براي غلبه بر ترس !
حملات چند روز اخير رژيم صهيونيستي به نوار غزه، كرانه باختري رود اردن و قدس شرقي نشان داد كه تل آويو شرايط را براي خود «غيرعادي» ارزيابي مي كند، حمله اين رژيم به مرزداران مصري كه طي سه دهه اخير اقدامي بي سابقه بود هم تاكيد مضاعفي است بر اينكه در ارزيابي صهيونيست ها، وضعيت بحراني است. هم زمان با تشديد اين حملات اين سؤال براي محافل سياسي و اطلاعاتي به وجود آمد كه آيا اين حملات آثار باليني يك جنگ بزرگ از سوي رژيم بحران زده اسرائيل است.
حمله اخير به غزه و كرانه به اين بهانه صورت گرفت كه يك فلسطيني در يك عمليات شهادت طلبانه نزديك به 10صهيونيست را به هلاكت رسانده است ولي چه كسي است كه نداند اولا اين اقدام پس از آن انجام شده كه طي ماه هاي اخير دهها زن و كودك فلسطيني به دست صهيونيست ها به شهادت رسيده اند و ثانيا اقدام شهادت طلبانه توسط فردي و در نقطه اي نمي تواند مجوز حمله به مناطق و افراد ديگر باشد بنابراين كاملا واضح است كه عمليات جنايتكارانه رژيم تل آويو دليل ديگري داشته و ربطي به عمليات شهادت طلبانه يك يا چند فلسطيني نداشته است.
حمله اخير صهيونيست ها- بخصوص به مرزداران مصري- نشان مي دهد كه اسرائيل نگراني جدي امنيتي دارد. باز شدن گذرگاه جنوبي رفح و تردد نسبتا آسان از اين مرز نشان داد كه دامنه مشغله هاي امنيتي مرزي اسرائيل كه تا پيش از تحولات اخير منطقه محدود به 38 كيلومتر مرز فلسطين با لبنان بود، اينك به بخش اعظم مرز فلسطين با همسايگان سرايت كرده است. رژيم صهيونيستي كمتر از دو ماه در مرز با لبنان، سوريه و اردن ناچار به درگيري با آوارگان فلسطيني بود كه براي اولين بار پس از 63 سال به سمت خانه و كاشانه خود در فلسطين حركت كرده و با نظاميان اسرائيلي مواجه گرديدند. در همين روز تظاهرات عظيمي از قاهره تا بندر العريش- نزديكترين شهر مصري به غزه- عليه اسرائيل به راه افتاد. مجموعه اين رخدادها نشان داد كه مرزهاي زميني براي اين رژيم كاملا ناامن است. تل آويو با حمله به مرزداران مصري نشان داد كه از نگاه اسرائيل هم دوره ماه عسل رابطه تل آويو- قاهره به پايان رسيده است.
رژيم صهيونيستي از درون نيز با شرايط كاملا بي ثباتي مواجه است. تظاهرات چند صد هزار نفره در تل آويو و دهها هزار نفري در 16 شهر ديگر اين رژيم نشان داد كه شهروندان غاصبي كه بخشي از ارتش اسرائيل را تشكيل داده اند اينك خود به يك چالش امنيتي و سياسي براي ارتش اسرائيل تبديل شده اند. دقيقا به همين دليل بود كه رژيم صهيونيستي رودربايستي با تظاهركنندگان را كنار گذاشت و آنان را جواناني اوباش و بي هويت كه حس وطن پرستي در آنان مرده است، لقب داد. سران اسرائيل غاصب شرايط داخلي خود را بسيار خطرناك مي بينند و معتقدند چالش يهودي- اسرائيلي بيش از هر چالش ديگر مي تواند اين رژيم را به كام مرگ بفرستد. بر اين اساس رژيم صهيونيستي براي آنكه توجهات داخل و خارج را به نقطه ديگري معطوف نمايد و نيز بر احساس ضعف خود غلبه كند، دست به حمله اي آسان- عليه مردمي بي دفاع- زد. اما اين مي تواند مقدمه يك سلسله اقدامات ضدصهيونيستي جديد از سوي فلسطيني ها باشد چرا كه اگر رژيم تل آويو براي غلبه بر احساس ضعف نياز به حمله دارد فلسطيني ها براي ضعيف تر كردن اسرائيل و تكميل وضعيت ناامني اطراف آن به حمله روي مي آورند.
حملات اخير رژيم صهيونيستي سبب شد كه حماس و جهاد اسلامي «آتش بس داوطلبانه» و تحفظي كه بعد از پايان جنگ 22روزه- 29 دي 1387- داشته و از پاسخ نظامي دادن به حملات نظامي رژيم صهيونيستي اجتناب مي كردند را، كنار بگذارند. اين موضوع فضاي رواني جديدي را عليه دولت و نظاميان حاكم بر اين رژيم در داخل به وجود مي آورد و بر اين اساس اقدام نتانياهو و باراك انتحاري به حساب مي آيد اما از يك منظر ديگر، اسرائيل به شدت به صف آرايي نظامي براي غلبه بر ترس امنيتي و هماهنگ سازي بخش هاي مختلف احتياج دارد. نگاهي به مواضع رهبران اين رژيم در حوزه امنيت و مانورهاي داخلي و منطقه اي آن و تلاشي كه براي افزايش بودجه نظامي (از 9 ميليارد دلار در سال 2010، به 18 ميليارد دلار در سال 2011) به كار بستند به خوبي نشان مي دهد كه از نظر نتانياهو و باراك راه برون رفت از شرايط ناهموار داخلي و منطقه اي افزودن بر تحركات نظامي و امنيتي در فضاي داخلي و منطقه اي است. از اين رو نبايد تعجب كرد از اينكه نتانياهو در فضاي منطقه آشكارا مي گويد «ارتش سايبري اسرائيل آماده حمله به تاسيسات فني و تكنولوژيك ايران است» و يا يك مقام امنيتي اسرائيل با صراحت به مجله آلماني اشپيگل مي گويد: «ما داريوش رضايي نژاد -دانشجوي رشته برق- را كشته ايم» و نيز تعجبي ندارد كه در فضاي داخلي، نتانياهو سه روز مانور نظامي برگزار مي كند و استان نقب در جنوب (Negev) را آماده پناه دادن به يك ميليون نفر شهروند پناهجوي احتمالي مي كند. دولت غاصب اسرائيل اينك شرايط را خراب تر از آن مي داند كه بتواند با وعده هاي صلح و آرامش بر عدم اطمينان هاي داخلي غلبه كند. يك زماني شعار سران رژيم صهيونيستي اين بود كه نيروي نظامي در مرز مي جنگد تا كشاورز يهودي در حيفا، تل آويو، صغد، نهاريا و... كشاورزي كند حالا همان كشاورز را براي اينكه با اسرائيل همراه شود به پناهگاه هاي نقب مي برند و به او مي گويند موجوديت اسرائيل در خطر است.ا ما پيام اقدامات نظامي نتانياهو در غزه براي مردم منطقه اين است كه رژيم صهيونيستي به احتمال زياد به دور جديدي از تنش نظامي عليه مردم منطقه متوسل مي شود و لذا يك مراقبت جدي و هماهنگي هاي منطقه اي براي خنثي كردن اسرائيل ضروري است دقيقا از همين منظر بايد به تحركات ضد سوري آمريكا و اروپا نگاه كرد.
تحركات كنوني رژيم صهيونيستي ثابت كرد كه مباحثه فرسايشي پيرامون صلح به پايان رسيده است. در يك دوره زماني- حد فاصل اجلاس مادريد 1991 تا همين چند ماه پيش كه پايان ماموريت ميچل اعلام شد- آمريكايي ها روي مذاكرات صلح بعنوان تنها راه حل كاهش تنش ها تاكيد مي كردند و جناحي در رژيم صهيونيستي- امثال پرز و حزب كاديما- وجود داشتند كه معتقد بودند براي تثبيت اسرائيل و سرزمين هاي 48 بايد با فلسطيني ها تا اندازه اي كنار آمد و جناحي هم - به رهبري عرفات و سپس عباس- در فلسطيني ها وجود داشت كه معتقد بود آمريكا و اسرائيل آماده پذيرش كشوري ذيل نام فلسطين هستند اما اينك موقعيت همه اين ها ضعيف شده و به موازاتي كه در اسرائيل جنگ سالاران قدرت گرفته اند، در آمريكا نيز برنامه صلح به شكست رسيده و از سوي ديگر در ميان فلسطيني ها مقاومت به تنها گزينه تبديل شده است. بنابراين مي توان گفت حملات دو روز پيش اسرائيل به غزه- در آستانه اجلاس شهريورماه مجمع عمومي سازمان ملل كه قرار است در آن بحث تشكيل كشور فلسطين به رأي گذاشته شود- پايان رسمي روند سازش بود كه ابتدا اسرائيل پاي آن را امضا زد و سپس حماس طي بيانيه اي رسمي آن را اعلام كرد. اين مسئله فضاي جديدي را به وجود مي آورد و جبهه مقاومت را انسجام و مشروعيت بيشتري مي بخشد.
