ضرت آيت الله العظمي امام خامنه اي(مدظله العالي) در ديدار سفرا و روساي نمايندگي هاي سياسي ايران در خارج از كشور، ضمن تحليلي از شرايط و تحولات منطقه و جهان و بيداري اسلامي، با توجه به برخي از ديدگاه ها و تحليل هاي غيرواقعي نسبت به اين تحولات فرمودند: «تصور مديريت آمريكا بر تحولات منطقه، توهم است، همچنان كه 30 سال پيش نيز بعضي ها، با نگاه متوهم فكر مي كردند انقلاب اسلامي طراحي آمريكا بوده است.»

در طول چهار دهه گذشته، برخي از جريان ها، احزاب، گروه ها و اشخاص به دليل فهم نادرست از مفهوم قدرت، با مطلق انگاشتن قدرت آمريكا، تمامي حركات و تحولات مهم و حتي برخلاف منافع آمريكا را مرتبط با مديريت پشت صحنه آمريكا ارزيابي كرده و از اين رهگذر، از آمريكا يك قدرت شكست ناپذير در ذهن خود ترسيم كرده اند. يكي از خسارت هاي چنين توهمي نسبت به قدرت و نفوذ آمريكا، مرعوب شدن در برابر آن و در نهايت تسليم آمريكا شدن مي باشد. از ابتداي انقلاب اسلامي تا به امروز كساني كه به شكل جرياني يا حزبي و حتي فردي دچار اين نوع توهم نسبت به قدرت آمريكا شده اند، در نهايت سياست مقاومت، ايستادگي و سازش ناپذيري ملت و نظام اسلامي در برابر آمريكا را ناصحيح پنداشته و در مسير سازش با آمريكا و كنار آمدن با اين كشور سلطه گر قدم برداشته اند. برداشت دولت موقت از آمريكا اينگونه بود. ليبرال ها و عناصر جبهه ملي و روشنفكران غربگرا در ماه هاي اول پس از پيروزي انقلاب اسلامي با چنين تحليلي، تلاش كردند با حل مسائل بين ايران و آمريكا، ايران اسلامي و انقلابي را به آمريكا وصل كرده و با او همراه شوند. اين نگاه ليبرال ها و ملي گراها نسبت به آمريكا بر اين مبنا استوار بود كه آمريكا يك قدرت است و او هر كاري بخواهد مي تواند انجام دهد. جمهوري اسلامي نبايد با اين قدرت سرشاخ شود كه اين رويارويي به ضرر ملت ايران تمام خواهد شد. متأسفانه در طول 33 سال گذشته و در تمامي دوره ها و عمده دولت هاي پس از انقلاب، از بين كساني كه در خانواده انقلاب و در جايگاه هاي مسئوليتي حضور داشته، به هر دليلي افرادي پيدا شده اند كه نسبت به قدرت آمريكا اينگونه متوهم شده و از جايگاه مسئوليتي خود و بعضاً از سر دلسوزي نسخه همراه شدن با آمريكا و كنار آمدن با او را براي ملت ايران و نظام اسلامي تجويز كرده اند. مقاله مذاكره مستقيم« مهاجراني» در جايگاه معاون پارلماني دولت سازندگي، نامه چند صفحه اي «رجايي خراساني» در جايگاه نمايندگي جمهوري اسلامي ايران در سازمان ملل به مقام معظم رهبري، نامه سرگشاده 127 نماينده دوم خردادي مجلس ششم به مقام معظم رهبري بر اساس همين نوع توهم نسبت به قدرت آمريكا بايد ارزيابي شود. مقاله و نامه هايي كه حاوي يك پيام بيشتر نيست. آمريكا يك قدرت شكست ناپذير است و چاره اي جز كنار آمدن با اين كشور نيست.

متأسفانه در سال هاي اخير و به رغم شكست هاي پي درپي آمريكا در جهان و به ويژه در خاورميانه، همچنان از اين افراد متوهم در ميان مسئولان حكومتي ملاحظه مي شوند. يكي از عجايب روزگار در مقطع كنوني، تحليل نادرست از تحولات كشورهاي اسلامي- عربي شمال آفريقا و خاورميانه است؛ تحولاتي كه فقط در مدل مفهومي بيداري اسلامي قابل تحليل است، حال آن كه برخي مي پندارند مديريت اين تحولات در دست آمريكا بوده و آمريكايي ها بر اساس يك طرح و برنامه قبلي اين تحولات را در كشورهاي تونس، مصر، ليبي، بحرين، يمن و ... خود شروع كرده اند
عجيب تر از همه، اصرار و پافشاري بر چنين تحليلي است. اگر مبناي چنين تحليلي، قدرت بلامنازع آمريكا باشد، بايد در اين انتظار بود كه افراد و جريان هايي كه چنين مي پندارند، در حالي كه قدرت آمريكا به شدت در حال افول است، همانند ديگران اين افراد هم نسخه مذاكره و كنار آمدن با آمريكا را بپيچند و به نوعي ديگر در خانواده انقلاب و در داخل كشور براي نظام اسلامي و ملت مقتدر و انقلابي ايران مسئله سازي نمايند. واقعيت اين است كه آمريكا در حال ذوب شدن مي باشد و به جاي خاورميانه آمريكايي كه در روياهاي آمريكايي ها طراحي شده بود، خاورميانه اسلامي در حال شكل گيري است.

 

  يدالله جواني