اين روزها سالروز شكل گيري نطفه نامشروعي به نام رژيم جعلي و وحشي صهيونيستي متفاوت از تمامي 63 سال گذشته است. از 15مه 1948كه با اشغال فلسطين و پيامدهاي شوم اين رخداد سياه آن روز به يوم النكبه - روز نكبت- نام گرفت تا ديروز 51 مه 2011 همواره و بي وقفه يك نبرد تمام عيار در جريان بوده است. از همين روي؛ در اين كارزار نفسگير و در پهنه 6 دهه گذشته برخوردها و كشاكش ها به نبردها و درگيري ها رسيد و حتي قد كشيد و 2انتفاضه- 1987و2000- ملت فلسطين گواهي بود بر اينكه «آرمان فلسطين» سدي مستحكم خواهد بود در برابر جاه طلبي ها و زياده خواهي هاي صهيونيست ها و ايده چپاولگرانه «از نيل تا فرات».
هرچند شواهد و قرائن غيرقابل خدشه در سال هاي اخير آشكارا نشان مي دهد كه ناقوس مرگ رژيم صهيونيستي به صدا درآمده است و با حركت تل آويو در مسير افول و اضمحلال هر روز اين صداي بلند بهتر براي افكار عمومي در مقياس جهاني شنيده مي شود.
اما تحولات كنوني منطقه خاورميانه و شمال آفريقا گويا نقش كاتاليزوري را برعهده گرفته كه «پروسه مرگ» را شتاب بخشيده است.
صهيونيست ها و مقامات كودك كش تل آويو پس از 6 دهه تجاوز و كشتار و خونريزي و جنايات ددمنشانه در پي جنگ هاي متعدد و به صحنه آوردن تمامي توان و پتانسيل خود براي تحقق از نيل تا فرات امروزه نظاره گر اين هستند كه افق هاي صهيونيزم به ياس و ناكامي كشانده شده است.
با آغاز خيزش و خروش ملتهاي منطقه در بستر بيداري اسلامي نه تنها ديگر از لفاظي ها و رجزخواني هاي مقامات صهيونيستي خبري نيست بلكه اقارير عجزآلود و اعترافات تكان دهنده سران تل آويو به وضوح دلالت بر آن دارد كه آينده اسرائيل همچون شخصي است كه در حالت احتضار نفس هاي او به شماره افتاده است.
همين 2 هفته پيش بود كه يواف گالانت فرمانده سابق ارتش اسرائيل به اين واقعيت اعتراف كرده و اظهار داشت موج بيداري اسلامي خاورميانه، آينده اسرائيل را به خطر انداخته است.
اما بايد ديد چه شده است كه «گالانت» اين فرمانده ارشد نظامي اسرائيلي اين چنين آشفته و سراسيمه اعتراف مي كند كه موجوديت اين رژيم جعلي به خطر افتاده است؟ چرا نتانياهو، ليبرمن، ايهود باراك و حتي خود شيمون پرز در هفته هاي گذشته بارها به صحنه آمدند و از شكل گيري يك «انقلاب اسلامي ديگر» در منطقه پس از انقلاب اسلامي ايران اظهار نگراني و خطر مي كنند؟ جاي سؤال نيست كه نشريه اي چون «هاآرتص» صريحا و بدون پرده مي نويسد كه «بهمن اسلامي خاورميانه» منطقه را دربر خواهد گرفت؟
طرفه آنكه گويا رسانه هاي غربي هم ديگر قادر نيستند دست به تحريف و شانتاژ و سانسور بزنند و با جنگ رواني هم كه شده چند صباحي حيات اين فرزندخوانده ايالات متحده را تضمين نمايند، از جمله، روزنامه واشنگتن تايمز در بحبوحه تحولات منطقه بدون صغري و كبري چيدن رسانه اي، رفت سر اصل مطلب و نوشت: «در آينده شاهد پايان حيات اسرائيل خواهيم بود.» انگار نه انگار كه 5 روز قبل از آن دولت اوباما از «حق وتو» در شوراي امنيت استفاده كرده و قطعنامه تحت حمايت اعراب در سازمان ملل كه در مورد غيرقانوني بودن شهرك سازي هاي رژيم صهيونيستي بود را وتو كرد؛ هزينه اي سنگين براي بقاي اسرائيل اما ترجيع بند تحليلگران و رسانه ها و ناظران كماكان اين است: «آينده اسرائيل در خطر»...
در امتداد همين خط است كه به موازات سونامي تحولات سياسي ماههاي اخير تجمعات و تظاهرات چند روز گذشته در منطقه به مناسبت شصت و سومين سالروز روز نكبت معنا و مفهومي عميق تر از سالها و دهه هاي پيش پيدا كرده است. سه روز پيش مصري ها در شهر اسكندريه در حمايت از آرمان فلسطين تظاهرات كردند. تظاهراتي كه به اسكندريه ختم نشد و دو روز قبل مردم مصر با تجمع در ميدان التحرير مقاومت فلسطين را به مقاومت خود در انتفاضه مصر گره زدند.
و اين اتفاق بزرگ در اردن، لبنان، تركيه و...نيز رقم خورد و آرمان ملت مظلوم فلسطين نه در كرانه باختري و سرزمين هاي اشغال شده بلكه در پهنه منطقه فرياد كشيده شد.
