آقای ظریف! قرار است تنگه هرمز را ما ناامن کنیم نه آمریکا!

در حالی که همه مسئولان سیاسی و نظامی کشور از موضوع «ناامن کردن تنگه هرمز برای آمریکا» در صورت تحریم نفتی ایران به عنوان گزینه‌ای قدرتمند در دستان کشورمان یاد می‌کنند و حتی رسانه‌های غربی نیز به آن اذعان دارند، محمد جواد ظریف به دلایل نامعلومی تلاش دارد این مزیت را به نقطه ضعفی برای کشورمان تبدیل کند.


سرویس سیاسی – روزنامه کیهان

محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه که برای شرکت در شانزدهمین نشست مجمع گفت‌وگوی همکاری آسیا به دوحه قطر سفر کرده بود، در حاشیه این سفر با بخش انگلیسی شبکه الجزیره گفت‌وگو کرد.
رئیس‌دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران در بخشی از این مصاحبه که روز پنجشنبه از بخش عربی این شبکه پخش شد، در اظهارتی عجیب و قابل تامل گفت: اگر آمریکا بخواهد
تنگه هرمز را برای ما نا امن کند، این اجازه را به آن نخواهیم داد.
این اظهارات ظریف در شرایطی بیان شده است که پس از رفتارهای خصمانه آمریکا در لغو معافیتهای تحریم نفتی و تلاش برای به صفر رساندن صادرات نفت ایران و همچنین قرار دادن نام سپاه پاسداران در فهرست گروه‌های تروریستی، مقامات سیاسی و نظامی کشورمان همه از گزینه‌های فراوانی برای پاسخ به اقدامات ایالات متحده و همپیمانان او سخن گفته بودند که اصلی‌ترین آن گزینه نا امن کردن تنگه هرمز برای آمریکائی‌ها بوده است.
روحانی: نفت ما صادر نشود، نفتی از خلیج ‌فارس
صادر نخواهد شد
تیرماه سال گذشته حجت‌الاسلام روحانی رئیس‌جمهور کشورمان در جمع روسای نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در خارج از کشور ،خطاب به آمریکایی‌ها و در پاسخ به اینکه آنها گفته‌اند نمی‌گذاریم نفت ایران صادر شود، اظهار داشت:آقای ترامپ! ما مرد شرف و ضامن امنیت آبراه منطقه و امنیت مسیر کشتیرانی در طول تاریخ هستیم، با دم شیر بازی نکن، پشیمان‌کننده است. شما فکر می‌کنید ایران این قدر ضعیف است که اجازه دهد که شما به خواسته و به اهدافتان برسید؟
وی همچنین آذر 97 در سفر به استان سمنان و در جمع مردم شاهرود در واکنش به تصمیم آمریکا برای تحریم نفت کشورمان تاکید کرده بود: آمریکا بداند که ما نفت‌مان را می‌فروشیم و خواهیم فروخت و او قادر به این نیست که جلوی فروش نفت ایران را بگیرد؛ بدانید که اگر روزی آمریکا بخواهد جلوی صادرات نفت ایران را بگیرد، نفتی از خلیج ‌فارس صادر نخواهد شد.
ناامن کردن تنگه هرمز برای آمریکا در صورت تحریم نفت ایران به عنوان گزینه‌ای قدرتمند در دستان ایران نکته‌ای بود که حتی رسانه‌های آمریکائی نیز به آن اذعان و اعتراف کرده بودند.
بستن تنگه هرمز، اقدامی که
 مانند بمب هسته‌ای قدرتمند است
این رسانه‌ها در تحلیل تبعات رویکرد اخیر دولت آمریکا علیه ایران ضمن تاکید بر اینکه گزینه بستن تنگه هرمز، با قدرتی به اندازه بمب هسته‌ای در دستان ایران است، هشدار دادند این کشور می‌تواند همه چیز را بر سر کشورهای عربی حاشیه خلیج ‌فارس خراب کرده و آمریکا را در آن سوی مرزهای خود در عراق و افغانستان هدف قرار دهد.
به عنوان مثال این پایگاه خبری آمریکائی کنسرسیوم نیوز در تحلیلی با عنوان بلوف آمریکا در مقابله با ایران با ‌اشاره به اینکه فرماندهان ایرانی اعلام کرده‌اند بستن تنگه هرمز یکی از گزینه‌های آنهاست تصریح کرد: بسیاری از مقامات کشورهای غربی سعی می‌کنند با بی‌توجهی از کنار این حقیقت رد شوند که در صورتی که تنگه هرمز بسته شود جهان با یک مشکل اقتصادی عظیم مواجه خواهد بود؛ در صورتی که مقامات تهران به این جمع‌بندی برسند که راه دیگری در مقابله با واشنگتن وجود ندارد، دست به استفاده از این گزینه خواهند زد؛ اقدامی که مانند بمب هسته‌ای قدرتمند است. از سوی دیگر باید توجه داشت که این یک راز‌آشکار در میان متخصصان آمریکایی و حتی کارشناسان جنگی پنتاگون است که در صورت وقوع جنگ با ایران، آمریکا نخواهد توانست تنگه هرمز را باز نگه دارد.
کنسرسیوم نیوز نوشت: ایران انبوهی از موشک‌های فوق‌سریع را در شمال تنگه هرمز مستقر کرده است و راهی برای ناو‌های هواپیمابر آمریکا وجود ندارد که از سیل این موشک‌ها بگریزند؛ در کنار آن نیز موشک‌های فوق‌صوت که در ارتفاع پایین با سرعتی بیش از ۱۵۰۰ مایل حرکت می‌کنند، کشتی‌های آمریکایی را هدف قرار می‌دهند. موشک‌هایی که قدرت مانور بالایی داشته و حتی از یک کامیون قابل شلیک بوده و برای فرار از سیستم‌های راداری آمریکا طراحی شده‌اند.
این پایگاه خبری آمریکائی همچنین اذعان کرده بود :همان طور که برخی کارشناسان عنوان کرده‌اند محاسبات ‌اشتباه آمریکا در نهایت می‌تواند منجر به آن شود که خانه بر سر خودِ آمریکا خراب شود. آنها می‌گویند این به آمریکا بستگی دارد که چقدر تنش‌ها گسترش یابد؛ در واقع اگر آمریکا دست به گسترش بی‌مباهات تنش‌ها بزند، ایران نیز همین‌گونه پیش خواهد رفت. ایران می‌تواند همه چیز را بر سر کشورهای عربی حاشیه خلیج ‌فارس خراب کرده و آمریکا را در آن سوی مرزهای خود در عراق و افغانستان هدف قرار دهد.
واشنگتن‌پست: انفعال و عدم واکنش ایران ترامپ را جسور کرده است
 موارد فوق و دهها شاهد مثال دیگر پیام قدرت از جانب ایران برای مقامات آمریکائی این است که تاکید می‌کند تصمیم آنها برای قطع صادرات نفت جمهوری اسلامی به آسانی میسر نخواهد بود و برای آمریکائی‌ها هزینه گزافی در پی خواهد داشت اما رئیس‌دستگاه دیپلماسی کشورمان با اظهارات عجیب خود این نقطه قوت و قدرت را به نقطه ضعفی برای کشورمان تبدیل کرده و آن‌ را در اختیار آمریکائی‌ها قرار داده است.
این در حالی است که وی در جریان سفر چند روز پیش خود به نیویورک نیز در جمع خبرنگاران تصریح کرده بود: «میز مذاکره هنوز هست، ما میز مذاکره را ترک نکرده‌ایم و آمریکا آن را ترک کرد!».
پیام ضعف وزیر امورخارجه کشورمان به آمریکائی‌ها در حالی بود که مقامات آمریکائی طی هفته‌های گذشته از هیچ خباثت و اقدام خصمانه‌ای علیه کشورمان دریغ نکرده‌اند.
روزنامه «واشنگتن‌پست» چندی پیش در سرمقاله خود، تشدید فشارهای اقتصادی به ایران را نتیجه عدم واکنش تهران در پاسخ به تحریم‌های قبلی توصیف کرده و نوشته بود: تهران، با وجود تهدیداتی که کرده بود، به این ضررها پاسخی نداد و از خطوط قرمز ایالات متحده عبور نکرد. دولت [ترامپ] که احتمالاً به واسطه این انفعال جسور شده، در حال تشدید این وضعیت است و تلاش می‌کند با تهدید خریدارانی چون چین، هند، ترکیه، کره جنوبی و ژاپن به تحریم... باقی‌مانده صادرات نفت ایران را هم حذف کند.
متاسفانه مسئولان دستگاه دیپلماسی کشورمان طی سال‌های گذشته در برابر بدعهدی‌ها و اقدامات خصمانه آمریکا به جای واکنش از مضوع قدرت و عزت همواره پیام ضعف و انفعال فرستاده‌اند و همین امر باعث جسور‌تر شدن آمریکائی‌ها شده است.

 

متهم ردیف اول گرانی مسکن محاکمه نشد، طلبکار شد!

عباس آخوندی که متهم ردیف اول گرانی مسکن است، به جای پاسخ گویی در قبال وضعیت این روزهای مسکن، ژست طلبکار به خود گرفته و ناکارآمدی دولت روحانی را گردن دولت موهومی با عنوان من‌درآوردی دولت پنهان انداخته است!

سرویس اقتصادی-  روزنامه کیهان

نزدیک به شش سال پیش که عباس آخوندی به عنوان وزیر راه و شهرسازی دولت تدبیر و امید به مجلس معرفی شد، هیچکس فکر نمی‌کرد در حوزه مسکن چنان رکودی ایجاد شود که حتی صدای رئیس‌دولت هم در اعتراض به آن، بلند شود!
عباس آخوندی که طی دهه‌های گذشته همواره در اغلب دولت‌ها (سازندگی،اصلاحات و اعتدال) مسئولیت داشته و حتی در دهه 70 به عنوان وزیر مسکن فعالیت کرده است،عمدتا کارنامه‌ای خالی از اقدامات مثبت در جهت خانه‌دار شدن محرومین و حتی متوسطین جامعه داشته و فرصت طلایی مسئولیت را با حرف‌های بی‌خاصیت از دست داده است.
او که از سال 92مجددا با حمایت چهر‌ه‌های لیبرال بر کرسی وزارت راه و شهرسازی تکیه زد از همان بدو امر صراحتا به پروژه‌هایی مانند مسکن مهر که میلیونها نفر را خانه دار کرده بود تاخت و با الفاظی نظیر «مزخرف»، «خانه برانداز»، «مسجد ضرار» و... بر این اقدام مفید دولت قبل حمله کرد تا راه را بر ادامه این پروژه بزرگ ببندد.
با تمام این اوصاف، گرانی بیش از 130 درصدی قیمت مسکن دردوره وی، در کنار کاهش محسوس معاملات ملکی، این مطالبه را در مردم به وجود آورد که با اتمام دوره وزارت وی، محاکمه و دادگاهی شدن وی رخ خواهد داد؛ اما عباس آخوندی که در روز تودیع خود اعلام کرده بود: «افتخار می‌کنم که حتی یک واحد مسکونی هم نساختم» برای ارائه توضیحی ساده درباره عملکردِ تقریبا هیچش حتی احضار هم نشد!
حالا، این وزیر مدعی که میکروفن خبرنگار را از دستش می‌کشید و چپ و راست پز لیبرال بودنش را می‌داد؛ در جایگاه سخنران، در جمع دانشجویان دانشگاه شیراز در نشستی با عنوان «نگرانی برای فردای ایران» به تجزیه‌وتحلیل شرایط کشور در 40 سال گذشته پرداخته و در جای جای سخنانش دولت موهومی به نام دولت پنهان را نقد کرده است!
وزیر سابق راه و شهرسازی در این نشست از «وجود دولت پنهان» در ایران نام برد و گفت: یکی از دلایلی که امکان سیاست‌ورزی به دولت رسمی نمی‌دهد، وجود دولت پنهانی است که همه‌چیز را کنترل می‌کند؛ به‌عنوان نمونه دلیل اینکه دولت نتوانست برجام، اف‌ای تی اف و... را به سرانجام برساند، همین موضوع است.
آخوندی ادامه داد: ما عملاً تفکیک قوا در ایران نداریم و آنچه مشاهده می‌شود ظاهری است؛ حتی در حال حاضر نیز رکن جدیدی ایجادشده به نام رکن نظارت بر اجرای سیاست‌ها که می‌تواند سه قوه را متوقف کند. در چنین شرایطی آن نهادی که باید پاسخگو باشد، هیچ مسؤولیتی نمی‌پذیرد و در مقابل نهادی که هیچ مأموریتی ندارد وارد کارزار می‌شود. لذا مردم نیز سرگردان می‌شوند که پاسخ خود را از چه کسی باید دریافت کنند.
وزیر سابق راه و شهرسازی که اظهاراتش چندین بار ، با انتقاد چند تن از دانشجویان روبه‌رو ‌شد، با این ادعا که در ایران چیزی به نام «نهاد عمومی غیردولتی» نداریم اما 65 درصد اقتصاد را در اختیار دارد، گفت: این نهاد نه دولت است نه بخش خصوصی و نه تعاونی و به‌غلط آدرس می‌دهند که منابع نیز باید به حساب این نهاد ریخته شود؛ نهادی که به هیچ‌کس پاسخگو نیست.
سخنان آخوندی درخصوص دولت پنهان در شرایطی ایراد شده که خود او یکی از پرسابقه‌ترین افرادی است که در مناصب مختلف حکومتی حضور داشته، و سمت‌هایی از معاون وزیر (چهار سال) تا وزیر (9 سال) در کارنامه او نقش بسته است. چنین سخنانی از سوی کسی که خودش در بالاترین سمت‌ها کار کرده پذیرفته نیست، چون منطقی نیست کسی که دولت رسمی را تقریبا هیچکاره می‌داند، برای دریافت سمت، در آن حضور پیدا کند.
اگر آقای آخوندی اعتقاد دارد که دولتی پنهان وجود دارد که همه چیز را کنترل می‌کند، پس چرا به تصدی پست‌های مختلف در دولت رضایت داده است؟ به عبارت دیگر، اگر تمام امور ممکلتی (یا بیشتر آن) توسط یک دولت پنهان انجام می‌شود چرا ایشان سمت‌هایی که عملا کارکردی ندارند را قبول کرده است؟ آیا این فعل او تضییع حق الناس نیست؟ نکته دیگر اینکه در نظام اسلامی تمامی ارکان مدیریتی کشور از راس تا ذیل به مردم و نهادهای ذیربط باید پاسخگو باشند و هیچ فردی از این قاعده مستثنی نیست البته اگر جناب آخوندی می‌خواهند به این بهانه از پاسخگویی فرار کنند امر دیگری است که البته به نظر می‌رسد دستگاههای نظارتی و قضایی بایستی یک‌بار قاطعانه در برابر این فرافکنی‌ها بایستند.
از طرفی، ایشان حتی در دوره وزارت خود سه بار توسط مجلس استیضاح شد،اما از هیچ تلاشی برای بازگشت به کرسی وزارت امتناع نکرد و هر بار هم از مجلس شورای اسلامی رای لازم را برای بازگشت به کار اخذ کرد؛ پس چگونه است که حالا –بعد از یک‌سال دوری از وزارت- نطقشان درباره دولت دیگری در کشور باز شده است؟!
اصلا اگر چنین حقیقت بزرگی! وجود داشت چرا برای بار دوم (در سال 1392) و بار سوم! (در سال 1396) ردای وزارت را بر تن کرد؟ بهتر نبود همان موقع از وزارت در کشوری که علاوه‌بر دولت رسمی، دولت پنهانی دارد! امتناع می‌نمود و صداقت خود را نشان می‌داد؟
به نظر می‌رسد این قبیل اظهارات بیش‌تر با این هدف بیان می‌شود که نقایص موجود در کارنامه دولتمردان پوشیده شود، به عبارت دیگر، وقتی یک دولت در موضوع خاصی موفق نمی‌شود، بهترین راهکار این است که مشکلات را فرادولتی جلوه داده و از بار مسئولیت خود بکاهد.
از همین رو می‌توان متوجه شد که چرا عباس آخوندی با آن کارنامه افتضاحی که از خود به جا گذاشته سعی در دادن آدرس‌های غلطی می‌کند که در کل، عملکرد دولت و دولتمردان در آن پررنگ قلمداد نشود. بر همین اساس نگاهی به عملکرد او می‌اندازیم تا مشخص شود چرا وی مشکلات گردن دولت موهومی به نام دولت پنهان می‌اندازد!
کارنامه‌ای سرشار از تهی!
عباس آخوندی زمانی که وزارت مسکن را در دوره نخست آقای حسن روحانی تحویل گرفت، تعداد پروانه‌های ساختمانی رقمی در حدود 222 هزار و 850 واحد بود که در همان سال اول به میزان 135 هزار و 24 واحد سقوط کرد! این کاهش همچنان تداوم داشت تا اینکه در پایان سال 1396 به رقم 131 هزار و 910 واحد رسید.
به عبارت دیگر، پروانه‌های ساختمانی در دوره او تقریبا 60 درصد کاهش یافت و در کنار توقف طرح مسکن مهر، عرضه مسکن به شکل چشمگیر کاهش یافت. این در حالی است که عباس آخوندی با استناد به خانه‌های دوم و خانه‌های خالی که عمدتا به‌لحاظ مشکلات ناشی از ارث و سایر موارد قانونی در روند عرضه قرار ندارند، معتقد بود مسکن به‌اندازه کافی ساخته شده است.
با این حال براساس اظهارات رئیس‌کمیسیون عمران مجلس، در سال 97، چهارمیلیون واحد در کشور کمبود مسکن وجود دارد که همین عامل در افزایش تقاضا و به تناسب آن به افزایش قیمت‌ها در سال‌های اخیر دامن زده است. بررسی آمار نشان می‌دهد اگر سالانه یک تا 1/5 میلیون واحد مسکونی در کشور ساخته شود، این میزان می‌تواند به تقاضای سالانه مسکن در کشور پاسخ دهد، با این حال تولید سالانه واحدهای مسکونی به کمتر از 500 هزار واحد در سال 96 رسید!
کاهش عرضه مسکن در نهایت به اینجا رسید که قیمت هر متر مربع زیر بنای واحد مسکونی از سه میلیون و 648 هزار تومان در شهریور 92 به هشت میلیون و 95 هزار تومان افزایش یافت تا قیمت آن در دوره وزارت آخوندی بیش از 2/2 برابر شده باشد!
زنجیره نابسامانی‌های بازار مسکن همچنان ادامه یافت تا در پی افزایش قیمت مسکن، معاملات هم به شدت کاهش پیدا کرده و از تعداد 14 هزار و 575 واحد در شهریور 92 به 10 هزار و 335 واحد در شهریور 97 کاهش رسیده باشد. در حال حاضر هم که حدود یک‌سال از رفتن آخوندی می‌گذرد، همچنان روند افزایشی قیمت و کاهش معاملات وجود داشته و بی‌آنکه نامی از وزیر سابق راه و شهرسازی در میان باشد، تاوان سیاست هایش همچنان‌گریبان مردم را می‌گیرد.
به عنوان نمونه، متوسط قیمت واحد مسکونی در فروردین 98 به بالای 11 میلیون رسیده که سه میلیون تومان از زمانی که وی پست وزرات را ترک کرد افزایش یافته است، اما در این مدت آخوندی تنها به مصاحبه و سخنرانی درباره ایرانشهری، لیبرالیسم و... پرداخته و عملا هزینه آن را گردن مسئولین کنونی وزارت راه انداخته
است.
جالب اینجاست که وی در متن استعفای خود عدم توجه به قانون را از دلایل کناره‌گیری‌اش اعلام کرده بود، در حالی که طبق قانون برنامه ششم توسعه، باید در سال ۱۳۹۵ بالغ بر ۶۸۰ هزار مسکن شهری جدید در کشور تولید می‌شد که کمتر از نصف آن تحقق پیدا کرد و طبق گزارش سازمان برنامه و بودجه، عملکرد دولت یازدهم در حوزه مسکن روستایی افتضاح‌ بوده به طوری که تولید مسکن در سال گذشته نسبت به رکورد دولت دهم نزدیک به ۸۰ درصد کمتر بوده است.
همان طور که مشاهده شد، کاهش محسوس عرضه مسکن و گرانی آن، مشکلات عدیده‌ای برای مردم به وجود آورده، به نحوی که یکی از کارشناسان مسکن در این باره گفته بود: «امروز اگر بر اساس گزارش بانک مرکزی متوسط قیمت هر مترمربع واحد مسکونی در تهران 11 میلیون تومان و حداقل حقوق 1/5 میلیون تومان باشد، به نظر می‌رسد یک متقاضی مسکن باید 70 سال پس‌انداز کند.»
بر همین اساس، می‌توان فهمید ریشه این جوسازی عباس آخوندی و معرفی کردن یک دولت پنهان به عنوان ریشه مشکلات کشور بیش از اینکه ناشی از واقعیت‌ها باشد، ناشی از تبرئه خود و مجموعه دولت‌های سازندگی ،اصلاحات و اعتدال می‌باشد. بگذریم که وی در همین نظر غلط خود هم صداقت نداشت وگرنه به جای متهم کردن این و آن، مهم‌ترین پست‌های دولتی را برای مدت طولانی‌اشغال نمی‌کرد.

 

ایران می‌تواند همه چیز را بر سر کشورهای حاشیه خلیج فارس خراب کند

ایران می‌تواند همه چیز را بر سر کشورهای حاشیه خلیج فارس خراب کند

رسانه‌های آمریکائی در تحلیل تبعات رویکرد اخیر دولت آمریکا علیه ایران ضمن تاکید بر اینکه گزینه بستن تنگه هرمز، با قدرتی به اندازه بمب هسته‌ای در دستان ایران است، هشدار دادند این کشور می‌تواند همه چیز را بر سر کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس خراب کرده و آمریکا را در آن سوی مرزهای خود در عراق و افغانستان هدف قرار دهد.

پایگاه آمریکایی کنسرسیوم‌نیوز با انتشار گزارشی تحت عنوان «بلوف آمریکا در مقابله با ایران» به انتقاد از سیاست‌های دولت ترامپ در تقابل با ایران پرداخت و نوشت: همان طور که برخی کارشناسان عنوان کرده‌اند محاسبات ‌اشتباه آمریکا در نهایت می‌تواند منجر به آن شود که خانه بر سر خودِ آمریکا خراب شود. آنها می‌گویند این به آمریکا بستگی دارد که چقدر تنش‌ها گسترش یابد؛ در واقع اگر آمریکا دست به گسترش بی‌مباهات تنش‌ها بزند، ایران نیز همین‌گونه پیش خواهد رفت. ایران می‌تواند همه چیز را بر سر کشورهای عربی حاشیه خلیج‌فارس خراب کرده و آمریکا را در آن سوی مرزهای خود در عراق و افغانستان هدف قرار دهد.
این پایگاه خبری آمریکائی با ‌اشاره به اینکه فرماندهان ایرانی اعلام کرده‌اند بستن تنگه هرمز یکی از گزینه‌های آنهاست تصریح کرد : بسیاری از مقامات کشورهای غربی سعی می‌کنند با بی‌توجهی از کنار این حقیقت رد شوند که در صورتی که تنگه هرمز بسته شود جهان با یک مشکل اقتصادی عظیم مواجه خواهد بود؛ در صورتی که مقامات تهران به این جمع‌بندی برسند که راه دیگری در مقابله با واشنگتن وجود ندارد، دست به استفاده از این گزینه خواهند زد؛ اقدامی که مانند بمب هسته‌ای قدرتمند است. از سوی دیگر باید توجه داشت که این یک راز آشکار در میان متخصصان آمریکایی و حتی کارشناسان جنگی پنتاگون است که در صورت وقوع جنگ با ایران، آمریکا نخواهد توانست تنگه هرمز را باز نگه دارد.
کنسرسیوم نیوز نوشت : ایران انبوهی از موشک‌های فوق‌سریع را در شمال تنگه هرمز مستقر کرده است و راهی برای ناو‌های هواپیمابر آمریکا وجود ندارد که از سیل این موشک‌ها بگریزند؛ در کنار آن نیز موشک‌های فوق‌صوت که در ارتفاع پایین با سرعتی بیش از ۱۵۰۰ مایل حرکت می‌کنند، کشتی‌های آمریکایی را هدف قرار می‌دهند. موشک‌هایی که قدرت مانور بالایی داشته و حتی از یک کامیون قابل شلیک بوده و برای فرار از سیستم‌های راداری آمریکا طراحی شده‌اند.
ایران تسلیم تحریم‌ها نخواهد شد
نشریه فارین پالیسی در گزارشی تحلیلی با تاکید بر اینکه تحریم‌های جدید دولت ترامپ علیه ایران در بلندمدت به آمریکا آسیب می‌زند، نوشت: انتظارها این است که ایران سختی این تحریم‌ها را تحمل کند تا اینکه در برابر آن تسلیم شود.
این نشریه آمریکائی نوشت : دولت ترامپ در نهایت با سخت‌تر کردن وضعیت اقتصادی به دنبال منزوی کردن ایران است و می‌خواهد فشار کافی برای تحریک یک تغییر نظام را ایجاد کند. کاخ سفید می‌خواهد تعهداتی را به زور از ایران مطالبه کند تا این کشور از توسعه موشک‌ها، حمایت از گروه‌هایی که واشنگتن آنها را تروریستی می‌خواند و به‌علاوه سیاست‌های منطقه‌ای‌اش دست بردارد و برنامه هسته‌ای تهران را نیز محدود کند اما بسیار بعید به نظر می‌رسد که رویکرد دولت ترامپ مبنی بر اعمال فشار حداکثری این نتایج را در پی داشته باشد.
فارین پالیسی در ادامه تصریح کرد : تنها نتیجه‌ای که استراتژی جدید کاخ سفید، آن هم به صورت موقت به همراه خواهد داشت کاهش صادرات نفت ایران است. این پیروزی پوچ به قیمت بسیار گزافی تمام خواهد شد. ممکن است ابتدا مشتریان بزرگ نفت ایران این واردات خود را کاهش دهند اما صادرات نفت ایران به تدریج افزایش خواهد یافت و به جریان خود در بازار ادامه می‌دهد.
این رسانه آمریکائی با ‌اشاره به اینکه آمریکا هر چقدر هم که خواهان مؤثر افتادن سیاست اعمال فشارش باشد، نمی‌تواند تمام کسانی که تحریم‌های ایران را زیر پا می‌گذارند مجازات کند، افزود : همزمان که نفت ایران راه خود را به بازار باز می‌کند، ناظران به این نتیجه خواهند رسید که تحریم‌های آمریکا دیگر به اندازه کافی سخت نیست و این باور، انگیزه‌ها برای زیر پا گذاشتن آنها را بالا می‌برد. این وضعیت سیاست ترامپ در قبال ایران را کم اثر می‌کند.
فارین پالیسی نوشت : مشکل بزرگ دیگری که متوجه این استراتژی ترامپ است، این است که پیامی به جهان مبنی بر این خواهد فرستاد که تمام تحریم‌های آمریکا، نه فقط تحریم‌ها علیه ایران دیگر اهمیت ندارند و هزینه گزافی برای آمریکا دارند. اکنون با توجه به گسترش نفوذ استراتژیک و اهرم جهانی چین، تضعیف ابزار تحریم به شدت کاری ‌اشتباه است. نسل بعدی رهبران آمریکا می‌بایست با نتایج پر دردسر و مبهم این سیاست‌ها در بلندمدت دست و پنجه نرم کنند، درحالی‌که ابزار فشار اقتصادی نیز ضعیف‌تر شده است.
عدم تمایل چین، هند و ترکیه به همراهی با تحریم ایران
پایگاه آمریکایی لوبلاگ نیز با انتشار گزارشی به بررسی تحریم‌های نفتی ایران پرداخته و عنوان می‌کند: «تحریم کامل نفتی ایران توسط ترامپ اکنون بیشتر وابسته به تصمیم چین، هند و ترکیه است؛چین که علاقه‌ای به تحریم‌های یکجانبه آمریکا ندارد چون ممکن است خودش نیز روزی هدف آنها قرار بگیرد.هند نیز در آستانه انتخابات است و نخست‌وزیر آن علاقه‌ای ندارد به افزایش قیمت نفت کمک کرده و یا خود را بازیچه دست آمریکا نشان دهد.به نظر نمی‌رسد ترکیه نیز رابطه مسالمت‌آمیز ۴۰ ساله با ایران را فدای تحریم یک‌جانبه آمریکا کند.»
استراتژی دولت ترامپ علیه ایران
در حال خفگی
روزنامه آمریکایی واشنگتن پست هم در گزارشی به بررسی راهبرد دولت «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا درباره ایران همزمان با تشدید فشارها علیه تهران و پایان معافیت از تحریم کشورهای وارد‌کننده نفت از ایران پرداخت.
در این گزارش آمده است: استراتژی دولت ترامپ پس از برجام قرار دادن اقتصاد ایران در حالت خفگی است که این کار را از طریق پایان دادن به معافیت از تحریم برای خریداران نفت ایران انجام می‌دهد اما در این استراتژی چالش‌های جدی وجود دارد.
واشنگتن پست نوشت : کارشناسان نفتی معتقدند که آمریکا قادر نخواهد بود تا صادرات نفت ایران را به صفر برساند. آمریکا و امارات احتمالا قادر نخواهند بود تا طولانی‌مدت سطح تولید بالا را حفظ کنند. «نفت سنگین» ایران که بسیاری از کشورها برای پالایش فرآورده‌های نفتی به آن نیاز دارند نمی‌تواند با نفت سبک سعودی جایگزین شود.
این روزنامه آمریکا با ‌اشاره به اینکه «دولت ترامپ می‌تواند باعث مشکلات شدیدی برای ایران شود اما نمی‌تواند باعث ناآرامی‌های داخلی گسترده‌ای و به تبع آن سرنگونی رژیم یا تغییرات اساسی در رفتار منطقه‌ای ایران شود» نوشت: دولت ترامپ که یک برجام معیوب را به ارث برد با این وجود نتوانست کشورهای غربی را علیه ایران متحد کند و احتمالا ریاست جمهوری را بدون بهبود بخشیدن این توافق و با اعتبار کم در منطقه ترک کند.

شهید نادر مهدوی به عنوان فرماندة ناوگروه دریایی ذوالفقار، از زمان ورود آمریکایی‌ها به خلیج ‌فارس تا زمان شهادت، لحظه‌ای از نبرد بی‌امان با این جنایتکاران نیاسود و تمام توان و استعداد خود را در این‌ راه به کار بست. او طی این مدت، عملیات‌ بسیاری را علیه آمریکایی‌های متجاوز ترتیب داد که معروف‌ترین آن زدن کشتی بریجتون بود.
در سال‌های پایانی جنگ، خلیج فارس برای ایران بسیار ناامن شده بود؛ صدام خیلی راحت کشتی‌ها و سکوهای نفتی ایران را می‌زد. کویت بخشی از سرزمین، و عربستان، آسمانش را در اختیار صدام قرار داده بودند. فرماندهان عالی‌رتبة سپاه، جریان عبور آزاد و متکبّرانة ناوهای جنگی آمریکا و نیز سایر کشتی‌ها و شناورهای تحت حمایت این کشور را به عرض امام‌(ره) رسانده بودند. حضرت امام‌(رض) فرموده بود: «اگر من بودم، می‌زدم.» همین حرف امام، برای نادر مهدوی، جانشینش بیژن گرد و همرزمان آن‌ها کافی بود تا خود را برای انجام یک عملیات مقابله به مثل و اثبات این موضوع که با همت و رشادت دلیرمردان ایران اسلامی، خلیج فارس، چندان هم برای آمریکایی‌ها و نوکرانشان امن نیست، آماده سازند.
اولین کاروان از نفتکش‌های کویتی آن هم با پرچم آمریکا و اسکورت کامل نظامی توسّط ناوگان جنگی این کشور در تیرماه سال ۱۳۶۶ به راه افتادند. در این بین، دولت آمریکا عملیات سنگینی را در ابعاد روانی، تبلیغی، سیاسی، نظامی و اطّلاعاتی جهت انجام موفّقیت‌آمیز این اقدام انجام داده بود. در این کاروان، نفتکش کویتی «اَلرَّخاء» با نام مبدّل «بریجتون» حضور داشت که در بین یک ستون نظامی، به طور کامل، اسکورت می‌شد. این نفتکش، در فاصلة ۱۳ مایلی غرب جزیرة فارسی، در اثر برخورد با مین‌های کار گذاشته شده توسط سردار شهید مهدوی و یارانش، منفجر شد به طوری‌که حفره‌ای به بزرگی ۴۳ متر مربّع در بدنة آن ایجاد گردید. در پی این حماسه مرحوم حاج سید احمد خمینی به شهید مهدوی می‌گوید که دل امام را شاد کردید.

 

رسانه، آن 37 نفر و قانون جنگل!(یادداشت روز)

«وحشتناک بود». هم نحوه قتل دسته‌جمعی آن
37 شهروند مظلوم عربستانی توسط رژیم عصر حجری سعودی، هم نحوه واکنش‌ها به این قتل‌عام. وقتی «جمال خاشقجی» خبرنگار منتقد و هوادار! سعودی به قتل رسید، واکنش‌ها زیاد بود. خیلی زیاد. در پرونده خاشقجی فشارها علیه این رژیم از سراسر دنیا آن‌قدر زیاد شد که زمزمه برکناری «بن سلمان» ولیعهد سعودی بر سر زبان‌ها افتاد. کنگره آمریکا برای حفظ ظاهر هم که شده جلساتی را علیه سعودی تشکیل داد. اتحادیه اروپا وارد میدان شد و از آب گل‌آلود، ماهی خود را گرفت. بحث خروج آمریکا از جنگ یمن مطرح شد و عده‌ای حتی گفتند، بن سلمان با این حماقت گور خود را کند. پرونده خاشقجی آن‌قدر برجسته شد که در تاکسی و اتوبوس هم می‌شد، بحث میان مردم در این باره را شنید! و برخی از کارشناسان بین‌المللی در روزنامه‌های شناخته‌شده نوشتند، قتل خاشقجی برای آل‌سعود گران‌تر از جنگ یمن تمام می‌شود! (نقل به مضمون)
 اگرچه غرب با نیم‌نگاهی به دلارهای سعودی و کارکردی که این رژیم برای طرح مقابله با ایران‌ِشان دارد، ضمن «فرسایشی کردن» برخورد با سعودی، پرونده خاشقجی را مشمول «مرور زمان» کرد و از میزان حساسیت‌ها کاست تا بن سلمان موقتا نجات پیدا کند اما، این فشار‌ها و افشاگری‌ها به اندازه‌ای که باید، کار خود را کرد و دست‌کم، اصلاحات نمایشی او را که برخی اصلاح‌طلبان در کشور خودمان آن را بر سر جمهوری اسلامی می‌کوبیدند «هوا» و بن سلمان و اصلاح‌طلبان را با هم «رسوا» کرد، اما درباره این 37 نفر، واکنش‌ها آن‌قدر ضعیف بود که، مظلومیت آنها را دوچندان کرد. چه در داخل چه در خارج!
در مظلومیت این 37 نفر همین بس که تنها، چند رسانه و جریان شیعه در عراق، لبنان، بحرین و... علیه آن موضع گرفتند. حتی موضع دولت خودمان علیه این جنایت «متناسب» نبود. انگار نه انگار 37 انسان در سال 2019 بلاتشبیه مثل گوسفند ردیف و ذبح شده و برخی نیز بدون سر به صلیب کشیده شده‌اند. 33 نفر از آنها شیعه بودند. از طلبه بگیر تا دانش‌آموز در میانشان بود. آن‌طور که بررسی‌های سی‌ان‌ان نشان می‌دهد، محاکمه نمایشی 25 نفر از این شهدا که سال 2016 برگزار شده، بیش از 3 روز طول نکشیده است. 11 نفرشان را به ایران چسبانده‌اند، 14 نفرشان را به گروه‌های تروریستی آن هم صرفا به این دلیل که در شهر شیعه‌نشین عوامیه در راهپیمایی شرکت کرده بودند. بله درست شنیدید، در عربستان، متحد استراتژیک غرب به خاطر شرکت در راهپیمایی، سر می‌برند! اما همین عربستان در سازمان ملل می‌شود، رئیس‌یکی از کرسی‌های مهم حقوق بشر!
سی‌ان‌ان حتی می‌گوید، اسنادی به دست آورده که نشان می‌دهد، این عده بلااستثناء شکنجه شده و وادار به انگشت زدن پای برگه‌ای شده‌اند که نمی‌دانستند در آن‌ چه نوشته شده است! اعترافات را هم خود شکنجه‌کننده‌ها نوشته بودند! به گفته مفسر سیاسی این شبکه تلویزیونی«این اقدامات وحشت‌آور، قرون وسطایی و وحشیانه است، ما درباره فرقه مرگ داعش صحبت می‌کنیم، اعدام‌هایی که ما در عربستان می‌بینیم هیچ فرقی با اعدام‌های داعش ندارد.»
چرا واکنش‌ها به قتل خاشقجی بیش از حد گسترده می‌شود اما قتل این 37 نفر پررنگ نمی‌شود؟ چرا وقتی یک دختر نوجوان ِخام در ایران پس از احضار شدن به خاطر یک حماقت‌گریه می‌کند، این همه سر و صدا می‌شود و کنگره آمریکا برای بررسی آن جلسه تشکیل می‌دهد اما وقتی مثلا مصر در یک شب حکم اعدام 3000 نفر را صادر می‌کند، آب از آب تکان نمی‌خورد؟ راستی این همه مراکز حقوق بشر کجا هستند؟ چرا هیچ کس برای بررسی جنایت سعودی‌ها تشکیل جلسه نمی‌دهد؟ پاسخ روشن است. بخوانید:
قانون حاکم بر دنیا، قانون جنگل است. در چنین دنیایی هر کس قوی‌تر بود یا نه قوی نبود اما پول داشت، با قدرت‌ها ارتباط داشت، برای قدرت‌ها نوکری کرد، برای ارتکاب هر جنایتی آزاد است! ولو بریدن سر 37 انسان بی‌گناه، اعلام رسمی خبر آن و انتشار تصاویر بدن بدون سر و به صلیب کشیده شده آنها!
قدرت‌ها که نویسندگان این قانون هستند انگار، دو جور قانون نوشته‌اند. بسته به اینکه چه کسی مرتکب جنایت می‌شود، یکی از این قانون‌ها به کار گرفته می‌شود. به این شکل که پس از وقوع اتفاق (اینجا قتل 37 نفر) ابتدا نگاه می‌کنند، عامل جنایت کیست؟ بعد تصمیم می‌گیرند نوع قانون را انتخاب می‌کنند. اگر متهم متحدشان بود، با یک موضع شفاهی به غائله خاتمه می‌دهند. مگر ترامپ نگفت بن سلمان گاو شیرده اوست؟! اروپا هم همین‌طور است. به قراردادهای تجاری که با این گاو شیرده بسته نگاه می‌کند. مگر وزیر دفاع مستعفی انگلیس سال گذشته در جلسه پارلمان این کشور نگفت، از وضعیت حقوق بشر عربستان انتقاد نکنید، ما به پول این کشور نیاز داریم!
حال تصورش را بکنید، در چنین دنیایی عده‌ای تازه یادشان می‌افتد، باید بر اساس قوانین و چارچوب‌هایی حرکت کرد که آنها نوشته‌اند. اسم آن را هم گذاشته‌اند «عقلانیت» و «چارچوب‌های بین‌الملل». مخالفان را هم «بی‌سواد» می‌نامند. آیا دشمن با شنیدن چنین مواضعی، به ریش آنها نمی‌خندد؟ البته اگر عوامل آنها نباشند!
پاسخ دیگر در «رسانه» است. رسانه قدرتمند است و می‌تواند جریان‌سازی کرده و رژیمی در مختصات سعودی را از تکرار چنین جنایاتی پشیمان کند. غرب با استفاده از همین ابزار قدرتمند است که، بزرگ‌ترین جنایت‌ها را مرتکب می‌شود، میلیون‌ها انسان را در یمن، سوریه، افغانستان به خاک و خون می‌کشند اما طوری القاء می‌کند که انگار، این مردم و کودکان یمنی هستند که در حال کشتن نظامیان سعودی هستند! اگر لازم باشد علیه جنایتکارها هم وارد شده پس از گرفتن حق حساب، با همین ابزار رسانه موضوع را فیصله می‌دهند.
چه خوشمان بیاید چه نه، رسانه امروز در دست دشمن است. به وضعیت رسانه‌ها در داخل کشور دقت کنید که چگونه شبکه‌های اجتماعی خارجی در کشور جولان می‌دهند. چگونه از برخی تریبون‌ها همان صدای دشمن بیرون می‌آید. عده‌ای ساده‌لوح یا مغرض هم با حمله به رسانه‌های خودی یا به طرح‌های بومی‌سازی اینترنت و شبکه‌های پیام‌رسان داخلی، آب به آسیاب دشمن می‌ریزند. بگذریم....
غرض اینکه در‌باره جنایت جدید سعودی‌ها از کشورهای غربی و شرقی غیرمسلمان انتظاری نیست اما از رسانه‌های داخلی چرا. واکنش رسانه‌های داخلی به چنین جنایتی «متناسب» نبود، همین‌طور واکنش مسئولین کشور.

جعفر بلوری

 

آقای ظریف! برای دشمن پیام ضعف نفرستید

وزیر خارجه کشورمان در روزهای گذشته گفته بود که «پیشنهاد تبادل زندانیان میان ایران و آمریکا را روی میز گذاشتم و از اختیار لازم نیز برخوردار هستم». این اظهارنظر تأمل‌برانگیز وزیر امور خارجه که از موضع ضعف و انفعال بیان شد، استقبال و ذوق‌زدگی رسانه‌های زنجیره‌ای را در پی داشت.

 سرویس سیاسی-

«محمدجواد ظریف» وزیر امور خارجه در روزهای گذشته در «نشست جامعه آسیا» در نیویورک گفته بود: «پیشنهاد تبادل زندانیان را بر روی میز گذاشتم. من آماده‌ام و از اختیار لازم نیز برخوردار هستم. شش ماه پیش نیز این پیشنهاد را دادیم اما پاسخی از سوی مقامات دولت دونالد ترامپ دریافت نکرده‌ایم».
این اظهارنظر تأمل‌برانگیز وزیر امور خارجه که از موضع ضعف و انفعال بیان شد، استقبال و ذوق زدگی رسانه‌های زنجیره‌ای را در پی داشت.
ذوق‌زدگی
 مدعیان اصلاحات!
در همین رابطه روزنامه ایران- ارگان رسانه‌ای دولت- در گزارشی با عنوان «دیپلماسی تبادل زندانی» نوشت:«به نظر می‌رسد که این موضوع بار دیگر با چراغ سبز ایران روی میز مذاکره قرار گرفته است. اگرچه پیداست نامه ارسالی واشنگتن با پیشنهاد مذاکره دوسویه پیرامون چنین موضوعی متناسب نیست اما تأکید ظریف بر آمادگی ایران برای گفت‌وگو می‌تواند مقدمات چنین رویدادی را آن هم در بحبوحه تشدید تنش میان تهران و واشنگتن فراهم کند. شاید دیپلماسی تبادل زندانیان کانال جدیدی برای کاستن از روند تشدید تنش‌ها بین تهران و کاخ سفید شود».
روزنامه زنجیره‌ای شرق نیز که تیتر تاریخی «امضای کری تضمین است» را در کارنامه خود ثبت کرده، در تیتر اصلی صفحه اول خود نوشت: «ظریف خطاب به دولت آمریکا: زندانی‌هایمان را مبادله کنیم، اختیار این کار را دارم».
روزنامه زنجیره‌ای اعتماد نیز در گزارشی با عنوان «وزیر خارجه ایران همتای آمریکایی را آچمز کرد؛ دو بر صفر به نفع ایران در خاک آمریکا» از اظهارنظر ظریف مبنی بر تبادل زندانیان استقبال کرد.
همچنین روزنامه زنجیره‌ای همدلی در گزارشی با عنوان «مذاکره در سایه مبادله» نوشت: «ظریف... عنوان کرده که در این خصوص اختیار تام دارد که جای خوشوقتی است که رئیس ‌دستگاه دیپلماسی بالاخره اعلام کرد در حوزه‌ای اختیار تام دارد. با این همه و با توجه به گفته اخیر بیژن نامدار زنگنه وزیر نفت که گفته بود: "تحریم‌های آمریکا بلوف سیاسی نیست”؛ شاید دیپلماسی مبادله مانند "دیپلماسی فوتبال” که در اواخر دهه 70 خورشیدی عقیم ماند، راهی برای کم شدن فشار تحریم‌ها بر ایران و فروپاشی اقتصادی کشور باشد... حل مناقشات و جنگ تمام‌عیار اقتصادی بین ایران و آمریکا تنها از راه دیپلماسی میسر است و ابتکار آن نیز باید در دست دستگاه سیاست خارجی کشور به رهبری ظریف باشد، به‌خصوص اکنون که به‌طور شفاف اعلام کرده در این خصوص تصمیم‌گیرنده نهایی خود اوست».
روزنامه زنجیره‌ای سازندگی نیز در گزارشی با عنوان «جنگ ظریف در زمین حریف» نوشت:«ناظران بر این باورند که محمدجواد ظریف، وزیر خارجه کشورمان که بسیاری از تحلیلگران بین‌المللی چون رابین رایت او را دیپلماتی واقع‌گرا توصیف می‌کنند، با ارائه چنین پیشنهادی آن هم در شرایطی که به واسطه سیاست‌های خارج از عرف ایالات متحده، تنش میان تهران و واشنگتن به اوج رسیده، توپ را به میدان حریف(آمریکا) انداخته است».
هرچند که «عباس موسوی» سخنگوی وزارت امور خارجه تاکید کرده است که «ادعای برخی رسانه‌های خارجی مبنی بر درخواست ایران برای مذاکره با آمریکا بی‌اساس و نادرست است»، اما اظهارات ظریف درخصوص «مذاکره با موضوع تبادل زندانیان» و تاکید بر «داشتن اختیار»، توجه ناظران را به خود جلب کرده است.
ردپای اندیشکده آمریکایی!
در ظاهر امر، وزیر خارجه کشورمان دست به یک ابتکار زده و به زعم خود، پیشنهادی برای «خروج رابطه تهران و واشنگتن از بن‌بست» ارائه داده است. اما برای اهل فن و کسانی که دستی در رصد تحولات بین‌الملل دارند و منابع خبری و تحلیلی خارجی را به صورت منظم مرور می‌کنند، این پیشنهاد ظریف، طنین آشنایی داشت.
به گزارش مشرق، حقیقت آن است که اندیشکده‌ای موسوم به «گروه بین‌المللی بحران»(International Crisis Group) که به صورت مرتب از زمان شروع مذاکرات هسته‌ای ایران با 1+5 در سال ۹۲، درباره مذاکرات و توافقات ایران و ۶ کشور، گزارش‌های تحلیلی و راهکاری ارائه می‌دهد، در تاریخ ۱۶ ژانویه ۲۰۱۸ – 26 دی 96- گزارشی با عنوان «ایستاده بر غبار: سومین سال اجرای برجام» منتشر کرد، که سرفصل‌های پیشنهادی آن، به طرز عجیبی با مواضع و گفتارهای عمومی برخی مقامات دیپلماتیک، مسئولان دولتی و رسانه‌های حامی دولت مشابه است. مثلاً در صفحه ۲۵ این گزارش می‌خوانیم که یکی از مواردی که باید از کانال مخفی بین ایران و آمریکا انجام بگیرد تلاش برای» آزادی شهروندان آمریکایی بازداشتی در ایران است: «در ارتباط با دولت آمریکا، هرچند برخی مقام‌های ارشد ممکن است در واقع خواهان این باشند که ببینند ایران برجام را نقض می‌کند، یا توجیه دیگری برای واکنشی سخت‌تر به ایران بیابند، خود رئیس‌جمهور ظاهرا به صورت واقعی خواهان مذاکره است. همچنان‌که در بالا گفته شد، دلایلی برای تردید درباره اینکه ایران در آینده نزدیک با مذاکره موافقت کند، وجود دارد. ولی بهترین گزینه برای ایالات متحده این است که پیشنهاد مذاکرات محرمانه و خصوصی به ایران بدهد که تمرکز آن بر رهایی شهروندان آمریکایی زندانی در ایران- ولی نه محدود به این مسئله- باشد. در شرایط کنونی، ایران احتمالا مذاکرات علنی را تسلیم شدن غیرقابل قبول در برابر زورگویی آمریکا تلقی خواهد کرد؛ همچنان‌که در دولت اوباما اتفاق افتاد، دیپلماسی در سکوت(همراه با کاهش جنگ لفظی) بخت بیشتری برای موفقیت در ابتدای کار دارد».
جالب اینجاست که ظریف هم می‌گوید که «شش ماه» پیش این پیشنهاد را به آمریکایی‌ها داده است که قطعاً به صورت محرمانه بوده است، چرا که در ۶ ماه گذشته هیچ خبری درباره پیشنهاد ظریف به آمریکا در این موضوع خاص (نه در رسانه‌های خارجی و نه ایرانی) منتشر نشد.
FATF، دفتر اتحادیه اروپا در تهران!
در بخش دیگری از این گزارش (صفحات ۲۳ و ۲۴) درباره لزوم تصویب کامل برنامه اقدام FATF با این هدف که کانال بی‌خاصیت و اصطلاحاً «سرکاری» اروپا موسوم به SPV منفعتی هم برای ایران داشته باشد، آمده است:«اگر ایران می‌خواهد منافع خود را از SPV و دیگر ساز و کارهای بانکی به حداکثر برساند، باید قوانین مهمی- از جمله دو لایحه الحاق ایران به کنوانسیون بین‌المللی منبع تأمین مالی سازمان‌های تروریستی و جنایات سازمان‌یافته فراملی- را تصویب و اجرا کند و به طور کامل ارزیابی بایسته، شفافیت، نظام‌مندی و دیگر نگرانی‌های ذکر شده در طرح اجرایی FATF برای ایران را پاسخ گوید».
همچنین در صفحه ۲۴ گزارش مذکور تاکید شده است که علی‌رغم مخالفت «تندروها»! باید دفتر حافظ منافع اروپا در ایران گشوده شود:«به رغم مقاومت تندروها در تهران، اتحادیه اروپا باید همچنین پیگیر گشایش یک دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا در تهران باشد که بتواند به اتحادیه اروپا امکان بدهد که کارزار تبلیغاتی موثرتری را در ایران به راه اندازد».
لازم به ذکر است که پیش از این برخی مقامات ارشد دولت و همچنین برخی نمایندگان مجلس در کنار فعالین مدعی اصلاح‌طلبی بارها و بارها درخصوص گشایش دفتر اتحادیه اروپا در تهران و همچنین لزوم تصویب لوایح مرتبط با FATF تاکید کرده بودند.
در همین رابطه «محمود واعظی» رئیس‌دفتر رئیس‌جمهور چندی پیش تاکید کرده بود که «گشایش دفتر نمایندگی اتحادیه اروپا می‌تواند برای همکاری اقتصادی ایران با این اتحادیه مفید باشد». همچنین «حشمت‌الله فلاحت‌پیشه» رئیس ‌کمیسیون امنیت ملی مجلس نیز چندی پیش به تاسیس دفتر اتحادیه اروپا در ایران تاکید کرده بود.
در گزارش اندیشکده «گروه بین‌المللی بحران» همچنین به مذاکرات موشکی، منطقه‌ای و حقوق بشری در مراحل بعدی نیز ‌اشاره شده است.
از علی واعظ تا جرج سوروس!
گرچه روی این گزارش، نام نویسنده ذکر نشده است، اما با توجه به سوابق گزارش‌های این اندیشکده در موضوع ایران و برجام و همچنین سوابق اعضای این اندیشکده، قطعاً نویسنده آن، جوانی به نام «علی واعظ» است.
پیش از این رسانه‌ها با ارائه برخی مستندات به نقش پررنگ «علی واعظ» در تنظیم متن برجام پرداخته بودند و حتی ماجرا در حدی بود که ظاهراً متن تنظیم شده توسط واعظ و «گروه بین‌المللی بحران» توسط تیم مذاکره‌کننده ایران امضا شد!
آنچه که احتمال وابستگی واعظ به سیا را بالا می‌برد، جدای از تحصیل او در دوره پست دکتری دانشگاه هاروارد، سابقه همکاری او با سیا در سال‌های ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۸ است. او در این بازه زمانی، خبرنگار «رادیو آزاد اروپا / رادیو آزادی» در سوئیس بود. رادیو آزاد اروپا در زمان جنگ سرد آمریکا با شوروی توسط سیا راه‌اندازی شد و بودجه آن تا سال ۱۹۷۲ اختصاصاً و البته مخفیانه توسط سیا تأمین می‌شد.
گروه بین‌المللی بحران(International Crisis Group)، یک سازمان ظاهراً غیردولتی و غیرانتفاعی است که در سال ۱۹۹۵ با هدف فعالیت در زمینه مطالعه مناقشات خشونت‌بار و تدوین راه‌حل برای آنها تشکیل شد. با این حال، افراد حاضر در هیئت امنای این سازمان که همه از سیاستمداران و سرمایه‌داران و چهره‌های آکادمیک متنفذ هستند، نفوذ بسیار عمیق و محکم آن در ساختار حکومتی ایالات متحده و سایر کشورهای غربی، دسترسی‌های گسترده آن به حلقه‌های تأثیرگذار سیاست و اقتصاد و منابع مالی تأمین‌کننده فعالیت آن، نشان می‌دهد که این سازمان که مقر اصلی آن در بروکسل بلژیک است، در همکاری تنگاتنگ با دولت ایالات متحده و متحدان غربی آن کار می‌کند.
چهره اصلی و تأمین‌کننده مالی اصلی این سازمان هم کسی نیست جز کسی که نام او با فتنه ۸۸ برای ایرانی‌ها هم به نامی آشنا تبدیل شد:«جرج سوروس»
پیام ضعف!
حال سؤال اینجاست که چرا دستگاه دیپلماسی کشور با تشکیلات و ساختار عظیم خود و ردیف بودجه مفصل و صدها کارشناس و دیپلمات و دانشکده و اتاق فکر و... این چنین ابتکار عمل خود را در حوزه دیپلماسی (آن هم در شرایط اعلام جنگ عملی نظام سلطه علیه کشور) به یک اندیشکده خارجی واگذار کرده است؟!
ظریف در روزهای گذشته گفته بود که «از توافقات قبلی سودی حاصل نشد، چرا وارد توافق جدیدی شویم». با این حال و علی‌رغم عهدشکنی‌های مستمر آمریکا- که آخرین نمونه آن برجام است- وزیر امور خارجه در اقدامی تأمل‌برانگیز، از موضع ضعف و انفعال، پیشنهاد مذاکره می‌دهد!
آقای ظریف! پیام ضعف، دشمن را گستاخ‌تر می‌کند. اکنون تجربه عبرت‌آموز برجام در مقابل دیدگان افکار عمومی است. دشمن در پی تعمیم مدل خسارت بار «اقدامات نقد ایران در مقابل وعده‌های نسیه» به دیگر مولفه‌های قدرت‌ساز کشورمان است.

به نقل از روزنامه انقلابی کیهان

 

حسن روحانی از دیدگاه مردم و حامیان دولت چگونه ارزیابی می‌شود؟

شبانه روز یک مدیر ارشد چگونه باید سپری شود؟ او چه قدر نیازمند مشورت و شنیدن دیدگاه صاحب نظران است؟ اطلاع از خبرها و سرنوشت تدابیر اتخاذ شده، چه قدر برای یک مدیر ارشد ضرورت دارد؟ چه قدر باید روی وعده های او حساب کرد و خود او چه قدر باید در دادن وعده و عملی کردن آن و یا عذر خواستن به هنگام عملی نشدن وعده ها، دقت و حساسیت داشته باشد؟ او کی باید سر کار حاضر شود؟

کم‌کار، نقدناپذیر و عصبانی؛

شبانه روز یک مدیر ارشد چگونه باید سپری شود؟ او چه قدر نیازمند مشورت و شنیدن دیدگاه صاحب نظران است؟ اطلاع از خبرها و سرنوشت تدابیر اتخاذ شده، چه قدر برای یک مدیر ارشد ضرورت دارد؟ چه قدر باید روی وعده های او حساب کرد و خود او چه قدر باید در دادن وعده و عملی کردن آن و یا عذر خواستن به هنگام عملی نشدن وعده ها، دقت و حساسیت داشته باشد؟ او کی باید سر کار حاضر شود؟

رجانیوز-محمدایمانی: شبانه روز یک مدیر ارشد چگونه باید سپری شود؟ او چه قدر نیازمند مشورت و شنیدن دیدگاه صاحب نظران است؟ اطلاع از خبرها و سرنوشت تدابیر اتخاذ شده، چه قدر برای یک مدیر ارشد ضرورت دارد؟ چه قدر باید روی وعده های او حساب کرد و خود او چه قدر باید در دادن وعده و عملی کردن آن و یا عذر خواستن به هنگام عملی نشدن وعده ها، دقت و حساسیت داشته باشد؟ او کی باید سر کار حاضر شود؟

 

امیری معاون پارلمانی رئیس جمهور اخیرا در جمع مردم شعیبیه خوزستان گفت:

«یکی از اعضای دولت، موضوع سیل سال 95 را در هیأت دولت مطرح کرد که رئيس جمهور بشدت برافروخته شد و اصلاً نمی‌دانست برای جبران خسارات سیل قول داده‌اند، ولی در پیچ و خم‌های اداری افتاده است»

 

چرا آقای روحانی سه سال بی خبر بود؟ او در ماجرای سیل گلستان و مازندران کجا بود؟ آیا کار مهم تر و اورژانسی تری در جزیره قشم داشت که تقریبا یک هفته طول کشید تا از تعطیلات به تهران برگردد؟ وقتی برگشت چه اتفاق مهمی افتاد؟ وزیر نیرو ۷ فروردین در جمع خبرنگاران ، از مصوبه هیئت دولت درباره تشکیل کمیته ملی تحقیق و ریشه یابی سیل خبر داد.

 

اما این اولین و آخرین خبر درباره کمیته مذکور بود! خبر آن لاین، خبرگزاری نزدیک به دولت در این باره می نویسد:

« ۲۰ روز پس از ابلاغ دستور رئیس جمهوردرباره تشکیل «کمیته ملی سیل»، این کمیته به هیچ جایی نرسیده و حتی تشکیل جلسه هم نداده است»

 

خبر آن لاین می افزاید:

«اعضای کمیسیون انرژی مجلس بر این باور بودند که با پیش‌بینی لازم می‌شد خسارت ناشی از سیل را کاهش داد. از جمله رهاسازی آب سدهای بزرگ در ماه‌های قبل، ایجاد کانال‌های انحرافی، لایروبی و پیشگیری از ساخت و ساز غیرقانونی در حریم رودخانه‌ها. اینها علت اعتراضات به وزیر نیرو بود. با گذشت ۲۷ روز از وقوع سیل،  گزارشی کمیته‌ای مد نظر رئیس جمهور منتشر نشده است.

رئیس کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس می گوید: دولتمردان ما دائما توجیه می‌کنند و آمار و ارقامی را ارائه می‌دهند که بارها اعلام شده است و همه آن‌ها را شنیده‌اند اما واقعیت این است که برخی حرف‌ها دیگر حال آدم را به‌هم می‌زند. سیل‌زده‌ها نیازمند سخنرانی نیستند؛ این گزارش های تکراری کشتن وقت مجلس است»

 

آقای روحانی  چندی پیش گفته بود «از کاندیداهای وزارت پرسیدم روزی چند ساعت کار می کنید؟ حداقل باید ۱۴ ساعت کار کنید، با ۷- ۸ ساعت نمی توان مشکلی حل کرد» حرف خوبی بود. اما قبل از آن، عبدالله ناصری مشاور خاتمی خبر داده بود «روحانی در مقایسه با رؤسای جمهور قبل، وقت برای دولت نمی‌گذارد. او از ساعت ۹:۳۰ صبح تا ۱۹ سر کار است! دوستان روحانی اعتراض دارند»

 

ناصری به روزنامه فرهیختگان گفته بود:

«این یکی از اعتراضاتی است که دوستان روحانی به او دارند. ناطق نوری به روحانی اعتراض کرده و گفته؛ من که الان فقط یک حوزه علمیه در لواسان دارم، از ساعت ۶:۳۰ صبح آنجا حاضر می‌شوم و شما باید کمی زودتر بروید و به سخن وزرایتان گوش کنید. رئیس‌جمهور، حوزه‌های کلیدی کشور را شوخی گرفته. او به دلیل روحیه‌اش مشورت‌پذیر نیست. روحانی موفق عمل نکرد و حوزه اقتصادی دولت بسیار به هم ریخته است»

 

سال گذشته وقتی  آقای روحانی آمار ایجاد ۱۰۰ هزار شغل در فضای مجازی را دو میلیون شغل اعلام کرد، لابد به تعبیر وزیر ارتباطات، «خسته» بود؛ و گرنه، آمار دو سال را جای یک سال و ضرب در ۱۰ نمی کرد و جا به جا نمی گفت. آذری جهرمی، در آن لحظه داشت از آمار روحانی شاخ در می آورد! 

 

تذکر ناطق نوری به روحانی درباره صرف وقت بیشتر برای اداره دولت، در حالی بود که مرحوم هاشمی رفسنجانی در آخرین جلسه یکی از کمیسیون‌های «مجمع تشخیص مصلحت نظام»، از شیوه مدیریت روحانی گلایه و انتقاد جدی کرده بود؛ به این دلیل که وقت کافی روزانه برای رسیدگی به مشکلات اقتصادی نمی‌گذارد و هم اینکه از موضع بالا برخورد کردند و ملاقات با او حتی برای من (هاشمی) هم آسان نیست.

 

پیش از هاشمی، کرباسچی دبیرکل کارگزاران درباره خستگی و ناکارآمدی برخی دولتمردان گفته بود «نباید این گونه باشد که مسئولیت‌ها را از دوش خودمان برداریم... باید دلمان شور بزند. دولت باید فکری بکند. اینکه یک تعدادی آدم خسته و سالخورده بنشینیم و بلند شویم که نمی‌شود! اصلاً فرض کنید مناقشه هسته‌ای هم حل شد، بعد از آن چه؟ این بی‌تحرکی‌ها آدم را برای دولت نگران می‌کند»

 

آقای روحانی در تبلیغات انتخاباتی، وعده "تحول اقتصادی ۱۰۰ روزه «داد و سپس آن را به "گزارش هر ۱۰۰ روز یک بار عملکرد اقتصادی» دولت تغییر داد.

 

وضعیت تحول اقتصادی که روشن است. اما حالا نه تنها از گزارش های ۱۰۰ روزه هیچ خبری نیست، بلکه دولت در طول ۹ ماه گذشته بدون سخنگو سپری کرده و ظاهرا نقصان و مشکلی هم پدید نیامده است!

 

آقای روحانی متاسفانه تحمل نقد به ویژه از جانب صاحب نظران را هم ندارد. او در دو شورای عالی انقلاب فرهنگی و شورای عالی فضای مجازی، این بی تحملی و خودرایی را نشان داد و با گروکشی، مانع از تشکلی چند ماهه جلسات شد. دیگر جلسات و شوراها نیز غالبا همین گونه اداره می شود. مردم و ناظران رسانه‌ای می‌پرسند چرا آقای روحانی تحمل بحث و نقدهای کارشناسی صاحب‌نظران را ندارد؟ اگر قرار باشد در جلسات کاری، همه فقط تعریف و تمجید کنند، تکلیف نقد و آسیب شناسی سوء مدیریت موجودبرای حل مشکلات چه خواهد شد؟

 

به خاطر همین سوء مدیریت و خودرایی بود که دقیقا یک سال قبل، ۹ برابر رقم درخواستی از صندوق توسعه ملی برای کمک به سیل زدگان، در واگذاری ۱۸ میلیارد دلار ارز ۴۲۰۰ تومانی بر باد رفت؛ هم ۱۵۰ هزار میلیارد تومان رانت را نصیب رانت خواران ساخت و هم تورم را به زندگی مردم و تولید کنندگان و فضای کسب و کار سر ریز کرد.

 

و نیز، به خاطر همین فشلی مدیریت ارشد دولت است که نقدینگی از ۴۳۰ هزار میلیارد تومان در سال ۹۲، به رقم ۱۷۶۴ هزار میلیارد تومان افزایش یافته؛ سیلی که چند سال بود حجم آن به خاطر بی تدبیری و بی عملی های دولت افزایش می یافت، تا اینکه از اواخر سال ۹۶ موجب آسیب های گسترده در اقتصاد کشور شد؛ آسیب ها و خسارت هایی که ده ها برابر بزرگ تر از خسارت سیل اخیر بود و از سوی کارشناسان بارها درباره آن هشدار داده شده بود.

 

بنابر اعلام مرکز آمار، نرخ تورم در فروردین ماه ١٣٩٨ به ٣٠,٦ درصد رسیده، اما همین رقم تورم مثلا درباره قیمت مسکن ۱۲۸ درصد عنوان می شود. آقای روحانی باید فکری اساسی به حال مسئولیت بر زمین مانده خود بکند. این گونه ادامه دادن، جفا به مردم و مملکت و نظام است.

 

یاد این حرف صادق زیبا کلام می افتم که گفت «از هر ١٠٠ تا پیامی که در تلگرام و اینستاگرام و فیس بوک برای من می آید، ، ٩٠ تایش این هست که شارلاتان حقه باز! تو ما را گول زدی که به روحانی رای دادیم»

به نقل از رجانیوز

تعلل مجمع تشخیص مصلحت در رد FATF به مصلحت نیست

باوجود آنکه اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام لوایح پالرمو و CFT را بلاتکلیف گذاشته‌اند، اما موضع‌گیری‌های FATF، اقدامات اروپا، تروریستی خواندن سپاه توسط آمریکا و تحقق شعار «رونق تولید»، هیچ توجیهی برای مجمع در بلاتکلیف گذاشتن این لوایح باقی نمی‌گذارد.

پس‌ازآنکه FATF در بیانیه اخیر خود مجدداً ایران را از لیست سیاه این نهاد به مدت چهار ماه تعلیق کرده است، حامیان FATF خواستار تصویب این لوایح هستند تا به ظن خودشان بتوانند مراودات مالی و تجاری ایران را تسهیل کنند؛ اما مجمع تشخیص مصلحت نظام تعیین تکلیف این لوایح را به بررسی ابعاد مختلف آن موکول کرده است. حتی برخی از اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام نیز، در اظهاراتی خاطرنشان کردند که رفتار اروپا می‌تواند در رأی مجمع مؤثر باشد. چنانچه محسن رضایی، دبیر مجمع تشخیص مصلحت نظام، رفتار FATF و اروپایی‌ها را بر تصمیم‌گیری اعضا مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد لوایح مرتبط با FATF مؤثر می‌داند. همچنین محمدرضا باهنر نیز با مشروط کردن تصویب لوایح پالرمو و CFT به رفتار اروپا می‌گوید که ما با توجه به رفتار اروپایی‌ها جلو می‌رویم و بررسی می‌کنیم. شواهد نشان می‌دهد که تعلل مجمع برای تعیین تکلیف FATF هیچ توجیهی ندارد.
FATF با زیاده‌خواهی
 اصلاح قوانین داخلی را نپذیرفت
FATF در بیانیه اخیر خود ضمن آنکه از تلاش‌های ایران برای پیشرفت در اصلاح دو قانون داخلی مبارزه با پولشویی و مقابله با تأمین مالی تروریسم استقبال کرده است، اما اصلاحات انجام‌شده از سوی ایران را کافی ندانست. FATF در بند اول از درخواست‌های ۷ گانه این بیانیه، از ایران خواسته است که تبصره 4 ماده 1 قانون «اصلاح قانون مبارزه با تأمین مالی تروریسم» را حذف کند. همچنین FATF در بند چهارم از درخواست‌های ۷ گانه خود، از ایران خواسته است که نشان دهد واحد اطلاعات مالی، از استقلال کامل برخوردار است؛ اما در «اصلاح قانون مبارزه با پولشویی» به‌دلیل ملاحظات تحریمی که وجود دارد، واحد اطلاعات مالی از استقلال مدنظر FATF برخوردار نیست.
این درخواست‌های FATF نشان می‌دهد که این نهاد اصلاحات ایران را قانع‌کننده نمی‌داند و از ایران می‌خواهد، دوباره قوانین داخلی مبارزه با پولشویی و تأمین مالی تروریسم را اصلاح کند. به همین دلیل، بررسی آن را به بعد از تصویب الحاق به کنوانسیون‌های پالرمو و CFT موکول کرده است. همان‌طوری که مشاهده می‌شود تا زمانی که دو قانون داخلی کاملاً منطبق بر استانداردهای FATF نشود الحاق به کنوانسیون‌های پالرمو و CFT، برنامه اقدام را تکمیل نخواهد کرد و عملاً تأثیری در نشست بعدی نخواهد داشت. به همین دلیل، تعلل مجمع تشخیص برای رد لوایح پالرمو و CFT هیچ توجیهی ندارد.
رفتار وقیحانه اروپا
با خروج آمریکا از برجام، اروپاییان قول همکاری با ایران را در قالب برجام اروپایی داده بودند، اما در انجام تعهدات خود شانه خالی کردند و نتوانستند انتظارات ایران را، در‌ فروش نفت خام، محصولات نفتی و پتروشیمی، طلا و فلزات گران‌بها، ارز، خودروسازی، هواپیما، کشتیرانی و حمل‌ونقل، بیمه و... برآورده سازند. ادعای همکاری اروپا با ایران در قالب برجام صرفاً در حد حرف باقی‌مانده است و اروپا نتوانست در بی‌اثر کردن تحریم‌ها گام‌های جدی بردارد. چنانچه ابتدا قانون مسدودسازی اروپا با خروج شرکت‌های خارجی از ایران ناکارآمدی خودش را نشان داد. همچنین قرار بود که در ۱۳ آبان ۱۳۹۷ سازوکار مالی ویژه (SPV) راه‌اندازی شود، اما این سازوکار نیز به اینستکس (INSTEX) تقلیل یافت که این سازوکار نیز بنا بر گفته محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه کشور، هنوز اجرایی نشده است. حتی در صورت اجرا نیز صرفاً کالاهای غیرتحریمی و بشردوستانه را شامل می‌شود.
باگذشت حدود یک سال از مذاکرات ایران و اروپا، اروپاییان به انجام تعهدات خودشان در قالب برجام پایبند نبوده‌اند و حتی اروپاییان حفظ برجام را مشروط به تصویب لوایح مرتبط با FATF کردند. هرچند FATF و برجام هیچ ارتباطی باهم ندارند، اما مسئولین خواستار تصویب لوایح مرتبط با FATF هستند و تعیین تکلیف این لوایح را معطل اقدام سازنده اروپا کردند. برای نمونه نقوی حسینی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با تأکید بر هوشمندانه و دقیق خواندن تصمیم مجمع تشخیص مصلحت نظام در مورد پالرمو و CFT در سال آینده، معتقد است که رفتار اعتماد ساز طرف‌های اروپایی می‌تواند سازنده باشد. حسین مظفر، عضو مجمع تشخیص مصلحت با تأکید بر آنکه صبر مجمع يك ميدان سنجش صحت عمل اروپايیان به تعهداتشان است، می‌گوید اگر اروپاییان به تعهداتشان عمل كنند، زمينه‌هاي مساعدي براي بررسي پالرمو و CFT فراهم مي‌شود.
با تروریستی خواندن سپاه
 توسط آمریکا، خطر FATF بیشتر شد
یکی از مسائلی که در مورد FATF باید به آن توجه داشت، بحث ارتباط FATF و آمریکا است، زیرا آمریکا برای دقیق‌تر کردن تحریم‌های خود به شفافیت‌های مالی (البته برای دشمن نه در داخل کشور!) که از طریق FATF صورت می‌گیرد نیاز دارد. برای نمونه دیوید کوهن، معمار تحریم‌های ایران معتقد است که موفقیت تحریم‌های آمریکا به شفافیت بانکی بستگی دارد که از طریق جمع‌آوری اطلاعات کلیدی افراد، از طریق تراکنش‌های بانکی شناسایی می‌شوند.
با توجه به اینکه این نهاد تحت نفوذ آمریکا قرار دارد، این کشور سعی می‌کند تا رسالت‌های دیگری بر این نهاد تحمیل کند که یکی از این رسالت‌ها، تعریف تروریسم با دامنه باز است. چنانچه مارشال بیلینگزلی، رئیس ‌آمریکایی گروه ویژه اقدام مالی (FATF)، ایران را بزرگ‌ترین حامی تروریسم در جهان می‌داند و معتقد است که ایران به تأمین مالی گروه‌هایی مانند حزب‌الله، حماس و رژیم سوریه می‌پردازد. با توجه به تفسیربردار بودن تعریف از تروریسم، اخیراً آمریکا نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را در لیست به‌اصطلاح تروریستی خود قرار داد. در این راستا، مجمع تشخیص مصلحت نظام با پایان دادن به این بلاتکلیفی و رد لوایح FATF، اقدام متقابل انجام دهد. زیرا با تصویب لوایح مرتبط با FATF -که وعده تصویب آن با شرط رفتار سازنده از اروپا است- ایران باید نسبت به سپاه پاسداران اقدام مقابله‌ای انجام دهد!
«رونق تولید» درگرو رد FATF
فضای بلاتکلیفی و عدم تصمیم‌گیری در مورد FATF نمی‌تواند برای اقتصاد کشور به‌ویژه در شرایطی که رهبر انقلاب شعار «رونق تولید» را مطرح کرده است، مناسب باشد. از یک‌سو بلاتکلیفی FATF در مجمع نمی‌تواند برای فعالان اقتصادی مناسب باشد، زیرا اقدام فعالان اقتصادی کشور برای تحقق شعار «رونق تولید» تا زمانی که مجمع تعیین تکلیف نکند، بر زمین خواهد ماند. از سوی دیگر تصویب لوایح مرتبط با FATF، راه‌های دور زدن تحریم‌ها را می‌بندد و با افزایش دقت تحریم‌های ثانویه آمریکا، آسیب‌پذیری کشور را به‌ مراتب افزایش می‌دهد.
به نظر می‌رسد که مجمع تشخیص مصلحت نظام باید به تعیین تکلیف سریع‌تر این لوایح بپردازد، زیرا در این مدت ابعاد مختلف پالرمو و CFT برای مخالفان و موافقان روشن‌شده است و همچنین با توجه به رفتار زیاده خواهانه FATF، اروپا، تروریستی خواندن سپاه توسط آمریکا و تحقق شعار «رونق تولید»، ضروری است که اعضای مجمع تشخیص مصلحت نظام به رد این لوایح رأی دهند.

 

از گوجه فرنگی و پیاز تا مسکن و دلار (یادداشت روز)

به این نکات توجه کنید:

 

۱- بنابر اعلام منابع رسمی، چیزی بین 50 تا 70 درصد درآمد یک مستاجر صرف اجاره بها می‌شود. البته با احتساب پول پیش. یعنی اگر به فرض کارمندی 3 میلیون تومان حقوق ماهیانه داشته باشد، باید حداقل یک میلیون و پانصد یا دو میلیون و صد هزار تومان آن را صرف اجاره بها کند. واقعا ناراحت کننده و مایه تاسف است، نیست؟! حال اگر دولت روی حوزه مسکن سرمایه‌گذاری کرده و مثلا برنامه‌ریزی کند طی یک مدت مشخص مشکل مسکن را حل کند، چیزی بین 50 تا 70 درصد درآمد یک مستاجر در جیبش خواهد ماند.
35 درصد جمعیت کشور مستاجرند. حل مشکل مسکن فقط این ویژگی را  ندارد که نیمی از درآمد  28 میلیون و 350 هزار نفر(35 درصد جمعیت
81 میلیونی کشور) را در جیبش نگاه دارد. بخوانید:
کارشناسان یکی از مهمترین علل جهش شدید قیمت مسکن و اجاره بها را، کم شدن عرضه مسکن (تولید) اعلام می‌کنند. توقف طرح «مسکن مهر» و جایگزین نکردن آن با یک طرح غیر مزخرف! نیز، از جمله علل کاهش «عرضه» عنوان شده است. ما در کشور سالی یک میلیون متقاضی خرید مسکن داریم و 35 درصد مردم نیز مستاجرند. اگر این افراد در آن سال، صاحب خانه نشوند، چیزی به نام «انباشت تقاضا» به وجود آمده و از آنجایی که «عرضه» مسکن نیز به شدت کاهش یافته، این عده مجبور می‌شوند به سمت اجاره‌نشینی بروند. این یعنی جهش همزمان قیمت خانه و اجاره بها؛ چیزی که امروز با آن مواجهیم. جهش شدید قیمت‌ها (چه خانه چه اجاره بها) نیز به نوبه خود باعث افزایش حاشیه‌نشینی می‌شود، یعنی همان چیزی که در تهران اتفاق افتاد!
دولت در این شرایط می‌تواند چند کار انجام بدهد. مثلا شرایطی را فراهم کند که باعث افزایش عرضه مسکن می‌شود. کاری که با طرح «مسکن مهر» انجام می‌شد. یا قدرت خرید مردم را با دادن مثلا وام افزایش دهد. دولت هم اکنون به «خانه اولی‌ها» (زوجین) 160 میلیون تومان وام می‌دهد. آن هم به شرط خرید خانه نوساز! بخش اعظم مردم نیز قدرت خریدشان به اندازه یک سوم توانایی لازم برای خرید یک خانه است. با توجه به کوتاهی دولت در این امر، این مقدار وام قدرت لازم برای خرید خانه را ایجاد نمی‌کند و مشکل سرجای خود باقی می‌ماند.
حالا یک سوال مهم: چرا دولت هیچ اراده‌ای برای حل مشکل مسکن ندارد؟ چرا دولت مسکن مهر را که میلیون‌ها نفر را خانه‌دار کرد، متوقف نمود؟ این خانه‌ها مشکل داشت؟ فرض بگیریم داشت. چرا این مشکلات را حل نمی‌کند؟ آیا کاری بهتر از «مزخرف» خواندن و متوقف کردن طرح مسکن مهر وجود ندارد؟ وزیر وقت مسکن گفت افتخارش این است که حتی یک خانه نساخته است، این مثل این است که یک خبرنگار بگوید، افتخارش این است که یک خبر ننوشته! پاسخ این سوال را در انتهای یادداشت خواهم گفت. برویم سراغ نکته دوم...
۲- گوجه فرنگی در کشور مثلا روسیه کیلویی حدود 3 دلار است. به پول ما و با دلار 14 هزار تومانی می‌شود از قرار هر کیلو، 42 هزار تومان. حالا چرا کشاورز باید صادرات را رها کرده و این محصول را در داخل کیلویی مثلا
3 الی 4 هزار تومان بفروشد؟ (بر فرض این‌که هیچ دلالی وجود ندارد و کشاورز خود صادر کننده است)
آیا می‌دانستید کشور صادر کننده‌ای مثل چین، به عمد ارزش پول ملی خود را در برابر دلار پایین می‌کشد تا شرایطی مشابه شرایط امروز ایران ایجاد و تولید کنندگان به صادرات تشویق شوند؟ اما چرا چین با افزایش قیمت دلار، با تورم افسار گسیخته و کمبود کالا مواجه نمی‌شود اما ایران می‌شود؟
پاسخ این است که، چین کشوری صادر کننده است و با وجود داشتن جمعیت میلیاردی، با ایجاد «سازوکارها»ی مناسب بیش از نیاز داخلی تولید و مابقی را صادر می‌کند. اما کشور ما در مورد چنین محصولاتی، همیشه به اندازه مصرف داخلی تولید کرده و اگر بعضا میزان تولید نیز بیش از میزان مصرف داخلی بوده، به دلیل نبودن آن «سازوکارها»، یا توسط کشاورز بیرون ریخته شده یا قیمت آن به قدری پایین آمده که تولید آن دیگر، مقرون به صرفه نبوده است.
«بدترین» راه‌حل در شرایط امروز ایران این است که به محض گرانی مثلا پیاز جلوی صادرات را بگیریم. این یعنی خسارت زدن به کشاورز و جلوگیری از ورود ارز به کشور! «بهترین» راه‌حل اما این است که مسئولین یا بخش‌های خصوصی فعال شده و با ایجاد آن «سازوکارها»، به افزایش تولید و صادرات مازاد بپردازند تا هم محصول در کشور ناگهان تا سه برابر قیمت گران نشود و هم جلوی صادرات گرفته نشود و هم کشاورزان به نان و نوایی برسند. باور بفرمایید شرایط امروز حاکم بر کشور یک فرصت استثنایی است و فقط یک «اراده جدی» می‌طلبد تا به کشوری صادر کننده تبدیل و از «تک محصولی بودن» یک بار برای همیشه نجات پیدا کنیم.
سوال ابتدای این وجیزه را اینجا نیز تکرار می‌کنیم: «چرا اراده جدی برای ایجاد آن ساز و کار وجود ندارد؟» و اما نکته سوم...
۳- دی ماه سال 97 آقای محمدباقر نوبخت، رئیس محترم سازمان برنامه و بودجه گفت در بهترین شرایطی که برای سال 98 پیش‌بینی شده، درآمد نفتی دولت 21 میلیارد دلار است. شاهکار آقای جهانگیری که به «دلار جهانگیری» معروف شد نیز باعث بر باد رفتن چیزی بالغ بر 18 میلیارد دلار شد آن هم در شرایطی که کشور به شدت به دلار نیاز داشت.(درباره این که این تصمیم اشتباه از سوی آقای رئیس جمهور گرفته شده یا آقای جهانگیری یا توسط هیئت دولت، اختلاف نظر وجود دارد اما در این که این تصمیم توسط همین دولت گرفته شده هیچ اختلاف نظری وجود ندارد) حالا رقم درآمد
21 میلیارد دلاری نفتی را بگذارید کنار این 18 میلیارد دلار. چیزی نزدیک به درآمد یک سال نفت کشور با یک تصمیم اشتباه بر باد رفته است! چرا کسی پاسخگو نیست؟ آیا این اتفاق اگر مثلا در چین یا کره جنوبی یا حتی همین آمریکا رخ می داد، به همین شکل از کنار قضیه رد می‌شدند؟ چرا قوه قضائیه پیگیر این موضوع نمی‌شود؟ آیا یکی از راه‌های جلوگیری از تکرار چنین اشتباهاتی، برخورد قضائی نیست؟ نکته چهارم را هم بخوانید:
بنزین، یکی  از آن مجاری است که، به دلیل وجود برخی خلأها و کم‌کاری‌ها و سوء استفاده‌ها، باعث هدر رفت مقادیر زیادی از ثروت کشور می‌شود. طبق بررسی‌هایی که صورت گرفته همین بنزین در کشورهایی مثل عراق یا عربستان چیزی بالغ بر 18 هزار تومان در هر لیتر به فروش می‌رسد. قیمت هزار تومانی آن در ایران، شرایط ویژه‌ای را برای قاچاق این ثروت ارزشمند فراهم آورده است. ضمن این که ما به دلیل نبود کنترل و ارزانی قیمت روزی 100 میلیون لیتر مصرف بنزین داریم! دولت از سال 93 به بعد، به رغم تصریح قانون می‌بایست اقدام به افزایش پلکانی قیمت‌ها می‌کرد. اما به جای کنترل مصرف و جلوگیری از خسارت‌هایی که اشاره شد، مهمترین عامل کنترل و توقف قاچاق کالا را بنا به دلایلی مضحک، حذف کرد: کارت سوخت! شاید به این دلیل که یکی از افتخارات دولت قبل از این دولت بوده! حالا مدتی است همین دولت می‌گوید، به دنبال احیای کارت سوخت است! دولت آیا نباید در این باره پاسخگو باشد؟ احیای کارت سوخت آیا هزینه ندارد؟ و....
بیایید با یک جمع بندی، پاسخ این سوال‌ها را پیدا کنیم. سه مسئله و سه راه حل. هم مسائل مشخص هستند هم راه‌حل‌ها معلوم. این که چرا اراده‌ای برای حل این مسائل(لااقل تا لحظه تنظیم این یادداشت) دیده نمی‌شود، 3 پاسخ به ذهن حقیر می‌رسد:
1- یکی از ده‌ها دلیل آن، وجود «تضاد منافع» است. با ایجاد این سازوکارها و توقف اجرای قوانین و همینطور احیای طرح‌هایی که «جواب می‌دهند» برخی نانشان آجر می‌شود! در کشورهایی مثل چین، هر کس مسئولیتِ دولتی داشته باشد، به هیچ وجه اجازه فعالیت تجاری ندارد. به هیچ وجه! البته برخی مطامع سیاسی مثل جمع‌آوری چند رای بیشتر نیز در برخی کوتاهی‌ها بی‌تاثیر نبوده‌اند.
2- نقشه راه دولت، نگاه به داخل نیست. این دولت طی 6 سالی که در راس بوده نشان داده، به دنبال حل مشکلات از طریق «نگاه به بیرون» است. پیشنهاد وارد کردن مدیر از خارج، امیدواری به فرانسه برای ایجاد شغل برای جوانان ایرانی، خودِ برجام و انفعالی که این روزها همه در دولت می‌بینیم نشانه‌هایی هستند که می‌گویند، ایراد در «نقشه راه دولت» است و نقشه راه نیز نگاه به بیرون از مرزهاست. یعنی کسی یا کسانی از خارج بیایند و مشکلات ما را حل کنند! جالب این که غالب این کشورها نیز جزو دشمنان جمهوری اسلامی ایران، قولا و عملا هستند.
3- بخشی از پاسخ نیز در قوه قضائیه است. باور بفرمائید اگر یکی از تخلفات آشکاری که بالا اشاره شد در مقیاسی به مراتب کوچکتر در یکی از کشورهای صنعتی رخ می‌داد، به شدت با فرد خاطی برخورد می‌شد. مراجعه شود به سرنوشت خانم «پارک گئون های»، رئیس جمهور سابق کره جنوبی، «کارلوس گون»، مدیر همزمان و ناجی شرکت‌های خودروسازی نیسان، میتسوبیشی و رنو (قهرمان ملی ژاپن) و... برخوردهای جدی که سالانه با صدها مسئول ریز و درشت در برخی از کشورهای صنعتی می‌شود. یا اعدام شده‌اند، یا از قدرت به زیر کشیده شده و در زندانند. قوه قضائیه الحق و الانصاف با تروریست‌های اقتصادی و دانه‌درشت‌ها برخورد جدی داشته است اما نه به اندازه... نفس تشکیل قوه قضائیه در همه کشورها، برخورد با متخلفین و کاستن از تخلفات است، و در آن ملاحظه‌کاری و مصلحت‌اندیشی! نمی‌تواند جایی داشته باشد.