حمله جنگنده هاي رژيم صهيونيستي به منطقه تحت حاكميت دولت مصر در رفح به خوبي ثابت كرد كه نه فقط مصري ها علاقه اي به پيمان كمپ ديويد ندارند بلكه اسرائيل هم از تداوم آن مايوس گرديده است. فراخواندن سفيران دو دولت هم تاكيد ديگري بر اين مسئله بود. البته پيش از اين هم موسسه زاگبي در نظرسنجي عمومي و اختصاصي- نخبگان- گفته بود «بيش از 51 درصد از مصريان خواستار لغو پيمان كمپ ديويد- كه پيماني امنيتي، سياسي و اقتصادي است- و بستن سفارت رژيم صهيونيستي هستند و در ميان احزاب سنتي هم رهبري پيدا نمي شود كه با صراحت از لزوم تداوم پايبندي مصر به مفاد اين پيمان دفاع كند.» در فاصله دو ماه اخير- بعد از نظرسنجي زاگبي- فاصله مصري ها از اسرائيل بيشتر شده و ميزان هواداران قطع رابطه با تل آويو- بر اساس نظرسنجي يك موسسه مصري و روزنامه دولتي الاهرام- به حدود 70 درصد از جمعيت مصر رسيده است. اسرائيل غاصب از مصر مايوس شده و اين در حالي است كه چهره هاي شاخص امنيتي اين رژيم -نظير مائير داگان و ژنرال گابي اشكنازي- معتقدند مصر به زودي به مسئله اول امنيتي ما تبديل مي شود در حالي كه تاكنون ايران مسئله اول امنيتي اسرائيل محسوب مي شده است.
شايد يك پيام ديگر حملات اخير رژيم صهيونيستي به غزه و ربودن بيش از 20 فلسطيني در كرانه باختري، اين باشد كه نتانياهو مي خواهد به جامعه ملل بگويد پايبند آن چه كه در اجلاس مجمع عمومي شهريورماه راجع به فلسطين به تصويب مي رسد، نيست و ملتي ذيل نام فلسطين را به رسميت نخواهد شناخت. هر چند كه آنچه در صحن مجمع عمومي- براساس طرح مشترك فرانسه، انگليس و آلمان- احتمالا به تصويب خواهد رسيد، قرباني كردن كشور الهام بخش و پيامبرخيز فلسطين در سرزمين هاي 1967 يعني تنها 22 درصد از خاك اين كشور مي باشد و اين يك خيانت فراموش نشدني و بسيار خطرناك است اما در عين حال رژيم صهيونيستي با حملات عليه غزه مي خواهد بگويد حتي همين مقدار را هم به رسميت نمي شناسد و ابايي از توسل به جنگ عليه ساكنان آن ندارد. اگر جامعه بين الملل اندكي نسبت به سرنوشت فلسطيني ها احساس مسئوليت مي كردند بايد با واكنش نظامي به اسرائيل و بمباران متقابل مناطقي در تل آويو و حيفا به اين رژيم يادآور مي شدند كه حمله عليه شهروندان فلسطيني با واكنش متقابل جهاني مواجه مي گردد اما ميان فضاي سرد حاكم بر مجمع عمومي و داغي آنچه عليه غزه اعمال مي شود، فاصله اي ژرف وجود دارد.
در يك جمعبندي بايد گفت آنچه در روزهاي گذشته عليه ساكنان غزه و مرز داران مصري انجام شد به هيچ وجه يك حادثه و يا يك اقدام مقطعي و گذرا نبود اين به احتمال بسيار زياد آغاز يك مرحله جديد از تنش آفريني صهيونيست ها در محيط داخلي و محيط منطقه اي خواهد بود. اين رژيم براي بقا چاره اي ندارد جز اينكه صداي خود را تا آنجا كه مي تواند بالا ببرد و دندان هاي خود را به ديگران نشان دهد اما البته حالا ديگر دهه 1320 يا 1330 و يا 1340 نيست حالا حزب الله، حماس، سوريه، ايران، مردم مصر و... مي دانند كه اين فريادها براي غلبه بر ترس است و زمان آن فرا رسيده كه اين موجود ترسو را خلاص كرد.
سعدالله زارعي
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین .