گزارش ويژه كيهان از پشت پرده تحولات سوريه
وارونه نمايي درباره سوريه كار را به آنجا رسانده كه ملك عبدالله حاكم اشغالگر عربستان و شيخ حمدبن عيسي حاكم قسي القلبي كه مردم كشورش را به تيغ اشغالگران سپرده است از «اوضاع سوريه» ابراز نگراني كرده و از رئيس جمهور اين كشور كه محبوب ترين رهبرعرب به حساب مي آيد خواسته است از كشتار مردم دست بردارد و به خواسته هاي آنان تمكين نمايد! اما فاصله ميان واقعيت و آنچه با وارونگي تمام به تصوير درمي آيد به ميزان تفاوت بشار و ملك عبدالله است.
آنچه در اين روزها سر و صداي زيادي به پا كرده است واكنش ارتش سوريه به عناصر مسلحي است كه جاده هاي مواسلاتي در دو شهر «ديرالزور» و «حماه» را عملا به كنترل خود درآورده بودند كه در هر كشوري حاكميت با شدت وارد عمل شده و بي هيچ ملاحظه اي مهاجمين مسلح را دفع مي نمايد و به يك روال عادي و پذيرفته شده در رفتار امنيتي حكومت ها و مطابق با همه استانداردهاي امنيتي بين المللي است اما رسانه هاي غربي و بخصوص رسانه هاي وابسته به غرب در منطقه در يك اقدام يك پارچه آنچنان وارونه نمايي كردند كه گويي در اين دو شهر ارتش سوريه به مقابله با مردمي كه در يك تظاهرات مسالمت آميز شركت كرده و خواستار اصلاحات سياسي شده اند رفته و دهها نفر از آنان را كشته و صدها نفر را زخمي و يا بازداشت كرده است! در حاليكه نه تظاهراتي بوده و نه مردمي كه در نقطه اي اجتماع كرده باشند و نه پاي خواسته اي مسالمت آميز و سياسي در ميان بوده است.
شهر «ديرالزور» (Dayraz zaur) در شرق سوريه و در نزديكي مرزهاي عراق واقع شده است اين شهر از زمان اشغال عراق توسط آمريكا مهمترين كانون حضور نيروهاي القاعده بوده كه با عبور از مرز عراق به اين نقطه - در حدود 150 كيلومتري مرز- مي آمدند. شهر ديرالزور از نظر مذهبي قرابت زيادي به استان هاي الانبار و صلاح الدين عراق كه طي 7-6 سال گذشته كانون نيروهاي القاعده و سلفي ها بوده دارد و از اين رو آن گاه كه حلقه محاصره اين گروه در الانبار و يا صلاح الدين تنگ مي شده به اين شهر پناه مي بردند و به تجديدقوا مي پرداختند و از اين رو سوريه همواره متهم به دخالت در ترورها و بمب گزاري هاي عراق بود و اين در حالي است كه در آن مقطع تنها مي توان سوريه را به لحاظ عدم كنترل دقيق روي مرزهاي شرقي اش سرزنش كرد. اما به هر حال اين روند سبب آلوده شدن اين منطقه به انواع سلاح هاي غيرمجاز گرديد تا اينكه در 5-4 ماه گذشته، سلسله اتفاقاتي در 6 تا 7 شهر سوريه در مجاورت مرزهاي شمال شرقي و شمالي -مرز با تركيه-و در مجاورت شهرهاي جنوبي و جنوب غربي- مرز با اردن و لبنان- افتاد و در يك چرخه بين المللي و منطقه اي اين مرزها ناامن شد و ارتش و دستگاه امنيتي سوريه توجه خود را به اين مناطق معطوف نمود. خلأ حضور ارتش و دستگاه امنيتي در مناطق شرقي و غربي مخالفان بشاراسد را در «ديرالزور» وسوسه كرد. در اين اثنا رهبرالقاعده رسما فرمان ساقط كردن نظام سياسي سوريه و بشاراسد را صادر كرد و اين ماجرا به آنجا رسيد كه در هفته هاي اخير عناصر مسلح وابسته به سلفي ها والقاعده ديرالزور را از كنترل دولت دمشق خارج كردند.
در شهر حماه كه مركز استاني در غرب سوريه است عناصر مسلح كه از سوي بعضي از گروههاي سياسي حمايت مي شدند تلاش كردند كه با استفاده از كمك غرب اين شهر را از كنترل دولت خارج كنند. پيش از اين يكي از منابع غربي فاش كرد كه وزارت خارجه انگليس در گفت وگو با يك هيات سياسي از معارضين بشار اسد، شرط به رسميت شناختن معارضين و كمك رسمي به آنها را منوط به جداسازي يكي از شهرهاي سوريه از سيطره حكومت مركزي اعلام كرده بود، كه تحليل گران سياسي نام اين اقدام را تكرار مدل بن غازي در ليبي دانستند.
پس از اين معارضين روي «حماه» متمركز شدند. انتخاب اين شهر چند دليل عمده داشت حماه اگرچه در غرب سوريه واقع شده ولي به دليل اينكه در حدفاصل آن تا مرزهاي ساحلي غرب سوريه استان لاذقيه قرار دارد، شهري مركزي به حساب مي آيد. ثانيا حماه مركز استان است و آزاد كردن آن به معناي آزاد كردن يكي از 16 استان سوريه مي باشد. ثالثا حماه در نزديكي مرزهاي مديترانه- در فاصله حدود 100 كيلومتري- قرار دارد و لذا امكان پشتيباني خارجي از آن از طريق مديترانه وجود دارد؛ رابعا حماه مهمترين مركز سياسي اخوان المسلمين سوريه است و جدا كردن آن از دمشق به معناي درگير كردن بزرگترين و پرنفوذترين جريان سياسي مذهبي عليه نظام حاكم بر سوريه است و اين مي تواند به رشد مخالفت در شهرهاي ديگر منجر شود.
نيروهاي معارض پس از ديدار با مقامات اروپايي و به قصد جذب حمايت حداكثري وارد ميدان شدند و راههاي منتهي به حماه را به تصرف خود درآوردند در اثناء اين حركت سفير آمريكا در دمشق به شهر حماه رفت و بطور رسمي حمايت دولت آمريكا را در معترضين سوريه اعلام كرد كه با واكنش دولت اسد مواجه شد ولي اين واكنش تا آنجا نرفت كه سفير اخراج شود. اما سياست بشاراسد درباره ديرالزور و حماه بر تعجيل استوار نبود چرا كه از يك سو از حمايت دولت عراق از معارضين، خيالي آسوده داشت و از سوي ديگر فاصله ميان حماه تا مرز دريايي مديترانه دست خارجي ها را دور مي كرد و مهمتر آنكه كنترل مرزهاي سوريه با تركيه، اردن و لبنان از اولويت برخوردار بود اما ارتش و نيروهاي امنيتي سوريه پس از تسلط كامل بر اوضاع مناطق مرزي به سمت اين دو شهر متوجه شده و با عناصر مسلح در اطراف اين دو شهر درگير شدند. در جريان درگيري ارتش با افراد مسلح وابسته به گروههاي سلفي و القاعده توقع مي رفت كه گروههايي از مردم نيز به حمايت از عناصر مسلح روي بياورند. اما اين اتفاق نيفتاد و معلوم شد كه عناصر مسلح از حمايت مردمي برخوردار نيستند. اين در حالي است كه طي هفته هاي اخير رسانه هاي غربي و عربي و شبكه اينترنتي با صراحت از مردم اين دو شهر براي ساقط كردن نظام سياسي سوريه دعوت مي كردند.
در عين حال كاملاً واضح بود كه اروپا، آمريكا و رژيم عربستان نياز به كشته شدن تعداد زيادي از مخالفان بشار اسد داشت تا از اين طريق خط امتداد و توسعه درگيري و آشوب را در سوريه دنبال نمايند. آنان مي دانستند كه اقدام مسلحانه و تلاش براي جداسازي دو مركز استان واكنش جدي و نظامي ارتش سوريه را در پي خواهد داشت و فراخوان توده ها به شركت در اين درگيري ها نيز معناي ديگري نمي توانست داشته باشد. به هر حال ارتش سوريه دو ماه پس از سيطره گروههاي نظامي سلفي بر مراكز حساس اين دو شهر وارد عمل شدند و با كشتن دهها نفر از مهاجمين مسلح ابتدا بر مجاري ورودي و مراكز حساس شهر حماه سيطره پيدا كرده و تروريست ها را مهار كردند و سپس متوجه شهر شرقي ديرالزور شدند و در حال پاكسازي اين استان از عناصر تروريست تحت حمايت آمريكا و عربستان هستند. اين واقعيت دقيق و بي حاشيه اتفاقي است كه طي روزهاي اخير در ديرالزور و حماه افتاده كه كاملاً با تصويري كه شبكه قطري الجزيره و شبكه سعودي العربيه و شبكه هاي تلويزيوني رژيم صهيونيستي و شبكه هاي تلويزيوني تركيه و شبكه هاي تلويزيوني اروپا و آمريكا ارائه مي شود متفاوت است. در عين حال ذكر اين نكته هم لازم است كه در هيچ شهر ديگر سوريه هم اتفاق نيفتاده و طي دو ماه اخير شاهد تجمع و با تظاهراتي عليه بشاراسد نبوده است.
از فريادهاي گوشخراش و علني نظام حاكم بر عربستان سعودي كاملاً پيداست كه عربستان احساس ناكامي مي كند و اين اولين بار نيست كه ملك عبدالله شكست را در مقابل نظام سوريه و بطور كلي بلوك مقاومت پذيرا مي شود. يك بار پس از ترور رفيق حريري عربستان با اقدام گسترده سياسي، اقتصادي و رسانه اي تلاش كرد تا بشار را از قدرت به زير آورد كه موفق نشد يك بار هم پس از جنگ 33 روزه اين تلاش دنبال گرديد كه آنهم راه به جايي نبرد.
جالب اين است كه نظام هاي سعودي و آل خليفه در عربستان و بحرين در حالي به حمايت از مردم- يعني گروههاي مسلح تروريست سوريه- تظاهر مي نمايند كه خود آنان با شدت تمام تظاهرات مردمي را در احساء و منامه سركوب كردند و تانك هاي خود را به ميدان آوردند و زبان بريدند و اطفال را درمقابل چشم مادرانشان كشتند.
اروپا كه اين روزها از لزوم شنيده شدن صداي مخالفان بشار حرف مي زند خود در مواجهه با مخالفان از حداكثر خشونت استفاده مي كند. همين ديشب تلويزيون انگليس در مواجهه با آشوب هاي يك محله در شمال لندن از زبان شهروندان انگليسي از لزوم كشتن عوامل اين آشوب ها جرف مي زد و در چندين فريم از ارتش خواست كه با تانك هاي خود به كمك پليس بيايد يعني رساندن خشونت به بالاترين حد ممكن اما مواجهه ارتش انگليس و به ميدان آوردن تانك ها در لندن، منامه و احساء كاملاً قانوني و مطابق با خواسته هاي مردمي است ولي سركوب عناصر مسلح در حوالي شهرهاي ديرالزور و حماه غير قانوني است چرا كه آنجا سوريه است.
السلام علی الحسین و علی علی ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین .