نفوذی‌ها را می‌توان شناخت!(یادداشت روز)



۱- پنج دهه قبل، ژان پل سارتر، فیلسوف منتقد فرانسوی درباره چگونگی نفوذ غرب در کشورهای جهان سومی نوشته بود؛
 «ما رؤساي قبايل، خان‌زاده‌ها، پولدارها و گردن‌كلفت‌هاي آفريقا و آسيا را مي‌آورديم چند روزي در آمستردام، لندن، نروژ، بلژيك و پاريس مي‌چرخانديم، لباس‌هايشان عوض مي‌شد... روابط اجتماعي تازه‌اي ياد مي‌گرفتند و... آرزوي اروپايي شدن را در دل‌هايشان به وجود مي‌آورديم. بعد اينها را به كشورهاي خود پس مي‌فرستاديم. كدام كشورها؟ كشورهايي كه درِ آنها براي هميشه به روي ما بسته بود، ما در آنها راه نداشتيم، ما نجس بوديم، ما دشمن بوديم. روشنفكرهايي كه درست كرده بوديم، فرستاديم به كشورهايشان، بعد از آمستردام، از بلژيك و از پاريس فرياد مي‌زديم برادري، انسانيت، بعد مي‌ديديم پژواك صوت ما از نقاط دور دست از دهان همين روشنفكرها- عين سوراخ آب انبار- پس مي‌آيد. هر وقت ساكت مي‌شديم آن سوراخ‌ها هم ساكت بودند، هر وقت حرف مي‌زديم، انعكاس وفادارانه و درست صوت خودمان را از حلقوم‌هايي كه ساخته بوديم، مي‌شنيديم. مطمئن شده بوديم كه اين روشنفكران هرگز كوچكترين حرفي براي زدن بجز آنچه در دهانشان می‌گذاشتيم ندارند بلكه حتي حق حرف زدن را از مردم خودشان هم گرفته‌اند.»
آنچه ژان پل سارتر درباره نفوذ می‌گوید مربوط به چند دهه قبل است که نمونه‌های آن را در میان شخصیت‌های موسوم به «منورالفکرها» در دوره قاجار و روشنفکر‌نمایان دوران پهلوی شاهد بوده‌ایم، این روزها اگرچه هنوز هم شاهد حضور شماری از همان غرب‌باوران خود‌باخته در برخی از مراکز تصمیم‌ساز و آموزشی و رسانه‌های کشورمان هستیم، اما دوران آنگونه نفوذها سپری شده است و امروزه نفوذ دشمن در بستری به مراتب پیچیده‌تر و با ابعادی متفاوت‌تر از انواع قبلی صورت می‌پذیرد که با اهمیت‌ترین و خطرناک‌ترین نوع آن «نفوذ در ساختار نظام» است. کسانی که برای نفوذ در ساختار نظام ماموریت یافته‌اند در عین حال که ماموریت آنان از همه انواع نفوذ خطرناکتر است ولی شناسایی آنها نیز آسان‌تر است. چگونه؟
۲-  نفوذی‌هایی که ماموریت‌های خرابکاری و ترور و انفجار دارند، به شدت مراقبند تا هیچگونه نشانه‌ای که بتواند هویت واقعی آنها را فاش کند، از خود باقی نگذارند. کشمیری و کلاهی و ناخدا افضلی بیشترین همخوانی با نظام و اسلام را از خود بروز می‌دادند. ناخدا افضلی، عضو شاخه نظامی حزب توده که تا جایگاه فرماندهی نیروی دریايي جمهوری اسلامی-آنهم در دوران جنگ- نفوذ کرده بود، شب‌هایی که در قرارگاه فرماندهی حضور داشت، نیمه‌های شب بر‌می‌خاست و نماز شب می‌خواند! و البته با‌اشاره پا و یا سرفه و عطسه سعی می‌کرد دیگران را متوجه کند که برای نماز شب برخاسته است! و یا کشمیری دو خودکار در جیب پیراهن می‌گذاشت و به هر بهانه‌ای برای این و آن توضیح می‌داد که یکی از آنها شخصی و دیگری بیت‌المال است! چه تقوایی؟! و البته کسی هم شک نکرد که وقتی قیمت یک عدد خودکار فقط یک تومان بود چرا از همان خودکار شخصی برای امور اداری استفاده نمی‌کرد؟!
اما کسانی که ماموریتشان نفوذ در ساختار نظام است، دستورکار دیگری دارند، آنها برای انفجار و ترور و خرابکاری فیزیکی به کار گرفته نشده‌اند. ماموریت آنها ارائه تحلیل‌ها و اطلاعات غلط به مسئولان با هدف تغییر محاسبات آنان و در نهایت اتخاذ تصمیم‌های ویرانگر و خسارت‌آفرین است. به همین علت است که نفوذی‌های ساختاری نمی‌توانند مانند نفوذی‌های انفجاری، هیچگونه نشانه‌ای از ماموریت خود بروز ندهند. آنها باید دیدگاهی را که کانون نفوذ دیکته کرده است به مسئولان تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرنده بقبولانند و محاسبات آنان را با خواست و منافع دشمن همسو کنند. این طیف از نفوذی‌ها دقیقا از همین نقطه آسیب‌پذیر بوده و قابل شناسایی هستند. بخوانید!
۳- بدیهی است دیدگاه‌ها و نظرات کسانی که برای نفوذ در ساختار نظام و تغییر محاسبات مسئولان ماموریت یافته‌اند، با خط ترسیم شده و نقشه راه انقلاب زاویه خواهد داشت چرا که اگر زاویه‌ای نداشت، دشمن نیازی به تغییر آن نمی‌دید! بنابراین مقایسه میان نظرات ارائه شده آنان با خط اصلی اسلام و انقلاب به وضوح می‌تواند زاویه انحراف آنها را نشان بدهد. در این حالت دو احتمال وجود دارد اول آنکه این زاویه و تفاوت دیدگاه، ناشی از کج‌فهمی و کم‌دانی است! و دوم اینکه غرض و مرضی در میان است و البته در هر دو حالت، حضور این افراد در مراکز تصمیم‌ساز و تصمیم‌گیرنده فاجعه‌آفرین خواهد بود.