جعفر بلوری

 

پذیرش FATF دعوت از نظامیان تروریست آمریکاست

حسین شریعتمداری مدیر مسئول روزنامه کیهان در سی‌امین نشست سیاسی اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان که با عنوان «جوان پیشرو در مسیر تمدن‌سازی» در هتل فرهیختگان دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات برگزار شد، با ‌اشاره به بیانیه گام دوم انقلاب گفت: این بیانیه، نقشه راه است و صادرکننده آن طی ۳ دهه اخیر ده‌ها پیش‌بینی تحقق یافته دارد؛ این پیش‌بینی‌ها در حالی صورت گرفته که همه شواهد پیرامونی و ظواهر امر خلاف آن را نشان می‌داد و افزود: بیانیه گام دوم از این زاویه نیز حائز اهمیت است.


به گزارش خبرگزاری فارس، وی گفت: به‌طور مثال در ماجرای حمله همه‌جانبه ائتلاف غربی و عبری و عربی به سوریه، که با جدیت دنبال می‌شد. در این ائتلاف آمریکا، انگلیس، فرانسه، رژیم صهیونیستی و کشورهای عربی به‌صورت علنی حضور داشتند و اجلاس‌هایی با عنوان دوستداران مردم سوریه! در آنکارا، دبی، لندن، نیویورک و... برگزار کردند و سیل اسلحه و مهمات و نیروهای غیر‌سوری به سوی معارضین سرازیر شد. در آن هنگام بسیاری از کارشناسان، کار را تمام شده تلقی می‌کردند. اما رهبر معظم انقلاب با اطمینان اعلام کردند که هم بشار اسد و هم نظام سوریه باقی خواهد ماند و آمریکا هم در سوریه توفیقی حاصل نخواهد کرد و دیدیم که چنین هم شد. وی افزود البته این مقابله، مقابله با شخص بشار اسد نبود بلکه مقابله با محور مقاومت محسوب می‌شد.
شریعتمداری یادآور شد: وقتی حزب‌الله لبنان درگیر جنگ با رژیم صهیونیستی شد، در روزهای اولیه وقتی با آتش سنگین ارتش رژیم غاصب قدس روبرو شدند، این احساس پدید آمد که مبادا حرکتشان ابتر بماند چون با پنجمین ارتش مجهز دنیا وارد جنگ شده بودند، اما حضرت آقا پیش‌بینی دیگری داشت و حزب‌الله را پیروز این میدان معرفی می‌کردند که همین نیز محقق شد.
وی خاطرنشان کرد: در فتنه ۸۸ که نمونه دیگری از جنگ احزاب در صدر اسلام بود تمامی گروه‌ها، احزاب و جریانات مخالف و ضد‌انقلاب با مدیریت آشکار قدرت‌های استکباری، اختلافات ظاهری را کنار گذاشته و با فرمول «ائتلاف سفید» که ریچارد هاوس طراحی کرده بود علیه جمهوری اسلامی ایران به میدان آمده بودند. اوباما، تونی بلر و رژیم صهیونیستی علنا از سران فتنه و فتنه‌گران حمایت می‌کردند تا آنجا که نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی، اعلام کرد که اصلاح‌طلبان بزرگترین سرمایه اسرائیل در ایران هستند. آنها به‌اندازه‌ای از پیروزی خود اطمینان داشتند که پیشاپیش شیپور پیروزی می‌زدند آن زمان هم پیش‌بینی‌های رهبری بر تمام این ائتلاف فائق آمد.
مدیر مسئول روزنامه کیهان گفت: صدور بیانیه گام دوم در چهلمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی نیز یکی دیگر از ویژگی‌های برجسته آن است. چهل سالی که انقلاب اسلامی، بی‌وقفه با سخت‌ترین حملات و کینه‌توزی‌های دشمنان ریز و درشت روبرو بوده است. توطئه‌هایی که هر یک از آنها به تنهایی می‌توانست قدرتمندترین نظام‌ها را سرنگون کند. وی اظهار داشت: جمهوری اسلامی در این حال و هوا برنامه چهل سال آینده خود را اعلام می‌کند، یعنی به آرزوهای برباد رفته آمریکا و متحدانش پوزخند می‌زند. وی افزود: باید توجه داشت اینکه جان‌بولتون آرزو می‌کند انقلاب اسلامی چهل سالگی خود را نبیند، از موضع انفعال است، اظهارات وی یک واکنش انفعالی نسبت به پیش‌بینی حضرت آقاست که فرموده بودند اسرائیل ۲۵ سال دیگر وجود نخواهد داشت.
مدیر مسئول روزنامه کیهان گفت: یکی دیگر از ویژگی‌های بیانیه گام دوم، آن است که در آن، همه نکات مطرح شده، مستندات خود را نیز به پیوست دارد به گونه‌ای که مخاطب به وضوح بر درستی آن انگشت تاکید و تأیید می‌گذارد. به عنوان مثال وقتی در بیانیه سخن از مسیر رو به اقتدار جمهوری اسلامی در چالش با آمریکا در میان است، به مراحل پلکانی این چالش نیز اشاره می‌شود. یک روز چالش آمریکا با ما بر سر تعطیلی سفارت رژیم صهیونیستی بود و امروز بر سر حضور مقتدرانه ما در مرزهای این رژیم است. یک روز مسئله نفوذ عوامل وابسته به دشمن در ساختار نظام بود، عواملی نظیر ناخدا افضلی در فرماندهی نیروی دریایی، بنی صدر، عامل کُد‌دار سیا در جایگاه ریاست جمهوری و امثال آن، اما امروز نفوذ ما در سیستم‌های اطلاعاتی و امنیتی دشمن و هم‌پیمان‌های آن در منطقه است. تعداد قابل توجهی از ۲۹۰ جاسوس سیا که دیروز وزارت اطلاعات از شناسایی و دستگیری آنها خبر داد در کشورهای منطقه فعال بوده‌اند. آن روزها چالش آمریکا با ما این بود که هیچکس به ایران اسلحه نفروشد ولی امروز این چالش به پیشگیری از انتقال سلاح‌های پیشرفته ایران به سایر کشورها تبدیل شده است و نمونه‌های فراوان دیگری از همین دست.
شریعتمداری یاد‌آور شد نباید تصور کنیم در مسیر پیش‌روی هیچ مانعی وجود ندارد و با هیچ مشکلی روبرو نخواهیم بود. موانع پیش‌روی نشانه پویایی انقلاب است و همانگونه که در بیانیه گام دوم هم ‌اشاره شده است هر گاه چالش و عقبه‌ای را پشت سر گذاشتیم به دستاورد بزرگی نیز دست یافته‌ایم.
مدیر مسئول کیهان در بخش دیگری از سخنانش گفت: امروزه دیگر با عوامگرایی و پوپولیسم به معنای رایج آن‌ که برخاسته از هیجان یک طیف باشد روبه‌رو نیستیم، بلکه دشمن از پوپولیسم به عنوان یک حربه علیه انقلاب اسلامی بهره می‌گیرد. ویژگی‌های این رفتار عوامگرایانه که به نظر من باید آن را پوپولیسم دوشاخه و برنامه‌ریزی شده دانست آن است که از یکسو کانون‌های اقتدار و فرصت‌ها را مورد حمله قرار می‌دهد و از سوی دیگر در ایجاد آشفتگی در بازار اقتصاد و عرصه سیاست فعال است.
وی افزود: این جریان از یک سو با ادعاهای عوامانه حضور منطقه‌ای ایران را زیر سؤال می‌برد و یا اقتدار موشکی کشورمان را بی‌فایده معرفی می‌کند و از سوی دیگر قدرت دشمن را بزک می‌کند و می‌کوشد ملت را از سایه جنگ بترساند و در همان حال برای دوری از جنگ آدرس سازش و تن دادن به خواسته‌های دشمن را می‌دهد و یا اینکه ادعا می‌کنند خشکسالی‌های اخیر ناشی از سدسازی بوده است اما بعد از جاری شدن سیل اعتراض می‌کنند که اگر چندین سد دیگر احداث می‌شد، سیل خسارت‌های کمتری داشت و یا اعتراض به فریبکاری‌های غرب را تندروی و ضد‌تعامل سازنده! تبلیغ می‌کنند و حضور مخلصانه حشد‌الشعبی برای کمک به سیل‌زدگان را خلاف امنیت ملی قلمداد می‌کنند!
شریعتمداری در ادامه گفت: کسانی که پیشنهاد می‌کنند از کانون قدرتمان دست بکشیم تا جنگ رخ ندهد، خود زمینه‌ساز تحمیل جنگ به کشور هستند. چرا که تا حالا دیده نشده آمریکا به کشوری قدرتمند حمله کند. اساساً آمریکا به کشوری که احساس کند اقتدار و قدرت دارد حمله نمی‌کند. به همین علت با جرأت می‌توان گفت جریان مورد ‌اشاره به بهانه کاهش فشار یا برداشتن سایه جنگ، درواقع زمینه‌ساز جنگ است.
وی در ادامه تاکید کرد: پذیرش FATF دعوت از آمریکا برای اعمال فشار بیشتر است. در ماجرای هسته‌ای می‌گفتند برای پیشگیری از حمله آمریکا به تاسیسات هسته‌ای و رفع تحریم‌ها مذاکره می‌کنیم ولی نه فقط تحریم‌ها برداشته نشد بلکه به آن اضافه نیز شد ضمن آنکه آمریکا فقط با ترساندن برخی مسئولان از توهم سایه جنگ، تاسیسات هسته‌ای کشورمان را از کار ‌انداخت! پذیرش FATF نیز کمک می‌کند تا آمریکا فشار بیشتری به کشور وارد کند. مفاد CFT مقابله با تامین مالی تروریسم است و در حالی که آمریکا سپاه را در فهرست گروه‌های تروریستی قرار‌ داده است، در صورت پذیرش آن باید با دست خود سپاه را کنار بگذاریم! یعنی به لقمه راحتی برای بلعیده شدن از سوی آمریکا تبدیل شویم. این نکته بدیهی‌تر از آن است که قابل مناقشه باشد و کسانی که بر پذیرش FATF اصرار دارند، در پی زمینه‌سازی برای حمله آمریکا به کشورمان هستند و چنانچه از این واقعیت بدیهی بی‌خبرند، شایستگی حضور در مسئولیت‌ها را ندارند.

 

چه کسی صاحب ایران مال در تهران است؟

آنچه که باید در مورد «ایران مال» بدانید

به نظر می‌رسد ایران‌مال، مجموعه‌ای که به شکلی معیوب در حال تجربه و تقلید منطق سرمایه‌داری متاخر در ایران است، حالا در نیمه شعبان (جشن عدالت‌خواهی)، به دنبال تطهیر خویش است و بدین ترتیب مجبور است همه آن چیزها و کسانی که باید برای افتتاحش به کار بگیرد را از درون تهی کرده و به مصرف خویش برساند.

سرویس اقتصادی جوان آنلاین: چندوقتی است فاز اول یکی از لوکس‌ترین مراکز خرید دنیا با زیربنای یک میلیون و هفتصد هزار کیلومتر مربع رونمایی شده. اما حالا بعد از گذشت چندماه از این افتتاح دوباره این مجموعه بر سر زبان ها افتاده. در خبرها و تبلیغات آمده بود که مسجد ابرپروژه یا ابرمجموعه «ایران‌مال» در حال افتتاح است! مسجدِ یکی از بزرگترین مجموعه‌هایی که به شکلی هیولاوار هم زمین بسیار بزرگی از تهران به طور غیرقانونی بلعیده و هم در جامعه‌ای کاملاً طبقاتی‌شده در حالی با جلال و جبروت و کاخ‌وارگی‌اش آسمان و زمین تهران را خراش داده که در کنارش، تنها کمی آن‌طرف‌تر، خانه‌های بسیاری از انسان‌های معمولی که به هر دلیلی فاقد رانت و رابطه بوده‌اند، روز به روز در حال شبیه‌شدن به کوخ‌ها و ساکنانشان هم در حال مشتبه شدن به مردمانی هستند که گویی سال‌های سال است قحطی بر آنها مسلط بوده است.

«افتتاح، در چه زمانی؟» روز میلاد امام عصر (عج) که بزرگترین در هم کوبنده «طاغوت» و «جهانخواران»، در حین دفاع از مستضعفان و بازگرداندن جهان به آنها خواهد بود! «افتتاح، با حضور چه کسانی؟» با حضور یکی از مشهورترین خطیبان تهران و یکی از مشهورترین مداحان تهران که نواهایش درباره بزرگترین شخصیت انقلابی تاریخ، «حسین بن علی (ع)» و یاران و خاندان شریفش که در برابر زر و زور و تزویر در زمان خود، از بذل جان دریغ نکرد، در گوش همه‌مان ماندگار شده است.

به نظر می‌رسد ایران‌مال، مجموعه‌ای که به شکلی معیوب در حال تجربه و تقلید منطق سرمایه‌داری متاخر در ایران است، حالا در نیمه شعبان (جشن عدالت‌خواهی)، به دنبال تطهیر خویش است و بدین ترتیب مجبور است همه آن چیزها و کسانی که باید برای افتتاحش به کار بگیرد را از درون تهی کرده و به مصرف خویش برساند.


چه کسی صاحب این مال بزرگ در تهران است؟

روایت رسمی‌ای که در این مورد وجود دارد از این قرار است که: «شرکت مالک ایران مال در اختیار بانک آینده و سهامی عام است. این شرکت با مجوز بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار تاسیس شده است. بخشی از سهام، واگذار شده و بعد از بهره‌برداری از پروژه، سهام در بورس عرضه می‌شود و بانک آینده در نهایت از این مالکیت خارج خواهد شد.»

تجاری سازان و مدیران ایران مال

با این حساب باید بانک آینده و مدیرش جلال رسول اف را به عنوان شرکت سرمایه‌گذار اصلی پروژه مگامال ایران معرفی کنیم؛ بنابراین بانک آینده بعد از بهره‌برداری از پروژه، سهامش را در بورس عرضه می‌کند و از مالکیت آن خارج می‌شود. اگر در این سال‌ها پیگیر اخبار بانکی بوده باشید حتماً رسول اف را باید به جا بیاورید. چون قبلاً مدیرعامل بانک تات، بانک دی و بانک اقتصاد نوین هم بوده. ولی اگر پیگیر اخبار بانکی نیستید حتماً اسم رسول‌اف در اخبار حواشی سینمایی این اواخر به گوش‌تان خورده. چون پسر جلال رسول اف یعنی احسان رسول اف سرمایه‌گذار، تهیه‌کننده یا بازیگر و فیلم‌نامه‌نویس فیلم‌هایی مثل «کشتزار‌های سپید»، «بمب؛ یک عاشقانه»، «کایه دوفیلم»، «سمفونی تولد»، «ناپدید» و «پرسه در شهر لاجوردی» بوده.

از طرفی دیگر مدیریت ایران مال به صورت هیات امنایی است. پس باید گفت: مدیریت ایران مال مجلل در اختیار علاء الدین میرمحمدصادقی است، از بازاری‌های قدیم تهران معروف به حاج‌آقا علاء. میلیاردری که سال‌هاست در امور صنایع و معادن فعال است و عضو اتاق بازرگانی هم هست. صراط‌نیوز ایشان را به این صورت معرفی می‌کند که:

«او بنیانگذار سازمان اقتصاد اسلامی است که روزی قرار بود بانک خصوصی بازاری‌ها باشد، اما با تهدید به استعفای ۷ عضو کابینه دولت موقت، به محاق تعلیق رفت تا سرانجام در دولت احمدی‌نژاد به بانک قرض‌الحسنه تبدیل شد.».

اما شخص دیگری که قبل‌تر نام او را در پیوند با ایران مال زیاد می‌شنیدیم علی انصاری بود. مالک بازار موبایل ایران و بازار مبل ایران. انصاری موسس بانک تات هم بوده و شاید به همین خاطر پروژه‌ی ایران مال در ابتدا «تات مال» خوانده می‌شد.

ایران مال کجاست؟

در شمال غربی تهران، در حاشیه‌ی پارک چیتگر و حوالی دریاچه‌ی خلیج فارس، مجتمع تجاری ایران مال را می‌توانید پیدا کنید. برای دسترسی به ایران مال می‌توانید از بزرگراه همت غرب استفاده کنید.

مشخصات پروژه ایران مال

مساحت کل مجموعه‌ی ایران مال، ۳۲ هکتار است. یعنی مساحت کل مجموعه از دوبی‌مال و مرکز تجاری بزرگ چین هم بیشتر است. ولی از این مساحت ۱۸۶‌هزارمتر مربع تجاری خواهد بود. بزرگتر از The Trafford center انگلستان و Mall of America آمریکا. گفته می‌شود اگر در هر مغازه‌ای ۵ دقیقه وقت بگذارید برای سر زدن به تمام مغازه‌های ایران مال باید سه روز کامل قدم بزنید. دو هتل مجلل، ۲۰۰ رستوران، سالن‌های سینمای مجهز، زمین یخ، نمایشگاه خودرو، باغ ایرانی و معماری‌های که یادآور معماری اصیل ایرانی‌اند.

طراحی و مطالعه این پروژه ۲ سال به طول انجامیده است و اجرای آن ۵ تا ۶ سال زمان برده است.
زمان افتتاح فاز اول ایران مال همزمان با نیمه شعبان و روز کارگر در اردیبهشت ماه سال ۹۷ بوده است. فاز دوم که شامل قسمت‌های ورزشی، فرهنگی و رفاهی خواهد بود هم تا پایان سال ۱۳۹۹ به بهره‌برداری می‌رسد.
این مجموعه با تلاش حدود ۲۰٫۰۰۰ نفر طی ۵ سال ساخته شده و به گفته‌ی موسسین قرار است سرآغازی بر یک حرکت اقتصادی مستحکم و پویا باشد.

 

آنچه که باید در مورد «ایران مال» بدانید


آشنایی با بخش‌های مختلف پروژه ایران مال

باغ ایرانی یا باغ ماهان: این مکان زیبا در بخش مرکزی قرار دارد و قلب پروژه‌ی ایران مال محسوب می‌شود. این باغ از باغ ماهان کرمان الهام گرفته شده که یکی از محبوب‌ترین مقصد‌های گردشگری کرمان است.

باغ ماهان ایران مال هم تفرجگاه مفرحی برام عموم مردم خواهد بود و آب جاری و گیاهان گوناگون در این فضا، تجربه‌ی به‌یادماندنی برای بازدیدکنندگان به ارمغان خواهد آورد.

بازار ایرانی یا بازار سنتی: بازار سنتی یکی از جاذبه‌های شگفت انگیز بازار بزرگ ایران است که از فرهنگ، هنر و معماری اسلامی الهام گرفته. فرش، خشکبار ایران، صنایع‌دستی ایرانی و وسایل آنتیک و قدیمی ایرانی بخش‌های مختلف چهار سوق ایران مال هستند. پس غیر از این که بازار سنتی ایران مال فرصتی برای تجار ایرانی فراهم می‌کند محلی برای ارائه‌ی صنایع دستی و هنری ساخت هنرمندان ایرانی هم خواهد بود. از دیگر امکانات این بخش می‌توان به وجود شربت‌خانه‌ها به سبک سنتی و تالار آینه ایران مال اشاره کرد.

چهار سوق بازار ایران مال

باغ دیدار: باغ دیدار آبشاری نشاط‌انگیز و جان‌پرور در فضایی سرسبز دارد که قرار است شادابی ویژه‌ای به ایران مال ببخشد. دیدار در این باغ برای بازدیدکنندگان و خانواده‌های ایرانی تجربه‌ای شیرین خواهد بود.

باغ کتاب: وسعت این بخش ۳ هزار متر مربع است و تعداد کتاب‌های آن به ۶۷ هزار جلد می‌رسد. کتابخانه‌ای که از همه بیشتر یادآور کتاب‌خانه‌ی هاگوارتز است و حتی یک‌ذره ما را به یاد کتاب‌خانه‌ی سیتادل مجموعه‌ی بازی تاج و تخت (Game Of Thrones) می‌اندازد.

باغ دیدار ایران مال

مسجد: مسجد جامع حضرت محمد رسول الله به همراه ۱۱۰ نمازخانه در ایران مال ساخته شده است. طراحی این مسجد طوری صورت گرفته که هرکسی هرجایی باشد در فاصله‌ای اندک به نمازخانه دسترسی دارد.
راه‌ها و دسترسی به مگامال تهران

۲۶ راه ورودی، برای وارد شدن به تونل یا پل روگذر ایران مال وجود دارد. مراجعه کنندگان می‌توانند به راحتی به طبقه‌ی موردنظر دسترسی پیدا کنند و خودروی‌شان را در همان طبقه پارک کنند.

همچنین وجود ۱۶ راه خروجی ایران مال سهولت دسترسی سریع به مسیر بازگشت مراجعه کنندگان را فراهم نموده است. بازار بزرگ ایران ۲۰ هزار پارکینگ رایگان برای خودرو‌ها و موتور سیکلت‌های مراجعین در نظر گرفته است.

همچنین وجود ۱۶ راه خروجی ایران مال سهولت دسترسی سریع به مسیر بازگشت مراجعه‌کنندگان را فراهم نموده است. بازار بزرگ ایران ۲۰ هزار پارکینگ رایگان برای خودرو‌ها و موتور سیکلت‌های مراجعین در نظر گرفته است.

فضای ورزشی: ایران مال برای ۱۵ رشته ورزشی فضا‌های ورزشی استاندارد تدارک دیده. طولانی‌ترین جاده‌ی تندرستی منطقه نیز در این مجتمع قرار دارد که مسافت آن ۲ و نیم کیلومتر است. البته با این توصیفات به نظر می‌رسد همین‌طور بیخودی چرخ زدن در ایران‌مال هم برای خودش یک ورزش حرفه‌ای حساب می‌شود.

 

هجوم ملخ شبه جزیره به کشاورزی ایران

 

ملخ‌ها می‌توانند روزانه غذاى ٣٥ هزار نفر را بخورند! تا دیر نشده باید راه‌های تجربه‌شده را برای مقابله با ملخ‌ها به کار گیریم.

علیرضا سزاوار

سرویس جامعه جوان آنلاین: ملخ‌های همه چیزخواری که به جنوب ایران هجوم آورده‌اند، بزرگ‌ترین دشمن محصولات کشاورزی و پوشش گیاهی هستند، اما یک تجربه بسیار خوب جهانی برای این مشکل وجود دارد که وزارت جهاد کشاورزی باید آن را مدنظر قرار دهد.

یکی از جدیدترین روش‌هایی که سازمان جهانی فائو (سازمان خواربار و کشاورزی ملل متحد) برای مقابله با ملخ‌ها پیشنهاد می‌کند، پیش‌بینی حضور آنهاست؛ یعنی استفاده از اطلاعات ماهواره‌ای و امکان تعیین مناطق بالقوه مطلوب برای ملخ‌ها با استفاده از این پایش ماهواره‌ای است؛ ایده‌ای که از ایتالیا شروع شد و این رویکرد جدید به پیش‌بینی زمان هشدار ملخ‌ها، دوماه قبل از آن کمک می‌کند. این به لطف پروژه همکاری بین دانشمندان فضایی اروپا (ESA) و FAO است و دیگر کشور‌ها هم به رایگان می‌توانند از آن بهر‌ه‌مند شوند.
این هشدار کمک می‌کند، اقدامات مناسب انجام و به این ترتیب از به‌وجود آمدن یک زیان بزرگ غذایی جلوگیری شود. ایده این طرح در ایتالیا شروع و امروز به یک تجربه عملی و موفق بدل شده است.
سال‌های قبل رصد ماهواره‌ای براساس میزان تراکم پوشش گیاهی، حضور ملخ‌ها را پیش‌بینی می‌کرد، اما امروز به مراتب پیشرفته‌تر هم شده است.


آفریقا را نقره داغ کردند
در واقع براساس میزان رطوبت موجود در زمین می‌توان پیش‌بینی از رویش زمین‌ها و باردهی آن‌ها داشت و به دنبال آن الگوی حرکت ملخ‌ها و در نهایت برای جلوگیری از وقوع این آفت، پیش‌بینی مناسب را انجام داد.
در حال حاضر در کشور موریتانی روی پروژه‌هایی کار می‌شود که حتی می‌تواند آفت‌های گیاهی مانند قارچ‌ها را هم تا ۷۰ روز قبل پیش‌بینی کند. در سال‌های ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ ملخ‌ها در غرب آفریقا حدود ۹۰ درصد محصول غله و حبوبات را خوردند و حدود ۶۰۰ میلیون دلار آسیب رساندند و برای کنترل وضعیت به‌وجود آمده مقدار ۱۳ میلیون لیتر آفت‌کش مصرف شد.
این ملخ‌های همه‌چیزخوار روزانه به طور میانگین ۳۰۰ کیلومتر در ارتفاعی ۱۷۰۰ متری پرواز می‌کنند. هجوم این ملخ‌ها از دریای سرخ شروع شد و به شبه جزیره عربستان رسید. عمان، قطر و عربستان را درگیر کرد و به سمت ایران آمد.


تخمگذاری ۴۰۰ عددی!
غالباً هر اتفاق زیست‌محیطی که در شرق آفریقا و شبه‌جزیره عربستان بیفتد، از طریق وزش باد ایران را هم درگیر می‌کند. آخرین حمله بزرگ ملخ‌ها به ایران به سال ۴۰ و ۴۲ برمی‌گردد.
«باهوکلات» یکی از مناطق حفاظت‌شده سیستان و بلوچستان است که هجوم ملخ‌ها امنیت کل، بزها، قوچ و میش‌ها را نشانه رفته است. نباید اجازه داد ملخ‌ها در جایی تخم‌ریزی کنند و هر ملخی در کوچک‌ترین تعداد را هم باید از بین برد. یک ملخ بالغ در هر بار تخمگذاری ۳۰۰ تا ۴۰۰ تخم می‌گذارد.
حضور ملخ‌ها یک تهدید برای گیاهان طبیعی، مراتع و جنگل‌هاست و مبارزه با آن‌ها در مراتع می‌تواند خسارت‌ها را در مزارع و باغات کاهش دهد.


زنبور و ماهی هم قربانی می‌شود
ملخ‌ها ابتدا به شهرستان‌های غربی هرمزگان یعنی بندرلنگه و پارسیان حمله کردند. حضور آن‌ها در این بخش کنترل شد، حالا آن‌ها میناب را هم رد کرده‌اند و به سمت «سیریک» رفته‌اند. با بهره‌گیری از دستاورد فائو می‌توان امیدوار بود که سیریک آخرین نقطه حضور ملخ‌ها باشد و آن‌ها به‌زودی از هرمزگان خارج شوند.
آمار‌ها نشان می‌دهد ملخ‌ها در یک دسته می‌توانند روزانه غذاى ٣٥هزار نفر را هم بخورند و با باد موافق حتى تا ۴٠٠ کیلومتر هم در یک روز جابه‌جا شوند. ٤٠منطقه و بیش از ١٧٠٠٠هکتار در ایران امروز درگیر حمله ملخ‌هاست.
از طرف دیگر سمى که براى کشتن ملخ‌ها به‌کار می‌رود، می‌تواند زنبور و ماهی‌ها هم بکشد و براى انسان هم خطرآفرین باشد که براى کشتن‌شان حداقل باید دو تا سه روز سم روى گیاه بماند و با بارش‌هاى حتى رگبارى در مناطق تحت تأثیر وضعیت کنترل‌شان بسیار پیچیده می‌شود.


بودجه ۱۰ میلیاردی در کما
سایت سازمان فائو پنج‌شنبه شرایط ایران را در درجه وخیم‌تری نسبت به اعلام قبلی خود قرار داد. استان‌هاى درگیر، اغلب در تولید گندم و دانه‌هاى روغنى سهم بسیار مهمى دارند. با این وضعیت و از دست دادن بخش مهم دیگرى از محصولات کشاورزى در اثر سیل، قطعاً با بحران امنیتى در زمینه موادغذایى مواجه خواهیم شد.
از طرفى با تحریم‌های کشور ممکن است حتی وزارت جهادکشاورزی مجبور به واردات موادغذایى درجه چندم یا مواد غذایی دست اول به چند برابر قیمت شود. با همه این تفاصیل روشن نیست که دلیل تصویب نشدن اعتبار ۱۰میلیارد تومانی از سوی دولت برای مبارزه با ملخ‌های مهاجم چیست؟ سازمان حفظ نباتات هم اعلام کرده است که در صورت تأمین نشدن این اعتبار تا دو هفته آینده، کار از کار خواهد گذشت و هجوم این آفت در کنار سیل، تبدیل به بحران تازه‌ای برای کشور خواهد شد.


گام‌های جدی برداریم
عده‌اى در صفحات مجازى، پیشنهاد خوردن این پروتئین بدون چربى (ملخ‌ها) را مطرح کرده‌اند! چیزى که در خاور دور بسیار مرسوم است، اما تا ما روى پذیرش افزودن حشرات به بشقاب روزانمان کار کنیم و آن‌ها را بخوریم، آن‌ها ما را خورده‌اند! وقت آن رسیده که گام‌های جدی در این زمینه برداریم.