احزاب سياسي ايران -130
تأليف:ولى الله بهرامى
تنظيم:عبدالله شمسى

 
آشنايي با برخي از ديدگاه هاي مجمع روحانيون مبارز (1)

مقدمه
آنچه امروز با عنوان «جامعه روحانيت مبارز» و «مجمع روحانيون مبارز» مي شناسيم،بخشي از روحانيت انقلابي به رهبري امام خميني(ره) است كه با تلاش فراوان، علاوه برجذب بخش هاي ديگري از روحانيت به نهضت امام خميني، در آگاه سازي مردم و هدايت جريان مبارزه، نقش اساسي داشته است.
اين گروه از ياران و شاگردان امام خميني، در سال 1356 رسماً شكل گرفتند و «جامعه روحانيت مبارز» را تشكيل دادند. آنان در تحولات سال 1357 با توجه به حضور در پايتخت،دست به اقدامات سرنوشت سازي زدند و پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز فداكارانه به مبارزه با بحران ها و مشكلات اوايل انقلاب پرداختند و ضمن مبارزه با جريان هاي انحرافي، براي تثبيت نظام اسلامي، در عرصه هاي مختلف فكري و اجرايي كوشيدند.
روحانيون انقلابي براي حفظ و استمرار انقلاب و نظام اسلامي، تحت رهبري هوشمندانه امام خميني(ره)، با كمك ساير اقشار مردم، سال هاي بحران را پشت سر گذاشتند. آنان موفق شدند ملي گرايان ليبرال، التقاطي ها و ماركسيست ها را از صحنه قدرت خارج كنند و البته هزينه بسيار سنگيني دادند؛ از جمله: شهادت راست قامتاني مانند آيت الله مطهري، بهشتي، مفتح، باهنر و جانبازي امام خامنه اي (مد ظله العالي).
با گذشت زمان و عبور از بحران هاي اوايل انقلاب، تشكيلات جامعه روحانيت مبارز كه در درون خود سلايق و گرايش هاي متفاوت روحانيان انقلابي پيرو امام خميني را جمع كرده بود، دچار اختلاف شد. «روحانيت مبارز» علي رغم اشتراك در هدف، بر سر چگونگي اداره دولت و جامعه در ابعاد اقتصادي، سياسي و فرهنگي طبق اسلام، اختلاف داشتند كه نمونه اين اختلافات در حزب جمهوري اسلامي نيز وجود داشت.
گرايش ها و سلايق مختلف درون جامعه روحانيت مبارز، ديگر همچون گذشته امكان همزيستي نداشتند. سرانجام در اواخر سال 1366، جامعه روحانيت مبارز دچار انشعاب شد و با نظر مساعد بنيانگذار انقلاب ، تشكل روحاني ديگري به نام «مجمع روحانيون مبارز» در فروردين 1367 اعلام موجوديت كرد. از آن پس، صف بندي جديدي در جامعه ايران خود را نشان داد كه زماني «يت» و «يون» و زمان ديگري به غلط «راست» و «چپ» ناميده شدند.
بعد از خرداد 76 با توجه به تقسيم بندي جناح هاي درون نظام به اصولگرا و اصلاح طلب يا دوم خردادي، مجمع روحانيون مبارز جزو اصلاح طلبان به شمار آمده و در تحولات سياسي دو دهه اخير كشور تأثيرگذار بوده است. لذا شناخت بيشتر و علمي تر آن، ضروري است. در اين نوشتار و در چندين شماره آتي سعي مي شود شناختي هرچند اجمالي از اين تشكل به خواننده ارائه شود.

