنگ اقتصادی و تحریم و گرفتن عرصه کار و فعالیت و فن‌آوری در کشور است... ما را به جنگ نظامی متوجه می‌کنند تا از این غفلت کنیم.» آمریکا با قراردادن سپاه در لیستی که خود سزاوار قرار گرفتن در صدر آن است، می‌خواهد به سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی بباوراند که ایران به سمت چالش‌های نظامی و ضعف امنیتی می‌رود، پس دست نگه دارید. کما اینکه حوادث حقیر تروریستی علیه نیروهای نظامی کشور در اهواز و جاده خاش نیز به همین منظور صورت گرفته است.
3- اگر پذیرفتیم که اقدام روز دوشنبه دولت آمریکا علیه سپاه، در واقع یک حلقه از زنجیره اقدامات اقتصادی و مالی علیه ملت و حاکمیت ایران است، ما هم متقابلا و با تاسی به توصیه امیرمومنان حضرت علی‌بن ابی‌طالب علیه‌السلام که فرمود: «رد‌الحجر من حیث جاء» باید در هدف‌گذاری به سمت این نوع اقدامات برویم. یعنی تهدیدات گسترده‌ای را علیه منافع اقتصادی آمریکا و شرکای آن به موقع اجرا درآوریم. بله آمریکا در حوزه امنیتی تهدید می‌کند و در حوزه اقتصادی اجرا می‌کند ما هم درحوزه امنیتی تهدید کنیم ولی عمل خود را متوجه لطمه‌زدن به منافع اقتصادی آمریکا و عوامل آن در منطقه کنیم. هم اینک صدها شرکت پیمانکاری آمریکایی در کشورهای مختلف در منطقه ما با پشتیبانی نیروهای نظامی آمریکا و سفارت‌خانه‌هایی که به وسیله نظامیان آن اداره می‌شوند، مشغول فعالیت‌های گسترده و متنوع اقتصادی هستند. ما باید در یک نقشه راه مشخص و هدف‌گذاری حداکثر یک ساله، کلیه این فعالیت‌ها را متوقف کنیم و منفعت اقتصادی آمریکا را به صفر برسانیم. کار دیگر ما باید اقدام کارساز اقتصادی علیه مهم‌ترین عنصر منطقه‌ای وابسته به آمریکا یعنی عربستان باشد. رژیم سعودی ضمن آنکه فعلا گاو شیرده آمریکا و غرب است، «پاشنه آشیل» سیاست‌های ضدایرانی و ضداسلامی آمریکا در منطقه هم می‌باشد. هم‌اینک وقت آن فرا رسیده است تا به سخن رئیس‌جمهور که چند ماه پیش بیان کرد و با صراحت گفت: اشکال‌تراشی بر سر راه اقتصاد ایران باعث توقف اقتصادی مزدوران آمریکا می‌شود، جنبه عملی بدهیم. سیاست ما باید مبنی بر صفر کردن صادرات نفت عربستان باشد و می‌دانیم که لااقل 75 درصد نفت سعودی از دریای سرخ می‌گذرد و طرف‌های اصلی این نفت صادراتی هم اروپایی‌ها یعنی مهم‌ترین شرکای آمریکا در اعمال تحریم‌های ضد ایرانی هستند این در حالی است که تنگه هرمز، محل صدور نفت به شرکای آسیایی ما که مخالف اقدامات ضدایرانی آمریکا هستند، می‌باشد و البته توقف صدور نفت از این تنگه، آسیبی هم به دولت‌های عربستان و امارات می‌زند که به نظر می‌آید آنان خود را برای چنین روزی آماده کرده‌اند.
توان ما در صفر کردن صادرات نفت عربستان، زمانی که سردار سلیمانی به حمایت از سخنان آن روز رئیس‌جمهور برخاست، فهمیده شد. همه می‌دانند نیروی قدس ماموریتی در تنگه هرمز ندارد و این خطاب با دریای سرخ و سواحل غربی عربستان تناسب دارد. بسیار خوب، زمان را از دست ندهیم و به اجرای برنامه به صفر رساندن صادرات نفت عربستان بپردازیم و به جایی برسانیم که در عمل اتفاقی بیفتد و طرف‌های اروپایی و عربی به طور واقعی و جدی دریابند، دنباله‌روی از سیاست‌های ضدایرانی برای آنان ضرر جدی دارد.
این نکته را هم در نظر داشته باشیم که به احتمال خیلی زیاد به محض آنکه بخش اول صادرات نفت سعودی متوقف شود، اروپایی‌ها و سعودی‌ها، رایزنی با محافل مؤثر آمریکایی نظیر کنگره آمریکا برای متوقف کردن اقدامات ضدایرانی را شروع می‌کنند و لابی‌ها در داخل آمریکا نیز به راه می‌افتند. باید اضافه کرد که برای اجرای طرح صفر کردن صادرات نفت عربستان نباید این بار را بر دوش نیروهای مقاومت هوادار ایران در منطقه گذاشت، نیازی به این نیست، ایران می‌تواند از شیوه‌های مؤثر امنیتی دیگر برای رسیدن به این منظور استفاده کند و در تجربه هم از این روش‌ها استفاده شده است یک نمونه آن اخراج نظامیان آمریکایی از عراق بود که طی آن نه از نیروهای نظامی ایران استفاده شد و نه گروه‌های مقاومت عراقی هوادار ایران به کار گرفته شدند. در این میدان روز به روز عرصه امنیتی بر نیروهای آمریکایی تنگ‌تر شد و در عین حال روز به روز نفوذ سیاسی نیروهای عراقی متحد ایران در ساختار حاکمیتی این کشور گسترش یافت و در نهایت در یک دوره چهارساله، حضور نظامی آمریکا در عراق به صفر رسید. ایران باید تصمیم بگیرد نباید به آمریکا اجازه دهیم هر از چند هفته یک برگ جدید ضدایرانی- ولو اینکه آثار عملی آن کم باشد- رو کند. این روند باید متوقف شود. ما با ابتکار عمل می‌توانیم این روند را بدون آنکه کشور را درگیر هزینه‌های امنیتی نمائیم، متوقف کنیم. بسم‌الله، شروع کنیم، صدور نفت رژیم سعودی باید صفر شود. یک سال وقت داریم.

سعدالله زارعی

 

سانتریفیوژها از چرخش افتاده‌اند و چرخ اقتصاد هم با ناله می‌چرخد!

در حالی حسن روحانی دو روز پیش مدعی بهتر چرخیدن چرخ‌های اقتصاد و هسته‌ای نسبت به سال 92شد که واقعیت‌های آماری و حقایق زندگی مردم خلاف این ادعا را نشان می‌دهد.


سرویس اقتصادی-

به گزارش خبرنگار ما،یکی از وعده‌های مهم حسن روحانی در انتخابات سال 1392 این بود که هم چرخ سانتریفیوژ باید بچرخد و هم چرخ زندگی مردم. این وعده رئیس‌جمهور که در اعتراض به سیاست خارجی دولت قبلی عنوان شده بود، باعث شد مردم به راه جدیدی که وی معرفی کرده بود اعتماد کنند تا شاید با استراتژی جدید، مشکلات کشور کاهش پیدا کند.
با این حال، طی شش سال گذشته، دولتمردان تلاشی برای تحقق یافتن این گفته نکردند؛ البته طبیعی بود که با مدیریت نامناسبی (که دولت در حوزه‌هایی مثل اقتصاد) داشت، جایی برای محقق شدن وعده مذکور باقی نمی‌ماند، اما رئیس‌جمهور در سخنان جدید خود مدعی شده که هر دو چرخ مذکور بهتر از گذشته می‌چرخد!
رئیس‌جمهور دو روز پیش در سیزدهمین سالروز ملی فناوری هسته‌ای  گفت:  «اگر در سال 92 گفتیم که سانتریفیوژ بچرخد و زندگی مردم هم بچرخد به قول خود عمل کردیم. چرخ سانتریفیوژ بهتر و دقیق‌تر از گذشته می‌چرخد. ملت ایران هم در رشد و توسعه علمی و اقتصادی هر روز قدم جدیدی برمی‌دارد.»
سخنان روحانی درخصوص اینکه در زمینه چرخیدن چرخ سانتریفیوژ و چرخ زندگی مردم «به قول خود عمل کردیم» مایه تعجب فعالان رسانه‌ای شد، چون توقعی که روحانی از شعار خود در ذهن مردم ایجاد کرده بود، به هیچ وجه تصور نمی‌شد به شرایط کنونی ختم شود.
آنچه تاکنون اتفاق افتاده این بوده که در این دولت به بهانه چرخیدن چرخ زندگی مردم چرخ سانتریفیوژها کند شده و از طرف دیگر، همان چرخ زندگی مردم هم نه تنها بهتر نچرخیده بلکه چرخش آن کندتر هم شده است؛ به عبارت دیگر، نه تنها وعده رئیس‌جمهور محقق نشده، بلکه به صورت برعکس نتیجه داده است.
چه اینکه چرخ سانتریفیوژها طی این دوره، حرکت کند تری تجربه کرده و علاوه‌بر اینکه تعداد سانتریفیوژهای فعال کاهش پیدا کرده، میزان غنی‌سازی و ذخیره اورانیوم غنی شده کشورمان تا حد محسوس و چشمگیری (حدود 98 درصد) کاهش داشته است.
ضمن اینکه از آقای روحانی که مدعی چرخیدن چرخ سانتریفیوژها در حال حاضر است، باید پرسید برفرض اینکه تعدادی از این سانتریفیوژها بچرخد، وقتی غنی‌سازی از 20 درصد به سطح بسیار پایینی کاهش یافته، و نیز میزان ذخیره اورانیوم هم همواره نباید از 300کیلو فراتر برود پس چگونه می‌توان مدعی فعالیت هسته‌ای –آن هم بهتر از دوران قبل- بود در حالی که در دوران قبل بیش از 10هزار کیلو اورانیوم غنی شده در ذخیره داشتیم؟
از سوی دیگر، اگر چرخ زندگی مردم در طول پنج سال اخیر بهتر چرخیده چگونه است که شاخص‌های اقتصادی و ادراک مردم خلاف آن را نشان می‌دهد؟ در ادامه بیشتر به آمارهای رسمی در این باره می‌پردازیم.
گرانی‌های کمر شکن
در طول سال‌های گذشته تقریبا هر چند ماه یک بار شاهد گرانی یکی از اقلام مصرفی مهم در سفره مردم بودیم، نمونه‌های اخیر آن را هم در مرغ و گوشتی که به طور جداگانه تا کیلویی 16 و 100 هزار تومان افزایش یافت و حتی در گوجه و پیاز هم این گرانی را دیده‌ایم مثلا در همین چند هفته اخیر پیاز تا کیلویی 15 هزار تومان افزایش یافت و گوجه نیز با سیاست دولت گران‌تر شد تا نوسان قیمتی علاوه‌بر غذای مردم، سالادهای همراه غذا را هم تحت‌الشعاع قرار دهد!
امروز مردم می‌پرسند چگونه است که هر دفعه یک کالا به نحو چشمگیری گران می‌شود و از پسته و آجیل تا میوه و سبزیجات دستخوش این تغییرات قیمت می‌شود؟ وضعیت مسکن نیز از همه این موارد تاسف بارتر است، چنانچه آمارهای بانک مرکزی از شاخص بهای مسکن در بهمن 97 نسبت به بهمن 96 نشان می‌دهد، متوسط قیمت هر متر مربع واحد مسکونی در تهران، 85/1 درصد افزایش، به 9 میلیون و 967 هزار تومان افزایش یافته است.
علاوه‌بر این، آمارهای مذکور نشان می‌دهد تعداد معاملات نیز به طرز محسوسی کاهش یافته و در مقایسه با بهمن 96، با 49/2 درصد کاهش! به 9 هزار 343 مورد رسیده (و به عبارت دیگر، نصف شده) است. افزایش نزدیک به دو برابری قیمت هر متر مربع مسکن طی یک‌سال (بهمن 96 تا بهمن 97) و رشد درآمدی بسیار پایین‌تر از رشد قیمت مسکن؛ خرید خانه را طی سال گذشته عملا به یک رویا تبدیل کرد.
تورم ویرانگر در چرخ زندگی مردم
همانطور که ‌اشاره شد، افزایش قیمت در کالاهای اساسی و کالاهایی که نمود بیشتر در سفره مردم دارند به خوبی نشان می‌دهد که چرخ زندگی مردم بهتر از قبل نمی‌چرخد! فراموش نکنیم که رئیس‌جمهور در تبلیغات ریاست جمهوری خود در سال 1392 اعلام کرده بود ملاک تورم، جیب مردم است؛ و لذا مباحث مطرح شده برای صحت سنجی سخنان روحانی کافی است، با این وجود، آمارهای کلان هم بیانگر فشار مضاعف تورم بر معیشت مردم است.
در همین زمینه، جدیدترین آمار صندوق بین‌المللی نشان می‌دهد نرخ تورم ایران در سال 2018 نسبت به سال 2017 از 9/6 درصد به 31/2 درصد افزایش یافته است، یعنی طی یکسال گذشته نرخ تورم بیش از سه برابر شده و در همین سال، ایران به لحاظ تورم در جایگاه ششم جهان قرار گرفته و جایگاهش نسبت به سال 2017  که در رتبه 22 قرار داشت، شانزده پله بدتر شده است.
لازم به ذکر است، هرچه رتبه در این گزارش بیشتر باشد نشان‌دهنده تورم کمتر است و پرتورم‌ترین کشور در جایگاه نخست قرار دارد. برهمین اساس، ونزوئلا با 929 هزار درصد در رتبه نخست،‌ سودان جنوبی با  83/49 درصد و سودان نیز با 63/29 درصد در جایگاه‌های دوم و سوم پرتورم‌ترین کشورهای جهان قرار دارند. پس از آن هم یمن با 41/77 درصد و آرژانتین با 34/27 درصد تورم در جایگاه چهارم و پنجم و ایران در جایگاه ششم قرار گرفته‌اند.
تعمیق رکود با رشد منفی اقتصادی
در ابتدای این نوشته‌ اشاره کردیم که عدم تلاش دولتمردان برای موفق جلوه دادن شعار روحانی، قابل تامل است، با این حال، اینکه روحانی دقیقا در این زمان مدعی بهبود شرایط اقتصادی است خیلی تعجب‌آور است! شاید اگر این ادعا در زمان رشد اقتصادی سال‌های گذشته که به مدد رونق نفتی ایجاد شده بود، درست به نظر می‌رسید؛ اما الان که آمارهای رسمی و بین‌المللی حاکی از ورود مجدد ایران به رکود است چگونه می‌توان از بهبود چرخیدن چرخ زندگی مردم حرف زد؟
صندوق بین‌المللی پول در گزارش مذکور همچنین اعلام کرده رشد اقتصادی ایران در سال 2018 به منفی 3/9 درصد کاهش یافته است. به عبارت دیگر، رشد اقتصادی ایران در شرایطی حدود چهار درصد کمتر شده که پیش از آن (در سال 2017)حدود 3/7 درصد رشد داشته بود. رشد منفی اقتصادی در یک کلام به این معنی است که یک خودرو در اتوبانی که خودروهای دیگر با سرعت در حال حرکت هستند، دنده عقب بگیرد!
نکته دیگر اینکه، این نهاد بین‌المللی از کاهش رشد اقتصادی ایران در سال 2019 به منفی شش درصد خبر داده که ناشی از عملکرد ناامید‌کننده دولت می‌باشد. بر همین اساس، همچنان جای تعجب و شگفتی است که دولت با این همه ناکامی در حوزه اقتصادی باز هم می‌تواند ادعا کند که چرخ زندگی مردم بهتر از گذشته می‌چرخد! البته این پیش‌بینی‌ها لزوما اتفاق نمی‌افتد و می‌توان با تصحیح خطاهای گذشته آن را تغییر داد اما این موضوع نیازمند تغییر رویه است.
رتبه جهانی بیکاری ایران بدتر شد
نکته دیگر اینکه در زمینه رکود اقتصادی، وضعیت بیکاری کشور نیز بدتر شده و صندوق بین‌المللی پول، میزان بیکاری در ایران در سال 2018 را 13/7 درصد اعلام و پیش‌بینی کرده که نرخ بیکاری کشور در سال 2019 (سال جاری میلادی) به 15/4 درصد افزایش یابد. بر اساس این گزارش، نرخ بیکاری در ایران در سال 2017 برابر با 11/8 درصد بوده است که به این ترتیب با افزایش بیکاری مواجه شده‌ایم.
متاسفانه وضع بیکاری جوانان از این هم بدتر است و معمولا بیکاری کل، رقم پایین تری نسبت به بیکاری جوانان دارد. همچنین رتبه جهانی ایران در میان کشورهای مورد بررسی، چهار پله بدتر شده و از رتبه 17 در سال 2018 به جایگاه 13 رسیده است! لازم به ذکر است، هرچه رتبه کشوری بالاتر باشد یعنی بیکاری کمتری دارد و هرچه رتبه کمتر و به ابتدای فهرست نزدیک شویم کشورها با نرخ بیکاری بیشتری مواجه هستند.
رتبه ایران به لحاظ بیکاری هنوز نتوانسته به جایگاه پیش از دولت یازدهم بازگردد و طی سال‌های 2013 تا 2018 (1392 تا 1397) 16 پله بدتر شده است. رتبه ایران در رده‌بندی کشورهای جهان به لحاظ بیکاری در سال 2013 برابر با 29 و در سال 2014 برابر با 26 بوده است که در سال 2015 به 25 و در سال 2016 به 19 و در سال 2017 به 17 رسیده که به معنای بدتر شدن جایگاه ایران در رده‌بندی جهانی است.
توجه به تولید: راهکار خروج
از شرایط فعلی
هرچند دولت حسن روحانی بدون توجه به مبانی اقتصاد مقاومتی و رویکرد حمایت از تولید، فرصت‌های زیادی را از دست داده و بعضا باعث مشکلات عدیده‌ای در اقتصاد ایران شده، اما با توجه به اینکه هروقت جلوی ضرر را بگیریم منفعت است؛ باید گفت هر زمانی که دولت نگاه اقتصادی خود را از جلب حمایت غرب و توجه به آنها برگرداند و نگاه خود را معطوف به ظرفیت‌های داخلی کند، مشکلات کشور نیز حل می‌شوند.
در حقیقت نسخه برون رفت از شرایط کنونی و حل اصولی مشکلات اقتصادی، توجه به تولید داخلی است؛ با این روش می‌توان رشد اقتصادی مثبت، بیکاری کم و رونق را تجربه نمود، وگرنه اگر تا ابد هم چشم ما به کمک و همراهی غرب باشد، نه تنها پیشرفت نمی‌کنیم بلکه عقب هم می‌رویم؛ نمونه بارز این ادعا هم شرایط کنونی است که با گره خوردن اقتصاد کشور به برجام و توافق هسته‌ای به وجود آمده است.
رئیس‌جمهور محترم نیز بهتر است به جای توجیه عملکرد اقتصادی دولت، همین رویکرد را برگزیند چراکه حرف‌هایی از قبیل بهبود چرخیدن چرخ‌های سانتریفیوژ و زندگی مردم؛ نه تنها مورد قبول مردم واقع نمی‌شود بلکه توفیقی هم ایجاد نخواهد کرد. بهتر است واقع بین بود و با پذیرش‌اشتباهات در رویکرد پیش گرفته شده، قدم در راه حمایت از تولید ملی و اجرای واقعی اقتصاد مقاومتی گذاشت تا ان‌شاءا... حداقل چرخ زندگی مردم بهتر از قبل بچرخد.

 

تردید نکنید، تنگه هرمز را ببندید (یادداشت روز)

  تصمیم اخیر ترامپ در وارد کردن سپاه به فهرست گروه‌های تروریستی! اگرچه به تنهایی از کمترین ارزش سیاسی و یا نظامی برخوردار نیست ولی شواهد موجود حکایت از آن دارند که این تصمیم با هدف آزمون ایران اسلامی اتخاذ شده است و دنباله آن به چگونگی برخورد جمهوری اسلامی با این تصمیم بستگی دارد و چنانچه با واکنش هوشمندانه و مقتدرانه ما روبرو شود می‌توان و باید آن را یک فرصت طلایی و استثنایی تلقی کرد که در آستانه
سال نو به ایران اسلامی هدیه شده است. بخوانید!
۱- ابتدا باید گفت که ترامپ احمق هست ولی برخلاف برخی از تصور‌های رایج، دیوانه نیست، او چهره بدون روتوش آمریکاست، همان دست چدنی اوباماست که از دستکش مخملین بیرون آمده است. ترامپ گزینه حزب جمهوریخواه آمریکاست که فیلترهای چند‌گانه درون حزبی را پشت سر گذاشته و از سایر نامزدهای این حزب برای نامزدی ریاست جمهوری آمریکا مناسب‌تر تشخیص داده شده است. توجه به این نکته از آنجا اهمیت دارد که نباید به تصور دیوانه بودن ترامپ، اقدامات او را بی‌حساب و کتاب تلقی کنیم و از این رهگذر در محاسبات خود به خطا برویم. بله، ترامپ احمق هست، آنهم از نوع احمق‌های درجه یک (به تعبیر حکیمانه حضرت آقا) ولی حماقت او برخاسته از حماقت مثال‌زدنی سیاست‌پردازان آمریکا در فهم ماهیت انقلاب اسلامی است که در بسیاری از موارد محاسبات آنان را با نتیجه معکوس روبرو کرده است. به قول برتراند راسل، فیلسوف شهیر انگلیسی؛ «گزارشی که یک فرد احمق درباره سخنان یک انسان باهوش ارائه می‌کند، هرگز دقیق و قابل اعتماد نیست، چرا که او آنچه می‌شنود را به آنچه می‌تواند بفهمد ترجمه می‌کند». همین جا بی‌انصافی است اگر به این نکته ‌اشاره نکنیم که رهبر معظم انقلاب ترامپ را «دیوانه نما» نامیده‌اند و بعدها «نیکی هیلی» نماینده سابق آمریکا در سازمان ملل اعتراف کرد از جانب ترامپ ماموریت داشته از او چهره یک دیوانه را به جهانیان ارائه کند تا باعث وحشت آنان و تن دادن به خواسته‌های ترامپ شود!
۲- اقدام اخیر ترامپ در وارد کردن سپاه به فهرست گرو‌ه‌های تروریست اگرچه احمقانه است و با هیچیک از موازین و قوانین حقوق بین‌الملل انطباق ندارد ولی این اقدام را باید تصمیم تمامیت نظام حاکم بر آمریکا دانست و نه یک رئیس‌جمهور دیوانه! تفاوت این دو نگاه، آن است که در نگاه اول، دست روی دست می‌گذاریم و یا، به امید اینکه با تصمیم ترامپ از درون حاکمیت آمریکا مقابله شود، واکنش جدی نشان نمی‌دهیم. شبیه اقدام اخیر نمایندگان محترم مجلس که کلیات طرح دو فوریتی علیه اقدام اخیر ترامپ را تصویب کرده‌اند ولی تصویب نهایی را به تصمیم یک هفته بعد کنگره و در صورت موافقت کنگره با تصمیم ترامپ موکول کرده‌اند!
و اما نگاه دوم، تصمیم کنگره را هم بخشی از تصمیم ترامپ می‌داند و منتظر تصمیم کنگره نمی‌ماند. در این حالت پاسخ آمریکا را بدون فوت وقت پیش رویش می‌گذارند و ابتکار عمل را در اختیار می‌گیرند. چرا که موکول کردن واکنش نظام به تصمیم یک هفته بعد کنگره
- بدون تعارف- نوعی عقب‌نشینی و به معنی آن است که انگار این کنگره آمریکاست که باید برای ما تصمیم بگیرد!
۳- آمریکا اعلام کرده است که تصمیم خود را با هدف جلوگیری از حضور و فعالیت سپاه در منطقه گرفته است! این ادعا در حالی است که؛ اولا؛ حضور و فعالیت سپاه در منطقه بر عهده نیروی قدس است و این نیرو از چند سال قبل در فهرست آمریکایی گروه‌های تروریستی(!) قرار دارد. ثانیا؛ آمریکا و متحدان غربی و عبری و عربی آن طی سال‌های اخیر نه فقط از رویارویی با نیروی قدس ناتوان بوده‌اند بلکه در تمامی رویارویی‌های منطقه
- تاکید می‌شود که در تمامی رویارویی‌ها- میدان را به نفع سپاه خالی کرده‌اند. سوریه، عراق، لبنان، فلسطین، افغانستان و مخصوصا قلع و قمع تروریست‌های وحشی داعش نمونه‌هایی مثال‌زدنی از شکست‌های مفتضحانه آنهاست. امروز جنگ یمن که با پیش‌بینی احمقانه آمریکا و آل‌سعود، قرار بود حد‌اکثر ظرف یک هفته تمام شود، وارد پنجمین سال خود شده است. الگوی انصارالله یمن نیروی قدس سپاه است و... بنابراین آمریکا اگر توان مقابله با سپاه را داشت در تمامی درگیری‌ها، میدان درگیری را به نفع سپاه ترک نمی‌کرد و آقای ترامپ مجبور نبود بعد از
۷ تریلیون دلار هزینه، دزدانه و با چراغ خاموش وارد عراق شود. اما حماقت آمریکا
(و نه فقط ترامپ) فرصتی استثنایی در اختیار ایران اسلامی گذارده است. چگونه؟!
۴- آمریکا یک نیروی نظامی رسمی از یک نظام حکومتی مستقر را تروریست اعلام کرده است. این اقدام اگرچه برای اولین بار در دنیا صورت می‌پذیرد و در تقابل با قوانین و حقوق شناخته شده بین‌المللی است و ما در اولین اقدام ضروری باید ارتش آمریکا را تروریست اعلام کرده و این اقدام را در مجلس شورای اسلامی به تصویب برسانیم اما متاسفانه مجلس ما اولاً؛ تصمیم در این‌باره را به تصمیم هفته آینده کنگره آمریکا موکول کرده است! و ثانیاً؛ تنها نیروهای سنتکام (United States Central Command-CENTCOM) که شامل ستاد فرماندهی کل نیروهای ارتش آمریکا در منطقه غرب آسیا ، شرق آفریقا و آسیای مرکزی است را تروریست اعلام کرده است! مگر آمریکا تمام نیروهای سپاه را تروریست نمی‌داند؟! چرا ایران نباید تمام نیروهای ارتش آمریکا را در هر نقطه جهان که هستند، تروریست بداند؟! این تصمیم - ‌با عرض پوزش- بوی ضعف می‌دهد!
۵- سپاه یک نیروی نظامی رسمی در جمهوری اسلامی ایران است و تروریست دانستن آن با توجه به ضرورت مقابله با تروریسم به معنی آن است که آمریکایی‌ها به خود حق می‌دهند با نیروهای سپاه در هر نقطه‌ای که باشند برخورد نظامی بکنند. بدیهی است که با تروریست دانستن ارتش آمریکا، این حق برای ما نیز محفوظ خواهد بود که نیروهای نظامی آمریکا را در هر نقطه‌ای که یافتیم به عنوان عوامل تروریست قلع و قمع کنیم. مثلا اگر به آب‌های سرزمینی ایران در خلیج‌فارس وارد شدند آنها را بازداشت و به ‌اشد مجازات برسانیم. در این حالت بهانه‌هایی مثل ‌اشتباه در جهت‌یابی نیز قابل قبول نخواهد بود چرا که تروریست، تروریست است چه راه گم کرده باشد و چه به نشان آمده باشد!
