روحانی از اعتبار خود دفاع می‌کند؟(یادداشت روز)


1- مصاف 70 ساله ملت ما با مثلث صهیونیسم مسیحی ( آمریکا- انگلیس- اسرائیل) به پیچیدگی گرایش پیدا کرده است. این پیچیدگی بیش از آن که ما را بترساند، بشارتی در خود نهفته دارد؛ یعنی اینکه ملت ما از عهده مصاف‌های قبلی با موفقیت برآمده است. و گرنه دلیلی نداشت که حریف، به دشمنی پیچیده‌تر بپردازد. این به مفهوم رشد فکری و ارتقای توانمندی‌های «ایران جدید» (پس از انقلاب اسلامی) است. درست مانند ارتقای آزمون از سطح ابتدایی به کنکور دانشگاه یا دکترا. آزمون جدید حتما زحمت دارد اما رشد و پیشرفت، از مسیر همین آزمون جدید می‌گذرد.
2- آمریکایی‌ها در بحبوحه مذاکرات از بازی «مکعب روبیک» سخن می‌گفتند؛ مکعبی 6 وجهی و فراهم شده از 21 مکعب کوچک‌تر و قابل جابه جایی که هر وجه آن به یک رنگ است. این بازی پیچیده با انبوهی از احتمالات جابه جایی مکعب‌های کوچک، هنگامی به سر می‌رسد که هر شش وجه مکعب بزرگ، با یک رنگ خاص جور شود.اصطلاح روبیک هر چند درباره مذاکرات به کار رفت و شعبده و فریب آمریکا در برجام را نتیجه داد، اما تداعی سیاست چند وجهی آمریکا در قبال ایران است.
3- برخلاف برخی تلقی یا تلقین‌ها، سیاست دولت و کنگره آمریکا درباره موضوعات راهبردی مانند ایران، فرا حزبی و بعضا فرا آمریکایی است، حتی اگر در عرصه تاکتیک، شاهد تفاوت‌هایی باشیم. کنگره و دولت با شدت و ضعف‌هایی همواره بر خصومت علیه ملت ما افزوده‌اند که آخرین آنها مسابقه نقض برجام میان دولت اوباما و ترامپ، و سپس میان دولت ترامپ با کنگره و سنا می‌باشد. 98 سناتور دموکرات و جمهوریخواه، تحریم‌های ضد ایرانی جدید را با وجود تعارض صریح آن با برجام به تصویب رساندند و تنها دو نفر رای ندادند. در عین حال آقای کری در اسلوفروم مشغول عملیات فریب علیه وزیرخارجه کشورمان بود. این راهبرد فراحزبی را باید شناخت و فراتر از شعبده‌های روزمره آمریکایی‌ها با آن مواجه شد.
4- آمریکایی که 64 سال پیش می‌توانست با توزیع چند میلیون دلار پول، دولت ملی را در ایران ساقط کند، اکنون با وجود صرف ده‌ها و صد‌ها میلیارد دلار نتوانسته از عهده جمهوری اسلامی برآید بلکه همین هفته‌ها شاهد کریدور کشیدن ایران از عراق تا سوریه و امتداد آن تا مدیترانه است. اکنون محور مقاومت _ ونه آمریکا و انگلیس و اسرائیل _ است که سرنوشت معادلات مهم را در منطقه غرب آسیا تعیین می‌کند. هیئت حاکمه آمریکا نه امروز و نه حتی از دوره اوباما، بلکه از دولت دوم بوش بود که به ضرورت جنگ چندلایه با ایران (جنگ هوشمند) رسید؛ راهبردی که در آن تهدید و ترور و خرابکاری و فشار و تطمیع و دعوت به مذاکره، همگی به عنوان چاشنی تغییر محتوای رفتاری جمهوری اسلامی عمل می‌کنند.
5- مذاکرات و توافق برجام در این میان بیشتر به یک اسب تروا شباهت داشت. ظاهرا ارمغان دوستی بود و در باطن، بهانه‌ای برای نفوذ به قلعه نفوذ ناپذیر «ملت_دولت» (حاکمیت ملی) جمهوری اسلامی. هم سرگرم و معطل‌کننده و فرصت سوز بود (چنان که 90 درصد عمر و فرصت‌های یک دولت پای آن صرف شد) و هم برای غربِ در حال جا ماندن از ایران دربرخی تحولات، زمان می‌خرید. هم اسباب مجادله شد و هم شاید می‌توانست روزنه انواع نفوذهای موثر را بگشاید. فراموش نکرده ایم سخنان جان ساورز رئیس وقت سرویس جاسوسی ام آی سیکس (عضو اولین تیم مذاکراتی انگلیس در چالش هسته‌ای) را که گفت « باید صبر استراتژیک داشته باشیم، برجام فرصت 10-15 ساله به ما برای تحول تدریجی ایران از ماهیت انقلابی‌گری به سمت نُرمال‌تر شدن را فراهم می‌کند».
6- نُرمالیزاسیون، دست بر قضا اصطلاحی بود که به مثابه نشتی بشکه در داخل کشور بر زبان «سعید -ح» جاری شد؛ شبه اصلاح‌طلب دارای سوابق امنیتی که در دوره دولت اصلاحات به ترویج پروژه نیابتی و ضد امنیتی «حاکمیت دوگانه» می‌پرداخت. مشابه سخنان ساورز را توماس فریدمن 10 روز قبل از اعلام توافق (12تیر94) در نیویورک تایمز نوشت: «توافق پیش‌رو با ایران یک توافق بدِ - خوب(!) است و به اوباما این امکان را می‌دهد تا به کنگره و اسرائیل بگوید این بهترین توافقی است که با یک غلاف خالی از اسلحه می‌توان به دست آورد؛ توافقی که تا بروز دگرگونی‌هایی در ایران زمان می‌خرد و بهتر از جنگی است که هیچ کس نمی‌داند انتهای آن چه خواهد بود «
7- فقط وزیرخارجه و رئیس سازمان سیا در دولت اوباما نبودند که قائل به راهبرد نفوذ بودند و برای سرنوشت یک طیف در ایران اظهار نگرانی می‌کردند. وزیر خارجه ترامپ نیز همین روز‌ها ضمن دفاع از مصوبه تحریمی سنا می‌گوید «ما از عناصر داخلی در ایران که بتوانند به ما در تغییر مسالمت آمیز قدرت کمک کنند، پشتیبانی می‌کنیم. همان‌طور که می‌دانیم چنین عناصری در داخل ایران هستند». آیا عجیب نیست که سنا، بررسی و تصویب تحریم‌های زیربنایی جدید را به خاطر احتمال تاثیر منفی بر جریان نشان شده آمریکا در انتخابات عقب انداخت؟ از خود بپرسیم اگر سیامک و محمد باقر نمازی مشغول شبکه‌سازی و سربازگیری در ایران برای دولت اوباما بودند و زندانی شدند، چرا نیکی هیلی نماینده دولت ترامپ در سازمان ملل خواستار آزادی آنها می‌شود؟
8 - روزنامه‌های زنجیره‌ای دو سال و نیم تمام به بزک سیمای ضد انسانی آمریکا پرداختند و چنان قلم زدند که آمریکا توانست برجام با عایدی «تقریبا هیچ» بلکه «خسارت محض» را به ملت ایران گران بفروشد. به تیتر‌های اول یکی از این روزنامه‌ها (شرق) دقت کنید: « پیروزی بدون جنگ»، «اینک بدون تحریم»،»  فروپاشی سازمان تحریم‌ها»، «بی نظیر در تاریخ»، « امضای کری تضمین است»، « هر روز تاخیر در اجرای توافق، 100 میلیون دلار ضرر « و « از تاخیر در اجرای توافق، 2500 میلیون دلار ضرر کردیم». مدیر مسئول همین روزنامه آذر 95 در مصاحبه با دهباشی به نقش روزنامه خود در بزک برجام اذعان کرد و گفت « من مبالغه را قبول دارم. این مبالغه‌ها باید می‌شد. دولت باید در حقیقت این موضوع (توافق) را قدری بزک می‌کرد که بتواند حرفش را به کرسی بنشاند»! اما همین روزنامه و نظایر آن، وقتی تیرخلاص سنای آمریکا به برجام را دیدند، خبر را سانسور کردند و به جای آن، اسناد تحریف شده وزارت خارجه آمریکا درباره کودتای 64 سال پیش را تیتر کردند که برای همسو نشان دادن آیت‌الله کاشانی با شاه و سازمان سیا، دستکاری و منتشر شده است. بازهم پای تحریف  و عوض کردن جای جلاد و شهید  یا خادم با خائن و مقصردر میان است.
9- پروژه جدید آمریکا، نسخه به روز رسانی شده رویکرد 64 سال پیش علیه نهضت نفت است. در این نسخه، نفوذ و خواب کردن برخی مدیران که نرمش و خوش گمانی نسبت به آمریکا پیدا کرده‌اند، به موازات ایجاد انشقاق میان سیاستمداران، حرف اول را می‌زند. با تاسف و با پوزش از برخی دولتمردان خدوم باید یادآور شد که دو سال پیش دو تن از فعالان اصلی جریان آلوده به نفوذ دشمن، از دولت با عنوان شرم آور «رحم اجاره ای» یاد کردند و کسی صدایش در نیامد. اجاره در خدمت چه کسی؟ آنها که  خود قبلا به خدمت خارجی در آمده بودند.
10- آقای روحانی در سخنرانی راهپیمایی 23 تیر78، همین فتنه گران را «مزدوران حقیر آمریکا و اسرائیل «خواند که «باید سرکوب شوند». او بار دیگر  وقتی فتنه 88 به خیانت کم‌سابقه و دعوت به آشوب در روز 25 بهمن انجامید،  گفت «این عده با شعارهای ضد انقلابی، موجبات خوشحالی و بهره‌برداری آمریکا و رژیم صهیونیستی و ضد انقلاب را فراهم آوردند و موجب ناراحتی قاطبه مردم شریف شدند. این حرکت، یک حرکت ضد اسلامی و ضد ملی بود. حرکت 25 بهمن گروهی فریب خورده، کاملا محکوم است و قوه قضاییه باید براساس وظایف ذاتی خود نسبت به این حرکت ضد انقلابی اقدام نماید».
11- این طیف بدنام و نشاندار از جان دولت و شخص رئیس جمهور که مایلند او را جای مصدق بنشانند و زمینه شبیخون دشمن را فراهم کنند، چه می‌خواهند؟ مصدق را فراماسونر بدانیم یا ناسیونالیست، عملکرد وی عبرت آموز است. شهید نواب صفوی زمانی خطاب به وی پیغام داد « شما پای آمریکا را به کشور باز می‌کنید و ملت دوباره باید فداکاری کند و شهید بدهد و سالها زجر بکشد تا آمریکا را بیرون کند». مصدق لباس روحانیت بر تن نداشت و مدعی اسلام نبود. او به نشانه تجدد، کراوات بر گردن و شعار ملی‌گرایی سکولار بر زبان داشت. اما آمریکا حتی او را هم تحمل نکرد و به کمتر از نوکری وطن فروش به نام محمد رضا پهلوی رضایت نداد.
12- آمریکا در حال تست زدن دولت یازدهم است، اینکه آیا برای دفاع از ملت خود، در تراز حداقل‌های دولت ملی ظاهر می‌شود یا انفعال و نرمش چندباره نشان می‌دهد تا بتوان باج بیشتری مطالبه کرد؟ متاسفانه در همین دوره دست درازی دشمن، پالس‌های نامناسبی از سوی برخی دیپلمات‌های ما ارسال  شد. اینکه آقای ظریف در اسلو، نسخه معاهده 1975 هلسینکی (چیزی شبیه برجام 2) را برای منطقه پیشنهاد کند یا سفیر ایران در لندن (رئیس تیم کارشناسی در مذاکرات) بگوید «ازهرگونه شتابزدگی در اعلام مواضع نسبت به مصوبه تحریمی سنای آمریکا پرهیز شود»، تنها پالس‌هایی طمع برانگیز و گستاخ‌کننده را به رصدگران اطلاعاتی و سیاسی در آمریکا ارسال می‌کند که به غایت برای منافع و امنیت ملی خطرناک است. این مواضع در حالی است که آمریکایی‌ها در قول و فعل معتقد شده‌اند برجام، توافقی یکطرفه است و با آن هر کاری می‌شود کرد! اینجا پای حیثیت دولت در میان است. اگر برنامه گرانقدر هسته‌ای کم ارج شمرده شد، نمی‌توان به همان سبک، به نقض سیستماتیک و رگباری برجام و چند برابر کردن تحریم‌ها بی‌تفاوت ماند مگر اینکه ...
13- دولت و شخص رئیس جمهور برای اعتبار خودشان هم که شده، موظفند ضمن فاصله گذاری با جریان مزدور ( تعبیر آقای روحانی)، در مقابل فزون خواهی آمریکا سینه سپر کنند. و گرنه مهم‌ترین رهاورد مدیریت 4 ساله آنها با رگبار حریف، ناکار خواهد شد. نقض‌ها و بدعهدی‌ها محصول کج چیده شدن برجام است اما این روند نقض نباید ادامه پیدا کند. یک هدف مهم دشمن، کِرِخت‌سازی و حساسیت زدایی یا در واقع، نُرمالیزاسیون دست درازی‌های خویش است. هیچ دولت ملی‌ای این فاجعه را نمی‌پذیرد مگر اینکه قربانی نفوذ شود. مسئول پدید آمدن این چالش، آقای روحانی و برخی اطرافیانشان هستند و انصاف این است که خودشان هم آن را برطرف کنند، نه اینکه خدای ناکرده توپ را به داخل برگردانند و اسباب لجبازی و مجادله و سرگرمی را در داخل کشور فراهم کنند. البته مجلس هم باید دولت را در اصلاح مسیر و زدن بر دهان هیئت حاکمه آمریکا یاری رساند. اگر تا دیروز خوش گمانی و انفعال در مقابل آمریکا خطا و غفلت شمرده می‌شد، از امروز به بعد، دعوت به خوش خیالی یا انفعال و تعلل، جفا و خیانت است. امروز بیش از هر زمان دیگر، اتحاد و مواجهه صریح با آمریکا ضرورت دارد و هر کس در این تردید کند یا اسباب کشمکش در داخل را فراهم سازد، یا مامور دشمن است و یا نفوذ زده و گروگان دشمن.

محمد ایمانی

کاش فقط برجام نقض شده بود!(یادداشت روز)


روز پنج‌شنبه نمایندگان مجلس سنای آمریکا، با ۹۸ رأی موافق و تنها ۲ رأی مخالف «طرح جامع تحریم ایران و روسیه» را تصویب کردند. گفته شده، این طرح برای تصویب تنها به ۵۰ رای موافق نیاز داشت! اگرچه ترامپ سه ماه فرصت دارد تا درباره اجرای آن تصمیم‌گیری کند اما هم اکنون می‌توان تصمیم ترامپ را پیش‌بینی کرد! «برنی سندرز» و «راند پال»، دو سناتوری بودند که به این طرح رأی مخالف دادند.