۴- اکنون وقت آن است که به بیانات اخیر رهبر معظم انقلاب در دیدار کارکنان وزارت اطلاعات یعنی همان سربازان گمنام امام زمان- ارواحنا لتراب مقدمه الفداء- مراجعه کنیم. حضرت آقا در بخشی از سخنان آن روز خود (چهارشنبه ۲۹ فروردین ماه) با تاکید بر اینکه؛ «چارچوب سیاست‌های نظام جمهوری اسلامی را امام(ره) مشخص کرده و این چارچوب براساس وصیت‌نامه و فرمایشات ایشان شکل گرفته است»، همه اجزای وزارت اطلاعات را به مطالعه دقیق وصیت‌نامه و فرمایشات امام(ره) توصیه کرده و می‌فرمایند:«باید همه بخش‌ها و بدنه وزارت با مبانی و اصول انقلاب کاملاً آشنا باشند»چرا؟ برای اینکه اگر مسئولان و کارکنان وزارت اطلاعات و همه مسئولان و مدیران دیگری که در جایگاه تصمیم‌سازی و تصمیم‌گیری هستند، از نقشه راه و خط اصلی نظام که در بیانات حضرت امام(ره)و وصیت‌نامه ایشان و نیز در بیانات رهبر معظم انقلاب آمده است بی‌خبر باشند چگونه می‌توانند حرکت زاویه‌دار نفوذی‌ها را کشف کرده و به مقابله با آن برخیزند؟! و چه تضمینی هست که آنها نیز به گونه‌ای ناخودآگاه در دام نفوذی‌ها گرفتار نشوند؟!
۵- نمونه‌هایی از این فرمول برای شناخت نفوذی‌ها را می‌توان در آموزه‌های اسلامی به وضوح دید؛
در کلام خدا خطاب به پیامبر اعظم(ص) آمده است که؛
وَلَوْ نَشَاء لَأَرَيْنَاكَهُمْ فَلَعَرَفْتَهُم بِسِيمَاهُمْ وَلَتَعْرِفَنَّهُمْ فِي لَحْنِ الْقَوْلِ وَالله يَعْلَمُ اعمالکم- «اگر بخواهیم آنان را (که در دل‌هایشان بیماری است) به تو معرفی می‌کردیم تا آنها را از چهره‌هایشان بشناسی، هرچند که می‌توانی آنان را از نوع سخنانشان بشناسی» آیه ۳۰ سوره محمد(ص). بدیهی است که منظور از «طرز سخنانشان»، تفاوت آن با خط اصلی و نقشه راه تعریف شده است.
درباره منافقین می‌فرماید «هنگامی که به آنان گفته می‌شود در زمین فساد نکنید، می‌گویند؛ ما اصلاح‌کننده‌ایم».
و سؤال این است که مگر منافقان هویت واقعی خود را پنهان نمی‌کنند؟ بنابراین، کسانی که به آنها هشدار می‌دهند «در زمین فساد نکنید»، چه کسانی هستند؟ به یقین کسانی که نقشه راه را می‌شناسند و فساد پنهان‌شده در پوشش اصلاح را تشخیص می‌دهند.
در حکمت ۲۶ نهج‌البلاغه از قول حضرت امیرالمومنین علیه‌السلام آمده است که: هیچکس چیزی را پنهان نمی‌کند مگر اینکه در سخنان بی‌اندیشه و در صفحه چهره‌اش آشکار می‌شود. و...
۶- حالا می‌توانیم کلاه خود را قاضی کنیم و با به کار‌گیری فرمول یاد شده ببینیم چه تعداد از نفوذی‌هایی که با ارائه تحلیل‌ها و اطلاعات غلط به مسئولان کشورمان فاجعه آفریده‌اند، قابل شناسایی بوده‌اند که در شناخت آنها کوتاهی شده است؟! نفوذی‌های خزیده در تیم هسته‌ای که با جلب اعتماد تیم، کلاه گشاد برجام را بر سر ملت نهاده‌اند، جاسوسانی که در پوشش محیط‌زیست گرای موشک‌ها را به دشمن می‌دادند و همزمان در پی نابودی کشاورزی کشورمان بودند، نفوذی‌هایی که بازار ارز را به اغتشاش کشیدند، کسانی که این روزها در پوشش خیرخواهی! نسخه حذف برنامه موشکی ایران و سرازیر شدن تروریست‌ها به این کشور را می‌پیچند و... قابل شناسایی نبوده‌ و نیستند؟! هم‌اکنون کشورهای اروپایی به بهانه مضحک و احمقانه پیشگیری از خروج آمریکا از برجام-که هرگز خارج نمی‌شود- به دنبال وضع تحریم‌های تازه علیه ایران هستند و صدای هیچکس هم به اعتراض و تهدید اروپایی‌ها بلند نمی‌شود! چه کسانی با تحلیل‌های غلط و دیکته‌شده خود این سکوت خسارت‌آفرین را به مسئولان قالب کرده‌اند؟! و...
۷- و بالاخره، این نکته نیز گفتنی است که نفوذی‌ها الزاما از آن سوی مرزها نمی‌آیند و به زبان بیگانه سخن نمی‌گویند که اگر چنین بود خیلی زودتر شناخته می‌شدند. ماموریت نفوذ به ساختار و تغییر محاسبات مسئولان بر عهده کسانی گذارده می‌شود که اولا؛ سابقه مسئولیت شناخته‌شده در نظام داشته باشند و ثانیا؛ به هر علت، از جمله آلودگی به چرب و شیرین دنیا، زندگی ‌اشرافی، قدرت‌طلبی و... با نظام فاصله گرفته باشند. این گونه افراد آمادگی لازم برای شکار شدن از سوی دشمن را دارند! و اگر شکار شوند، به علت حضور در مسئولیت‌های نظام، تابلوی خودی در دستشان است ولی از آنجا که شکار شده‌اند، شناسنامه دشمن را در جیب دارند. خدای مهربان بر درجات امام راحل(ره)بیفزاید که می‌فرمودند؛ میزان حال فعلی افراد است و... این رشته سر دراز دارد!

حسین شریعتمداری

برجام فاجعه است با آمریکا یا بدون آمریکا!

 
رویکرد غلط دولت درخصوص «احتمال اجرای برجام بدون آمریکا» در حالی است که اکنون مسئله، «اصل برجام» است نه «برجام با آمریکا یا بدون آمریکا». برجام اکنون نعش متعفنی است که جز سرخوردگی برای یک ملت و گستاخی دشمن، هیچ عایدی دیگری برای ما نداشت.

سرویس سیاسی-

«بهرام قاسمی» سخنگوی وزارت امور خارجه- دوشنبه 27 فروردین- در اولین نشست هفتگی خود با خبرنگاران در سال ٩٧ درباره برجام بدون آمریکا گفت: «در هیئت نظارت بر برجام طرح‌های مختلف بررسی شده و احتمالات مختلفی بوده که یکی از آنها برجام بدون آمریکاست».
اظهارنظر تأمل برانگیز سخنگوی وزارت خارجه از چند منظر قابل بررسی است.
خسارت محض، با آمریکا
یا بدون آمریکا!
«برجام بدون آمریکا» یعنی آمریکا از اجرای نیم بند و دست و پاشکسته تعهدات خود نیز شانه خالی می‌کند اما ایران باید بدون کوچکترین انتظاری از طرف مقابل، تحریم‌های جدید را بپذیرد و همچنان یکطرفه به اجرای تعهدات خود ادامه دهد!
رویکرد غلط دولت درخصوص «احتمال اجرای برجام بدون آمریکا» در حالی است که اکنون مسئله، «اصل برجام» است نه «برجام با آمریکا یا بدون آمریکا». مقامات ارشد دولت روحانی بارها و بارها بر بی‌دستاوردی برجام اذعان کرده‌اند. همین چند هفته پیش بود که «عباس عراقچی» رئیس‌ستاد پیگیری اجرای برجام گفت:«ایران برجام را داستانی موفق نمی‌داند چرا که از آن بهره‌مند نشده و تحریم‌ها برداشته نشده است».
اکنون قریب به 3 سال از امضای برجام سپری شده است، اما جز جنازه‌ای بی‌مصرف، هیچ چیز دیگری از این توافق به جای نمانده است. برجام اکنون جنازه‌ای روی کاغذ است که جز سرخوردگی برای یک ملت و گستاخی دشمن،هیچ عایدی دیگری برای ما نداشت.
بی دستاوردی و خسارت محض برجام حتی بزک کنندگان این توافق را هم به اعتراف واداشته است. چندی پیش روزنامه زنجیره‌ای آفتاب یزد در مطلبی نوشته بود:«دولت ماه‌ها پس از توافق هسته‌ای، به هوای چیدن میوه‌های برجام نشست و بر پایه این دلخوشی، برنامه‌ها و سیاست‌های کاری خود-دوران پسابرجام- را نوشت اما ماحصل این انتظار، فرصت سوزی، از دست رفتن منابع موجود به هوای گشایش برجام و در نهایت کاهش صبر اجتماعی با استمرار فشارهای اقتصادی بود».
ضعیف‌ترین گزینه!
آقای قاسمی درخصوص واکنش ایران به خروج احتمالی آمریکا از برجام تصریح کرده است که:«در هیئت نظارت بر برجام طرح‌های مختلف بررسی شده و احتمالات مختلفی بوده که یکی از آنها برجام بدون آمریکاست».
فلسفه اصلی اقدام متقابل، تاثیرگذاری بر رفتار طرف مقابل و وادار کردن آن به عقب‌نشینی و یا حداقل منصرف کردن آن از زیاده‌خواهی‌های بیشتر است. بر همین اساس معمولا واکنش متقابل به صورت علنی و آشکار و با گزینه‌های قوی و مقتدرانه اعلام می‌شود تا از بیشترین میزان تاثیرگذاری برخوردار باشد.
اما متاسفانه سخنگوی وزارت خارجه در اقدامی تأمل برانگیز، «ضعیف‌ترین گزینه اقدام متقابل» یعنی همان «برجام بدون آمریکا»را مطرح کرده است.
پیش از این نیز مقامات ارشد دولت در اظهارنظری مشابه و البته مغایر با منافع ملی تاکید داشتند که «برجام را حتی بدون آمریکا نیز اجرا می‌کنیم».
مطرح کردن ضعیف‌ترین گزینه برای واکنش به گستاخی آمریکا از سوی سخنگوی دستگاه دیپلماسی در حالی است که حتی رسانه‌ها و مقامات غربی نیز اذعان کرده‌اند که خروج آمریکا از برجام به نفع ایران است.
در همین رابطه، فارن پالیسی- مرداد 96- در تحلیلی نوشت:«پاره کردن توافق از سوی آمریکا، به نفع ایران است. پاره کردن توافق در شرایط فعلی می‌تواند بهترین فرصت برای ایران باشد چرا که آن را از تحریم‌ها آزاد می‌کند و به این کشور اجازه می‌دهد بدون محدودیت به تلاش‌های غنی‌سازی ادامه دهد».
«هنری کیسینجر» وزیر خارجه اسبق آمریکا نیز-آبان 95- تاکید کرد:«برهم زدن برجام بیش از آنکه به نفع آمریکا باشد به نفع ایران است».
متاسفانه رویکرد منفعلانه دولت آقای روحانی در واکنش به نقض برجام توسط دولت سابق و فعلی آمریکا، آمریکایی‌ها را به این نتیجه رسانده که هر چقدر تحریم‌ها شدیدتر و گسترده‌تر شود، پاسخ متقابلی دریافت نخواهند کرد.
برای نمونه در روزهای گذشته، «نیکی هیلی» نماینده آمریکا در سازمان ملل در نشستی با عنوان «مقابله با چالش‌های حکومت‌داری در جهان امروز» در دانشگاه دوک گفت: ایران در برجام می‌ماند حتی اگر ما از آن خارج شویم!
با کمال تأسف، دولت آقای روحانی پس از امضا و اجرای برجام، در واکنش به گستاخی‌های مکرر آمریکا، به فشار ایمیلی، پیام توئیتری، نامه‌نگاری،گلایه محترمانه،انتقاد لفظی و حتی توجیه عهدشکنی اقدام کرد.حال آنکه تنها پاسخ عملی و قاطع به گستاخی آمریکا عمل به 29 شرط اجرای برجام بوده و هست.
از کدخدا!
تا برجام بدون آمریکا!
مقامات ارشد دولت بارها مدعی شده‌اند که به زبان دیپلماسی مسلط هستند. اما برخلاف این ادعا، متاسفانه دولتمردان حتی به اظهارات سال‌های اخیر خود نیز پایبند نبوده‌اند. مقامات ارشد دولت در ماه‌های اخیر بارها بر «ادامه برجام بدون آمریکا» تاکید کرده‌اند و تصریح کرده‌اند که «آمریکا صرفا یکی از طرفین توافق است». این رویکرد در حالی است که روحانی در زمان انتخابات ریاست جمهوری یازدهم در توضیح چرایی اولویت مذاکره با آمریکایی‌ها در مقابل تروئیکای اروپایی گفته بود:«بنده معتقدم مذاکره با آمریکا راحت‌تر از مذاکره با اروپاست چرا که اروپایی‌ها به دنبال «آقا اجازه» از آمریکا هستند.... آمریکایی‌ها کدخدای ده هستند، با کدخدا بستن راحت‌تر است»!
در روزهای گذشته، «علی اکبر صالحی» رئیس‌سازمان انرژی اتمی در مصاحبه با خبرگزاری صداوسیما گفته بود:«ما در مذاکرات با آمریکا مذاکره می‌کردیم نه مجموعه 1+5».
بر همین اساس از ابتدای مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5، گزاره «با کدخدا می‌شود بست و بازی برد- برد انجام داد» به نخ تسبیح راهبرد دولت یازدهم تبدیل شد. مقامات ارشد دولت یازدهم در اقدامی تأمل‌برانگیز به تعریف و تمجید از «باراک اوباما» رئیس‌جمهور سابق آمریکا پرداخته و او را فردی مؤدب! و باهوش! نامیدند.
در مذاکرات هسته‌ای ایران و 1+5 در دولت یازدهم، دیدارهای دوجانبه وزرای خارجه ایران و آمریکا (ظریف-کری) رکورد زد. پیاده‌روی 15 دقیقه‌ای ظریف و جان کری در ژنو، تماس تلفنی روحانی و اوباما و دست دادن ظریف و اوباما در سازمان ملل را نیز باید به فهرست اقدامات دولت در مذاکرات اضافه کرد. در مجموع تیم مذاکره‌کننده هسته‌ای از تمام امکانات و توانایی‌های موجود در پیشبرد مذاکرات آن هم به روش خود بهره برد.
اما اوباما در مقابل ایران را حامی تروریسم نامید، ۲ میلیارد دلار از اموال ملت ایران را غارت کرد، قانون محدودیت ویزا را با هدف سنگ‌اندازی در روابط تجاری ایران تصویب کرد و قانون تحریمی آیسا را تمدید کرد و در روزهای پایانی ریاست جمهوری خود، قانون وضعیت اضطراری علیه ایران را نیز تمدید کرد و به عبارتی، آخرین لگد را به برجام را زد.
تغییر رویکرد دولت از «پرهیز از مذاکره با اروپای آقااجازه و بستن با کدخدا» به «عبور از کدخدا و برجام بدون آمریکا» در حقیقت امید بستن به حمایت اروپا پس از ناکامی در اعتماد به آمریکا است. این امید واهی سرابی است که دولت و مدعیان اصلاحات با شتاب به سوی آن در حال حرکت هستند. این رفتار بیش از همه نشان دهنده فقدان برنامه در بدنه دولت برای رفع مشکلات اقتصادی و معیشتی مردم است.
یادآور می‌شود مقامات ۳ کشور فرانسه، انگلیس و آلمان طی ماه‌های اخیر بدون اعتراض عملی به عهدشکنی‌های واشنگتن، با شانتاژهای آمریکا درباره توان موشکی و نفوذ منطقه‌ای ایران اعلام همراهی کرده‌ و اعلام کرده‌اند که برای راضی کردن ترامپ و حفظ برجام، ایران را تحریم خواهند کرد!
معلق نگه داشتن اقتصاد
«برجام بدون آمریکا» در حقیقت ادامه رویکرد غلط و خسارت آفرین «حفظ برجام به هر قیمت» از سوی دولت است. رویکردی که در پسابرجام نه تنها به لغو تحریم‌ها منجر نشد، بلکه- با قوانینی همچون آیسا و کاتسا 2017(مادر تحریم‌ها) زیرساخت تحریم‌ها را گسترده‌تر و گستاخی آمریکا را نیز افزونتر کرد و اقتصاد ایران را نیز معلق نگه داشت.
رئیس‌جمهور آمریکا بایستی هر 120 روز یک‌بار تحریم‌هایی که در قوانین مختلف آمریکا به بهانه‌های هسته‌ای علیه ایران صادر شده‌اند را تعلیق کند. این پروسه هم سرمایه‌گذاران خارجی را سردرگم می‌کند و هم فعالین اقتصادی در داخل کشور را معطل نگه می‌دارد.
اما در این میان نکته قابل تأمل و البته تأسف برانگیز این است که بزک‌کنندگان کدخدا! برای این سیاست خصمانه و این سنگ اندازی آشکار در مسیر مناسبات اقتصادی ایران،سوت و کف و هورا می‌کشند و هربار که ترامپ،به صورت دست و پاشکسته، برخی از تحریم‌ها را موقتا تعلیق می‌کند،از خود بی‌خود شده و غش و ضعف می‌روند و با توهین به شعور مردم، این اقدام را دستاورد برجام جا می‌زنند.
در ماه‌های گذشته، «الی لیک» کارشناس آمریکایی در تحلیلی نوشت: «اکنون آمریکا و متحدانش در بهترین شرایط قرار دارند. ایران بدون دریافت سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی بین‌المللی که تهران روی آن حساب باز کرده بود، به توافق پایبند بوده است. بنابراین آمریکا باید با حفظ سیاست ابهام، در برجام بماند».
چندی پیش- اکتبر 2017- در مقطعی مشابه امسال و در زمانیکه ترامپ پایبندی ایران به توافق هسته‌ای را رد و برجام را به کنگره حواله داد، «جیمز کانکا» متخصص مسائل هسته‌ای در تحلیلی در مجله فوربس نوشت: «این معامله واقعا شیرین بود، معامله خوبی است اما کافی نیست».
روزنامه زنجیره‌ای آرمان نیز- فروردین 97- در اعترافی دیرهنگام نوشت:«شاید از یک منظر لغو برجام خیلی بهتر از این باشد که هر ۴ ماه یکبار ترامپ آن را به حالت تعلیق در آورد چرا که اگر این وضعیت متزلزل برجام همچنان ادامه پیدا کند به طور قطع هیچ منفعتی برای ایران نخواهد داشت. اگر برجام توسط آمریکا لغو شود شاید بتوان گفت برای ما هم بهتر خواهد بود زیرا تکلیف برای همه روشن می‌شود و بدون امید بیهوده داشتن به برجامی که سودی ندارد می‌توان بر اقتصاد داخلی و تولید داخلی متمرکز شد و به باز شناسی و باز یابی ظرفیت‌های نهان و آشکار مادی و سرمایه‌های انسانی و اکولوژی کشور پرداخت و توان تبدیل دارایی‌ها را به ثروت تجربه کرد و آنها را در جهت تقویت بخش خصوصی مولد مؤثر به‌کار گرفت تا رشد تولید داخلی و‌اشتغال و برون رفت از رکود میسر گردد».
آسوشیتدپرس چندی پیش در گزارشی نوشته بود:«شرکت‌ها و بانک‌های بین‌المللی از وزارت خزانه‌داری آمریکا خواسته‌اند با صدور یک دستورالعمل مکتوب به تشریح قواعد و قوانین تعامل با ایران بپردازد ولیکن دولت آمریکا به عمد از صدور هرگونه سند مکتوب در این باره امتناع کرده است، بنابراین شرکت‌هایی که قصد ورود به ایران را دارند فعلاً در این باره دست نگه داشته‌اند».
باج جدید
گفتنی است مواضع ظاهراً شدیداللحن ترامپ درباره برجام به معیار و مکیال قابل اتکایی برای برخی حامیان برجام تبدیل شده است؛ این جریان، اظهارات ترامپ را شاهد مسلم و نشانه مسجلی بر غلبه‌ دولت ایران بر آمریکا در برجام و دلالت روشنی بر بیراه بودن نقد‌های منتقدان به آن می‌دانند.
چندی پیش ترامپ در مصاحبه با فاکس نیوز گفت:«درباره آن توافق(برجام) من می‌توانستم کنار بیایم اگر آنها می‌گفتند خب حالا ما(ایران و آمریکا) با هم هستیم! اما دقیقاً خلاف آن شد، آنها گستاخ‌تر شدند». در واقع ترامپ معتقد است برجام توافق خوبی برای آمریکا «نبوده است» اما نه از آن جهت که ستانده‌های ایران نسبت به آمریکا در متن توافق بالاتر باشد یا آمریکا عاید کمی از قبل برجام نصیبش شده باشد، بلکه اساسا موضع ترامپ این است که چرا امتیازگیری از ایران کم بوده و چرا محدودیت‌های برجام تاریخ انقضاء دارد و چرا صرفا مربوط به حوزه هسته‌ای است.
کارشناسان معتقدند که تهدیدهای مکرر ترامپ به خروج از برجام نوعی گران فروختن یک توافق تقریباً مفت برای ایران باشد تا در شرایطی که سودی از آن نبرده و همه ضررهای احتمالی را هم به جان خریده، اما باز هم مهم‌ترین مدافع توافقنامه خودش باشد!
راهبرد دولت ترامپ در ادامه سیاست‌های دولت اوباما، دست بالا گرفتن در قبال ایران برای اعمال سختگیری، آغاز مجدد مذاکره برای امتیازگیری و باجگیری، فزون طلبی و تحمیل برجام جدید (موشکی، منطقه‌ای و...) است. در این ارتباط، تمدید تعلیق 120 روزه تحریم‌ها و بالا نگه داشتن ریسک سرمایه‌گذاری در ایران، تصویب و اعمال تحریم‌های جدید علیه ایران و اعلام عدم پای‌بندی ایران به برجام از ارکان این راهبرد است.در این راستا، اروپا در نقش پلیس خوب و آمریکا در نقش پلیس بد در پی امتیازگیری مجدد و تعمیم خسارت محض برجام به دیگر مولفه‌های قدرت کشورمان هستند.
متاسفانه رویکرد ‌اشتباه دولت درخصوص «ادامه برجام بدون آمریکا» دقیقا همراستا با راهبرد مذکور می‌باشد.
حال سؤالی که در افکار عمومی ایجاد شده این است که تا چه زمانی قرار است وضعیت کشور و تصمیمات آن در حالتی انفعالی و معطل تصمیمات کاخ سفید و کنگره باشد؟ آیا رکود اقتصاد و التهاب بازار ارز ناشی از ادامه این روند در سیاست خارجی نیست که یک روز باید در فکر رسیدن یا نرسیدن به توافق بود روز دیگر در فکر حفظ یا پایان آن؟
به عبارت دیگر، برجام چگونه توافقی است که همه امتیازات (دسترنج 3 دهه تلاش شبانه‌روز دانشمندان هسته‌ای) را ظرف کمتر از 2 ماه واگذار کرد اما آمریکا با مجوز ما قانونا صاحب این اختیار شد که به جای لغو یا تعلیق بلندمدت همه تحریم‌ها، تنها بخش کوچکی از آن را در دوره‌های کوتاه مدت سه چهار ماهه تعلیق نماید و در هر فصل، چشم ما به اخم و لبخند طرف مقابل باشد؟!
اکنون قریب به سه سال از امضای توافق هسته‌ای و همچنین قریب به پنج سال از آغاز به کار دولت روحانی سپری شده است. براساس آمار منتشر شده، نقدینگی کشور در دی ماه ۹۶ با ۲۲ درصد رشد نسبت به دی ماه ۹۵، به یک تریلیون و ۴۶۳ هزار میلیارد تومان افزایش یافت. نقدینگی در ابتدای دولت روحانی، معادل ۴۹۱ هزار میلیارد تومان بود که با گذشت قریب به پنج سال از آغاز به کار دولت، تقریباً سه برابر شده است.کارشناسان بارها اعلام کرده‌اند که مدیریت صحیح نقدینگی از سوی دولت، موجب جبران رکود و کاهش تورم و حل بخش قابل توجهی از معضل بیکاری خواهد شد.
دلخوش کردن به «برجام بدون آمریکا» و مرتبط کردن همه امور به برجام و معطل و بلاتکلیف نگه‌داشتن مدیریت و اقتصاد کشور به دیوانه‌بازی‌های نمایشی ترامپ، همان خسارت بزرگی است که دشمن می‌پسندد. باید این فرصت سوزی متوقف شود و دولت با تمام توان به اجرای اقتصاد مقاومتی و بهره مندی از ظرفیت‌های عظیم داخلی بپردازد.

سرِ برجام سلامت!(یادداشت روز)

 

امسال روز ملی انرژی هسته‌ای همزمان بود با روز رکورد شکنی قیمت دلار و التهابات شدید ارزی در کشور. شاید تماشای تصویر تابلوی صرافی‌ها، بهترین گزارش باشد از آنچه دادیم و آنچه به دست آوردیم و به قول رئیس‌جمهور محترم، از«هنر دیپلماسی»!
طبق معمول ، در این روز خاص رئیس‌جمهور سخنرانی کرد و به موضوعات مختلفی پرداخت اما در بین سخنان وی، نکته‌ای بسیار حائز اهمیت وجود داشت که با درک دقیق آن، می‌توان به علت اوضاع امروز و آمادگی برای التهابات سخت‌تر پی برد.
 روحانی در آن جلسه گفت: «ما ملّتی هستیم که فرهنگ و دین مان به ما یاد داده که اگر با کسی عهد و پیمانی بستیم و توافقی انجام دادیم، ما آغازگر نقض آن پیمان و آن توافق نخواهیم بود. خیلی تحریکات در طول این دوسال بعد از برجام انجام دادند که با دست خودمان برجام را تخریب کنند؛ این هم از سادگی آنها بود. نمی‌دانستند ملّت ایران، هوشیارتر از این حرف‌هاست... اگر شما می‌خواهید نقض عهد کنید، در برابر نقض عهد باید بهای آن را خودتان پرداخت کنید، نخواهید با بهای ملّت ایران شما نقض عهد کنید.»
در این باره چند نکته قابل طرح است:
1- اینکه مسلمان باید به عهد پایبند باشد،اصل درستی است و کسی نمی‌تواند در آن تشکیک کند. اما اسلام تنها همین یک اصل را ندارد. مثلا از مومن خواسته شده که کیّس و زیرک باشد و سرش کلاه نرود. خواسته شده که کید دشمن را پیش‌بینی کند و از مکرش غافل نباشد ،خواسته شده که به دشمن اعتماد نکند و فریب لبخند او را نخورد. تمام اینها و دهها شرط دیگری زیست مسلمانی در عرصه اجتماع، جزء متون مسلم و خدشه ناپذیر دینی ماست که اغلب مردم با آنها آشنایند و زندگی می‌کنند. حال اگر کسی همه آن توصیه‌ها را زیر پا بگذارد و برای توجیه یک کار، مدام بر روی یک اصل پافشاری کند، چه معنایی دارد!؟ یعنی می‌شود به بعضی آموزه‌های اسلام پشت کرد و بعضی را به کار گرفت!؟
2- اگر در پیمانی یک طرف همه تعهداتش را عملی کند و طرف دیگر ضمن نقض عهد، بازهم به منافع طرف پیمان حمله کند، آیا عقل و دین همچنان حکم می‌کنند که در این پیمان بماند،باج بدهد و ملتش را خفیف کند!؟ این آموزه کدام اسلام است !؟ چرا در زمانی که داعش تصویر خشنی از اسلام ارائه می‌دهد،ما هم تصویری عقب مانده و مفلوک از اسلام ارائه کنیم!؟ اکنون ،آیا به گواهی آژانس بین‌المللی انرژی اتمی، ما همه تعهدات برجامی خودمان را عملی نکرده‌ایم؟ و آیا به گواهی مقامات خودمان یعنی آقایان ظریف و سیف و ... به دستاورد تقریبا هیچ برجام به دلیل نقض عهد صریح آمریکا مواجه نشده‌ایم!؟ آیا رواست که تصویری تا این حد ناتوان از اسلام ارائه کنیم و اهواء خود را به اسلام عزیز نسبت بدهیم!؟
3- در روز اجرای توافق،وعده‌های فراوانی به مردم داده شد و از جمله رئیس‌جمهور محترم که قبلا رفع همه مشکلات از جمله آب خوردن را هم به برجام ربط داده بود، آن روزاعلام کرد که همه تحریم‌ها در همان روز اول اجرای برجام لغو خواهدشد! روحانی قبل‌تر هم گفته بود آنچنان مردم را از درآمد سرشار می‌کند که اصلا نیازی به یارانه نداشته باشند! حالا باید آقای رئیس‌جمهور جواب بدهد که واقعا وضع مردم چگونه است!؟ وضع تحریم‌ها چطور شد!؟ آیا جز این است که ثروت مردم در همین چند ماه اخیر، بیش از 60 درصد ارزش خودش را از دست داده است!؟ آیا جز این است که آمریکا برخلاف عهدش، راه‌های انتقال ارز به داخل را بسته و می‌بندد!؟ سرجمع اینهمه فشار و هزینه، روی دوش آمریکا است یا روی دوش مردم ما و بخصوص مستضعفان و فرودستان!؟ جای کمترین تعارفی نیست که هزینه هنگفت پیمان شکنی قابل پیش‌بینی و بارها گفته شده آمریکا،به گرانترین شکل ممکن از مردم گرفته شده و می‌شود. جای تردید نیست که در سایه سیاست غلط دولت و دل بستن به لبخند کدخدا، سخت‌ترین فشارها به مردم ایران تحمیل می‌شود. این را وضع کنونی اقتصاد و آمار و ارقام به روشنی نشان می‌دهد و انکار آن انکار بدیهیات است.
4- پرواضح است که با بازار ارزی کنونی و رکود فراگیر، این مردم ما هستند که عملا، تبعات برجام و عهدشکنی آمریکا را می‌دهند. مردمی که به ریال درآمد دارند و با نوسان دلار دستخوش شوک اقتصادی می‌شوند. اما بازهم رئیس‌جمهور می‌گوید: «ما آغازگر نقض آن پیمان و آن توافق نخواهیم بود... اگر شما می‌خواهید نقض ‌عهد کنید، در برابر نقض‌عهد باید بهای آن را خودتان پرداخت کنید، نخواهید با بهای ملّت ایران شما نقض ‌عهد کنید»! آنها مدت‌هاست نقض‌عهد کرده‌اند، اما رئیس‌جمهور هنوز می‌گوید: «اگر می‌خواهید نقض ‌عهد کنید»!یعنی نقض ‌عهد آنها به چشم جناب ایشان نیامده!؟ و بعد، هزینه ملت هم به چشم ایشان نیامده!؟ آمریکا در نقض ‌عهد چه هزینه‌ای باید متحمل شود!؟ آیا قرار است با تدبیر دولت تدبیر و امید، هزینه نقض عهد آمریکا، کاهش ارزش جهانی دلار و تحریم محصولات آن کشور در بین کشور‌های جهان باشد!؟ چرا باید با افکار عمومی با خطابه و نمایش مواجه شد و حقایق را پنهان کرد!؟ مراد و منظور از هزینه‌ای که آمریکا در نقض عهد باید بپردازد چیست!؟ آیا جز همان شوخی تلخ و بی‌مایه‌ای نیست که از روز اول،آقایان عراقچی و صالحی و بعد‌تر شخص رئیس‌جمهور بیان می‌کردند مبنی بر اینکه «آمریکا نمی‌تواند از برجام خارج شود، زیرا به حیثیتش در سطح جهان لطمه می‌خورد»!؟ و اکنون نشسته‌ایم تا آمریکا از ترس پرستیژ بین‌المللی خود،اقدام تازه‌ای علیه ما نکند!؟
بیایید تعارف را کنار بگذارید و با مردم صادقانه بگوئید که برجام یگانه دستاورد(!) شماست و می‌خواهید به هر قیمتی باقی بماند ولو به قیمت نابودی اقتصاد ملی و کاهش چشمگیر ثروت مردم! بقیه ماجراها مثل هزینه دادن آمریکایی‌ها و... در روزگاری که وضع اقتصادی کشور اینچنین است، محلی از اعراب ندارد.
5- برای اثبات اینکه حفظ برجام به هر قیمتی در دستور کار دولت است ،خوب است به یاد بیاوریم که همه وضع امروزی کاملا قابل پیش‌بینی بود و از همان روزهای مذاکرات، بارها و بارها دلسوزانه گفته شد،اما هول وصل به کدخدا چنان بالا بود که هیچ چیز دیده نشد به این دو نمونه توجه کنید:
الف: «اینارا» 2ماه قبل از برجام در آمریکا تصویب شد اما تیم مذاکره‌کننده ما آن را ندید! یعنی نخواست که ببینید! خوب است مردم عزیز بدانند که‌ در خرداد ۹۴ یعنی حدود دو ماه قبل از تصویب برجام، کنگره آمریکا قانون اینارا را به تصویب کرد تا اگر توافقی بین ایران و غرب منعقد شد، بازهم رئیس‌جمهور آمریکا اجازه داشته باشد هر۱۲۰ روز یک بار تصمیم بگیرد تحریم‌های تعلیق شده در توافق هسته‌ای با ایران را برای ۴ ماه دیگر تمدید کند و یا دوباره آنها را بازگرداند! معنی این حرف یعنی اعتبار برجام به امضا رئیس‌جمهور آمریکا بستگی دارد، آیا جز این است!؟ اکنون باید پرسید آیا چشم بستن به آن قانون در مذاکرات ،به این دلیل نبود که می‌خواستید به هر قیمتی شده،کاغذی به‌عنوان دستاورد(!) به کشور بیاورید و مردم را به خیابان بکشید تا با اسکناس هزار تومانی و یک دلاری برقصند!؟ و آیا وضع امروز،هزینه دادن مردم پای همان کاغذی نیست که هیچ چیز جز نکبت و خسران برای مردم ما به ارمغان نیاورد!؟ آیا جز این است که بخش مهمی از مشکلات امروز اقتصادی، به‌خاطر همان یک قانون است و شما در برجام حتی اسم آن را هم نیاوردید!؟
ب: وزیر اقتصاد دولت یازدهم ،برخلاف قانون اساسی راسا و در جریان یک سفر کاری FATF را پذیرفت و کشور را زیر بار تعهدی عظیم برد! این قانون علی‌رغم وعده‌های خلاف واقع، به‌طور تمام و کمال در حال اجراست. به زبان ساده، این قانونی است که درآن متعهد شده‌ایم برای برطرف کردن شک و شبهه غربی‌ها به خودمان،همه هست و نیست نظام بانکی و مالی‌مان را با دست خود تقدیم چشم‌های نظارتی غرب کنیم و اجازه بدهیم آنها از همه فعل و انفعال مالی ما خبر داشته باشند! به خاطر همین تعهد است که مقامات بانکی کشورمان مجبورند به سبک دوره قاجار به اروپا بروند و آموزش ببینند که چطور همه چیز را بدون عیب و نقص پیشکش آنها کنند تا مبادا شبهه‌ای بماند که ما به گروه‌های تروریست(!) کمک می‌کنیم! دولتی‌ها دلخوش بودند که این قانون، ایران را در وضعیت سفید مبادلات بانکی قرار دهد، اما نه تنها چنین نشد، بلکه نخستین نتیجه اجرایی شدن FATF بسته شدن کانال‌های مالی با چین و ترکیه شد و بعد از آنها هم دوبی! تعارف نباید کرد که بحران ارزی امروز، نتیجه تن دادن به آن پیمان است و این برای آمریکا تا آنجا مهم بود که ماجرای هالک‌بانک ترکیه و دستگیری افراد و ... را به دنبال داشت!
آیا پیوستن یک‌طرفه به این توافق که تاکنون هیچ فایده‌ای برای سیستم اقتصادی و بازرگانی ما نداشته، نتیجه دلدادگی به غرب و تلاش برای دمیدن روح به نوزاد مرده متولد شده برجام نبود!؟
واقعیت امر این است که ملت فدای برجام شده و دولت هم به دل کندن از این درخت شوم که سیب و گلابی‌اش برای غربی‌ها بود و خار و خاشاک‌اش برای ما تمایلی ندارد!

حسین شمسیان

دود مضر است بفرما گلوله! (یادداشت روز)



  مجید 24 ساله و ساکن نوار غزه است. شغل او شکار پرندگان است و مانند هزاران فلسطینی دیگر هر روز باید برای کار خود به مناطق مرزی غزه با مناطق تحت ‌اشغال رژیم صهیونیستی برود. کاری که به آن لقب «سفر مرگ» داده‌اند. مجید می‌گوید:
«هر روز پیش از خروج از منزل، مادرم را می‌بوسم چون هرگز معلوم نیست زنده برگردم.» این خلاصه‌ای از زندگی 2 میلیون ساکن نوار غزه است. منطقه‌ای که «بزرگ‌ترین زندان جهان» نام دقیق و بامسمایی برای آن است.
غزه با 360 کیلومتر مربع مساحت به عنوان سومین منطقه پرتراکم جمعیتی جهان، 11 سال است که از زمین و هوا و دریا در محاصره کامل ارتش رژیم صهیونیستی قرار دارد. حکومت مصر که از جنوب با غزه مرز مشترک دارد، دیگر زندانبان غزه است و سرنگونی رژیم حسنی مبارک نیز تغییری در همدستی شرم‌آور قاهره با تل‌آویو در محاصره غزه ایجاد نکرد. سال 1998 فرودگاه بین‌المللی یاسر عرفات در شهر رفح (جنوب غزه) افتتاح شد. فرودگاهی که سه سال بیشتر عمر نکرد و بلدوزرهای نظامی رژیم صهیونیستی باند آن را شخم زدند و مسئولان فتح از سال 2005 تا کنون مشغول مذاکره برای بازگشایی آن هستند! در حالی که بر اساس توافق میان فتح و تل‌آویو قرار بود اهالی غزه تا شعاع
20 مایلی ساحل مدیترانه اجازه قایقرانی و ماهیگیری داشته باشند اما این شعاع به کمتر از 9 مایل کاهش یافته و قایق‌های جنگی این رژیم به بهانه‌های واهی به ماهیگیران شلیک می‌کنند و امنیتی وجود ندارد.
روی زمین وضعیت از دریا هم بدتر است. اسرائیلی‌ها در مرزهای زمینی غزه، منطقه حائل تعریف کرده‌اند. منطقه‌ای که عملاً تا عمق یک و نیم کیلومتری ناامن است و تردد در آن می‌تواند با شلیک‌های سربازان صهیونیست، باعث مجروحیت و حتی مرگ شود. همان منطقه‌ای که هر روز هزاران فلسطینی کشاورز و کارگر و شکارچی و... برای سیر کردن شکم خود و خانواده‌شان مجبور به رفتن به آنجا هستند. آنها هر روز به «سفر مرگ» می‌روند. رژیم اشغالگر قدس به این محاصره نیز اکتفا نکرده و دیوارکشی دور این زندان دومیلیونی را از دو سال پیش آغاز کرده است. با هواپیما مناطق مرزی را با سموم مختلف سمپاشی می‌کنند تا این خاک حاصلخیز را به زمین سوخته و لم یزرع تبدیل کنند.
عده‌ای از مردم غزه که عملاً از سوی جهان و جامعه بین‌المللی فراموش شده‌اند، در روز زمین (10 فروردین-30 مارس) دور هم جمع شدند تا بر حق بازگشت به سرزمین‌های مادری خود تاکید کنند. 70 سال از روز نکبت و تاسیس رژیم نامشروع اسرائیل می‌گذرد و اکنون فقط پیرمردها و پیرزن‌های کهنسال فلسطینی آن روزها را به یاد دارند. اما گذشت زمان این داغ را سرد و این ننگ را پاک نکرده است. پاسخ رژیم صهیونیستی به این تجمع‌کنندگان بی‌سلاح و دست خالی که بخش قابل توجهی از آنان زن و کودک بودند، گلوله بود و بمباران با پهپادهای مسلح. اتفاقی که دیروز هم رخ داد و تا کنون بیش از 20 تن به شهادت رسیده و قریب به 2000 نفر مجروح شده‌اند. پروپاگاندای جهانی صهیونیسم در دنیا وارد عمل شده و مشغول توجیه این جنایت است. بی‌بی‌سی و نیویورک تایمز و سی‌ان‌ان، نام این کشتار را «درگیری‌ها» گذاشته اند! درگیری میان دو گروهی که یک طرف به انواع و اقسام جنگ‌افزارها مسلح است و هیچ مانعی در برابر خود برای استفاده از آنها نمی‌بیند و طرف دیگر هم به سنگ مسلح است! بی‌بی‌سی مثل همیشه بی‌طرف است و راست می‌گوید؛ دو طرف با یکدیگر درگیرند. اسرائیلی‌ها شلیک می‌کنند و فلسطینی‌ها کشته می‌شوند. مگر درگیری چیست؟!
آمریکا کوچک‌ترین تلاش برای محکومیت لفظی و بی‌تاثیر رژیم کودک‌کش اسرائیل در سازمان ملل را وتو می‌کند و مقامات سازمان‌های بین‌المللی و کشورهای اروپایی مانند همیشه «نگرانی عمیق»! خود را از این وضعیت ابراز کرده و از دو طرف این درگیری خواسته‌اند که آرامش را بازگردانند! آنان که با ادبیات دیپلماتیک و روابط بین‌الملل آشنایی دارند به خوبی می‌دانند که «نگرانی عمیق» به چه معناست و در چه موقعیت‌هایی به کار می‌رود. عمق نگرانی جهانی به خاطر کشته و مجروح شدن هزاران شهروند غیرنظامی فلسطینی به دست ارتش صهیونیستی همانقدر است که از خودکشی نهنگ‌ها در ساحل و خطر انقراض نسل فلان حشره ابراز نگرانی می‌شود.
البته کشورهای اروپایی همیشه هم اینگونه بی‌شرمانه و عمیق نگران نمی‌شوند و آنجا که باید وارد عمل می‌شوند. نمونه اخیرش واکنش آنان به ماجرای چند هفته پیش در انگلیس که یک جاسوس سابق روس مسموم شد. آمریکا و به دنیال آن کشورهای اروپایی به سرعت وارد عمل شده و انگشت اتهام را به سوی مسکو نشانه رفته و جنگ دیپلماتیک را آغاز کردند. دیپلمات‌های روس یکی پس از دیگری اخراج و سفرا فراخوانده شدند. حالا پس از آزمایش و تحقیقات معلوم شده است که اتهامات بی‌اساس بوده است و غربی‌ها عجولانه قضاوت و عمل کرده‌اند. مسموم شدن یک نفر در لندن باعث بروز جنگ دیپلماتیک می‌شود و کشته و مجروح شدن هزاران تن در فلسطین به هیچ انگاشته می‌شود تا بار دیگر برای خوش خیالان، میزان واقعی بودن شعارهایی چون حقوق بشر به نمایش درآید.
به قول سید شهیدان اهل قلم، سید مرتضی آوینی رحمت‌الله‌علیه که این روزها مصادف با بیست و پنجمین سالروز عروج اوست؛ «این روزگار اصلاً روزگار وارونگی انسان هاست و به مقتضای این وارونگی، نه عجب اگر کلمات هم وارونه شوند و اصطلاحاً بر مفاهیمی دلالت کنند که متضاد و متناقض با معانی حقیقی آنهاست!» در این دنیای وارونه است که رژیم کودک کش اسرائیل به خود جرات می‌دهد نام ارتش خود را اخلاقی‌ترین ارتش دنیا بگذارد و وزیر جنگ این رژیم در پاسخ به انتقادها بگوید که سربازانش به وظیفه خود عمل کرده‌اند و شایسته دریافت مدال هستند!
کار از وارونگی نیز گذشته و به نوعی بلاهت مضحک و در عین حال وقیح رسیده است. فلسطینی‌ها برای در امان ماندن از گلوله تک تیراندازان اخلاقی‌ترین ارتش دنیا، صدها لاستیک ماشین را جمع کردند تا آتش بزنند و مانع دید و تیراندازی شوند. افری گاندلمن یک سخنگوی دولت نتانیاهو در این زمینه گفته است؛ «سوزاندن لاستیک‌ها باعث انتشار سموم و آلاینده‌ها شده و باعث فاجعه محیط زیستی برای فلسطینی‌ها می‌شود اما برای حماس اهمیتی ندارد!» یک مقام دیگر صهیونیستی هم برای سازمان بهداشت جهانی نامه نوشته و نسبت به آلودگی محیط زیست هشدار داده و خواسته است که مانع آلوده کردن محیط زیست از سوی فلسطینی‌ها شوند! البته آنها هم مانند بی‌بی سی راست می‌گویند و هر آدم عاقلی در دنیا می‌داند که آتش زدن لاستیک محیط زیست را آلوده می‌کند و برای سلامتی مضر است.
در چنین دنیای بلاهت آمیز و خطرناکی، هیچ تعجبی ندارد که آل‌سعود خود را رهبر دنیای عرب بنامد و درحالی که فلسطینی‌ها با گلوله داغ سلاخی می‌شوند، از صلح و حق حیات صهیونیست‌ها بگوید. در این میانه خونبار، تعجب و شکایتی از آمریکا و دنباله‌روهای آن در اروپا نیست که سنگ بنای این سلاخ‌خانه را انگلیس یک قرن پیش با اعلامیه بالفور گذاشت. مشکل اصلی فلسطین، عناصر خسته و سستی هستند که به دلایل مختلف در خود نای مبارزه نمی‌بینند و ترس و خستگی خود را پشت نقاب مذاکره و صلح‌طلبی پنهان می‌کنند. وضعیت امروز فلسطین به روشنی گویای نتیجه این بی‌راهه است. بی‌شک این وضعیت ادامه نخواهد یافت.

محمد صرفی

شیون برای تلگرام عبور از نسخه نجات اقتصاد

دلار در تعطیلات عید ،در سکوت مسئولان و تعطیلی رسانه‌ها ،از مرز 5200 تومان هم گذشت! موضوعی که هیچیک از مقامات دولتی دلشان نخواست حتی در‌باره آن حرف بزنند!


چند روز قبل از این جهش،یعنی در روزهای پایانی اسفند ماه 96، رئیس‌بانک مرکزی با خونسردی گفته بود:« افزایش قیمت دلار روانی است »و لابد با فروکش کردن تب روانی،همه چیز عادی می‌شود!حالا معلوم نیست کدام عامل روانی یا حتی کدام روانی در ایام تعطیل،دلار را از 5 هزار تومان عبور داد و هنوز چیزی از سال نگذشته،زمزمه افزایش مجدد نرخ ارز و کاهش مجدد ارزش پول ملی مطرح می‌شود!
دولت در سال 92 کشور را با دلار حدود 3300 تومانی تحویل گرفت و حالا دلار 5200 تومان را هم تجربه کردیم! یعنی دولت موفق شد دلار را با افزایش حدود 57 درصدی،به بالاترین نرخ تاریخ خود در ایران برساند! این‌همه هنر تحصیل‌کردگان و نخبگان و کارگزارانی‌های کار بلد که همه عالم و آدم را بخاطر بی‌سوادی تمسخر می‌کردند،کافی نیست تا بپذیریم که دولت هیچ تدبیری برای کنترل اقتصادی ندارد !؟
بسیاری از کارشناسان از ماه‌ها قبل پیش‌بینی می‌کردند که دلار به دلایل مختلف آهنگ صعود گرفته و باید برای آن تدبیری اندیشید. در مقابل،دولتمردان با خوش خیالی،دنبال حرف‌های دیگر بودند و هر ندای هشدار دهنده‌ای را با تمسخر و طعنه،با ادبیات خاص و فاخر رئیس‌جمهور محترم می‌نواختند و بی‌نصیب از فحش و ناسزا نمی‌گذاشتند!
فرصتی که می‌سوزد!
همیشه افزایش نرخ ارز لزوما بد نیست و در بسیاری موارد می‌تواند به شکوفایی تولید در کشور منتهی شود. اما این امر مهم،یک پیش فرض مهم‌تر دارد که متاسفانه در دوران دولت یازدهم و دوازدهم،نه تنها به ایجاد و حفظ آن اهتمام نشد بلکه به شکل حیرت انگیزی آنچه از قبل بود هم تخریب شد! واقعیت این است که می‌توان از افزایش نرخ ارز برای صادرات هرچه بیشتر بهره برد و کالاهای ساخت داخل را به کشورهای همسایه و دورتر صادر و ارز ارزشمند ناشی از آن را سرازیر به کشور کرد. این اتفاق در بسیاری از کشورهای دنیا هم افتاده و اساسا بسیاری،با روش‌های مختلف در رقابت نرخ ارزها،ارزش دلار یا یورو یا پول مرجع را دستکاری می‌کنند تا تولید و صادرات سودمند باشد و بدنه تولید‌کننده کشورشان،به تولید هرچه بیشتر ترغیب شوند.
اما آیا ما هم در وضعیت مشابهی هستیم؟ سوگمندانه باید به این پرسش جواب منفی بدهیم! در طول دولت یازدهم و دوازدهم،هزاران واحد تولیدی بزرگ و کوچک تعطیل شد و کارگران آنها بیکار شدند. هزاران کارخانه و کارگاه دیگر همه با حداقل ظرفیت مشغول به کار است و عملا برای کشور ،امکان بهره‌برداری از افزایش نرخ ارز به نفع کشور وجود ندارد زیرا زیر ساخت آن آسیب دیده است.
اما حتی اگر این امکان مهم و مبنایی از بین نرفته بود، تعلل و بی‌برنامگی دولت و نیز اتاق‌های بازرگانی که توسط برخی عوامل دولتی به حیاط خلوت تبدیل شده، بازارهای صادراتی ما را از بین برده و کار به جایی رسید که ما در کشورهایی مثل عراق هم در موضوعات مختلف،از رقبای خودمان عقب افتادیم!
افزون بر دو مورد فوق،یک مشکل دیگری هم هست که البته دولت خدمتگزار ادعا می‌کند از چند سال قبل آن را حل کرده ولی همه ما می‌دانیم حل نشده! دولت با چوب حراج زدن به صنعت هسته‌ای و عزت ایرانی،ادعا کرد راه‌های تسهیل تجارت با جهان را باز کرده و راه مبادلات بانکی را هموار کند. اما علیرغم آن همه ادعا،به گفته جواد ظریف،حتی نمی‌توانیم یک حساب بانکی ساده در انگلیس باز کنیم!
با این سه مانع،تکلیف انتفاع کشور و تولید کنند گان از گرانی نرخ ارز روشن است و نیازی به هیچ فکر و خیال دیگری نیست!
بی داد قاچاق
و واردات بی‌رویه!
در کنار درماندگی روز افزون تولید کنندگان، مجاری واردات و قاچاق که در مواردی با دخالت نور چشمی‌ها و وابستگان دولت انجام می‌شود، رمقی برای تولید نگذاشته و دلار بیش از 5 هزار تومان،راه رقابت تولید‌کننده‌ای که با مالیات و بیمه و عوارض و برخی زیر میزی‌های دیگر مواجه است را چنان بسته که عطای تولید را به لقای آن می‌بخشد و در عوض،جماعت قاچاقچی و وارد‌کننده،روز به روز فربه‌تر می‌شوند و از قضا گران شدن دلار نه تنها کار و بار آنها را از رونق نمی‌اندازد که بر عکس سکه می‌کند! چرا که هرچه از قبل وارد کرده‌اند را هم به نرخ جدید دلار می‌فروشند!
اگر همه آنچه در دو بند اخیر ذکر شد، ناشی از خیانت نباشد،ناشی از بی‌تدبیری محض است و نمی‌توان نام دیگری برآن نهاد.
دود زا به تلافی همه چیز!
اما دولتی‌ها و زنجیره‌ای‌هایی که هزار وعده رنگارنگ و صد البته دروغ دادند تا رای ملت را بگیرند ،اکنون با دستاورد تحقیقا هیچ دولت مواجه هستند و نمی‌توانند برای کاهش حدود 60 درصدی ثروت مردم پاسخی بدهند پس ناگهان تدبیر دولت به کار می‌افتد و دولت تدبیر و امید،همه مشکلات را در یک عملیات روانی حل می‌کند ! چگونه!؟
از یک‌سو برخی افراد بد سابقه که مثلا از شهرام جزایری پول گرفته بودند و حالا نماینده مجلس هم هستند(!)ناگهان و در این ایام یاد حصر می‌افتند و نامه سرگشاده به رئیس‌جمهور می‌نویسند که« آقا! شما مسئول اجرای قانون اساسی هستی،بیا و برای محصورین کاری بکن»! و اصلا به این پرسش ساده جواب نمی‌دهد که حالا که دولت و مجلس دست شماست،چه گلی به سر مردم زده اید که اضافه شدن آن سه نفر آن را برگ و بار بدهد!؟
این اما تنها یک بازی روانی است و نمی‌توان در نظر نداشت که این جماعت،هزار بازی در آستین دارند و برای مردم خواب‌ها دیده اند!
بازی مهم دیگر آنها،دامن زدن به ماجرای تلگرام است. بحثی که مقدمات عقلی و قانونی و حتی شرعی آن، برای بدوی‌ترین افراد هم قابل درک است و نمی‌توان در آن شبهه و خدشه‌ای وارد کرد. اما جماعت درمانده در وعده‌ها ترجیح می‌دهد به جای پاسخگویی درباره نرخ دلار ،به تلگرام پیله کند! به جای آنکه بگوید چکار کرده که یورو 6200 تومان است، می‌گوید ما با سرکوب آزادی‌ها و فیلتر تلگرام مخالفیم و نمی‌گوید که مگر مردم عادی در یک پیام رسان چه می‌کنند که در دیگری نمی‌توانند!؟ حساب مفسدان و بزهکاران و روسپی‌ها هم که جداست،آیا به خودتان شک دارید!؟
جماعتی که آن همه دروغ در هنگامه برجام و انتخابات گفت،طبیعی است که نتواند حقیقت آشکاری به اسم «ارزش اطلاعات» را بپذیرد و درک کند که دشمنان قسم خورده ایران و ایرانی،با بهره‌گیری از داده‌هایی که برخی مقامات داخلی،سخاوتمندانه و به رایگان در اختیارشان قرار می‌دهند،چه خوابی برای کشور دیده‌اند و در همه حوزه‌های امنیتی، اجتماعی و اقتصادی،خواب‌های شومی برای ما دیده اند! آنها با تمثیل کودکانه« بخاطر یک تصادف اتوبان را نمی‌بندند» صورت مسئله را پاک می‌کنند و به این پرسش بدیهی جواب نمی‌دهند که به جز آمریکا دوستان وطنی و غربزدگان بی‌منطق،مقامات کدام کشور در دنیا اینچنین امنیت و اقتدار خودرا پیکش شبکه‌های جاسوسی می‌کنند!؟ و چون پاسخ این پرسش روشن است و آنها مفتضح می‌شوند،بلافاصله پرچم حمایت از آزادی‌های مردم بلند می‌کنند و ناگهان زنجیره‌ای از نمایندگان لیست «تکرار می‌کنم» شروع به توئیت بافی می‌کنند که آی آزادی و امنیت مردم با فیلتر تلگرام و آمدنشان به پیام رسان داخلی از بین می‌رود! آنها در درون حاکمیت ،چنان ژست اپوزیسیون می‌گیرند که مسعود رجوی‌ها انگشت به دهان می‌مانند! یادشان می‌رود که مردم زیر چتر امنیت همین نظام به راحتی زندگی می‌کنند،با همین ابزارهای در اختیار نظام،به یکدیگر تلفن می‌زنند،پیامک می‌فرستند و هزار ارتباط دیگر دارند،حالا چرا باید از پیام رسان داخلی بترسند!؟
راستش این است که مردم اصلا چنین دغدغه‌هایی ندارند،آنها از احوال پرسی تا فروش گل و گیاه را در تلگرام تجربه کرده‌اند و این تجربه، حاوی هیچ خوف و خطری در پیام رسان داخلی نیست،چرا مردم را می‌ترسانید!؟ آنها که دنبال مشکلات اخلاقی یا انفجار و ترور هستند، طبیعی است که باید بترسند،شما هم با آنهایید!؟
جای تردید نیست که در آینده،امواج سهمگین‌تری از بی‌تدبیری دولت و کید دشمن‌گریبان اقتصاد را خواهد گرفت اما دولتمردان به جای پیگیری نقشه پیشرفت اقتصادی کشور، از همین حالا بنای فرافکنی و حاشیه سازی را در پیش گرفته اند، سالی که نکوست از بهارش پیداست!

بیانیه‌ پایانی معتکفان سراسر کشور

برخورد قاطع با منکرات خواسته امت اسلامی است/ تلاش مضاعف مسؤولان در تحقق شعار سال

خبرگزاری فارس: برخورد قاطع با منکرات خواسته امت اسلامی است/ تلاش مضاعف مسؤولان در تحقق شعار سال

معتکفان سراسر کشور در بیانیه‌ای مبارزه با بی­‌عفتی، بدحجابی و منکرات اخلاقی در جامعه را از رسالت‌های اصلی مسؤولان فرهنگی و همه‌ زمامداران نظام اسلامی دانسته و برخورد قاطع با منکرات را خواسته‌ امت اسلامی عنوان کردند.

به گزارش خبرگزاری فارس از قم، در بیانیه پایانی معتکفان سراسر کشور آمده است: با سپاس از درگاه ایزد متعال که بار دیگر توفیق داد در نخستین روز‌های سال جدید و رویش بهار طبیعت، به درگاه او روی آوریم و در سالروز استحکام نظام مقدس جمهوری اسلامی که با رأی قاطع مردم به تثبیت رسید و دوازدهم فروردین برای همیشه جمهوری اسلامی را به یادگار گذاشت، سنت حسنه‌ اعتکاف را به جای آوریم.

در ادامه این بیانیه آمده است: اینک ما معتکفان با سپاس از درگاه خداوند قادر متعال که این توفیق الهی را نصیب‌مان کرد وفاداری خود را به نظام مقدس اسلامی و رهبر عزیز و فرزانه آن که زمینه‌ساز این حضور و توسعه معنویت هستند، اعلام می­‌داریم و خود را قدردان ارزش‌های این نظام مقدس و جانفشانی شهیدان گرانقدر انقلاب، دوران دفاع مقدس و شهیدان ارزشمند مدافع حرم می‌دانیم.

در این بیانیه تأکید شده است: ما معتکفان که متنعم به نعمت سنت اعتکاف شده‌ایم در واپسین لحظات حضور خود در مساجد سراسر کشور ضمن ارج نهادن به تلاش همه خدمتگزاران نظام جمهوری اسلامی و مجاهدت خردمندانه مقام معظم رهبری در سکان‌داری این انقلاب عظیم در تلاطم توفان‌های سهمگین که همواره این نظام را مورد تهدید قرار داده‌اند و قدردانی از مجاهدت همه‌ رزمندگان، در جبهه مبارزه با استکبار جهانی در سراسر گیتی پایبندی خود را به آرمان‌های انقلاب اعلام می‌داریم و خواستار توجه بیشتر به موارد ذیل هستیم:

سال جدید که با شعار حمایت از کالای ایرانی نامگذاری شده است را مرهون نگرش عمیق و نشانه‌‌ خردورزی مقام معظم رهبری در ایجاد انقلاب عظیم اقتصادی می­‌دانیم. بسترسازی این انقلاب تلاش و همت دولت‌مردان در استفاده از ظرفیت‌های موجود، بهره‌مندی از منابع اولیه و ایجاد زیرساخت­‌ها، نیروهای متخصص و آموزش ­دیده و پهنه سرزمینی مستعد در تحقق این شعار امری اجتناب ناپذیر می‌­دانیم و از همه مسؤولان می‌­خواهیم در تحقق این امر از هیچ تلاشی فروگذار ننمایند.

ما معتکفان حمایت قاطع خود را از همه آزادی­خواهان و مجاهدان راه حق و حقیقت و عدالت در اقصی نقاط عالم به ویژه مردم مظلوم یمن، لبنان، سوریه، عراق، افغانستان، نیجریه و پاکستان که علیه استکبار جهانی، صهیونیزم بین‌­الملل و ایادی دست‌­نشانده آنان مبارزه می­‌کنند؛ اعلام می‌داریم و آمادگی خود را به منظور حضور در جبهه‌­های نبرد با اذن و فرمان مقام معظم ولایت اعلام می­‌داریم.

ما معتکفان از قوه قضائیه درخواست می­‌نماییم که با برخورد قاطع با مفسدان اقتصادی و نجومی­‌بگیران و غارتگران بیت­‌المال بروز مفاسد اقتصادی را ریشه­‌کن کرده و عوامل آن را به سزای اعمال ننگین خود برسانند.

ما معتکفان از همه مسؤولان به ویژه مسؤولان فرهنگی کشور می­‌خواهیم با تمسک به ارزش‌های دینی و اسلامی و بهره‌­مندی از منابع اصیل مکتب حیات‌­بخش اسلام در پاسداری از ارزش­‌های انقلاب تلاش مضاعف داشته باشند و نفوذ بیگانگان در ترویج فرهنگ منحط غرب را سد و با آن مقابله‌ جدی کنند، ما یک بار دیگر اعلام می‌داریم مبارزه با بی‌عفتی، بدحجابی و منکرات اخلاقی در جامعه از رسالت اصلی مسؤولان فرهنگی و همه‌ زمامداران نظام اسلامی است و برخورد قاطع با منکرات، خواسته‌ امت اسلامی است و بر تحقق آرمان‌های فرهنگی انقلاب اسلامی تأکید می­‌کنیم.

ما نظام مقدس اسلامی را ادامه حکومت انبیاء الهی به ویژه استمرار حکومت پیامبر عظیم‌الشأن اسلام حضرت ختمی مرتبت محمد مصطفی(ص) می­‌دانیم و با همه وجود از آن پاسداری می‌­نماییم و همان­گونه که مقام معظم رهبری فرمودند: شیعه انگلیسی و سنی آمریکایی به مثابه­ دولبه­ یک قیچی به آتش‌­افروزی و اختلاف‌افکنی مشغولند؛ از آن ابراز انزجار و بیزاری می‌کنیم و به همه‌ افرادی که خواسته یا ناخواسته در دام آن گرفتار شده‌اند، اعلام می‌کنیم، تنها تمسک به اسلام ناب و ولایت فقیه است که موجب سعادت و رستگاری خواهد شد و تا دیر نشده، مسیر خود را از منحرفان و بدخواهانِ از خدا بی‌خبر جدا کنند.