معرفي اجمالي مجمع روحانيون مبارز
اين تشكل روحاني در آستانه سومين دوره انتخابات مجلس شوراي اسلامي در فروردين 1367 اعلام موجوديت كرد. بحث بر سر ليست نامزدهاي جامعه روحانيت مبارز در شوراي مركزي، اختلاف بين دو گرايش اين جامعه را به اوج رساند و زمينه انشعاب را در آن فراهم كرد. اين انشعاب با نظر مساعد و تأييد امام خميني صورت گرفت. در اينكه مجمع روحانيون مبارز با نظر مساعد حضرت امام(ره) از جامعه روحانيت مبارز انشعاب يافت، ترديدي نيست. در اين باره مي توان به سخنان «سيد حميد روحاني» عضو جدا شده مجمع روحانيون مبارز اشاره كرد: «اسم مرا بدون اجازه من جزء موسسين مجمع روحانيون مبارز آوردند، اما به دلايلي از جمله ]اينكه[احساس كردم حضرت امام نسبت به مجمع ديد مثبت دارد با آن مخالفت نكردم.»(1)
اجازه حضرت امام(ره) به انشعاب، به اين دليل بود كه به ايشان گفته بودند:
1- «اگر با اين نگاهي كه آقايان ]جامعه روحانيت مبارز[ دارند ادامه دهيم، جوان ها را از دست مي دهيم و ممكن است فاصله جوان ها با روحانيت بيشتر شود.»(2)
2- «انگيزه اين جمع وصل است، نه فصل و جذب است، نه دفع.»(3)
ولي تهمت هاي سنگين مجمع عليه جامعه روحانيت مبارز از جمله آمريكايي بودن اسلام جامعه روحانيت مبارز، رنجش جامعه روحانيت مبارز و استمداد آيت الله مهدوي كني از امام(ره) براي رفع آن را در پي داشت. امام(ره) با رنجش از اين موضوع، با بيان «خير چنين چيزي نيست»(4) قول دادند شائبه تأييد مجمع به معناي تأييد مواضع آن را جبران كند.(5) حضرت امام در پاسخ به نامه «محمدعلي انصاري» كه به عقيده آيت الله مهدوي كني به دستور معظم له نوشته شد، جامعه روحانيت مبارز را از تهمت اسلام آمريكايي مبرا كرد.(6) بنابراين مي توان گفت:
1- انشعاب مجمع از جامعه با رضايت و تأييد امام(ره) صورت گرفت.
2- اما به سرعت مواضع غير اصولي مجمع روحانيون عليه جامعه روحانيت رنجش امام(ره) را فراهم آورد، از اين رو، بنيانگذار انقلاب اسلامي بر هدف مشترك اين دو تشكل مهم روحاني تأكيد كرد و اختلاف آنها را در سليقه، راهكارها و چگونگي رسيدن به اهداف دانست.(7)
افراد جدا شده از جامعه روحانيت به همراه عده ديگري از روحانيون، تشكل جديدي به راه انداختند و با مجوز شماره 42 ـ 182 الف كه در 12 تير 1368 از سوي كميسيون ماده 10 احزاب براي اين تشكل روحاني صادر شد، عنوان رسمي «مجمع روحانيون مبارز تهران» بر آن اطلاق شد.(8) طبق ماده يك اساسنامه «نام اين جمعيت، مجمع روحانيون مبارز تهران (شامل شهر ري و شميرانات ]تهران[ خواهد بود.» (9) پس از مدتي، با گسترش فعاليت مجمع و تأسيس چند دفتر در مراكز برخي استان ها، با حذف واژه تهران، نام اين تشكل به مجمع روحانيون مبارز تغيير يافت.
در اوايل تأسيس، در برخي محافل و از سوي برخي جرايد، روحانيان عضو و شخصيت هاي سياسي طرفدار مجمع روحانيون عنوان اختصاري «يون» (برگرفته از روحانيون) در مقابل روحانيان و حاميان روحانيت مبارز با عنوان «يت» (برگرفته از روحانيت) شناخته مي شدند.
پس از مدتي عنوان «چپ» يا چپ اسلامي بر آنان اطلاق شد و در حال حاضر نيز به «اصلاح طلب» يا «دوم خردادي» در مقابل «اصولگرايان» شهرت يافته اند.

اعضاي موسس و شوراي مركزي
اعضاي موسس مجمع از سه گروه تشكيل شده بود:
1- كساني كه قبلاً عضو جامعه روحانيت مبارز بودند.
2- افرادي كه عضو دفتر امام خميني(ره) بودند.
3- كساني كه از مسئولان و مديران نظام و نهادهاي انقلاب اسلامي بودند.
در حال حاضر اعضاي شوراي مركزي مجمع روحانيون مبارز بالغ بر 22 نفر مي باشند كه اسامي آنان به قرار زير است:
1. علي اكبر آشتياني 2. سيدمحمدعلي ابطحي 3. سيدمهدي امام جماراني 4. مجيد انصاري 5. محمدعلي انصاري 6. سيدمحمد بجنوردي 7. اسدالله بيات 8. سيدمحمد خاتمي 9. محمدعلي خسروي 10. محمدعلي رحماني 11. سيدمحمد رضوي 12. فاضل فردوسي 13. اسدالله كيان ارثي 14. محمدعلي نظام زاده 15. سيدمجتبي نورمفيدي 16. عيسي ولايي 17. سيدمحمد هاشمي 18. سيدعلي اكبر محتشمي پور 19. محمد مقدم 20. سيدسراج الدين موسوي 21. سيدمحمد موسوي خوئيني ها 22. سيدعبدالواحد موسوي لاري
گفتني است از بدو تأسيس مجمع روحانيون تاكنون تعدادي از اعضاي موسس از جمله عده اي كه قبلاً عضو جامعه روحانيت مبارز بودند، از آن جدا شده اند. مهدي كروبي دبير پيشين مجمع روحانيون مبارز در اين باره مي گويد:
«ابتدا 28 نفر بوديم كه همان اعضاي مركزي كه اسامي آنها در اساسنامه آمده است.
بخشي از آقايان در سال هاي بعد از ما جدا شدند، جدا نه اينكه اختلاف داشتند، نه به معناي اينكه رفتند تشكيلات جداگانه راه انداختند، به معناي اينكه عده اي بعدها در جلسات شركت نكردند.»(10)
در ميان جداشدگان، سيدمحمود دعايي، مدير مسئول روزنامه اطلاعات؛ جلالي خميني امام جمعه خمين؛ محمدحسن رحيميان نماينده ولي فقيه در بنياد شهيد انقلاب اسلامي و سيدحميد روحاني،(11) با تشخيص و اراده شخصي از شركت در جلسات و به تبع آن ادامه عضويت در مجمع روحانيون امتناع ورزيدند. هادي غفاري نيز بنا بر صلاحديد تشكيلات
مجمع روحانيون از عضويت كنار گذاشته شد.(12) دعايي پيرامون علت جدايي خود از اين تشكل روحاني مي گويد:
«به دليل اينكه ديدم در مجمع روحانيون مبارز، قاعده و اصلي كه مبناي وفاق باشد وجود ندارد و مجمع روحانيون مبارز مجبورند از كارگزاران غير روحاني همانند برخي تشكل هاي غير روحاني استفاده كنند از مجمع روحانيون فاصله گرفتم.»(13)
البته برخي افراد اين پديده را امري طبيعي مي دانند. آنان معتقدند:
از نظر جامعه شناسي، هر پديده و جريان جديدي كه در جامعه پا به عرصه وجود گذاشت، افرادي جذب آن مي شوند و سپس افرادي بر اساس برخي عملكرد نادرست آن تشكيلات از آن جدا مي شوند و اين واقعيت درباره احزاب و روحانيون عملي طبيعي است.(14)
در حال حاضر (1390) سيدمحمد خاتمي، رياست شوراي مركزي مجمع را برعهده دارد.(15)
دبير كل پيشين، مهدي كروبي پس از انتخابات نهم رياست جمهوري از مجمع جدا شد و با تشكيل حزب اعتماد ملي دبيركلي آن را برعهده گرفت. طبق ساختار تشكيلاتي مجمع، دبير كل زير نظر رئيس شوراي مركزي است. مجيد انصاري دبير اجرايي و موسوي خوئيني ها مسئوليت كميته سياسي و محتشمي پور، مسئوليت كميته انتخابات و برنامه ريزي را برعهده دارند. همچنين سيد محمدخاتمي با حفظ رياست شوراي مركزي، مسئول كميته فرهنگي است.