این قانون از یک سو اشخاص و شرکت‌های مرتبط با برنامه موشکی ایران را در معرض تحریم قرار می‌دهد و از سوی دیگر، به دونالد ترامپ، این اختیار را می‌دهد تا این بار به بهانه «حمایت از تروریسم» و «نقض حقوق بشر»، تحریم‌های جدیدی را علیه ایران وضع کند! به عبارتی از این پس رئیس‌جمهور آمریکا این اختیار را دارد که، افراد و نهادهایی را که با برنامه‌های موشکی ایران ارتباط دارند یا با گروه‌هایی که با داعش و تروریست‌های تکفیری و رژیم صهیونیستی می‌جنگند (‌حزب‌الله لبنان و مقاومت منطقه) همکاری می‌کنند، مشمول این تحریم‌ها کند.
  این طرح که با عنوان «مقابله با اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران» به تصویب سنا رسیده، برای تبدیل شدن به قانون باید در مجلس نمایندگان هم تصویب شود. تصویب این طرح یعنی نقض صریح و موردی بندهای 26، 28 و 29 برجام و در نهایت نیز نقض کل برجام چرا که با این طرح عملا شرط جدیدی به توافق اضافه شده است. آمریکا در برجام متعهد شده بود تحریم‌هایی را که تعلیق کرده «تحت عناوین دیگر» بازنگرداند. اما با این طرح، نه تنها همه آن تحریم‌ها بازمی‌گردد بلکه تحریم‌های تازه و بی‌سابقه‌ای نیز به آن اضافه می‌شود. در یک کلام می‌توان گفت، این طرح به رئیس‌جمهور آمریکا این اجازه را داده تا به تعهداتش در برجام عمل نکند و حتی وارد مواردی از تحریم‌ها علیه کشورمان شود که تاکنون یا نتوانسته یا جرات ورود به آن را نداشته است! که در ادامه به این مورد و فتنه‌های اقتصادی و غیر اقتصادی حاصل از آن خواهیم پرداخت.
اکنون می‌توان با قاطعیت گفت از برجام، فقط یک نام باقی مانده و این توافق رسما از حیّز انتفاع ساقط شده است. البته نقض صریح روح و جسم برجام، گوشه بسیار کوچک حاصل از این طرح است و این تازه شروع ماجراست. بخوانید:
طرح «مقابله با اقدامات بی‌ثبات‌کننده ایران» دارای سه محور کلی است: «تحریم‌های موشک بالستیک»، «تحریم‌های جدید تروریسم» که آمریکایی‌ها برای اولین بار با این بهانه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را هدف  تحریم‌های سخت قرار داده‌اند (آمریکا در سال 2007 میلادی تنها نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را تحریم کرده بود) و در نهایت، «تحریم تسلیحاتی» که تمام افراد و نهادهایی را که در فروش، تامین و انتقال برخی تجهیزات جنگی مثل‌تانک و هواپیماهای جنگی، کشتی و ... به کشورمان نقش دارند مورد هدف قرار داده و اموال و دارایی‌هایشان را مصادره  کرده و... تحریم یک نهاد قانونی به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران که بی‌سابقه است شاید، مهمترین بخش از این طرح تحریمی تصویب شده در سنا باشد که می‌بایست به تصویب مجلس نمایندگان آمریکا هم برسد.
بر‌خلاف تصور عمومی، طرح جامع تحریم‌های ایران، صرفا فعالیت‌های اقتصادی را دربرنمی‌گیرد و دایره‌ای به مراتب گسترده‌تر را دربر می‌گیرد. طوری که برخی حتی از این طرح با عنوان«مادر تحریم‌ها» نام برده‌اند. یعنی صرفا کشورها، اشخاص، شرکت‌ها و نهاد‌هایی را که وارد فعالیت‌های اقتصادی با تحریم شدگان می‌شوند را هدف قرار نمی‌دهد، کافی است آن کشور، شخص، شرکت یا نهاد، با آن سازمان یا نهاد تحریم شده ارتباط عادی کاری و اداری داشته باشد تا باز هم، مشمول فشارهای تحریمی آمریکا و متحدانش قرار گیرد!
حال با توجه به تحریم نهاد «سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران« چه اتفاقی خواهد افتاد؟ واکنش دولت آقای روحانی به این تحریم‌ها چگونه خواهد بود؟ اصولا چرا با وجود حیاتی بودن برجام برای غرب، آمریکایی‌ها بدون «هیچ نگرانی خاصی» آن را نقض کردند؟ «خاص» از آن جهت که برخی مقامات حال حاضر غربی پیش از این بارها تاکید کرده و هنوز هم می‌کنند که، به هر قیمت ممکن باید این توافق حفظ شود، چرا که به تعبیر اوباما، برجام یکی از بزرگترین پیروزی‌های غرب در حوزه سیاست خارجی بوده است، برجامی که بدون شلیک یک گلوله، توانست برنامه هسته‌ای ایران را متوقف کند! آمریکا چرا با این وجود، به راحتی طرح را تصویب و برجام را پاره کرد؟
شاید عده‌ای علت نقض صریح برجام را در شخصیت خاص دونالد ترامپ و همفکرهای او در کنگره جست و جو کنند. مثلا بگویند، در دوره اوباما اگر بودیم، سنای آمریکا چنین خبطی را نمی‌کرد. احتمالا چنین تحلیلی را جریان‌های نزدیک به دولت در کشورمان دنبال و با تلاش برای نزدیک شدن به اروپا، این مفهوم را علنی‌تر دنبال خواهند کرد. اما با توجه به اظهارات «رکس تیلرسون» که تنها چند ساعت قبل از تصویب طرح جامع از سوی سنا ایراد شده می‌توان گفت، این تحریم‌ها کاری است شبیه به آنچه هیلاری کلینتون، وزیر خارجه باراک اوباما با عنوان«تحریم‌های فلج‌کننده» دنبال می‌کرد! دولت اوباما می‌گفت با این تحریم‌ها به دنبال تغییر رفتار ایران-بخوانید تغییر نظام- هستیم؛ تیلرسون با دفاع از تصویب این طرح گفته: «از نظر من این تحریم‌ها کار خوبی است... ما از عناصر داخلی در ایران که بتوانند به ما در تغییر قدرت کمک کنند پشتیبانی می‌کنیم. همان‌طور که می‌دانیم چنین عناصری در داخل ایران هستند.»(!)
 آمریکایی‌ها پریروز و در دوران ترامپ همان کاری را کرده‌اند که چند سال پیش در دوران کلینتون کرده بودند! «مادر تحریم‌ها» تکرار همان پروسه «تحریم‌های فلج‌کننده» است.
اما به نظر می‌رسد، لااقل بخشی از علت این جسارت آمریکایی‌ها را باید در داخل جست و جو کنیم. پیش از این هم غربی‌ها با اعمال تحریم‌های متعدد برجام را – نه به این صراحت- نقض کرده و واکنش درخوری را از سوی مسئولین دولتی کشورمان مشاهده نکرده بودند. بنابر این چرا نباید دوباره آن را نقض کنند؟!
وقتی اعلام می‌کنیم، آمریکا روح و جسم برجام را نقض کرده و در اعتراض، موارد نقض شده را مکتوب کرده و به اروپایی‌ها می‌رسانیم، اما در مقابل این نقض برجام‌ها، کوچکترین تشری به آنها نمی‌زنیم و تمام اعتراض ما خلاصه می‌شود به زدن چند ایمیل و نوشتن چند نامه، یعنی به غربی‌ها ناخواسته پیام داده‌ایم، هیچ برنامه جدی برای مقابله با بدعهدی‌ها و جسارت‌هایتان نداریم و می‌توانید ما را با خیال راحت تحریم کنید. وقتی در چنین شرایط خطیری، تمام دغدغه دولت به جای پریدن به آمریکا می‌شود پریدن به منتقدان، حاشیه ساختن با واژه صلح  توییتر بازی، پخش شدن یا نشدن فلان آهنگ، حضور بانوان در ورزشگاه‌ها و... یعنی، غربی‌ها! تحریممان کنید، چرا که واکنش موثری در قبال نقض برجام از سوی ما نخواهید دید!
شاید تغییر اولویت‌ها و حاشیه‌سازی‌های دیروز که بخش زیادی از عمر دولت و وقت مردم را گرفت، به دلیل آگاهی دولت از شرایط امروز بوده باشد. ان‌شاء‌الله که اشتباه کرده باشیم اما، به نظر هم نمی‌رسد واکنش قاطع و عملی از سوی دولت در این باره مشاهده کنیم. دولت با تعطیلی بیشتر حوزه‌ها، 4 سال عمر خود را صرف «دیگِ برجامی» کرد که از آن «آبی گرم نشده» است. لذا، شاید چاره‌ای ندارد جز ادامه کج دار و مریز این راه ولو با چند کشور اروپایی و یا حتی به تنهایی؛ اگر چه جز یک نام خشک و خالی از «برجام» و «لغو تحریم‌ها» باقی نمانده باشد.
دولت اگر نخواهد اهرم تحریم را از دست دشمن بگیرد، از این پس به شدت بر ادامه حاشیه سازی‌ها نیاز خواهد داشت، حاشیه‌هایی که می‌تواند هزینه‌هایی به مراتب، سنگین‌تر از مذاکرات اتمی و برجام بر کشور و مردم تحمیل کند! ادامه چنین وضعیتی «خسارت محض است» و حتی می‌تواند، مشکلات را در کشور پیچیده‌تر کرده و از حوزه اقتصادی به سایر حوزه‌ها بکشاند. چگونه؟
اواخر اردیبهشت ماه سال 95 بود که رویترز به نقل از «ریاض سلامه»، رئیس‌ بانک مرکزی لبنان نوشت، مجبوریم به تحریم‌های آمریکا علیه جنبش حزب‌الله لبنان عمل کنیم چراکه عدم اجرای این قانون به معنی انزوای سیستم بانکی لبنان از جهان خواهد بود(!) در بیانیه رئیس‌بانک مرکزی لبنان آمده بود: «قانون صادر شده در آمریکا، باید در سطح جهان و لبنان اجرایی شود. بخشنامه شماره 137 صادر شده از سوی بانک مرکزی لبنان در سال 2016 یک الزام حقوقی و قانونی لبنانی است... اگر قانون آمریکایی اجرا نشود نمی‌تواند ثبات مبادلات و تسهیلات بانکی در لبنان را تضمین کرد... بانک‌هایی که قصد دارند حساب فرد یا سازمانی را ببندند باید توجیهی را برای این تصمیم خود ارائه کنند. هر بانکی می‌تواند با افراد حزب‌الله لبنان ارتباط مالی داشته باشد اما در این صورت باید ارتباط خود را با بانک‌های جهانی قطع کنند.»
وی در نهایت از همه بانک‌های لبنانی خواست به قانون تحریم‌های آمریکا علیه حزب‌الله لبنان متعهد باشند.
بر اساس فرمول تحریمی آمریکا در لبنان، هر گونه حمایت مالی از حزب‌الله لبنان ممنوع است. این قانون تحریم آمریکایی باعث نزاع بی‌سابقه‌ای میان حزب‌الله لبنان و بانک مرکزی این کشور شد که هنوز هم ادامه دارد. آمریکا با طرح تحریم حزب‌الله لبنان، به نوعی تحریم جنبش‌های مخالف خود در لبنان را به دولت لبنان سپرد! و تلاش کرد با این حربه، این کشور را به نوعی دچار «خود تحریمی» و «نزاع داخلی» کند. به نظر می‌رسد، آمریکایی‌ها این بار به دنبال اجرای این فرمول در ایران هستند و فقط به جای «حزب‌الله لبنان»، نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را در آن فرمول گذاشته‌اند. انتظار آن است که رئیس‌جمهور کشورمان به این فتنه کثیف آمریکایی پاسخ دندان‌شکنی بدهند.
 جعفر بلوری

باز بازی با الفاظ!(یادداشت میهمان)

1- دولت دوازدهم اکنون وارث دولت یازدهم و یا بهتر بگوییم «دولت قبلی»! است و اکنون چه خوب چه بد، خود کرده‌اند و خود باید نسبت به عملکرد «دولت قبلی» پاسخگو باشند و از این به بعد دیگر نمی‌توانند دولت نهم و دهم را مقصر ناکارآمدی خود القاء کنند. دولت دوازدهم با انبوهی از وعده‌های داده شده و مطالبات بر زمین مانده مردم روبروست. چه مطالبات و وعده‌هایی که در «دولت قبلی» (یازدهم) جامه تحقق به خود نگرفت و انکار شد و چه وعده‌ها و مطالبات جدیدی که در تبلیغات این دوره بر آنها افزوده شده. لذا با توجه به اینکه ناکارآمدی دولت روحانی و مطالبات مردم همچنان روی میز است، اما شاید بتوان نشست خبری اخیر رئیس جمهور منتخب را مشابه نشست خبری رئیس جمهور منتخب چهار سال قبل دانست و تکرار مکررات! 2- متاسفانه آن‌گونه که برخی رای‌دهندگان با رای دادن مجدد به روحانی، امیدوار بودند مطالبات آنها برآورده شود، هنوز با خشک نشدن اثر انگشت‌شان روی برگه‌های رای، با موجی از پالس‌های منفی روبه‌رو شدند. سناریو‌نویسان امنیتی و جنگ روانی دولت و جریان حامیشان در یک سناریوی جدید پساانتخاباتی و متناقض با سناریوی پیشاانتخاباتی،از یک سو با اشاره به عملکرد چهار سال گذشته تاکید می‌کنند اگر دولت بخواهد برهمین منوال پیش برود، امید رای دهندگان ناامید خواهد شد، و از سوی دیگر از هم اکنون برای انکار و به فراموشی سپردن وعده‌های داده شده، بر عدم تحقق آنها در دولت دوازدهم اذعان می‌کنند. آقای روحانی و طرفدارانشان بر‌خلاف دوره قبل آن‌قدر ناشیانه برای فرار از پاسخگویی در باره وعده‌های داده شده خود و مطالبات مردم عجله دارند که اجازه ندادند امید رای‌دهندگان به آنها چند صباحی دوام داشته باشد و آنها چند ماهی امیدوار باشند. در این سناریو آقای روحانی در نشست خبری اخیر درحالی از عمل به وعده‌هایش سخن گفت که عنوان می‌کند«ایجاد سالانه950هزار شغل بشرط‌ها و شروط‌ها»! آقای روحانی که برای تحقق 950 هزار شغل شرط و شروط می‌گذارد تا بتواند از پاسخگویی فرار کند و گناه را به گردن احمدی‌نژاد بیندازد!، باید پاسخ دهد پس چگونه ادعای ریشه کن کردن فقر مطلق تا پایان دولت دوازدهم را دارد؟‌ در ادامه این سناریو روزنامه شرق هم در یادداشت چند روز قبل خود تاکید می‌کند«این انتظار که دولت در چهارسال بتواند انبوه مشکلات مختلف را پاسخ دهد، آثار مخربی برای اصلاحات برجای می‌گذارد و دستیابی به نتایج کوتاه مدت و حل مشکلات مردم اصلا مهم نیست». این روزنامه همچنین در این مطلب و دیگر مطالب خود در حالی از ناهماهنگی بین امکانات و نیازهای‌ مردم به عنوان چالش مهم دولت روحانی یاد می‌کندکه درجای دیگر تصریح می‌کند«دولت روحانی خود نقش اصلی را در افزایش مطالبات مردم داشته است»!.