بنابراين اتفاق مبارك و بزرگي كه رخ داده اين است كه موج مواج حمايت از آرمان فلسطين فراتر از مرزهاي جغرافيايي در حال پيشروي است و امروزه دفاع از آرمان مردم مظلوم فلسطين اولويت اصلي ملت هاي مسلمان و دولت هاي مستقل و آزاديخواه است. نقشي كه در سه دهه گذشته تنها جمهوري اسلامي به دوش مي كشيد.
امروز در ايام سالروز تشكيل رژيم جعلي صهيونيستي شعار ملت هايي كه عليه ديكتاتورها و آدم كش ها خروشيده اند تنها «الشعب يريد اسقاط النظام» نيست بلكه با همان دغدغه و همان وزن، شعار «تسقط تسقط اسراييل» سر مي دهند. در مصري كه زمان روزگار انورسادات معاهده كمپ ديويد در سپتامبر 1978 به امضا رسيد و رسماً يك رژيم جعلي را به رسميت شناخت اكنون لغو اين پيمان خواسته عموم مردم مصر است.
بايد به اين خواسته مهم علاوه كرد مواردي چون اخراج سفير اسرائيل از مصر، توقف انتقال گاز از مصر به اسراييل، بازگشايي گذرگاه رفح در كرانه باختري به منظور دفاع از مردم مظلوم غزه و...
نكته ديگري را كه بايد بدان اشاره كرد اين است كه دو روز پيش اردني ها نيز خواهان لغو توافق نامه صلح ميان اردن و رژيم صهيونيستي شدند كه قريب به دو دهه پيش منعقد شده بود.
تاكيد و پافشاري مصر كنوني بر برقراري رابطه با جمهوري اسلامي ايران و حماس به عنوان 2 دشمن اصلي آمريكا و اسرائيل از ديگر پارامترها و مولفه هايي است كه وضعيت وخامت بار رژيم صهيونيستي را نشان مي دهد به گونه اي كه تغيير مختصات و معادلات منطقه اي را به نفع بلوك مقاومت و جبهه آرمانخواهان تغيير داده و در اين ميان آرمان ملت فلسطين امروز بيش از هر زمان ديگري تابلويي است كه در يد واحده ملت هاي مسلمان رخ نمايي مي كند.
اين اتفاق بزرگ، چشم انداز روشني را براي فلسطيني ها نويد مي دهد تا جايي كه حتي روزنامه صهيونيستي هاآرتص طي گزارشي به نقل از محافل سياسي بلندپايه در تل آويو با نگراني از تشكيل يك كشور فلسطيني در مرزهاي 1967 واهمه آلود خاطرنشان مي كند ارزيابي ها حكايت از آن دارد كه 170 كشور از درخواست طرف فلسطيني در سازمان ملل براي به رسميت شناختن كشور فلسطين حمايت كنند. اينجاست كه داني ايالون معاون وزير خارجه رژيم صهيونيستي به صحنه مي آيد و ناگزير و از موضع ضعف و استيصال مي گويد؛ «نمي توانيم مانع به رسميت شناخته شدن كشور فلسطين شويم.» اين روزها در شرايطي كه تحولات منطقه و موج عظيم بيداري اسلامي منجر شده تا آرمان ملت فلسطين در دلها و جان هاي مسلمان ريشه بدواند و ملت ها به دنبال سقوط هاي زنجيره اي حاكمان سرسپرده و مرتجع عربي، در بند منافع به اصطلاح ملي و درون مرزي نيستند و عجيب نيست كه تزيپي ليوني رهبر حزب كاديماي رژيم صهيونيستي آنچنان كه يديعوت آحارنوت نقل مي كند اعتراف نمايد: «مشروعيت و قدرت حماس در عرصه بين الملل روز به روز اوج مي گيرد در حالي كه جايگاه بين المللي اسراييل ضعيف شده است.»
البته شايد عمق مطلب را روزنامه معاريو با عبور از سطح گفته ها و واقعيت ها درباره اسرائيل ترسيم كرده باشد. اين روزنامه صهيونيستي با تصريح بر اينكه اسرائيل در حال فروپاشي است تاكيد مي كند كه صحبت از وضعيت كنوني اسرائيل، صحبت از تعفني تاريخي و يك زنگ زدگي سياسي طويل المدت است چرا كه؛ ما [رژيم صهيونيستي] مانند نهنگي به گل نشسته در حال متعفن شدن هستيم.
و بالاخره بايد گفت اگر امروز آرمان ملت فلسطين بر صدر خواسته هاي ملت هاي مسلمان در اثر تحولات منطقه و حركت در بستر بيداري اسلامي است، اين بيداري و هوشياري و تشخيص عمق حقايق ناشي و برگرفته از انقلاب اسلامي ايران است كه خميني كبير عظيم الشان اين پيشاهنگي و پيشقراولي را به قوت و با قدرت آميخته با درايت به پيش برد.
امروز با آغاز انتفاضه سوم- پس از دو انتفاضه در 1987 و ديگري در سال 2000- مي رود تا ياران روح الله و امت حزب الله در افقي نه چندان دور، منطقه اي پس از اسرائيل و به دور از سيطره آمريكا را تجربه نمايند.
حسام الدين برومند