۶ - ما از امکانات و دسترسی‌های فراوانی برای پاسخ دندان‌شکن و پشیمان‌کننده به آمریکا و متحدانش برخورداریم که نباید آنها را از دست بدهیم. مخصوصا آنکه بعید نیست کنگره آمریکا با مشاهده قاطعیت ایران اسلامی، از تصویب تصمیم ترامپ صرف‌نظر کند که در این صورت فرصت به دست آمده را از دست خواهیم داد! از جمله این امکانات، تنگه هرمز است. بخوانید!
۷- هشت سال قبل- آذرماه 1390- در حالی که کنگره آمریکا قانون تحریم نفتی کشورمان را در دستور کار داشت، طی یادداشتی آورده بودیم که در صورت تحریم صدور نفت ایران بهترین و موثرترین راه مقابله با آن، بستن تنگه هرمز به روی نفتکش‌هایی است که از این آبراهه عبور می‌کنند و با استناد به مواد 14 تا 23 کنوانسیون 1958 ژنو و مواد 17 تا 37 کنوانسیون 1982 جامائیکا نوشته بودیم که در شرایط یاد شده، مسدود کردن این تنگه حق قانونی ما نیز هست. این پیشنهاد بلافاصله با واکنش رسانه‌های آمریکایی، اروپایی و برخی از کشورهای عربی روبرو شد. روزنامه فرانسوی لوموند با ‌اشاره به یادداشت کیهان نوشت؛ ایران توان بستن تنگه هرمز را دارد و تصویب قانون تحریم نفتی ایران در کنگره می‌تواند برای آمریکا و اروپا و متحدان منطقه‌ای آنها پشیمان‌کننده باشد. روزنامه آمریکایی بوستون‌گلوب نیز این تهدید را جدی تلقی کرد و نوشت؛ ایران عملا هر لحظه که بخواهد می‌تواند تنگه هرمز را ببندد و این امر باعث قطع صادرات میلیون‌ها بشکه نفت در روز خواهد شد، بستن تنگه هرمز، شدیدترین پاسخگویی علیه منافع آمریکا خواهد بود و علاوه بر آن، رشد انفجاری قیمت نفت فقط در چند روز منجر به فاجعه‌ای جبران‌ناپذیر برای اقتصاد غرب خواهد شد. احمد العطار مفسر اماراتی و کارشناس برجسته امور دفاعی و انرژی گفته بود: مین‌گذاری در خلیج‌فارس به ویژه در تنگه هرمز اصلی‌ترین تهدیدی است که باید مدنظر داشت. وی خاطرنشان می‌کند که در سال 1988، ناو آمریکایی ساموئل بی‌رابرتز با مین کار گذاشته شده از سوی ایران برخورد کرد و تقریبا نابود شد. العطار گفته بود: ایجاد میدان گسترده مین باعث ایجاد اختلال شدید در ترانزیت نفت و تجارت دریایی در خلیج‌فارس می‌شود و مقابله با آن تقریبا غیرممکن است. آژانس اطلاعات انرژی آمریکا در همان ایام با ‌اشاره به اینکه، تنگه هرمز تنها راه آبی 8 کشوری است که در مجاورت آب‌های خلیج‌فارس قرار دارند، مسدود شدن آن را فاجعه‌آمیز ارزیابی کرد و... ده‌ها واکنش برخاسته از وحشت غرب که احتمال بسته شدن تنگه هرمز در آن روزها
- یعنی 7 سال قبل-  به دنبال داشت. گفتنی است این واکنش‌های آمیخته با دلهره کشورهای غربی و برخی کشورهای عربی درحالی بود که توان نظامی هشت سال قبل جمهوری اسلامی ایران با امروز حتی قابل مقایسه هم نبوده و نیست.
۸- مگر نه اینکه آمریکا، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تروریست و در نتیجه برخورد نظامی با آن را ضروری می‌داند!- البته هرگز جرأت چنین غلط‌های زیادی را نداشته و ندارد چرا که نیروها و پادگان‌های آمریکا نه فقط در منطقه غرب آسیا بلکه در بسیاری از نقاط دیگر دنیا در تیررس ما قرار دارند، ضمن آن که متحدان آمریکا از جمله رژیم صهیونیستی و عربستان و امارات و بحرین نیز نمی‌توانند از مجازات در امان باشند-  بنا‌براین عبور ناوهای جنگی و کشتی‌های تجاری آمریکا و متحدانش، امنیت ایران اسلامی را تهدید می‌کند و ایران با استناد به مواد یاد شده از دو کنوانسیون ژنو و جامائیکا می‌تواند و حق دارد به آنان اجازه عبور از تنگه هرمز را ندهد. گفتنی است، علاوه‌ بر حق قانونی ایران برای بستن تنگه هرمز که در دو کنوانسیون مورد ‌اشاره آمده است، جمهوری اسلامی ایران می‌تواند با استناد به حق اقدام متقابل یا تلافی‌جویانه -REPRISAL- که در حقوق بین‌الملل به رسمیت شناخته شده است نیز تنگه هرمز را مسدود کند.
 تنگه هرمز باید به روی برخی از کشورهای عربی نظیر عربستان، بحرین و امارات که با این تصمیم آمریکا همراهی کرده‌اند نیز بسته شود. توضیح آنکه بند 4 از ماده 14 و بند یک از ماده 16 کنوانسیون 1958 ژنو، تشخیص بی‌ضرر بودن عبور کشتی‌ها از تنگه هرمز را برعهده کشور ساحلی- در اینجا، جمهوری اسلامی ایران- گذارده است.
 ۹- نمی‌توان این نکته را نادیده گرفت که وقتی شماری از مسئولان با بهانه‌های موهوم به سپاه حمله می‌کنند و این نهاد برخاسته از انقلاب را که شهادت در راه خدا و پاسداری از جان و مال و نوامیس مردم را در شناسنامه درخشان خود دارد، زیر سؤال می‌برند، خواستار بازگشت سپاهیان و ارتشیان به پادگان‌ها می‌شوند! حضور منطقه‌ای سپاه را که ضامن جان و مال و ناموس خودشان نیز هست بی‌فایده می‌دانند! دوران موشک را تمام شده معرفی می‌کنند! نمایش موشکی سپاه را تحریک دشمن می‌دانند! ویا علی‌رغم کلاه گشادی که برجام به ملت تحمیل کرده است حاضر به ترک این معاهده ذلت‌بار نیستند! به جای عبرت گرفتن از خسارت محض برجام، در پی تحمیل FATF و CFT هستند و... بدیهی است که آمریکا از این وادادگی‌ها پیام ضعف دریافت کرده و جسارت پیدا می‌کند که سپاه پاسداران را در فهرست گروه‌های تروریستی جای دهد! خوشبختانه اخیرا برخی از همان‌ها مواضع قبلی خود را تصحیح کرده‌اند که امید است بار دیگر مانند دفعات قبل از مواضع خود عدول نکنند.
  حسین شریعتمداری

 

نامه مهدوی حجت‌الاسلام قرائتی به مناسبت نیمه شعبان ۳ وظیفه اصلی منتظران

 

رئیس ستاد اقامه نماز به مناسبت نیمه شعبان نوشت:‌ مهدویت وصل به قرآن است. تمام فرقه‌های اسلامی در اصل آن اتفاق نظر دارند و می‌تواند این موضوع محور وحدت باشد.

۳ وظیفه اصلی منتظران/ مهدویت متصل به قرآن است

به گزارش خبرنگار قرآن و فعالیت‌های دینی خبرگزاری فارس، حجت‌الاسلام و المسلمین محسن قرائتی رئیس ستاد اقامه نماز و رئیس هیأت مدیره بنیاد فرهنگی مهدی موعود (عج) به مناسبت نیمه شعبان نامه‌ای را خطاب به همکارانش در حوزه علمیه، آموزش و پرورش و دانشگاه نوشت که در ادامه می‌آید:

بسم الله الرحمن الرحیم

الحمد لله رب العالمین، اللهم صل علی محمد  و آل محمد

نامه‌ای به همکاران عزیز در حوزه، آموزش و پرورش، دانشگاه و ...

سلام علیکم

به مناسبت نیمه شعبان ۱۳۹۸ به نظرم رسید نامه‌ای خدمت شما بنویسم تا سال جدید را با یاد حضرت مهدی (عج) آغاز  کنیم.

قرآن می‌فرماید: اراده حتمی خداوند آن است که بر مستضعفان منت گذارد و آنان را حاکم و وارث زمین قرار دهد. «وَ نُرِیدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِینَ اسْتُضْعِفُوا فِی الْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ الْوارِثِین» (قصص، ۵)

در جای دیگر می‌فرماید: بندگان صالح خداوند وارث زمین خواهند شد. «أَنَّ الْأَرْضَ یَرِثُها عِبادِیَ الصَّالِحُون‏» (انبیاء، ۱۰۵)

جالب آن است که در همه‌ نمازها با سلامی که به «عباد الله الصالحین» می‌کنیم، بین نماز و قرآن و یاران حضرت مهدی (عج) ارتباط برقرار می‌­کنیم.

قرآن در سه آیه جداگانه می‌فرماید: اسلام بر همه ادیان و مکاتب جهان غالب خواهد شد. «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ کُلِّهِ» (توبه، ۳۳) (فتح، ۲۸) (صف، ۹)

و در آیه‌­ای دیگر می‌فرماید: خدا به اهل ایمان و عمل صالح وعده داده است که در زمین حاکم شوند. «وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الْأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِم‏»‌ (نور، ۵۵) و همه می‌دانیم وعده‌ خدا حتمی و تخلف‌­ناپذیر است. «وَ لَنْ یُخْلِفَ اللَّهُ وَعْدَهُ» (حج، ۴۷)

چون مهدویت وصل به قرآن است، تمام فرقه‌های اسلامی در اصل آن اتفاق نظر دارند و می‌تواند این موضوع محور وحدت باشد.

بدانیم غایب بودن امام زمان (عج) به خاطر عملکرد بد ماست. اگر یازده چراغ را در خیابانی شکستند، حق با مسئول اداره برق است که لامپ دوازدهم را نصب نکند

مهدویت، برای مؤمنان امید و برای منحرفان تهدید است.

مهدویت، یعنی خدا بشر را بدون رهبر آسمانی رها نکرده و نخواهد کرد.

مهدویت، یعنی مدیریت صحیح و جامع امام معصوم بر کره‌ زمین.

مهدویت، یعنی رابطه‌ی زمین با آسمان بوده و هست.

وظیفه ما درباره مهدویت سه چیز است:

معرفت و بصیرت

مودت و اطاعت

آمادگی و زمینه سازی

-بدانیم انسان نیاز به حجتی از سوی خدا دارد که معدن علم و حکمت و آگاه بر امور غیبی و معصوم و جامع باشد.

-بدانیم که برای حجت خدا، سن مهم نیست، چنانکه حضرت عیسی در گهواره پیامبری خود را اعلام کرد و بعضی از امامان ما از جمله حضرت مهدی (عج) در کودکی به امامت رسیدند. امروزه در یک فلش کامپیوتر، می‌توان اطلاعات یک کتابخانه بزرگ را ذخیره کرد.

-بدانیم خداوند می‌تواند یک نفر را عمر طولانی دهد، همانگونه که به موی ابرو و مژه عمر طولانی و رشد اندک می‌دهد، ‌ولی موی سر و صورت دائما در حال رشد و نیازمند کوتاه شدن است. در حالی که هر دو از یک پوست و یک گوشت و یک غذا استفاده می­‌کنند، ولی موهایی ثابت و موهایی متغیر است. خداوند می‌تواند یک انسان را ثابت نگه دارد و سایر انسان‌ها را متغیر!

- بدانیم انبیاء و اولیاء معجزه و علم غیب و دعای مستجاب دارند، ولی برای دعوت مردم به خدا و راه حق. آن عزیزان به همه‌ی مشکلات از قبیل بیماری، جنگ‌ها، تلخی‌ها، گرفتار می‌شوند، ولی برای زندگی شخصی خود از معجزه و علم غیب استفاده نمی‌کنند. زیرا در این صورت برای بشر الگوی عملی نخواهند بود. امروزه به پلیس اسلحه می‌دهند، ولی هیچ پلیسی حق ندارد برای منافع شخصی از اسلحه خود استفاده کند.

- بدانیم غایب بودن امام زمان (عج) به خاطر عملکرد بد ماست. اگر یازده چراغ را در خیابانی شکستند، حق با مسئول اداره برق است که لامپ دوازدهم را نصب نکند. یازده امام را یا شهید و یا مسموم کردند. خداوند آخرین امام را نگهداشت تا زمانی که آمادگی مردم برای پذیرش حضرت مهیا شود.

-بدانیم طول عمر امام زمان (عج) برای قدرت خدا چیزی نیست. قرآن نقل می‌کند که پیامبری از منطقه‌ای مخروبه عبور می‌کرد. از خدا پرسید: مردمی که در این خرابه‌ها بوده‌اند و مرده‌اند چگونه زنده خواهند شد؟ خداوند او را میراند و بعد از صد سال زنده کرده و به او فرمود: صد سال پیش سؤالی کردی و من روی خودت آزمایش کردم. تو را میراندم و زنده کردم. اکنون به غذا و نوشیدنی خود نگاهی بینداز که چگونه بعد از صد سال بدون تغییر مانده است. «فَانْظُرْ إِلى‏ طَعامِکَ وَ شَرابِکَ لَمْ یَتَسَنَّه‏» (بقره،  ۲۵۹)

 انتظار ظهور به معنای سکوت و سکون نیست. همان‌گونه که ما در شب تاریک، منتظر طلوع خورشید هستیم و در تاریکی نمی‌نشینیم 

همه می‌دانیم که غذا بیرون یخچال بعد از یک هفته فاسد می‌شود و این غذا بعد از صد سال فاسد نشده است. هر سال ۵۲ هفته دارد و صد سال معادل ۵۲۰۰ هفته است. آیا خداوندی که می‌تواند غذا را، ۵۲۰۰ برابر عمر طبیعی آن سالم نگه‌دارد، نمی‌تواند حضرت مهدی (عج) را که تاکنون حدود ۱۲۰۰ سال دارد، ۱۷ برابر عمر طبیعی یک انسان زنده نگه‌دارد؟

-بدانیم انتظار ظهور به معنای سکوت و سکون نیست. همان‌گونه که ما در شب تاریک، منتظر طلوع خورشید هستیم و در تاریکی نمی‌نشینیم و در زمستان، منتظر آمدن فصل بهار هستیم و در سرما آرام نمی‌نشینیم؛ باید منتظر امام زمان باشیم و به آیه «وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» (انفال، ۶۰) عمل کنیم و خود را آماده کنیم.

-بدانیم که رسول خدا (ص) فرموده است: انتظار فرج افضل اعمال است، نه افضل احوال! پس انتظار، عمل است، نه حالت!

-بدانیم دوران  انتظار، دوران نداشتن مشکلات و به سربردن در رفاه نیست، همانگونه که انتظار تولد کودک، به معنای نداشتن درد زایمان نیست.

-بدانیم با ظهور حضرت، بسیاری از متخصصان دنیا با ایشان بیعت می‌کنند و تخصص خود را در اختیار حضرت می‌گذارند. همان‌گونه که برخی از خلبان‌های متخصص آمریکا رفته، با امام خمینی بیعت کردند و هشت سال دوشادوش رزمندگان اسلام جنگیدند. بعضی شهید  و بعضی اسیر شدند، ولی دست از حمایت برنداشتند.

-بدانیم حکومت مستضعفان امکان‌پذیر است. مگر نبود معلم عزیزی مثل شهید رجایی که پس از ریاست جمهوری­اش، برای شرکت در جلسه‌ سازمان ملل به آمریکا رفت و هنگامی که رئیس جمهور آمریکا از ایشان وقت ملاقات خواست، به او وقت نداد و او را تحقیر کرد.

-بدانیم که رابطه ما با امام باید در همه ابعاد باشد:

۱- از نظر عاطفی امام را پدر خود بدانیم. همانگونه که قرآن می‌فرماید: حضرت ابراهیم پدر شماست. «مِلَّةَ أَبِیکُمْ إِبْراهِیم‏» (حج، ۷۸) و پیامبر اکرم فرمود: من و علی پدر شما هستیم. « أَنَا وَ عَلِیٌّ أَبَوَا هَذِهِ الامَّةِ» (علل‌الشرائع، ج۱، ص۱۲۷)

۲- از نظر علمی باید علم خود را از منبع وحی و علوم اهل بیت‌ (ع) بگیریم.

۳- از نظر مالی باید خمس درآمد خود را بدهیم.

۴- از نظر رفتاری، سبک زندگی ما آن­گونه باشد که برای امام خود زینت باشیم. «کُونُوا لَنَا زَیْناً وَ لا تَکُونُوا عَلَیْنَا شَیْناً» (امالی صدوق، ص۴۰۰)

۵- و امام را بر گفتار و رفتار خویش، ناظر و شاهد بدانیم. «فَسَیَرَى اللَّهُ عَمَلَکُمْ وَ رَسُولُهُ وَ الْمُؤْمِنُونَ» (توبه، ۱۰۵) زیرا مراد از مؤمنانى که اعمال مردم را مى‏بینند و به آن علم پیدا مى‏‌کنند، مطابق روایات، امامان معصوم‌ (ع) است.

- بدانیم با اراده خداوند همه چیز ممکن است، اگر خدا بخواهد، پرواز هدهد را وسیله ایمان آوردن یک ملت قرار می‌دهد. اگر خدا بخواهد پیامبری را روی آب حفظ می‌کند، مانند نوح! پیامبری را زیر آب حفظ می‌کند، مانند یونس! و پیامبری را کنار آب حفظ می‌کند، مانند یوسف و موسی!

-بدانیم که امام زمان‌ (عج) طبق فرموده خودش، دائماً به ما دعا می‌کند. رفتار و کردار ما را زیر نظر دارد. گاهی از کار ما شاد و زمانی از کار ما ناراحت می‌شود.

-بدانیم که در کنار هر حقی، باطلی پیدا می‌شود. در کنار حدیث درست، حدیث جعلی، در برابر تاریخ حق، تاریخ جعلی و در برابر مکتب حق، مکاتب باطل ظهور می­‌کند. امروز مدعیان دروغین ارتباط با امام زمان‌ (عج) کم نیستند و عالمان دین وظیفه دارند با منطق آن‌ها را رسوا کنند. «وَ لِتَسْتَبِینَ سَبِیلُ الْمُجْرِمِینَ» (انعام، ۵۵)

- بدانیم اگر دعاهای حضرت نبود، دشمنان ما را نابود می‌کردند.

-بدانیم اگر خدا بخواهد حضرت مهدی‌(عج) را در برابر همه ابرقدرت‌ها حفظ می‌کند، همانگونه که نوزادی مثل موسی را بدون دست و پازدن، روی رود نیل حفظ کرد و فرعون را با همه تجهیزات، در همان رود غرق کرد.

-بدانیم وظیفه ما در دوارن غیبت، ارتباط با نزدیک‌ترین افراد به آن حضرت است و آن حضرت فرمودند: نزدیک‌ترین افراد به ما فقهای عادل بی‌هوس هستند که باید در حوادث به آن‌ها مراجعه کنیم و مخالفت با آنان، به منزله مخالفت با امام معصوم است. «الّرادُ عَلَیهِم کَالّرادُ عَلَینا»

 آمادگی جهانی که این آمادگی را باید با تحصیل و تدبیر و تعقل و عبادت و تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدوی، به دست آورد

- بدانیم که اگر افراد جامعه صالح شدند، لیاقت پذیرش مصلح جهانی را خواهند داشت.

-بدانیم که تشکیل حکومت حق بر کره‌ زمین به سه چیز نیاز دارد:

۱- رهبری جهانی که دنیا را اداره کند و او را خداوند ذخیره کرده است. «بَقِیَّتُ اللَّهِ خَیْرٌ لَکُم‏» (هود، ۸۶)

۲- قانونی جهانی به دور از هرگونه خطا و نقص که قرآن مجید است.

۳- آمادگی جهانی که این آمادگی را باید با تحصیل و تدبیر و تعقل و عبادت و تبلیغ و ترویج فرهنگ مهدوی، به دست آورد.

بحمدالله در موضوع مهدویت فعالیت‌های بسیاری صورت گرفته که امید است مورد قبول حضرتش واقع شود.

ولی شاید لازم باشد به این اقدام اشاره شود که در سال ۷۹ با اجازه مقام معظم رهبری دامة‌برکاته، بنیاد فرهنگی حضرت مهدی‌ (عج) تأسیس گردید و تاکنون صدها نفر از طلاب فاضل دوره‌های تخصصی مهدویت را دیده­‌اند و آمادگی دارند معارف مهدوی را به شکل درست برای عموم مردم تبیین کنند.

صدها عنوان کتاب برای اقشار مختلف جامعه از کودک دبستانی تا اساتید دانشگاه تألیف شده است تا پاسخگوی سوالات و شبهات در این زمینه باشد.

در همه استان‌ها، زیر نظر امام جمعه محترم، دفتر بنیاد تأسیس و فعالیت‌های مهدوی استان را هدایت و هماهنگی می­‌کند.

از خداوند می‌خواهیم در معرفت و بصیرت و مودت و اطاعت، دست ما را بگیرد و نسل ما را از خطرات و انحرافات حفظ نماید تا بتوانیم در مقابل شیادان و مدعیان دروغین و القائات و شبهاتی که مطرح می‌شود، از مرزهای اعتقادی و فکری نسل نو دفاع کنیم. بازویی برای حضرت مهدی‌ (عج) و مرجعیت دینی و سدّی در برابر هجمه‌های دشمنان باشیم.

 «والسلام»

محسن قرائتی

 

سوابق و زندگی نامه تولیت جدید آستان قدس رضوی

رهبر معظم انقلاب اسلامی طی حکمی حجت‌الاسلام والمسلمین احمد مروی را به تولیت آستان قدس رضوی منصوب کردند.

سوابق و زندگی نامه تولیت جدید آستان قدس رضوی

به گزارش خبرگزاری فارس، حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی طی حکمی حجت‌الاسلام والمسلمین احمد مروی را به تولیت آستان قدس رضوی منصوب کردند.

شرح زندگینامه حجت‌الاسلام والمسلمین احمد مروی برا در ذیل بخوانید:
حجت‌الاسلام والمسلمین احمد مروی (زادۀ فروردین 1337 هجری شمسی در مشهد مقدس) فرزند حاج شیخ یحیی مروی، دارای تحصیلات حوزوی و دانشگاهی در سطوح عالی فقه و اصول و دکترای رشته الهیات و معارف اسلامی است که از همان اوایل دوران رهبری حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در سال 1368 و تا پایان سال 1397 - قریب به 30 ‌سال- در کنار رهبر معظم انقلاب، به عنوان معاون دفتر مقام معظم رهبری در امور ارتباطات حوزوی و هم‌زمان، مسئول دفتر معظم‌له در قم، مشغول به خدمت بوده و در فروردین ماه سال 1398 با حکم ولی امر مسلمین، به عنوان تولیت آستان قدس رضوی علیه‌السلام منصوب گردید.

تولد و وضعیت خانوادگی
احمد مروی در فروردین سال 1337 ه.ش در خانواده‌ای مذهبی، روحانی، متدین در محلۀ خیابان نواب صفوی شهر مقدس مشهد متولد شد.
پدر او، مرحوم حاج شیخ یحیی مروی؛ از کاسبان متدین و در عین حال، اهل زهد و علم مشهد بود که علیرغم اشتیاق فراوان، نتوانسته بود به علت سختی معیشت، دروس حوزوی خود را ادامه داده و جهت تأمین معاش خانواده ناگزیر، مشغول به کسب و کار شده بود. وی که همواره مشوّق جدّی فرزندان خود در این مسیر بود، باتوجه به روحیات انقلابی که داشت، منزل او محل رفت و آمد علما و مبارزان انقلابی مشهد بود؛ گرچه به ظاهر نتوانست سرنگونی نظام طاغوت و پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی به رهبری حضرت امام خمینی(ره) را ببیند و یک سال پیش از پیروزی انقلاب در سال 1356 وفات نمود.
برادر بزرگ او نیز، مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین هادی مروی که چندین سال پیش از وی وارد حوزۀ علمیۀ قم شده بود، سوابق مبارزاتی و انقلابی زیادی پیش از انقلاب داشت و از مردان خستگی‌ناپذیر در عرصۀ انقلاب و نظام بود که به حکم امامره، ریاست دادگاه عالی انتظامی قضات و در دوره‌ای، معاونت اول قوه قضائیه را برعهده داشت. او که با شهیدان بزرگوار مطهری، بهشتی و مفتح بسیار مأنوس بود، هیچ‌گاه روحیۀ مردم‌داری و تواضع خود را در کنار فضل و علم و مناصب عالی قضایی از دست نداد و همواره در کنار فعالیت‌های اجتماعی، به وظایف طلبگی خود و امر تبلیغ دین نیز اهتمام فراوان داشت. مقام معظم رهبری، در پیام تسلیت درگذشت ایشان در سال 1386، از خدمات وی در سنگر خطابه و بیان و نیز در مسئولیت‌های عالی قضایی تقدیر و آن را مایۀ یاد نیک و سرمایۀ معنوی برای آن مرحوم دانستند.

تحصیلات حوزوی و دانشگاهی
حجت‌الاسلام احمد مروی پس از گذراندن دروس ابتدایی در مدرسۀ عسگریه که از مدارس مذهبی مشهد بود، بنا به توصیه و علاقۀ وافر پدر و اشتیاق خود در این زمینه، وارد حوزۀ علمیۀ این شهر شد و بخشی از دروس مقدمات را در مدرسۀ علمیۀ نواب و مدرسۀ علمیۀ آیت‌الله میلانی خواند. سپس، جهت ادامۀ تحصیلات حوزوی به حوزۀ علمیۀ قم رفت و در مدرسۀ آیت‌الله العظمی بروجردی (مدرسۀ خان) مشغول به تحصیل شد.
از جمله استادان وی در دورۀ سطوح میانی فقه و اصول می‌توان به مرحوم آیت‌الله خزعلی، مرحوم آیت‌الله طاهری خرم‌ آبادی، مرحوم آیت‌الله صالحی مازندرانی، مرحوم آیت‌الله وجدانی فخر، برادر بزرگ خود؛ مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین هادی مروی و مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین شیخ مصطفی اعتمادی اشاره کرد.
همچنین، حجت‌الاسلام والمسلمین مروی تا سال 1368 در حوزۀ علمیۀ قم از محضر دروس خارج فقه و اصول حضرت آیت‌الله العظمی وحید خراسانی و حضرت آیت‌الله العظمی مرحوم شیخ جواد تبریزی بهره برد و پس از عزیمت به تهران، از دروس خارج فقه حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای و حضرت آیت‌الله مرحوم حاج آقا مجتبی تهرانی کسب فیض کرد و در این مدت به تدریس دروس حوزوی در مدارس علمیۀ تهران نیز اشتغال داشت.
همچنین، او دانش‌آموختۀ مقطع کارشناسی‌ارشد و دکترای رشتۀ الهیات و معارف اسلامی، گرایش کلام از دانشگاه قم است که توانست با اخذ درجۀ عالی، از رسالۀ دکتری خود در این دانشگاه دفاع نماید.

حضور در محافل سیاسی و سوابق مبارزاتی پیش از انقلاب
او که در محافل و فعالیت‌های انقلابی ضد رژیم منحوس پهلوی در مشهد شرکت می‌کرد، با ورود به قم و اوج گرفتن اعتراضات علیه حاکمیت طاغوت، همزمان با تحصیل، در اجتماعات اعتراضی که مبدأ بیشتر آنها مدرسۀ فیضیه و مقصد آنها بیوت علمای عظام بود، شرکت می‌کرد. همچنین، در حماسۀ 17 خرداد سال 1354 که به مناسبت بزرگ‌داشت سالروز قیام 15 خرداد سال 1342 در مدرسۀ فیضیۀ قم برگزار شده بود و در اثر حملۀ ساواک به آن مکان مقدس، به همراه تعداد زیادی از طلاب دستگیر و پس از ضرب و شتم و جراحت از ناحیۀ سر، ابتدا به شهربانی قم و سپس به تهران منتقل و در زندان اوین زندانی شد.

فعالیت‌ها پس از پیروزی انقلاب
پس از پیروزی انقلاب اسلامی، به دعوت برادر بزرگ خود؛ مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین هادی مرویرحمت‌الله‌علیه که به عنوان نمایندۀ امام قدس‌سره در بهبهان و مسجدسلیمان حضور داشت، جهت مبارزه با گروهک‌ها و عناصر ضد انقلاب و کمک در امور فرهنگی به مسجد سلیمان رفت.
پس از بازگشت از مسجد سلیمان و هم‌زمان با حضور شهید آیت‌الله قدوسی در دادستانی کل انقلاب، ابتدا به عنوان رئیس دفتر ایشان مشغول به خدمت شد و پس از شهادت آن شهید والامقام، به عنوان معاون سیاسی دادستانی کل انقلاب تا سال 1364 در این نهاد انقلابی ادامۀ فعالیت داد و در طول این مدت، چندین بار توفیق حضور در جبهه‌های دفاع مقدس را به عنوان طلبه پیدا کرد.

حضور و همراهی در محضر مبارک رهبر معظم انقلاب
پس از رحلت بنیان‌گذار کبیر انقلاب ره و آغاز زعامت حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای در سال 1368، باتوجه به شناختی که معظم‌له پیش از انقلاب در مشهد و پس از پیروزی انقلاب از حجت‌الاسلام مروی داشتند، با عنایت و خواست ایشان، همکاری خود را در قسمت‌های مختلف دفتر شروع کرد و پس از ایجاد ساختار فعلی، به عنوان معاون ارتباطات حوزوی دفتر مقام معظم رهبری مدظله‌العالی توفیق همراهی و خدمت در محضر مبارک رهبر معظم انقلاب را پیدا کرد؛ توفیقی که قریب به سی سال ادامه یافت.
همچنین در این مدت، جهت ایجادِ برقراری ارتباطات مؤثّر و کارآمد با حوزه، علما و مراجع عظام تقلید، اقدام به راه‌اندازی دفتر مقام معظم رهبری در قم نمود و براساس نظر ریاست محترم دفتر مقام معظم رهبری؛ حضرت حجت‌الاسلام والمسلمین محمدی گلپایگانی دامت‌برکاته، مسئولیت ادارۀ آن را تا پایان حضور در دفتر رهبری برعهده گرفت.
ریاست بر شورای نمایندگان ولی‌فقیه در مناطق قومی از دیگر مسئولیت‌های حجت‌الاسلام احمد مروی در طول مدت حضور در دفتر مقام معظم رهبری بود؛ شورایی که وظیفۀ سیاست‌گذاری و نظارت عالی و مدیریت کلان مسائل و امور مربوط به مناطق قومی مختلف در سطح ملی را برعهده دارد و نمایندگان محترم ولی‌فقیه در استان‌های مربوطه و رؤوسای دستگاه‌های مختلف فرهنگی و اجرایی کشور در عضویت آن قرار دارند.
حجت‌الاسلام احمد مروی در سال 1387، بنا به توصیۀ مرحوم آیت‌الله مهدوی کنی و تصویب در شورای مرکزی، به عضویت شورای مرکزی جامعۀ روحانیت مبارز درآمد.

 

در نامه توکلی به دادستان تهران مطرح شد مسببان مشکلات ارزی و تاراج اموال مردم مجازات شوند

رئیس هیات مدیره دیده بان شفافیت و عدالت با ارسال نامه ای به دادستان تهران خواستار پی گیری و مجازات مسببان اصلی مشکلات ارزی و تاراج دهندگان اموال مردم در موسسات غیرمجاز مالی و اعتباری شد.

مسببان مشکلات ارزی و تاراج اموال مردم مجازات شوند

به گزارش خبرگزاری فارس، احمد توکلی رئیس هیات مدیره دیده بان شفافیت و عدالت با ارسال نامه ای به دادستان تهران ضمن درخواست پی گیری و مجازات مسببان اصلی مشکلات ارزی و تاراج  دهندگان اموال مردم در موسسات غیرمجاز مالی و اعتباری، از اعلام آمادگی دیده بان شفافیت و عدالت جهت حضور در تمام مراحل دادرسی اعلام جرمهای این موسسه خبر داد.

در بخشی از این نامه آماده است: . نگذارید حق و عدالت در برابر صاحبان قدرت ذلیل شود تا خدا را درحالی ملاقات کنید که بار تبعیض و بی‌عدالتی بر دوشتان سنگینی کند.
به گزارش فارس متن این نامه بدین شرح است:

برادر ارجمند جناب آقای جعفری دولت‌آبادی
دادستان محترم تهران

سلام علیکم؛
دور جدید اقدامات قوه قضاییه در مبارزه با فساد از عزم تازه‌ای حکایت می‌کند که وجود آن برای پیروزی در مبارزه ضروری است. در همین حال یکی دیگر از لوازم مبارزه نیز تأمین می‌شود و آن بالا بردن هزینه تن دادن به فساد است؛ اما عزم جدی و افزایش هزینه آلودگی تنها عوامل لازم نیستند. بی‌طرفی در دادرسی و عدم تبعیض در رسیدگی به جرائم از دو عامل مذکور مهم‌تر است. اساساً قضاوت ذاتاً با تبعیض ناسازگار است؛ و زشتی نقض بی‌طرفی در قضا بر همه آشکار است. انسان‌ها به فطرت خود از این بلیه بیزارند. در قصه پر غصه ارز و سکه نیز وقتی بانک مرکزی در مدت کوتاهی 62 تن طلا و 18 میلیارد دلار از ذخایر ملت را به تاراج می‌دهد و از عواملی که خود قاچاقچی یا در ارتباط با آنان هستند استفاده می‌کند تا ارز و طلا را بفروشد. طرف گیرنده که تعقیب می‌شود، ولی متأسفانه دهنده که آمر و مسبب به تاراج رفتن منابع بسیار کمیاب (ارز و طلا) تعقیب نشده‌اند.

بنا بر اخبار موثق معاون ارزی پیشین که به اتهام اخلال در نظام ارزی و پولی تحت تعقیب است. با دستور رئیس‌کل کارهای ارزی را انجام داده است و رئیس‌کل بانک مرکزی نیز خود را تابع دستور آقای رئیس‌جمهور می‌خواند. همین باعث می‌شود که قوه قضاییه با این بهانه که در این شرایط رئیس‌جمهور را که نمی‌شود تعقیب کرد، تعقیب را متوقف کند.

در حالی که معاون ارزی و رئیس‌کل مسئولیت مشترک دارند. البته اگر معاون مزبور کتباً غیرقانونی بودن دستور رئیس‌کل را تذکر داده باشد ولی رئیس‌کل بر انجام دستور تأکید کرده باشد، معاون از تعقیب معاف می‌گردد و مسئولیت تنها متوجه رئیس‌کل است. دلیل آن است که رئیس‌کل نسبت به معاون خویش آمریت دارد. ولی رئیس‌جمهور چنین حقی را نسبت به رئیس‌کل بانک مرکزی ندارد. طبق قانون، اداره بانک مرکزی بر اساس مصوبات شورای پول و اعتبار صورت می‌گیرد نه فرمان و دستور رئیس‌جمهور. درست است که تأیید نهایی و صدور حکم رئیس‌کل با رئیس‌جمهور است، ولی این تأیید و حکم پس از معرفی وی از طرف وزیر امور اقتصادی و دارایی و تصویب هیئت دولت است نه به انتخاب اولیه رئیس‌جمهور. همچنین رئیس‌جمهور پس از نصب نمی‌تواند حکم خود را لغو کند و رئیس‌کل را عزل نماید مگر آنکه هیئت دولت پیشنهاد عزل او را تصویب کند. این ترتیبات در مسیر تصویب برنامه پنجم توسعه پس از اعتراض رئیس‌جمهور وقت به سلب اختیار مطلق وی در نصب و عزل رئیس‌کل و ارجاع رهبری به مجمع تشخیص به عنوان معضل، وضع شد. نصب یک مقام با حکم مقام بالاتر، گیرنده حکم را معاون یا کارگزار حکم دهنده نمی‌کند.

رئیس‌کل بانک مرکزی، مانند وزرا، شأن مستقلی نسبت به رئیس‌جمهور دارد. شاهد بر مدعای فقدان اختیار رئیس‌جمهور برای تحکم بر رئیس‌کل بانک مرکزی، این است که در جریان اصرار رئیس‌جمهور پیشین به عنوان رئیس مجمع عمومی بانک مرکزی برای منبع درآمد تلقی کردن آنچه با تغییرات نرخ ارز از نظر حسابداری برای بانک مرکزی حاصل می‌شود و تصویب این موضوع در مجمع عمومی با شکایت جمعی از نمایندگان به دیوان عدالت اداری خنثی شد. هیأت عمومی دیوان که متشکل از قضات با سابقه‌اند و در آن جلسه شصت و اندی از اعضایش حضور داشتند، تصمیم رئیس‌جمهور سابق را غیرقانونی شمرد و آن را لغو کرد؛ بنابراین تشبث رئیس‌کل سابق بانک مرکزی به رئیس‌جمهور وجهه قانونی ندارد و فقط آقای دکتر سیف یا وی و معاونش مسئول این اتلاف فاحش منابع هستند.

این پذیرفتنی نیست که دادستانی در تعقیب آمر و مسبب فاجعه از اعمال قانون کوتاه بیاید ولی گیرندگان ارز و سکه را به چوبه دار بسپارد. اگر آن روز آن حجم هنگفت از ارز و سکه به تاراج داده نمی‌شد، آیا امروز به دلیل عدم امکان جابجایی ارز و طلایی که ما در بانک‌های گوناگون کشورهای بیگانه داریم در واردات ضروری کشور مشکل داشتیم؟

جناب آقای دادستان

به چند میلیون جوان بیکار و صدها هزار زن بی‌سرپرست و هزاران کارتن‌خواب فکر کنید که با این به تاراج دادن منابع کمیاب فرصت‌هایی برای نجات از این فلاکت را از دست داده‌اند. در این صورت است که دستگاه قضا به تکلیف خود در اعمال بی‌طرفی بین متهمان و نیز به راهبرد مهم مقام معظم رهبری که آمر و مسبب را مقصرتر شناخته‌اند عمل می‌کند. جناب آقای دادستان اجازه ندهید صاحبان قدرتی که ناتوانی یا نادانی یا خیانت آنان وضع را چنین رقم زده است از محاکمه و مجازات مصون بمانند.

همچنین در ماجرای تعاونی‌ها و مؤسسات مالی اعتباری غیرمجاز، دیده‌بان شفافیت و عدالت چند اعلام جرم علیه مدیران این تعاونی‌ها و مؤسسات و رئیس‌کل سابق و اسبق بانک مرکزی، معاونان نظارتی و مدیران کل‌های ذی‌ربط، اصلی و سهامداران اصلی مؤسساتی مانند ثامن‌الحجج و کاسپین تقدیم قوه قضاییه کرده است.

اتهام اصلی مدیران و سهامداران این مؤسسات «اخلال در نظام اقتصادی و پولی کشور و حیف‌ومیل اموال مردم، از طریق اخذ وجوه و سپرده‌های اشخاص حقیقی و حقوقی تحت عنوان مضاربه و نظایر آن  و اخلال در نظام تولیدی (بازار مسکن، طلا و ارز) » بوده است. اتهامی که متوجه رئیس‌کل سابق و اسبق و مدیران زیردستشان شده است «معاونت در اخلال در نظام اقتصادی کشور ، از طریق عدم اقدام فوری و مؤثر مسئولان نهادهای مذکور برای توقف فعالیت‌های غیرقانونی این بنگاه‌ها، عدم آگاه‌سازی مردم از این فعالیت‌های غیرقانونی و نیز عدم انجام وظایف قانونی خود در جلوگیری از فعالیت‌های غیرقانونی آنها در اخذ وجوه و سپرده‌های اشخاص حقیقی و حقوقی تحت عنوان مضاربه و نظایر آن‌».

علاوه بر این در جرائم دیگری نیز معاونت داشته‌اند. بانک مرکزی با وجود آنکه از تمام خلافکاری‌ها و خیانت‌ها در این مؤسسات اطلاع داشت، به جای انجام وظیفه قانونی خویش در متوقف کردن فعالیت آنها، به این چپاولگران اجازه داد تا با نصب تابلوی «تحت نظارت بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران» بر سردرشان، بزرگترین فریب را متوجه مردم کنند.

برای آنکه نقش این تائید بانک مرکزی در فریب خوردن مردم و چند برابر شدن ابعاد فاجعه معلوم گردد، به این آمار مرکز پژوهش‌ها توجه بفرمایید: «مجموع سپرده‌های بانک‌ها و مؤسسات اعتباری ساماندهی شده، از زمان صدور مجوز نصب آن تابلو [اسفند ۱۳۸۹] تا پایان سال ۱۳۹۵، از حدود 700 هزار میلیارد ریال، به رقمی معادل 3150 هزار میلیارد ریال افزایش ‌یافته است که در واقع افزایشی معادل ۵/۴ برابری را داشته است.» 

در ماجرای تعاونی‌های غیرقانونی و اخلال در بازارهای مسکن، سکه و ارز نیز ماجرا دو طرف دارد: یکی بانک مرکزی که مسئول سر و سامان دادن بازارها و مسئول مستقیم و بی‌بدیل صدور جواز و نظارت بر عملکرد مؤسسات اعتباری است که اختیارات مکفی برای انجام این وظیفه را داشته است. طرف دیگر تعاونی‌ها و مؤسسات غیرقانونی قرار دارند که از مماشات عناصر مسئول در بانک مرکزی یا تبانی با آنان، بهره برده و هزاران میلیارد تومان از ثروت سپرده‌گذاران را تباه کردند و بانک مرکزی نیز هزارها میلیارد تومان از منابع مردم را صرف رفع مشکل خودساخته است.

مدیران و سهامداران برخی از مؤسسات مانند ثامن‌الحجج و کاسپین تعقیب شده و بعضی از آنها محکوم گشته‌اند ولی مسببان در حاکمیت به طور جدی تعقیب نمی‌شوند. این در حالی است که هنوز تکلیف سپرده‌گذاران که بیش از یک میلیارد تومان سپرده داشتند، معلوم نیست و بانک مرکزی هم هیچ اطلاع درستی از امور مالی ذی‌ربط به مردم و ذینفعان نمی‌دهد و در تاریکی مردم را نگه می‌دارد. هر راه حل معقول هم که این ذینفعان ارائه می‌کنند با بی‌اعتنایی مسئولان حکومت روبرو می‌شوند.

جناب آقای دادستان!

گره این مسائل باید به دست جنابعالی باز شود. نگذارید حق و عدالت در برابر صاحبان قدرت ذلیل شود تا خدا را درحالی ملاقات کنید که بار تبعیض و بی‌عدالتی بر دوشتان سنگینی کند. دیده‌بان شفافیت و عدالت پیرو اعلام جرم شماره 884/3/الف مورخ 30/05/96 و اعلام جرم شماره 1073-س مورخ 28/03/1397 با اسناد تکمیلی و با استفاده از حق قانونی خویش برای حضور در تمام مراحل دادرسی(موضوع تبصره 2  ماده 66 قانون آئین کیفری مصوب 1394)، اعلام آمادگی می‌کند.
احمد توکلی
رئیس هیئت مدیره سازمان مردم نهاد دیده‌بان شفافیت و عدالت
28/11/1397

رونوشت: 
برادر ارجمند جناب آقای محسنی اژه‌ای معاون اول محترم رئیس قوه قضائیه
 برادر ارجمند جناب آقای منتظری دادستان کل محترم کشور