هرچند خود آقای روحانی قبل از انتخابات گفته بود مشکلات اقتصادی مردم در دولت آینده هم حل نمی‌شود، اما سوال اصلی این است که اولا آقای روحانی در انتخابات اخیر، مردم را به چه چیز امیدوار کرده و ثانیا کسانی که به آقای روحانی رای دادند به چه چیز امیدوار شده‌اند؟ حقیقتا چه رای‌دهندگانی که رای خود را به نام روحانی نوشتند و چه رای‌دهندگانی که رای خود را به نام دیگری نوشتند و اکنون آقای روحانی رئیس‌جمهور آنها هم محسوب می‌شود، می‌خواهند بدانند که سرنوشت مشکلات اقتصادی و معیشتی آنها در دولت دوازدهم چه می‌شود و آیا سرانجامی مثل سرانجامشان در دولت یازدهم خواهد داشت؟! 3- آقای روحانی مثل نشست خبری چهار سال قبل باردیگر از صد روز اولی که در دولت قبل انکار کرده بود، سخن گفت! و بعد با توهین به 16 میلیون ایرانی که به وی رای ندادند، آنها را فریبکار خواند! آقای روحانی باید پاسخ دهد چه کسی مردم را فریب داد؟ مگر خود شما نبودید زمانی برای در آغوش گرفتن آمریکایی‌ها و امضاء برجام، آمریکا را بزک و از رئیس‌جمهور این کشور به عنوان انسان مودب یاد می‌کردید و زمانی دیگر برای رای آوردن، مردم را از سایه جنگ با آمریکا ترساندید؟ مگر تمام قطعنامه‌های سازمان ملل علیه ملت ایران در دوران مسئولیت خود شما به عنوان دبیر شورای‌عالی امنیت ملی و مسئول مذاکرات هسته‌ای به دلیل عملکرد منفعلانه‌تان صادر نشد و مگر دوستان خود شما با حضور در خزانه‌داری آمریکا شدیدترین تحریم‌ها را علیه ملت ایران اعمال نکردند؟ پس چرا مردم را فریب دادید و گفتید دیگران موجب اعمال تحریم‌ها شده‌اند و ما قهرمان رفع تحریم‌ها هستیم و برجام را امضاء کردید و تاکنون نیز نتوانستید تحریم‌ها را لغو کنید؟ چرا وقتی رقیب شما می‌گفت براساس برنامه ششم توسعه باید سالانه یک میلیون شغل ایجاد شود، او را دروغگو خواندید و گفتید کشور منابع چنین اقدامی را ندارد، اما خودتان برای جذب رای جوانان، ادعا کردید ما متعهد به ایجاد 950 هزار شغل هستیم؟! حال 16 میلیون ایرانی فریبکارند و یا کسانی که برای کسب رای به هر وسیله‌ای دست زدند؟ 16 میلیون ایرانی فریبکارند یا کسانی که یارانه‌ها را عذاب‌آور می‌خواندند اما شب انتخابات یارانه‌ها را سه برابر کردند و یارانه 20 میلیون ایرانی را که ماهها قطع کرده بودند، دوباره برقرارکردند  و پس از رای آوردن دوباره معلوم نیست چه سرنوشتی داشته باشد؟! 16 مییلون ایرانی فریبکارند یا کسانی که مسکن مهر را مزخرف می‌خواندند، اما شب انتخابات اقدام به افتتاح دوباره و نمادین مسکن‌های مهری کردند که قبلا واگذار شده بود؟! 16 میلیون ایرانی فریبکارند یا کسانی که همه مشکلات عالم را به گردن دولت قبل می‌انداختند، اما طرح‌های آن دولت را به نام خود افتتاح چندباره می‌کردند؟!....؟! 4-رئیس جمهور همچنان در تناقض رکود گیر کرده است و نمی‌تواند از آن خلاص شود. آقای روحانی در حالی بار دیگر در نشست خبری اخیر ادعا کرد«دیگر رکود معنی ندارد و همه بخش‌ها از رکود خارج شده است» که خود بلافاصله اذعان می‌کند«باید از رکود خارج شویم و البته بخش مسکن مشکل دارد و باید از رکود خارج شود». مشاور وزیر صنعت و معدن هم تصریح می‌کند «رشد اقتصادی را قبول ندارم و هنوز از رکود خارج نشده‌ایم». مدیر مرکز آمار و اطلاعات اقتصادی اتاق بازرگانی ایران، علی رغم ادعاها و شعارهای آقای روحانی، نسبت به وضعیت نامناسب کسب و کار در بیشتر استانهای کشور هشدار داده است. 5- آقای روحانی مثل نشست خبری چهارسال قبل بار دیگر ادعا کرد «همه چیز از جمله فعالیت خصولتی‌ها باید شفاف شود» و خواستار گزارش دادن به مردم شد که«این شرکت‌ها سودشان چقدر است، کجا سرمایه‌گذاری کردند، چقدر سرمایه‌گذاری کردند و بگویند حقوق‌شان چقدر بوده است» آقای روحانی اگر در این سخن صادق است، بهتر است به جای فرافکنی، شفافیت را از اطرافیان خود شروع کند که دستش راحت‌تر به آنها می‌رسد و اجازه دهد به پرونده برادر خودش رسیدگی شود. اگر سری به سرمایه‌گذاری‌های انجام شده برخی اطرافیان‌تان در بلاروس و ونزوئلا و ...شرکت صدرا و شرکت‌هایی که فقط یک وزیر شما در ده‌ها مورد آن سهامدار است، بزنید و تکلیف حقوق‌های نجومی و اختلاس 12 هزار میلیاردی صندوق فرهنگیان و معوقات بانکی در دست این خصولتی‌ها را روشن کنید، قطعا شفافیت خودش آنچنان محقق خواهد شد که با نمایان شدن همه چیز، برق آن چشم خیلی‌ها را خواهد زد! اگر اجازه دهید به پرونده صندوق توسعه که به گفته سخنگوی قوه قضائیه 8هزار و 300 میلیارد از معوقات بانکی‌اش در دست فقط 30 نفر است و به شرکت‌های خصولتی زیر مجموعه خود 421 میلیارد تومان وام کم بهره و یا بدون بهره داده تا در دیگر شرکت‌های خصولتی با بهره27درصدی سرمایه‌گذاری کنند، قطعا شفافیت خیلی زودتر از آنچه تصورش را می‌کنید، محقق خواهد شد. در دولت یازدهم گفته بودید برنامه‌ریزی شده است تا با جذب ده میلیون گردشگر خارجی و کسب13 و6 دهم میلیارد درآمد ارزی، 4میلیون شغل ایجاد می‌کنید. حالا که نکردید و انکار کردید، پاسخ دهید32 میلیارد دلاری که به گفته معاون گردشگری با جذب20 میلیون گردشگر خارجی کسب کردید، کدام شرکت گردشگری خصولتی به جیب زده، و کی خورده و کی برده است؟ پاسخ دهید تا همه چیز شفاف شود! با دستمال کثیف نمی‌توان شفافیت ایجاد کرد و ادعای مبارزه با فساد داشت. 6-آقای روحانی مثل نشست خبری چهارسال قبل دوباره گفت «موشک‌های ایران برای صلح است و ملت ایران برای ساخت موشک از کسی اجازه نخواهند گرفت و عده‌ای هستند که ممکن است دچار اشتباهات محاسباتی ‌شوند». هرچند این سخن درستی است اما اولا اگر در این سخن خود صادق هستند پس چرا اجازه پرتاب موشک صرفا علمی را به دلیل ترس از آمریکایی‌ها را نمی‌دهند؟ ثانیا آقای روحانی باید بداند نشان دادن شهرک‌های موشکی زیرزمینی هم برای صلح و دور کردن سایه جنگ از سرملت ایران بود تا عده‌ای دچار خطای محاسباتی نشوند. نشان دادن شهرک‌های موشکی برای این بود تا عده‌ای سرمیز مذاکره نیز دچار خطای محاسباتی نشوند، اما متاسفانه این بار نه آمریکایی‌ها که خود شما دچار خطای محاسباتی شدید و از این اقتدار استفاده نکردید و مجبور به تن دادن به برجام دیکته شده آمریکایی‌ها شدید. اگر موشک‌های ما برای جلوگیری از خطای محاسباتی دشمن است که چنین است، پس چرا در تبلیغات انتخاباتی به دروغ عنوان کردید نشان دادن این شهرک‌ها برای شکست برجام بود؟! ثالثا نیروهای مسلح برای تقویت اقتدار دفاعی کشور نه تنها از آمریکایی‌ها بلکه از داخلی‌هایی هم که در مقابل قدرت پوشالی آمریکا قلبشان تهی شده، اجازه نخواهند گرفت! 7- آقای روحانی یک جمله در نشست خبری چهار سال قبل نگفته بود اما در نشست خبری اخیر گفت: «قرار ما با آنها (آمریکایی‌ها) این نیست که به دنبال رویاهای خودشان باشند» این سخن نشان می‌دهد دلسوزانی که هشدار می‌دادند در برجام سندها و ضمیمه‌های محرمانه‌ای وجود دارد که هنوز ملت از آنها بی‌خبر است، سخن بی‌جایی نبوده است. آقای روحانی باید صریح و شفاف بگوید پشت پرده چه قول و قرارهایی با آمریکایی‌ها گذاشته شده  که اکنون می‌گوید قرار ما این نبوده است!

 

دکتر محمد‌حسین محترم